فروتنی و تواضع (۲)

فروتنی و تواضع (۲)

پدیدآورنده : محمد محمدی ری شهری
منبع: پایگاه رسمی آیت الله ری شهری

فروتنی و تواضع (۲)

وَ ألبِسْنِی زِینَهَ المُتّقینَ فی… خَفضِ الجَناح‌.[۱]

در تبیین هشتمین زیور از زیورهای انسان‌های باتقوا و شایسته که با تعبیر «خفض الجناح» آمده است، توضیح این عبارت بیان شد و گفتیم این تعبیر کنایه از فروتنی و تواضع است.

حال، این سؤال مطرح می‌شود که تواضع در فرهنگ روایات اهل بیت (علیهم السّلام) چگونه معنا شده است؟

در روایات، تواضع دو گونه معنا شده است: یک نوع به صورت جامع و کلی و یکی هم به صورت مصداقی.

از جمله روایاتی که به صورت جامع، تواضع را معنا کرده‌اند این روایت است که با سند صحیح از امام رضا (علیه السّلام) نقل شده است:

التَّواضُعُ‌ أن‌ تُعطِیَ‌ النّاسَ‌ ما تُحِبُّ أن تُعطاهُ.[۲]

فروتنى آن است که با مردم چنان رفتار کنى که دوست دارى با تو رفتار شود.

در روایت صحیح السند دیگری از آن حضرت، همین معنا با توضیح بیشتری آمده است. امام رضا (علیه السّلام) در پاسخ به «ابن جهم» که از ایشان پرسید: حدّ و مرز تواضع که هرگاه بنده آن را به کار بندد فروتن است، چیست؟ فرمود:

التَّواضُعُ دَرَجاتٌ: مِنها أن یَعرِفَ المَرءُ قَدرَ نَفسِهِ فیُنزِلَها مَنزِلَتَها بقَلبٍ سَلیمٍ، لا یُحِبُّ أن یأتیَ إلى‌ أحَدٍ إلّا مِثلَ ما یُؤتى‌ إلَیهِ؛ إن رأى‌ سَیّئهً دَرأها بِالحسَنَهِ، کاظِمُ الغَیظِ، عافٍ عَنِ النّاسِ، و اللَّهُ یُحِبُّ المُحسِنینَ.[۳]

فروتنى درجاتى دارد: یکى از آنها این است که انسان اندازه خود را بشناسد و با طیب خاطر خود را در آن جایگاه قرار دهد، دوست داشته باشد با مردم همان‌گونه رفتار کند که انتظار دارد با او رفتار کنند، اگر بدى دید آن را با خوبى جواب دهد، خشم خود را فرو خورَد و از مردم درگذرد، و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

مصادیقی که در این روایت برای تواضع بیان شده است، در جای خود مورد بحث قرار می‌گیرد، اما نکته مهمی که در این روایت وجود دارد و نیاز به توجه دقیق دارد، تعریف کلی تواضع است که آن را به شناخت اندازه خود معنا کردند.

اگر انسان قدر و منزلت خود را نداند، یا خود را بیشتر از آنچه هست، می‌داند که می‌شود «تکبر»، یا خود را کمتر از آنچه هست، تصور می‌کند، که می‌شود «تذلل»، اما حد وسط آن که خود را همچنان که هست، بداند، می‌شود «تواضع».


[۱] الصحیفه السجّادیّه، الدعاء۲۰.
[۲] الکافی، شیخ کلینی، ج۲، ص۱۲۴، ح۱۳.
[۳] الکافی، شیخ کلینی، ج۲، ص۱۲۴، ح۱۴.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید