منزلت على علیه السلام از دیدگاه امام خمینى (رحمت الله علیه)

منزلت على علیه السلام از دیدگاه امام خمینى (رحمت الله علیه)

 

این روز (۱) ،روزى است که على بن ابیطالب، سلام الله علیه، که باب وحى و امانتدار وحى بود متولد شد و این روزى است که قرآن کریم و سنت رسول اکرم به ولادت این مولود بزرگ مفسر پیدا کرد و پشتوانه وحى و پشتوانه اسلام به وجود این مبارک مولود قوى شد که اتمام بعثت‌به وجود این مولود بزرگ شد.و باید بگوییم فتح باب وحى و تفسیر وحى و ادامه وحى به وجود مقدس این سرور.و من این روز را که هم روز بعثت است و هم روز ولایت است و هم روز نبوت است و هم روز امامت است، به همه آقایان و همه ملت تبریک عرض مى‌کنم.
۲۸/۲/۶۰
ملائکه بالشان را زیر پاى امیر المؤمنین(ع) پهن مى‌کنند،چون مردى است که به درد اسلام مى‌خورد، اسلام را بزرگ مى‌کند، اسلام به واسطه او در دنیا منتشر مى شود و شهرت جهانى پیدا مى‌کند، با زمامدارى آن حضرت جامعه‌اى خوشنام و آزاد و پرحرکت و پر فضیلت‌به وجود مى‌آید. البته ملائکه براى حضرتش خضوع مى‌کنند. و همه براى او خضوع و خشوع مى‌کنند. حتى دشمن در برابر عظمتش تعظیم مى‌کند.
ظل سایه است،سایه همه چیزهایش به ذى ظل است،خودش هیچ ندارد.ظل الله کسى است که تمام حرکاتش به امر خدا باشد،مثل سایه باشد.خودش هیچ،سایه خودش هیچ حرکتى ندارد.ذى ظل هر حکرتى کرد سایه هم همان طور حرکت کند.امیر المؤمنین ظل الله است،پیغمبر اکرم ظل الله است که هیچ حرکتى از خودش ندارد،هر چه هست از خداست.
۱۶/۱۲/۵۷
امیر المؤمنین، سلام الله علیه، چون تمام وجودش فانى در وجود رسول الله است ظل الله است.
۱۶/۱۲/۵۷
پیغمبر اکرم معلم همه بشر است و بعد از او حضرت امیر،سلام الله علیه، باز معلم همه بشر است. آنها معلم همه بشر هستند.
۲۱/۳/۵۸
او یک مردى بود که معجزه بود،کسى نمى‌تواند مثل او باشد.
۳/۵/۵۸
شخصیت این مرد بزرگ که امام امت‌شد،شخصیتى است که در اسلام و قبل از اسلام و بعدها هم کسى مثل او نمى‌تواند سراغ کند. یک موجودى که امور متضاده را در خودش جمع کرده. کسى که جنگجوست اهل عبادت نمى‌شود. کسى که قوه بازو مى‌خواهد داشته باشد اهل زهد نمى‌تواند باشد. کسى که شمشیر مى‌کشد و اشخاصى را که منحرف‌اند درو مى‌کند، این نمى‌تواند که عاطفه و اهل عاطفه آن طور که این شخص داشت، باشد. این شخصیت‌بزرگ امور متضاده را در خودش جمع کرده، در عین حال که روزها روزه، و شب به عبادت مشغول و گفته شده است که شبى هزار مرتبه نماز مى‌خواند و در عین حالى که غذاى او آن طورى که در تاریخ ثبت‌شده است از نان و سرکه و فوقش یت‌یا نمک بیرون نبوده است، در عین حال قدرت بدنى، آن طور قدرت است که، آن طورى که در تاریخ است،آن درى را که از خیبر ایشان کنده است و چندین ذراع دور انداخته است، چهل نفر نمى‌توانستند بلندش کنند.
در شمشیرزنى، شمشیرهایش آن طور بوده است که با یک ضربه از این طرف که مى‌زده دو نیم مى‌کرده است،از این طرف مى‌زده دونیم مى‌کرده،در صورتى که آنهایى که ضربه را مى‌خوردند خود آهنى داشتند، زره آهنى داشتند و گاهى هم دو تا زره به تنشان مى‌کردند. آدمى که با نان و سرکه زندگى مى‌کرده و بسیارى از روزها را روزه مى‌گرفته است و افطار را با چند لقمه نان و نمک یا نان و سرکه افطار مى‌کرده است، جمع کرده است ما بین آن زهد و این قوت بازو و این جمع بین دو امر متضاد است. آدمى که جنگجوست‌به آن طور که جنگویان بزرگ را، دلاوران بزرگ را به هزیمت وا مى‌دارد و مى‌فرماید اگر تمام عرب یک طرف باشند به من هجوم کنند، من پشت نمى‌کنم، این آدم در عطوفت آن طور است که وقتى یک خلخال از پاى یک زن یهودى ربوده‌اند مى‌فرماید که مرگ براى انسان آسان است. قریب به این معانى که در عرفان و علم ماوراى طبیعت آن طور است که نهج البلاغه حکایت مى‌کند از مقام عرفانش. در عین حال شمشیر مى‌کشد و کفار و اخلالگران را از دم شمشیر مى‌گذراند.ما شیعه همچو اعجوبه معجزه‌آسا هستیم.
من مى‌گویم اگر چنانچه پیغمبر اسلام، صلى الله علیه و آله و سلم، غیر از این موجود تربیت نکرده بود، کافى بود برایش. اگر چنانچه پیغمبر اسلام مبعوث شده بود براى اینکه یک همچو موجودى را تحویل جامعه بدهد، این کافى بود. یک همچو موجودى که هیچ سراغ ندارد کسى و بعدها هم سراغ ندارد کسى. امروز روز (۲) نصب اوست‌به امامت امت. یک همچو موجودى امام امت است. البته کس دیگر به پاى او نخواهد رسید و بعد از رسول اکرم کسى افضل از او در هیچ معنایى نیست و نخواهد بود.
۱۸/۸/۵۸
پیغمبر مى‌خواست همه مردم را على بن ابیطالب کند ولى نمى‌شد، و اگر بعثت هیچ ثمره‌اى نداشت الا وجود على بن ابیطالب و وجود امام زمان، سلام الله علیه،این هم توفیق بسیار بزرگى بود. اگر خداى تبارک و تعالى پیغمبر را بعث مى‌کرد براى ساختن یک چنین انسانهاى کامل، سزاوار بود، لکن آنها مى‌خواستند که همه آن طورى بشوند، آن توفیق حاصل نشد.
۲۰/۳/۵۹
در باره شخصیت على بن ابیطالب، از حقیقت ناشناخته او صحبت کنیم، یا با شناخت محجوب و مهجور خود؟ اصلا على(ع) یک بشر ملکى و دنیایى است که ملکیان از او سخن گویند یا یک موجود ملکوتى است که ملکوتیان او را اندازه‌گیرى کنند؟ اهل عرفان در باره او جز با سطح عرفانى خود و فلاسفه و الهیون جز با علوم محدوده خود با چه ابزارى مى‌خواهند به معرفى او بنشینند؟ تا چه حد او را شناخته‌اند تا ما مهجوران را آگاه کنند؟ دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضایل و با همه دانش ارجمندشان، آنچه از آن جلوه تام حق دریافت کرده‌اند، در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت‌خویش است و مولا غیر از آن است. پس اولى آن است که از این وادى بگذریم و بگوییم على بن ابیطالب فقط بنده خدا بود و این بزرگترین شاخصه اوست که مى‌توان از آن یاد کرد، و پرورش یافته و تربیت‌شده پیامبر عظیم الشان است و این از بزرگترین افتخارات اوست. کدام شخصیت مى‌تواند ادعا کند که عبد الله است و از همه عبودیتها بریده است، جز انبیاى عظام و اولیاى معظم که على(ع) آن عبد وارسته از غیر و پیوسته به دوست که حجب نور و ظلمت را دریده و به تمدن و به معدن عظمت رسیده است، در صف مقدم است. و کدام شخصیت است که مى‌تواند ادعا کند از خردسالى تا آخر عمر رسول اکرم در دامن و پناه و تحت تربیت وحى و حامل آن بوده است جز على بن ابیطالب که وحى و تربیت صاحب وحى در اعماق روح و جان او ریشه دوانده. پس او بحق عبد الله است و پرورش یافته عبد الله اعظم. و اما کتاب نهج البلاغه که نازله روح او، براى تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خودخواهى خود، معجونى است‌براى شفا و مرهمى است‌براى دردهاى فردى و اجتماعى و مجموعه‌اى است داراى ابعادى به اندازه یک انسان و یک جامعه بزرگ انسانى از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هرچه جامعه‌ها بوجود آید و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند. هان! فیلسوفان و حکمت اندوزان،بیایند و در جملات خطبه اول این کتاب الهى به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را براى درک واقعى آن ارضا کنند به شرط آنکه بیاناتى که در این میدان تاخت و تاز شده است آنان را فریب ندهد و وجدان خود را بدون فهم درست‌بازى ندهند و نگویند و بگذرند،تا میدان دید فرزند وحى را دریافته و به قصور خود و دیگران اعتراف کنند.(۵۶۹)
۲۷/۲/۶۰
صلوات و سلام بى پایان به رسول اعظم که چنین وجود الهى را در پناه خود تربیت فرمود و به کمال لایق انسانیت رسانید.و سلام و دورد بر مولاى ما که نمونه انسان و قرآن ناطق است و تا ابد نام بزرگ او باقى است و خود الگوى انسانیت و مظهر اسم اعظم است.
۲۷/۲/۶۰

پی نوشت :

۱-سیزدهم رجب المرجب سال ۱۴۰۱ ه.ق.
۲-روز عید غدیر خم.

مطالب مشابه