مصلح بزرگ و جهانی

مصلح بزرگ و جهانی

نویسنده: سید هادی خسروشاهی

فوتوریسم
فوتوریسم (۱) یعنی اعتقاد به دوره‌ی آخرالزمان و انتظار ظهور منجی غیبی و مصلح جهانی و بزرگ، از جمله مسائلی است که در اصول عقاید ما، جای مهمی را اشغال کرده است.
فوتوریسم عقیده‌ای است که در کیش‌های آسمانی: زوراستریانیسیم (مذهب زردشت) و جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمده‌ی مسیحیت: کاتولیک، پروتستان، ارتودوکس و به طور کلی در میان مدعیان نبوت، به مثابه یک اصل مسلم قبول شده و همگی بالاتفاق بشارت ظهور همچو مصلحی را داده‌اند.. در این راستا، دو مذهب عمده اسلام – تشیّع و تسنّن – هم در ظهور یک «مهدی» در دوران واپسین زمان، اتفاق نظر دارند.
متأسفانه در دوران توسعه تسلط و نفوذ استعمار و در طول تاریخ استثمار ملل مسلمان از جانب توسعه طلبان بین المللی، مسأله‌ی «مهدویت» با اشکال مختلفه‌ای، مورد سوء استفاده قرار گرفته و دشمنان ما تحت همین عنوان، ضربه‌های سختی بر پیکر اصول عقاید و در نتیجه به استقلال سیاسی و اقتصادی ما، وارد آورده‌اند.
اگر در قرون گذشته مدعیان قلابی مهدویت برای ارضای شهوت جاه طلبی، دنیاپرستی و شهرت خواهی قیام می‌کرده‌اند، سازندگان نواهای مهدویت و بابیت در قرون ما، که سرانجام از «نبوت جدید» سردرآورده‌اند، در مرحله اول از «ماوراء بحار» و از پشت مرزها الهام گرفته‌اند، و شاهد صدق ما این است که این نواها بیشتر در سرزمین‌هایی برخاسته که «تحت قیمومیت» دیگران بوده است.
اگر مسلمانان به طور کلی (اعم از شیعه و سنی) و مذاهب آسمانی دیگر، معتقد به آمدن یک مصلح خدایی و بزرگ هستند، سازمانهای منحط ایدآلیسم، کمونیسم، کاپیتالیسم هم خواسته‌اند از فرصت ‌سوء استفاده نموده و در ارسال «مهدی موعود»! تشریک مساعی به عمل آورند!
در واقع استعمارگران بدین وسیله کوشش کرده‌اند علاوه بر اینکه نگذارند ملل بی‌اطلاع آنها از حقایق یک عقیده جهانی و نجات بخش آگاه شوند، ملل بی‌اطلاع آنها از حقایق یک عقیده جهانی و نجات بخش آگاه شوند، مللی را هم که شایسته رهبری فکری و اجتماعی جوامع انسانی بوده و دارای ذخیره‌های فکری عمیق و جامع الاطرافی هستند، از منابع فلاح و رستگاری خود دور کرده و به منظور بدست آوردن منابع ملی آنها و بازارهای اقتصادی برای خود، و با ایجاد تزلزلهای عقیده‌ای در بین مردم، و همچنین تجزیه و تفرقه در بین یک واحد جهانی به نام «امت اسلام» به مقاصد سوء و ضدبشری خود دست یابند.
ولی ما که مسلمان هستیم و خود را صاحب طرز فکری می‌دانیم که حتی می‌تواند صلح بین المللی را با تشکیل اردوگاه سوم، بلوک میانه و جبهه متحد مسلمین (پان اسلامیزم) و با ایجاد تعادل سیاسی جبری، در بین دو قطب متجاوز شرق و غرب – به وجود آورده و تأمین کند، بایستی از این گونه مسائل که با عقیده و طرز فکر ما بستگی تام دارد، شدیداً دفاع کنیم و به روشنگری مردم بپردازیم.
برای همین منظور، و به جهت تصادف انتشار اولین شماره از دوره جدید مجله (۲) با نیمه شعبان، روز تولد پیشوای جهانی ما، روزی که برای همه مسلمانان و بالخصوص شیعیان، یک روز تاریخی و بسیار بزرگی است، روزی که پیشوای ما برای گسترش دادن به رسالت تاریخی اسلام، و برای بسط عدل و داد، و اجرای عدالت اجتماعی در سراسر روی زمین، و برای پیروزی قطعی و همه جانبه‌ی دین حق، به دنیا آمد … این بحث اجمالی را شروع کردیم، و امیدواریم که این مقاله مختصر، مورد توجه و دقت کسانی واقع گردد که پای بند هوی و هوس نیستند، و موجب شود که جوانان ما تحقیقات بیشتری در عقاید خود بنمایند، و با درک حقایق ایدئولوژی خلل ناپذیر ما، فریب تبلیغات مدعیان دروغین مهدویت را نخورند.
و البته آنچه که ما فعلاً در این باره می‌نویسیم، به مثابه یک مقدمه کوتاه و مختصر است، و امیدواریم که در آینده بتوانیم این مبحث را از تمامی جهات، به طور کامل و مشروح مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

نظر کلی و اجمالی به تاریخ فوتوریسم
فوتوریسم یکی از مسائلی است که در بحث‌های تئولوژیک تمام مذاهب آسمانی (رشته تئولوژی بیبلیکال) درباره آن بحث و گفتگو شده است.
«دارمستتر» در طی کنفرانس‌هایی که به مناسبت ظهور «مهدی متمهدی» در سودان در فوریه سال ۱۸۸۵میلادی (مطابق جمادی الاولی ۱۳۰۲ هجری) در حضور عده کثیری برگزار گردید و سپس گفتارهای او به شکل کتابی مستقل چاپ شد، می‌گوید:
«می‌دانید که محمد (صلی الله علیه و آله) چگونه شریعت خود را بنیان نهاد؟ وقتی که او ظهور کرد، در عربستان علاوه بر شرک ملی باستانی! سه دیانت بیگانه موجود بود: آئین یهود، دیانت عیسوی، کیش زردتشت…نکته مشترکی که در این سه دیانت یافت می‌شد عبارت از اعتقاد به یک وجود فوق الطبیعه بود که بایستی در آخرالزمان ظهور کند و نظم و عدالت رفته را به جهان بازآورد و مقدمه‌ی خلود و سعادت دائم انسان را فراهم سازد.
شما همگی در کتاب زندگی یسوع بحثی را که مربوط به این موضوع است خوانده‌اید: مطابق تعالیم این سه دیانت پیش از ظهور منجی باید نیروی بد بر جهان حکمفرما شود.» (۳)
البته بشاراتی که در این باره در کتب آسمانی مقدسه و کتب مدعیان نبوت وارد شده، بیشمار است که از کتب غیراسلامی: زبور، زند، حکی، صفیناه، اشعیاء، شاکمونی (هند) انجیل متی، دید و پاتکیل (هند) جاماسب، انجیل یوحنا، دانیال را به عنوان نمونه، می‌توان نام برد و ما در اینجا فقط چند آیه از آنها را برای نمونه نقل می‌کنیم: (۴)
در مزمور (۳۷) زبور داود (علیه السلام) می‌گوید: (۹) شریران منقطع می‌شوند، اما متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد… (۱۱) متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد (۱۴) شریران شمشیر را کشیدند، تا آنکه مظلوم و مسکین را بیندازند، کمانهای ایشان شکسته خواهد شد (۲) متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد اما ملعونان وی منقطع خواهند شد (۳۸) عاصیان عاقبت مستأصل و عاقبت شریران منقطع خواهند شد.»
در کتاب زند کتاب مذهبی زردشتیان در این باره آمده است: «لشگر اهریمنان با ایزدان دائم در روی خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالباً پیروزی با اهریمنان باشد… آنگاه فیروزی بزرگ از طرف ایزدان می‌شود و اهریمنان را منقرض می‌سازند ….و بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان، به سعادت اصلی خود رسیده بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست.
در کتاب جاماسب نامه شاگرد زردشت می‌گوید: «مردی بیرون آید از زمین تازیان از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و به دین خویش بود. و زمین را پر داد کند.» (۵)
در کتاب صفینای نبی، فصل ۳ در آیه ۶ و ۷ می‌گوید: «به منظور گرد آوردن طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین دول مختلفه را نابود کنم. آنوقت برگردانیم به قومها لب پاکیزه برای خواندن همه به نام خدای و عبادت کردن ایشان به یک. روش.»
«شاکمونی» پیغمبر هندوها در کتاب مذهبی خود می‌گوید: «پادشاهی دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان «کشن» بزرگوار تمام شود و او کسی باشد که بر کوههای مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها سوار شود، و دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد.»
در انجیل متی فصل ۲۴ آیه ۲۷ و ۳۰ آمده است: «…چون برق که از مشرق بیرون می‌آید و تا مغرب ظاهر می‌گردد، آمدن فرزند انسان نیز چنین خواهد بود…
خواهند دید فرزند انسان را بر ابرهای آسمان، که می‌آید با قدرت و جلال عظیم…»
باز در انجیل متی فصل ۲۵ آیه ۲۱ گوید: «و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جمع ملائکه مقدسه بر کرسی بزرگی قرار خواهد گرفت.»
در یکی از اناجیل مورد قبول مسیحیان پروتستان ضمن وصایای مسیح (علیه السلام) به شمعون پطرس این طور می‌گوید: «ای شمعون خدای به من فرمود: ترا وصیت می‌کنم به سید انبیاء که بزرگ فرزندان آدم و پیمبر امی عربی است. و بیاید ساعتی که فرج قوی گردد و نبوت بسیار شود و مانند سیل جهان را پر کند» (۶)
بشارت فوق به ما نشان می‌دهد که در زمان رستاخیز جهانی پیشوای ما، هدف انبیاء یک مرتبه در سراسر روی زمین به مرحله اجرا درمی‌آید، و انقلاب روحانی به اندازه‌ای قوی و نیرومند می‌شود که جهان را «همانند سیل» پر می‌کند.
این بود اجمالی از شهادات و بشارات انبیاء الهی یا مدعیان نبوت که برای نمونه نقل شد، و البته همه‌ی ادیان، مصلح جهانی را به نام «مهدی» ننامیده‌اند و هر مذهب و کیشی او را به نام مورد پذیرش همان کیش معرفی کرده است (۷) ولی از قرائن و آیات قبلی و بعدی همان کتب، بخوبی می‌توان فهمید که مقصود همه‌ی آنها همان «مهدی» از دودمان رسالت اسلامی است .

فوتوریسم از نظر اسلام
اسلام که آخرین و کاملترین کیش آسمانی است، این موضوع را بیشتر و کاملتر تشریح کرده است. آیاتی که در قرآن شریف آمده و به این موضوع تفسیر شده است زیاد است، و ما تنها به نقل بعضی از آنها اکتفا کرده و تفصیل و کیفیت دلالت آنها را به کتب تفاسیر حواله می‌دهیم:
۱- «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» (۸)
«ما در کتاب زبور (داود) بعد از تورات (ذکر) نوشته‌ایم که وراثت و حکومت جهانی از آن بندگان برگزیده و صالح خواهد بود.»
۲- «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» (۹)
«اوست آن خدایی که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا سرانجام دین خود را بر هر دینی برتری دهد، ولو اینکه کفار کراهت داشته باشند.»
۳- «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَهَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (۱۰)
«‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید کسی که از شما از دینش برگردد (خدا از او بی‌نیاز است) و بزودی جمعیتی را که روی کار می‌آورد که هم خدا آنها را دوست می‌دارد و هم آنها خدا را، در مقابل مؤمنان خاضع و در برابر کافران سربلندند، در راه خدا مجاهد می‌کنند و از سرزنش سرزنش کنندگان نمی‌ترسند این فضل خداست که به هرکس بخواهد می‌دهد. خدا واسع و داناست.» (۱۱)
۴- «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً» (۱۲)
«خداوند به آنهایی که از شما ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده می‌دهد که به آنها خلافت روی زمین دهد، همچنانکه به کسانی که قبل از آنها بوده‌اند داده است و دین آنها را به امنیت مبدل می‌سازد، آن روز مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نمی‌سازند.»

و اما احادیث
اخبار و احادیثی که در کتب سنی و شیعه در موضوع ظهور مصلح جهانی ما، با تمام خصوصیات آن وارد شده به اندازه‌ای است که بایستی گفت بیشمار است. در متجاوز از ۱۵۰ کتاب معتبر عامه و خاصه، اخبار مربوطه مندرج است که از کتب اهل سنت:
صحیح بخاری (ج۲، ص ۱۵۸)، ابوداود (ج ۴، ص ۸۹)، ترمذی (ج۲، ص۲۷۰)، تاریخ ابن اثیر (ج۷، ص۹۰)، مروج الذهب مسعودی (ج۳، ص۱۹۹) و مقدمه ابن خلدون (ص ۳۱۱)…
و از کتب شیعه: نهج البلاغه، خصال صدوق، من لایحضره الفقیه، بحار الانوار، قرب الاسناد، کافی، ارشادالقلوب، تفسر علی بن ابراهیم و … را می‌توان به عنوان نمونه ذکر کرد.
علی (علیه السلام) در مواردی از نهج البلاغه به این موضوع اشاره فرموده و از جمله در جلد اول می‌فرماید: «…فلیفرجنّ الله الفتنه برجل منّا أهل البیت» «سرانجام فتنه و فساد عالم را خداوند توسط مردی از ما اهل بیت، از میان می‌برد.»
اخبار مربوطه را می‌توانید در کتب فریقین به تفصیل، مطالعه نمایید، در این مقال به علت مراعات اختصار از نقل آنها خودداری می‌شود.

مسأله‌ی اجماعی و اتفاقی
با اینکه روشن است که همه‌ی مسلمانان در این عقیده متحدند، ولی به عنوان شاهد، دو نمونه از اقوال بزرگترین علمای اهل سنت را در این زمینه ذکر می‌کنیم:
«ابن ابی الحدید» شارح نهج البلاغه در این باره می‌گوید:
«موضوع آمدن مهدی موعود منتظر، قبل از انقضاء عالم متفق علیه مسلمانان است.» (۱۳) و همچنین ابن خلدون عالم بزرگ جامعه شناسی در مقدمه خود می‌گوید که در میان مسلمانان در تمام قرون معروف بوده که مردی از خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با نام مهدی ظهور خواهد کرد و عدل و داد را در دنیا آشکار خواهد ساخت. (۱۴)
«فان فلوتن» مستشرق شهیر آلمانی در کتاب تاریخ شیعه و علل سقوط بنی امیه در این باره می‌گوید:
«مسلماً اعتقاد به ظهور مهدی و انتظار او در بدو امر مختص به آل بیت نبوده. فکر مهدی منتظر، چنان در بین اهالی سنت شیوع یافت که یادبود مهدیهای دیگر را مانند سفیانی و قحطانی و دیگران به کلی از لوح خاطر آنها زدود. بدون شک پیشگویی راجع به اینها و انتظار ظهور ایشان از نفوس مسلمانان بیرون نرفته است. (۱۵)»
(این مستشرق بعد درباره «عقیده مندی به مهدی و تأثیر آن در سقوط دولت اموی» بحث می‌کند که برای احتراز از تفصیل، به نقل آن نمی‌پردازیم.)
پس با این شواهد اجمالاً معلوم شد که مسأله‌ی مورد بحث ما، از نقطه نظر دینی به اندازه‌ای ثابت و قطعی است که هیچگونه جای شک و شبهه نیست. اخبار و احادیث وارده (از طرق شیعه و سنی) درباره این مسأله‌ی مهم، به حدی است که می‌توان ادعا کرد که در هیچیک از مسائل دینی ما، این اندازه روایت وارد نشده است و به طوریکه از تحقیق (غیر استقصایی) یکی از بزرگان کنونی حوزه علمیه قم به دست می‌آید، مجموعاً متجاوز از ۳ هزار روایت و حدیث در این باره از پیغمبر اسلام و پیشوایان دیگر ما، وارد شده است (۱۶) که با توجه به اصول و قواعد علم حدیث، نمی‌توان در صحت آنها تردید کرد.

مسأله سنّ یا مظهری از قدرت بی‌انتهای خدا
افراد مسن در طول تاریخ، خصوصاً در دورانهای سابق و قرون گذشته، بسیار دیده شده است، مثلاً قرآن مجید عمر «نوح» را تا قبل از «طوفان» ۹۵۰ سال گفته و می فرماید: «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَهٍ إِلَّا خَمْسِینَ عَاماً» «ما نوح را بر قوم خود فرستادیم و او در میان آنها هزار سال، به استثنای ۵۰ سال به سر برد.» تورات عمر «دوالقرنین» را بالغ بر سه هزار سال می‌شمرد و اما تاریخ اسلامی آن را ۱۲۰۰ سال می‌داند. از این شواهد در گوشه و کنار تاریخ، حتی در دنیای امروز هم پیدا می‌شود ولی قبل از همه شواهد و مثالها، بایستی توجه داشته باشیم: قدرتی که در پروتوپلاسم (۱۷) ماده حیاتی ایجاد می‌کند، قدرتی که از اسپرماتوزوئید و اوول، بشر متفکر خلق می‌کند و می‌خواهد او را عالم به کنه و حقیقت اشیاء نموده و پرده از رازهای آفرینش و طبیعت برداشته و حتی او را بر جهان وجود مسلط کند… و یا نظم حیرت انگیز جهان هستی را به وجود آورد و آن را اداره نماید و یا بتواند با یک جهش دورانهای مختلف زمین شناسی را زیر و زبر نموده و مانند «پشم زده شده» بنماید، (کالعهن المنفوش) و از همه بالاتر، از عدم، هستی به وجود آورد… این قدرت صاحب همان نیرویی هم هست که بتواند انسان برجسته‌ای را هم، برای اجرای اصول انسانی و عدالت اجتماعی، در وقتی که بشریت از همه مرامها، مکتب‌ها و حکومتها مأیوس شد، و دست نیاز به سوی خدا دراز کرد، حفظ نماید.
کسانی که در این مسأله شک و تردید داشته باشند، به نظر ما هنوز ایمان یقینی به خداوند و قدرت مطلقه او نیاورده‌اند، زیرا یکی از مسلمیات و بدیهیات این است که خدا بر هر چیزی قادر است و تنها با اراده محض، می‌تواند آن را به مرحله عمل، و تحقق خارجی درآورد چرا که: «او بر همه چیز احاطه دارد و بر انجام هر کاری تواناست» «انه بکلشیء محیط و أنّه علی کلّشی قدیر»

علم و عقل چه می‌گوید؟!
اکنون که بحث ما برخلاف تصمیم مفصل شد، اجازه بدهید که این بحث را به طور خیلی اجمالی از نقطه نظر علمی و عقلی نیز بررسی کنیم: پیشرفت روزافزون علوم کارهایی را که قبلاً محال و ممتنع به نظر می‌آمد، ممکن الوقوع ساخته و حتی در موارد زیادی به آنها تحقق خارجی و عینی هم بخشیده است.
و همین امر اخباری را که درباره کیفیات مربوطه به قیام و ظهور پیشوای جهانی وارد شده‌اند، برای مردم مادی هم تا حدی قابل فهم و قبول نموده است؛ مثلاً سرعت جتها و موشکهایی که اخیراً ساخته‌اند، و از جمله سرعت موشک «رویا» شاهد خوبی برای امکان حرکتهای غیرعادی و سرعتهای نوری می‌تواند باشد…
حتی یک قرن پیش اصلاً قابل تصور نبود که آهن و آلومینیوم چند صد تنی، با صدها مسافر، در هوا پرواز کند و روی آب حرکت کند. دو قرن پیش باور کردنی نبود که صدای کسی را که در غرب صحبت می‌کند، در شرق بتوان شنید و یا قابل قبول نبود که حتی خود گوینده هم با تمام حرکات ژستهایش دیده شود!
و از همه بالاتر، انتقال عکسها و نوشتجات از مسافرتهای بسیار دور، به واسطه دستگاههای خاصی که تهیه کرده‌اند، بر ما ثابت می‌کند که سرعت حرکت امام زمان و یارانش، دیده شدن مشرق از مغرب، و بالعکس و … امری کاملاً ممکن خواهد بود و علم خودش شاهد این امر است و دستگاه بظاهر ساده تلفن و تلویزیون نمونه عملی آن …
اگر ما می‌گوییم صدای پیشوای ما را اهل هر زبانی، به زبان خود خواهد شنید، چیز گزافی نگفته‌ایم، زیرا هم اکنون در جلسات بین المللی گوشی‌ها و دستگاههایی مورد استفاده قرار می‌گیرد که بیانات ناطقین را به همان زبانی تحویل مستمع می‌دهد که خواهان آن است… و اکنون، کامپیوتر خود مسأله‌ی ترجمه را بدون دخالت مستقیم انسان می‌خواهد انجام دهد و چیزهای تازه دیگری که در عالم علم و صنعت هر روز شاهد تحقق آنها هستیم. البته اینها نمونه‌هایی است از پیشرفت علوم، و واقعیت‌هایی است که عملی شده و قابل انکار نیست و ما تنها برای تقریب ذهن خوانندگان محترم به آنها اشاره کردیم.
از سوی دیگر، کوشش‌هایی که علم برای ازدیاد عمر بشر می‌کند و با پیشرفتهایی که در این زمینه به دست آمده است مسأله‌ی «امتناع طول عمر» را منتفی ساخته است. علمای بیولوژی طی آزمایشهایی که در روی برخی از اعضای زنده حیوانات انجام دادند، فهمیدند که می‌توان آنها را به وسیله داروها و مواد لازم، بیش از حد معمولی زنده نگه داشت: و وقتی که علم ناقص بشری تا این حد بتواند پیشروی کند، آیا عقلانی است که ما معتقد به یک سلسله امور غیر عادی و خدایی نشویم؟
اصولاً با توسعه علوم به اصطلاح غریبه، اسپیریتوالیسم، اسپیریتیسم، مانیتیزم، هیپنوتیزم و …که امروز در سراسر جهان کاملاً رایج و معمولی شده و مورد استفاده قرار گرفته و دانشمندان این علوم بدین وسیله ارواح را برای انجام کارهای مهم و غیرعادی استخدام می‌کنند، برای مردم مادی هم ثابت شده که انجام دادن امور غیرعادی محال نیست، به طوری که چندی پیش، یک مرتاض هندی چندین روز در زیر آب بسر برد و دیگری چندین هفته خود را در زیر خاکها مدفون ساخت و پس از آن، هردو زنده از زیر آب و خاک بیرون آمدند، درحالی که می‌دانیم ادامه حیات انسان، بدون اکسیژن، و در زیر آب یا خاک، از لحاظ علمی مقدور و معقول نیست…

علم دیروز و امروز
قرآن می‌فرماید: «وَمَا أُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» بشر با همه پیشرفتهایی که در علوم کرده هنوز نتوانسته خیلی از مسائل را کشف و حل کند زیرا هنوز هم علم بشری ناقص است. «موریس مترلینگ» می‌گوید:
ـ…خیال کرده‌ایم که به اسرار ذره‌های کوچک و اتم پی برده‌ایم، هنوز اسرار ذرّات برق و الکترون بر ما مجهول است ما نمی‌دانیم که یک ذره برق یا الکترون از چه ساخته شده و دارای چه ترکیباتی است؟ زیرا الکترون به قدری کوچک است و طوری فرار می‌کند و چنان با سرعت به اطراف پراکنده می‌شود که ما هنوز نتوانسته‌ایم آن را به تنهایی دستگیر کنیم! و به تنهایی مورد معاینه و تحقیق قرار بدهیم و همچنین نمی‌دانیم که یک ذره نور که به زبان لاتینی «فوتون» نام دارد دارای چه ترکیباتی است؟ ما هنوز عاجزیم که یک ذرّه کوچک از امواج صدا یا فوتون را به تنهایی مورد تجزیه و تحقیق قرار دهیم.» (۱۸)
«انشتاین» می‌گوید: «افسانه راز بزرگ هنوز لاینحل است… آنچه تا کنون از کتاب طبیعت خوانده‌ایم بسیار چیزها به ما آموخته است و ما با اصول زبان طبیعت آشنا شده‌ایم…ولی با اینهمه می‌دانیم که در مقابل مجلداتی که خوانده و فهمیده شده هنوز از حل و کشف کامل مطالب خیلی دوریم.» (۱۹)
«فلاماریون» می‌گوید: «…ما «فکر» می‌کنیم، اما همین فکر چیست؟ و راه می‌رویم ولی این عمل عضلات ما چیست؟ هیچکس آن را نمی‌داند.» (۲۰)
«ویلیام جمس» می‌گوید: «علم ما همچون قطره‌ای است ولی جهل ما یک دریای عظیم!»
«شارل ریشه» که یکی از اساتید دانکشده پزشکی فرانسه است، در مقدمه کتاب رد پدیده‌های روحی می‌نویسد: «…علوم امروز هر قدر توسعه و صحت پیدا کند، باز همواره نقصانی آشکار دارد (وی سپس مثالهای متعددی از نقاط تاریک علوم امروز را ذکر کرده) و می‌افزاید: اگر از یک مرد بربری یا یک دهقان مصری سؤالی درباره معلومات او از جهان طبیعت بکنیم، یک دهم مطالبی را هم که در کتابهای ابتدایی می‌نویسند، نمی‌داند، و من می‌دانم که روزگاری بیاید که علمای عصر ما در مقابل آن دوران، مانند دهاتی بربر باشند در مقابل اساتید دانشگاه فرانسه!»
هدف ما از نقل این سخنان آن است که بگوییم: اگر علم امروز و اکتشافات بشری عصر ما نتوانسته است ماده‌ای را کشف کند که موجود زنده‌ای را مثلاً هزار سال نگه دارد، این دلیل نمی‌شود که اصلاً چنین امری غیرممکن، غیرمنطقی و غیرعملی است و به قول معروف: «عدم الوجدان لایدل علی عدم الوجود»، زیرا معتقدات علمی دانشمندان قرون گذشته در عصر ما به اندازه‌ای سست و بی‌ارزش شده که امروز می‌توان از آنها تنها به عنوان یک تئوری باطل، غلط و بی‌اساس نام برد: اصول پذیرفته شده علم هیأت قدیم – بطلمیوسی- از خنده دارترین اصول علوم پیشین است.
علم تا دیروز «اتم» را جزء تجزیه ناپذیر معرفی کرده بود و در تعریف آن می‌گفت: «کوچکترین جزء یک عنصر که قابل تقسیم نباشد» ولی ما دیدیم که دانشمندان قرن ما «اتم» را شکافتند …و دیدند که: «آفتابی در یکی ذره نهان!» (۲۱) است و از کجا که فردا شگفتی‌های دیگری را کشف نکند؟
علم سابقاً نمی‌توانست قمر مصنوعی و موشک کیهان پیما بسازد و حتی تصورش هم خنده آور بود، اما امروز علم می‌کوشد که پای بشر، این موجود دو پا و نشناخته را حتی به کرات آسمانی باز کند؟… و به طور کلی اگر در قرون گذشته یکی از اکتشافات و اختراعات علمی امروز را ولو به صورت یک تئوری و فرضیه برای مردم بیان می‌کردند، دستگاه انگیزیسیونی پاپ او را تکفیر کرده و داغ «آته ئیستی» – الحاد- بر پیشانی او زده می‌شد، و مردم هم علاوه بر بیزاری و کناره جویی از او، او را یک فرد مالیخولیایی و دیوانه می‌دانستند.
گالیله، کانت، ولتر، کپرنیک، کپلر را روی همین عنوان کشتند، ولو اینکه گالیله در دم مرگ هم دومرتبه نوشت: «بازهم زمین می‌چرخد» اما او دیگر نمی‌توانست منشأ اثری باشد. و البته ما شواهد زیادی از نوع گالیله و کانت ….داریم که می‌توانیم آنها را در صفحات تاریک تاریخ قرون وسطی و تاریخ محاکمات دستگاه انگیزیسیونی پاپ و دربار مذهبی واتیکان، پیدا کنیم.
پس به طور کلی معلوم شد که علم امتناع تحقق این امور را نفی می‌کند و شاید در آینده با پیشرفتهای بیشتری در زمینه‌های مختلف امکان وقوع آن را، برای مردم مادی هم ثابت کند…
آری ما یقین داریم که موفقیت‌های روزافزون علم روزی تمام حقایق ایدئولوژی ما را – که روزگاری برای گروهی موهومات و خرافات جلوه داده شده بود – روشن خواهد ساخت و اسلام با همان چهره‌ی بی‌آلایش و «دین فطری» بودن خویش، تجلی خواهد کرد.

از لحاظ عقلی؟
شاید بعضی‌ها که نمی‌خواهند زیر بار حق و حقیقت بروند و می‌بینند که پیروی از احکام الهی سدهای فراوانی در راه امیال نفسانی آنها ایجاد می‌کند، می‌گویند: عقل، این مسائل را درک نمی‌کند! و نمی‌تواند آنها را قبول نماید.
ما برای آنکه چگونگی و علت اساسی این حرفها را پیدا کنیم ناچاریم که مقدمه کوتاهی برای تبیین مسأله بیاوریم:
قبلاً باید توجه داشت که مراد از درک «عقل» چیست؟ و کدام عقلی این مسأله و به طور کلی مسائل مربوط به سورناتورالیست – ماوراءالطبیعه – را نمی‌تواند قبول کند؟ اگر مقصود از درک عقل، درک و احساس یک سلسله افکار و خیالاتی است که در مخیله انسان خطور می‌کند، و طبق میل نفسی بعضی را قبول و بعضی را رد می‌کند، و در واقع می‌خواهد از هر چیزی که برای خواهشهای شهوی و حیوانی او حدودی قائل شود، آزاد شود، و به اصطلاح امروزی: از پیروان ارگیاستیک (تمایل به عیاشی، میگساری، هرزه درایی) و فلسفه «باید خوش بود» اگزیستانسیالیسم است، ما آن عقل را اصولاً عقل نمی‌دانیم و درک و عدم درک، قبول و عدم قبول آنهم به هیچوجه نمی‌تواند مدرکیت و حجیت برای اثبات و نفی مسأله‌ای داشته باشد.
به نظر ما، عقل که یک نیروی باطنی و غیرمادی است – و شاید همین نیرو تنها وجه تمایز انسان و حیوان باشد – اگر آزاد و بی‌قید، و تابع جنبه حیوانی انسان گردد، صفات اصلی و حقیقی خود را که از جمله دیدن و درک حقیقت است، از دست می‌دهد، و علاوه بر اینکه نمی‌تواند امام زمان را قبول کند، خدا را هم قبول ندارد. و به تعبیر قرآن چشم و گوش و قلب آنها مهر خورده است و یا بیماری درونی آنها درمان پذیر نیست: «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَهٌ …» و «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُوا یَکْذِبُونَ» آری در این هنگام است که نور عقل خاموش می‌شود، قلب تاریک می‌گردد، و دیگر نور حقیقت و معرفت را درک نمی‌کند و «…هُم لا یَفْقَهُونَ».
عقل کذائی، می‌گوید فلسفه اتومیسم (۲۲) یک مشرب فلسفی صحیحی است و تا وقتی که خدا در زیر آلات و ابزار و دستگاههای آزمایشی لابراتوارها دیده نشود! او را هم قبول ندارد و مسلم همچو عقلی «فوتوریسم» را هم قبول نخواهد داشت.
اما اگر مقصود از عقل، و درک آن، عقلی باشد که تحت شرایط تربیتی خاصی تربیت و تکامل یافته است، این عقل بسیاری از مسائل را قبول دارد که عقل بی‌قید و عقل مادی آزاد، آن را باور نمی‌کند.
عقل انسانی ما علاوه بر اینکه خدای ندیده را باور دارد و به آن صمیمانه و صادقانه ایمان آورده است، برای آن خدای ازلی و ابدی قدرتی نیز قائل است که می تواند مخلوقی را بیافریند که حتی میلیونها سال هم بتواند تحت شرایط خاصی، زنده بماند. آیا یک نیروی ازلی و ابدی، یک قدرت بی‌انتها و بی‌همتا، نمی‌تواند موجود زنده ابدی خلق کند؟ عقل ما به این مسأله جواب مثبت می‌دهد و می‌گوید کسی که ماده حیاتی را در پرتوپلاسم دمیده است، می‌تواند آن را ابدی هم بنماید و انسان را هزاران سال زنده نگه دارد.
و از طرفی عقل ما با دقت در موقعیت‌های علوم و با توجه به اندک بودن معلومات و ادراکات بشری، چنانچه قرآن هم به آن تصریح می‌کند- بخوبی درمی‌یابد که این امر- اعتقاد به امور غیبی، اعجاز، فوتوریسم و مسائل غیرعادی متعلق بر آنها- هرگز اشکالی ندارد، و بر فرض هم اگر دیگران چگونگی آن را درک نکردند، او باور دارد که این موضوع هم کاملاً واقعیت دارد و مانند مسائل زیاد دیگری است که پشت پرده عالم وجود هست ولی برای بشر، هنوز چگونگی آن مخفی است.
این «ایمان» وقتی تقویت شده و به مرحله «ایقان» می‌رسد که می‌بیند مخبرین این امر، پیغمبران و اولیاء و کسانی بوده‌اند که با عالم ماوراءالطبیعه، با هستی بخش عالم هستی ارتباط ویژه داشتند و می‌بیند بسیاری از مسائلی را که آنها گفته بودند و مردم ظاهربین باور نمی‌کردند، امروز کم کم صحت آنها بر همه روشن می‌شود.
برای یک «انسان کامل» تربیت شده مکتب تربیتی و انسان سازی اسلام، که بازهم تحت شرایط تربیتی خاصی، از تمام صفات و اخلاق ضدانسانی، و از تمامی رذائل اخلاقی پاک شود، این موضوع به اندازه‌ای مسلم و بدیهی است که از زنده بودن خودش برای او بدیهی‌تر است.
به عبارت دیگر: برای یک فرد کامل، برای یک مؤمن واقعی، علم به این مسأله از مرحله «یقین» هم گذشته و به مرحله «شهود» می‌رسد. و البته ارتقاء به آن مقام «کار هر بی‌سروپایی نیست»، پس به طور اجمال دانسته شد، آنچه که خدا و امام زمان را نمی‌تواند قبول کند، عقل نیست بلکه آنچه که واقعاً «عقل» است درک و قبولش هم عقلایی و قطعی و حتمی بودن موضوعی را که مخبرین صادق، به حد تواتر، در هزار سال یا هزاران سال پیش از آن خبر داده‌اند، تصدیق می‌کند، خصوصاً وقتی که آثار و علائم پیشین را – که باز همان مخبرین گزارش داده‌اند – به رأی العین می‌بیند، دیگر نمی‌تواند باور کند که منکرین این امر، عقل سلیمی داشته باشند…و آیه‌ای از قرآن مجید را متذکر می‌شود که می‌فرماید:«
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ»

فوتوریسم و تقویت روحیه ما
گذشته از واقعیت و حقیقت این امر، باید توجه داشته باشیم که اعتقاد به وجود مصلح جهانی و امام زمانَ، ما را همیشه و در همه مبارزات اجتماعی حمایت خواهد نمود، زیرا اگر ما واقعاً معتقد به امام زمان باشیم، خواهیم دید که همیشه یک پشتیبان نیرومندی داریم که ما را در کارهای اجتماعی، اگر برای خدا باشد، یاری می‌کند.
و بی‌شک نتیجه اعتقاد به امام زمان این نیست که ما از تمامی کوشش‌های اجتماعی دست برداریم و در گوشه‌ای نشسته و انجام همه کارها را حواله به ظهور امام زمان کنیم و اصولاً امام زمان از افراد عاطل و باطلی که صبح می‌کنند و به امور مسلمین اهتمام نمی‌ورزند بیزار است و یک فرد مسلمان معتقد، همیشه در کوشش و فعالیت است و برای خدا کار می‌کند و به زندگی خوشبین و امیدوار است و همیشه منتظر تعمیم عدالت و امنیت، بسط عدل و داد، آزادی و برادری، و توسعه اساس دین توحید، در جامعه بشری است.
یک مسلمان معتقد می‌داند که تمام تحولات اجتماعی دنیا به صورت ظاهر برای برقراری و ایجاد صلح و عدالت است، اما یقین دارد که این آرمان مقدس جز در سایه قانون قرآن و حکومت اسلام عملی نخواهد شد، و هر قانون بشری، مفاسدش بیشتر از مصالح احتمالی آن خواهد بود.
یک مسلمان باور قطعی دارد که تنها سیستم اجتماعی عادلانه توأم با تمام خواستهای مشروع بشری و تنها قانونی که منصفانه‌ترین قوانین برای انسانها آماده کرده است، رژیم حکومتی اسلام و قانون الهی قرآن است و به همین دلیل، مسلمان معتقد می‌داند که مجری قوانین توسعه دهنده عدالت اجتماعی، یعنی مصلح جهانی و پیشوای بزرگ ما مطلوب تمام بشریت خواهد بود و طرز فکر ما تنها طرز فکر جهانی خواهد شد…

گفتار مستشرق آلمانی
اشاره کردیم که اعتقاد به امام زمان تأثیر زیادی در تقویت روحیه‌ی ما دارد اینک گفتار فیلسوف و مستشرق معروف آلمانی «ماربین» را در این باره بخوانید: ماربین در آخر کتاب خود درباره فوتوریسم شیعه می‌گوید:
«از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهم که همیشه موجب امیدواری و رستگاری شیعه تواند گردید، همانا اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار به ظهور اوست.
چون معتقدات مذهبی در ملل شرق زمین تا دو قرن دیگر کاملاً اثرات خود را خواهد بخشید و می‌توان گفت که در این مدت و با اینهمه جمعیت و اسباب طبیعی شیعه پیشرفت محیرالعقولی نموده و از حیث عده و نیرو و قدرت مقام اول را حائز خواهد شد.
و حتی اگر آثار معتقدات مذهبی از بین برود، شیعه دارای آن سرمایه‌ای خواهد بود که ماورای قوای طبیعه و عارضیه، مذهب شوکت و اقتدار و قوت و حکومت خود را در عالم نگه دارند.» (۲۳)

خاتمه و تذکر
استعمارگران برای اجرای نقشه‌ها و توطئه‌های ضد انسانی خود از هیچ جنایتی خودداری نمی‌کنند و برای ایجاد تفرقه و انشعاب بین مسلمین همواره کوشیده‌اند که از این مسأله هم سوء استفاده کنند، از طرفی «مهدی موعود!» فرستاده‌اند و از طرف دیگر «احمد امین مصری» و «احمد کسروی تبریزی» را مأمور ساخته‌اند که اصول عقاید شیعه را موهوم و بی‌اساس قلمداد کنند (و بعد خود برانگیخته شوند!) استعمار برای ملل مسلمان ما در پاکستان «غلام احمد قادیانی» – قادیانیگری- و در ایران «محمدعلی شیرازی» و «حسینعلی مازندرانی» – بابیگری بهائیگری – و در بلاد دیگر، کسان دیگری را تراشیده‌اند تا در راستای اهداف آنان کار کنند و البته درست است که اینها و تمامی مدعیان دروغین مهدویت رسوا و مفتضح شده‌اند، اما باید ما بیدار باشیم و گول نیرنگها را نخوریم و نگذاریم که جوانان ما به دام بیفتند و توجه داشته باشیم که قرار نیست هر روز یک مهدی! برای اصلاح ظهور کند و از نظر اسلام، مهدی موعود (علیه السلام) که از دودمان رسالت است هنوز ظهور نکرده است و تمام مدعیان از صدر اسلام تا به امروز، دروغگویی بیش نبوده‌اند. زیرا ۱- مهدی موعود یکی است و تاکنون دهها نفر مدعی مهدویت پیدا شده‌اند: ۲- اگر یکی را بپذیریم و دیگری را قبول نکنیم «ترجیح بلامرجح» لازم خواهد بود و اگر همه را قبول کنیم نقض غرض خواهد شد؛ ۳- برای هر کشور و شهری یک مهدی ظهور نخواهد کرد؛ ۴- مهدی اسلام وقتی ظهور کند، پیروز خواهد شد و این مدعیان همگی شکست خورده‌اند؛ ۵- مهدی اسلام (علیه السلام) موجب صلح بین المللی و عدالت جهانی خواهد شد، ولی همه اینها باعث آشفتگی اوضاع مردم شده‌اند؛ ۶- مهدی اسلام برای ترویج دین اسلام قیام خواهد کرد و ادعای نبوت نخواهد نمود. اما اغلب مدعیان، اول «باب» بوده‌اند و بعد «مهدی» شده‌اند و سپس «نبی جدید» و همین تناقضات، موجب بی‌بهاء بودن همه شان گردیده است و …
به هر صورت ما از خداوند بزرگ و توانا خواهانیم که علوم را در اجتماع ما توسعه دهد و در سایه تفکر منطقی، ما را به حقایق عالیترین و ارجدارترین مکتب ارشادی موجود جهان آشنا سازد و بخصوص مولود همایون ارزنده‌ترین انسان هستی را برای اثبات عقیده پاک خود بر جهان بحران زده و پراضطراب و متشنج ما، مبارک گرداند و ما را تأیید فرماید که شایستگی برخورداری از افکار آن یکتای وجود را داشته باشیم.
«سلام و احترام بر مصلح بزرگ جهانی.»
«سلام و احترام بر مظهر کمال انسانیت، جلوه عقل و نور الهی، ذخیره دودمان رسالت اسلامی.»
«دورد بر بنیادگذار انسان دوست مکتب فطری و اجتماعی اسلام.»
قم: حوزه علمیه- نیمه شعبان ۱۳۷۸هـ
سیدهادی خسروشاهی (۲۴)

پی‌نوشت‌ها:

۱- Futurism
۲- مجله ماهانه مجموعه حکمت چاپ قم، منتشره به تاریخ ۱۵ شعبان ۱۳۷۸ هجری اسفندماه ۱۳۳۷ شمسی.
۳- مهدی در ۱۳ قرن، تألیف «دارمستتر» ص ۵ و ۶ (مبادی مهدویت)، ترجمه محسن جهانسوز، چاپ تهران.
۴- بیشتر این بشارات در کتاب بشارات عهدین ص ۲۳۲ (بشارت سی دوم) تا ص ۲۸۶ (بشارت پنجاهم) به تفصیل نقل شده است، رجوع شود.
۵- صادق هدایت این بشارتها را از روی متن اصلی آن به زبان پهلوی که در سال ۱۹۱۹ م توسط آقای بهرام گورانکلسر در بمبئی چاپ شده است ترجمه نموده که تحت عنوان: زند و هومن یسن به سال ۱۳۲۳ در تهران چاپ شده است. ترجمه بشارتهای «جاماسب» نیز ضمیمه همان کتاب، به ترجمه صادق هدایت آمده است. این بشارتها در سال ۱۳۴۲، با اضافاتی از آقای حسن قائمیان – دوست و همکار هدایت – در کتابی به نام علائم ظهور نقل شده است. البته هر دو کتاب خواندنی است.
۶- رجوع شود به ج۲ کتاب انیس الاعلام ص۱۹۹، تألیف «فخرالاسلام» که نخست از علمای محقق مسیحی بود و بعداً مسلمان شد و این کتاب را در رد مسیحیت تحریف شده تألیف نمود.
۷- رجوع شود به کتاب مهدی در ۱۳ قرن، تألیف مستشرق فرانسوی دارمستتر.
۸- قرآن مجید، سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.
۹- قرآن مجید، سوره صف، آیه ۹.
۱۰- سوره مائده، آیه ۵۴.
۱۱- برای فهم چگونگی دلالت این آیه بر موضوع ما و مطالعه مختصری از احادث وارده درباره اوضاع آخرالزمان که همه‌ی ما آنها را امروز به چشم می‌بینیم، رجوع شود به تفسیر بزرگ المیزان ج۵ ص۴۲۸ به بعد.
۱۲- قرآن مجید.
۱۳- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۵۳۵.
۱۴- مقدمه ابن خلدون، چاپ مصر (عربی) ص۳۱۱ و ترجمه فارسی پروین گنابادی، ص ۶۵۲، چاپ تهران (اول فصل ۵۲، اخبار و اقوال مربوط به امام زمان (علیه السلام)).
۱۵- تاریخ شیعه تألیف «فان فلوتن» آلمانی ترجمه: سیدمرتضی هاشمی حائری ص ۱۵۰، چاپ تهران.
۱۶- رجوع شود به مجله ماهانه درسهائی از مکتب اسلام، سال اول، شماره سوم، مقاله آیت الله صافی گلپایگانی.
۱۷-Protoplasm
۱۸-روح به کجا می‌رود؟ چاپ تهران ص۱۴.
۱۹- نظریه انشتاین، چاپ تهران، ص۱۱ و ۱۲.
۲۰- علی اطلال المذهب المادی، چاپ مصر، ص ۱۲۸.
۲۱- دل هر ذرّه را که بشکافی *** آفتابیش در میان بینی
۲۲-Atomisme: سیستم فلسفی که به موجب آن، جهان و کل عالم هستی، در نتیجه ترکیب تصادفی اتم‌ها بوجود آمده است و ذیمیقراط فیلسوف یونانی قرن ۵ قبل از میلاد، بانی این مشرب فلسفی است و مادیگرایان عصر ما هم در واقع پیروان این مشرب هستند…
۲۳- ترجمه کتاب ماربین، مستشرق معروف آلمانی، در سال ۱۳۲۸ هجری قمری در تبریز، تحت عنوان: رولیسیون بزرگ یا سیاست الحسینیه چاپ شده است. مطلب فوق در فصل ۷ کتاب، صفحه ۴۹ و ۵۰ تحت عنوان :«فلسفه مذهب شیعه» آمده است. این قسمت زیر عنوان «سیاست اسلامی» در شماره ۲۸ سال ۱۷ روزنامه حبل المتین چاپ کلکته هم آمده است.
۲۴- ماهنامه «مجموعه حکمت» چاپ قم سال سوم، شماره ۱، اسفندماه ۱۳۳۷ و شماره ۲ فروردین ماه ۱۳۳۸.
منبع مقاله :
خسروشاهی، سید هادی؛ (۱۳۹۳)، مصلح جهانی و مهدی موعود از دیدگاه اهل سنت، تهران: اطلاعات، چاپ چهارم

مطالب مشابه