پـرتوى از سیره و سیماى امام سجاد علیه السلام

پـرتوى از سیره و سیماى امام سجاد علیه السلام

 

نویسنده: محمدعلى کوشا

حضرت على بن الحسین, ملقب به سجاد و زین العابدین (علیه السلام) در روز پنجم شعبان سال ۳۸ هجرى یا ۱۵ جمادى الاولـى همان سال , در مدینه دیده به جهان گشـود و در روز ۱۲ و یـا ۲۵ محـرم سـال ۹۵ هجرى , در مدینه به دسیسه هشام بـن عبـدالملک, مسمـوم گردید و در ۵۶ سالگى به شهادت رسید.
مزار شـریف آن حضرت در مـدینه در قبرستان بقیع مى باشد. مادر مکرمه آن حضرت بنابر منابع تاریخ اسلامـى , غزاله از مردم سنـد یا سجستان که به سلافه یا سلامه نیز مشهور است, مى باشد.(۱) ولى بعضى از منابع دیگر نام او را شهربانـویه, شاه زنان, شهرناز , جهان بانویه و خوله , یادکرده اند.(۲)
امام سجاد(علیه السلام) در بدتریـن زمان از زمانهایى که بر دوران رهبرى اهل بیت گذشت مى زیست, چه او با آغاز اوج انحرافى, معاصر بـود که پـس از وفات رسـول اکرم(ص) روى داد.امام(علیه السلام) به همه محنتهاوبلاها که در روزگارجد بزرگوارش امیرالمومنین(علیه السلام) آغاز گردیده بـود همزمان بود. او سـه سال پیـش از شـهادت امـام على (علیه السلام) متولد گردید, وقتى دیده به جهان گشـود, جـدش امیر مـومنان (علیه السلام) در خـط جهاد جنگ جمل, غرق گرفتارى بـود و از آن پـس با پـدرش امام حسیـن (علیه السلام) در محنت و گرفتاریهاى فراوان او شریک بـود. او هـمـه ایـن رنـجـها را طى کرد و خـود به طـور مستقل رویاورى گرفتاریها قرار گرفت.
محنت و رنج او وقتـى بـالا گـرفت که لشکـران یزیـد در مدینه وارد مسجد رسول الله(ص) شدند و اسبهاى خـویـش را در مسجـد بستند یعنى همان جایى که انتظار آن مـى رفت مکتب رسالت و افکار مکتبـى در آنجا انتشار یابد, اما برعکـس , آن مکان مقـدس در عهد آن امام تقـوا و فضیلت , به دست سپـاه منحـرف بنـى امیه افتاد و آنان ضمـن تجاوز به نـوامیـس مردم مـدینه و کشتار فـراوان,بـى پـروایـى را از حـدگذارندند و حـرمت مـدفـن مقـدس رسـول اکـرم (ص) و مسجـدش را هتک نمـودنـد.
امام سجـاد(علیه السلام) بـراى پیـش راندن مسلمانان به سوى نفرت از بنى امیه وافزودن مبارزه جـویى با آنان , تلاشهاى موثرى نمـود. و هرگاه فرصتى به دست مىآمد مردم را بر ضد امـویان تحریک مى کرد. و با احتیاط , برنامه حاکمان منحرف را تحت نظر قرار مى داد. امام (علیه السلام) براى آگاهى مردم, اسلوب دعا را به کار برد, به طـورى که دعاهاى آن حضرت, رویدادهاى عصر او را تفسیر مـى کند. صحیفه سجادیه که به زبـور آل محمـد مشهور است, اثـر بـى نظیرى است که در جهان اسلام جز قـرآن کریـم و نهج البلاغه , کتابـى به ایـن عظمت و ارزش , پـدید نیامـده که پیـوسته مـورد تـوجه بزرگان و علما و مصنفان باشد.
از دیگر آثار ارزنده به جا مانده از امام سجاد(علیه السلام) مجموعه اى تربیتى و اخلاقى است به نام رساله حقـوق که امام(علیه السلام) در آن وظایف گـوناگـون انسان را در برابـر خدا و خـود و دیگران , با بیانى شیوا و گویا بیان کرده است. مجموعه حقـوقى که در ایـن رساله ذکر شده جمعا ۵۱ حق مـى باشد.(۳)

امام و حکـومت
امام سجاد(علیه السلام) به ایـن امر آگاه بود که تا وقتى که از طرف پایگاههاى مردمى پشتیبانى نشود, تنها در دست گرفتـن قدرت براى تحقق بخشیدن به عمل دگرگـونسازى اجتماع اسلامى کافى نیست. پـایگاههاى مـردمـى نیز بایـد به هـدفهاى ایـن قـدرت آگاه بـاشند و به نظریه هاى او در حکـومت ایمان داشته باشند و در راه حمایت از آن حرکت کنـنـد و مـواضـع آن را براى توده مردم تفسیرنماید و در برابر تنـد بادها با استـوارى و قدرت بایستند. امام سجاد (علیه السلام) ایـن امکانات را نداشت و به علت آگاهـى نداشتـن مردم چنیـن شکایت مـى فـرمـود:
(( پـروردگارا, در پیشامـدهاى ناگـوار روزگار به ناتـوانـى خویـش نگریستم و درماندگـى خـود را از جهت یارى طلبیدن از مردم در برابر کسانى که قصد جنـگ با مـن داشتند دیدم و به تنهایى خـود در برابر بسیارى کسانى که بـا مـن دشـمنى داشتنـد,نظر کردم.))(۴)
امام (علیه السلام) از جنبه انقلابى, به صورتى که مستقیما عهده دار آن گردد, کناره جویى فرمود و به ایـن بسنده کرد که کـار قیـام را به کسـانـى واگذارد که در این مـورد بـر پـاى مـى خیزند.
به طـور کلى اجتماعى که هر امام در آن زیـست مى کرد, شکل کار سیاسى او را محدود و مشخص مى ساخت.
پیشوایان معصوم با وجود تـوطئه هایى که دشمنان علیه آنها مى نمودند تا آنان را از زمینه حکـومت دور سازند, پیوسته مسئولیت خـود را در نگاهدارى مکتب و تجربه اسلامـى و مصـون نگاه داشتـن آن از فرو افتادن در ورطه انحـراف و جـدا شـدن از مبادى و معیارها وارزشهاى آن به گـونه اى کامل ایفا مـى کردنـد و هر وقت انحراف شدت مى یافت و از خطر فروافتادن در ورطه نابـودى بیـم مى داد, پیشوایان (علیه السلام) بر ضد آن حـوادث تـدبیرهاى لازم مى اندیشیدند, و هر گاه تجربه اسلامـى و عقیدتـى در تنگناى مشکلـى گرفتار مىآمد و رهبریهاى منحرف به حکـم بـى کفایتـى از درمان آن ناتـوان مى شـد, امامان به نشان دادن راه حل و حفظ امت از خطرهایـى که مردم را تهدیـد مى کرد مبادرت مـى فـرمـودند .(۵)

دستگیرى از درمانـدگان
یکـى از خـدمات ارزشمنـد امام سجاد(علیه السلام) رسیدگـى به درمانـدگان , یتیمان , تهیـدستان و بـردگان بـوده است. روایت شـده است که آن حضرت, هزینه زنـدگـى صـد خانـواده تهیـدست را عهده دار بـود. گروهـى از اهل مدینه , از غذایـى که شبانه به دستشان مـى رسید, گذران معیشت مى گردند, امـا آوردنده غـذا را نمـى شناختند. پس از درگذشت على بن الحسین (علیه السلام) متوجه شدند که آن شخص, امام زین العابدین (علیه السلام) بـوده است.
او شبانه به صورت ناشناس , انبان نان و مواد غذایى را خود به دوش مى کشید و به در خانه فقیران و بینوایان مى برد , مى فرمود: صدقه پنهانى آتـش خشـم خدا را خاموش مى سازد. اهل مدینه مى گفتند: ما صدقه پنهانى را هنگامى از دست دادیـم که على بـن الحسیـن درگذشت. او در طول سالها به قدرى انبان حاوى آرد و دیگر مواد غذایـى را به دوش کشیـده و به در خانه فقیران بـرده بـود که شانه اش پینه بسته بـود, به طـورى که پـس از شهادت او , هنگـام غسل دادن جنـازه اش , جلب تـوجه مـى کـرد.(۶)
علـى بـن طـاوس در کـتاب اقـبـال الاعـمال, ضـمـن بـیان اعـمال مـاه رمـضان مى نویسد: على بـن الحسیـن (علیه السلام) شب آخر ماه رمضان, بیست نفر برده را آزاد مى کرد مـى فرمود : ((دوست دارم خـداوند ببینـد که مـن در دنیا بردگان خـود را آزاد مـى کنیـم بلکه مرا در روز رستاخیز از آتـش دوزخ آزاد سازد.))
او هیچ خدمتکارى را بیـش از یک سال نگه نمى داشت, وقتى که برده اى را در اول یا وسط سال به خانه مىآورد, شب عیـد فطـر او را آزاد مى ساخت. بـردگان سیاه پـوست را مى خرید و آنان را در مراسم حج , به عرفات مىآورد و آنگاه به سوى مشعر کوچ مى کرد. آنان را آزاد مى کرد و جوایز مالـى بـه آنان مـى داد. تا آنجا که در شهر مدینه گروه عظیمـى از بندگان و کنیـزان , آزاد شده آن حضرت بـودند و آنان هـم بعد از آزادى , پیـوند معنـوى خود با را امام (علیه السلام) قطع نمى کردند.(۷)

پی نوشت :

۱ ـ ن.ک: ابن اسعد/ طبقات ۱۵۶/۵
بلاذرى / انسـاب ۱۰۲/۳ , ۱۰۳, ۱۴۶+اربلـى/کشف الغمه۸۰/۲+یعقـوبـى ۴۶/۲
مبرد/ الکامل ۹۲/۲
ابن قتیبه / المعارف ۹۴,۹۵.
۲ ـ کلینى, کافى, ۴۶۷/۱
مفید/ الارشاد ۲۵۳/
اربلى / کشف اغمه ۸۶/۲
طبرسى/ اعلام الورى ۲۵۶/
قمى / حسن بن حسن / تاریخ قم ۱۹۶/.
۳ ـ زندگانى على بن الحسین,ص ۱۶۹ـ ۱۸۸
من لا یحضره الفقیه, ج ۲, ص ۶۱۸
تحف العقول, ص ۲۶۰ـ ۲۷۸
الخصال, باب ۵۰.
۴ ـ صحیفه سجادیه , دعاى ۴۹.
۵ ـ زندگانى پیشوایان ما,ص ۱۶۵.
۶ ـ سیره پیشوایان, ص ۲۲۹.
۷ ـ پیشین , ص ۳۰۲.
منبع: برگرفته شده از کتاب سیره وسخن پیشوایان، محمدعلى کوشا

مطالب مشابه