مهم ترین عوامل تأخیر در ازدواج

مهم ترین عوامل تأخیر در ازدواج

با نگاه به واقعیت های موجود در جامعه، دست کم می توان چهار عامل را برای افزایش سن ازدواج برشمرد: 1. نگرانی های اقتصادی؛ 2. تحصیل؛ 3. موانع روان شناختی؛ 4. کم رنگ شدن سنت های دینی. در ادامه این عوامل را به اختصار بررسی می کنیم.

1. نگرانی های اقتصادی
مهم ترین عامل تأخیر در ازدواج، نگرانی ها و مشکلات اقتصادی است. جوانی که شور همسرخواهی در جانش به وجود می آید، خود را با دو مانع عمده اقتصادی روبه رو می بیند؛ هزینه های آستانه ازدواج و هزینه های پس از تشکیل خانواده.

یک. هزینه های آستانه تشکیل خانواده:
این هزینه ها عبارتند از: هزینه های هنگفت آماده سازی مقدمات و برگزاری جشن ازدواج، از قبیل پرداخت شیربها به خانواده همسر، خرید جهیزیه، برگزاری جشن عقد و عروسی و موارد دیگر.
این هزینه ها در برخی از مناطق کشور – با توجه به حاکمیت آداب و رسوم خاص – گاه چنان سنگین است که اشخاص ناگزیرند چند سال پیش یا پس از ازدواج دل مشغولی تأمین آن را داشته باشند و گاه دیده می شود که اشخاص به همین دلیل عطای ازدواج را به لقایش می بخشند. این امر خانواده های کم درآمد – به ویژه آنان که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند و هزینه های جاری زندگی در کنار پدیده رایج اجاره نشینی، کمر آنان را خم کرده است – یا خانواده هایی که به خاطر عوارض خاص نظیر از کارافتادگی، مرگ شوهر و نان آور خانه یا طلاق، با فقر شکننده روبه رو هستند بیشتر خودنمایی می کند و فراهم آوردن مقدمات ازدواج در چنین خانواده هایی به مراتب دشوارتر است.
کم نیستند خانواده هایی که به خاطر فقر با بهانه های کاذب، خواستگاران دختران را رد می کنند یا به پسران جویای ازدواج پاسخ منفی می دهند؛ چنان که کم نیستند دختران و پسرانی که به رغم تمایل قلبی به ازدواج، به خاطر فقر خانواده دم فرومی بندند و در ظاهر بی علاقگی یا تنفر خود را از ازدواج ابراز می کنند!
گاه رواج فرهنگ شهرنشینی، چشم و هم چشمی، تفاخرهای کاذب و دخالت های بی جای اطرافیان کار را به جایی می رساند که پسران و خانواده های آنان را تا فرسنگ ها از رویکرد به سنت ازدواج گریزان می سازد. برای نمونه بارها شاهد بوده ایم که به رغم زندگی متوسط دو طرف، خانواده دختران به برگزاری تشریفات مراسم عروسی در تالارهای گران قیمت و اموری از این قبیل – برای آنکه چشم برخی ها را خیره سازند و در عرصه تفاخر از کسی کم نیاورند – تأکید می ورزند.

دو. هزینه های پس از تشکیل خانواده:
هزینه های مربوط به پس از تشکیل خانواده نیز که در اصطلاح «نفقه» نامیده می شود، مانع دیگری در ازدواج به شمار می رود.
نفقه – در اصطلاح شرعی و حقوقی – شامل تأمین مسکن، خوراک و پوشاک همسر و نیازمندی های متعارفی است که براساس عرف و شئونات همسر باید تأمین گردد. (1)
عموم پسران جوان اعم از آنان که دوران تحصیل را در دانشگاه ها یا دوران سربازی پس از آن را می گذرانند یا پس از این دوران به دامن خانواده باز می گردند، به خاطر گسترش بیکاری در تأمین نیازهای مالی شخصی، خوداتکایی ندارند و به شدت به حمایت والدین وابسته اند.
بسیاری از جوانان، اطرافیان خود را می بینند که به رغم داشتن مشاغل دولتی یا آزاد و بعد از سال ها زندگی، معاش خود را با سختی تأمین می کنند و گاه ناچار می شوند هم زمان به چند شعل روی آورند.
گذشته از برخی عوامل و زمینه های کاذب نظیر آداب و رسوم غلط، که تأثیر مستقیم در گسترش این نگرانی ها دارند، وضعیت نامطلوب اقتصادی، رشد مستمر تورم، کاهش سرمایه گذاری برای تولید، نبود فرصت های شغلی، وجود شکاف طبقاتی، سوء استفاده از ثروت عمومی و به طور کلی ضعف های جاری در بستر اقتصاد ملی نقش بسزایی در تشدید این نوع نگرانی ها دارند.
آری! به خاطر اهمیت جایگاه اقتصاد در حیات سالم فردی و اجتماعی است که در آموزه های دینی در کنار تأکید بر ضرورت دین باوری و تقویت ارتباط با خداوند، بر تقویت بنیه اقتصادی و سامان دادن به امر معاش تأکید و از فقر و بیکاری به شدت نکوهش شده است. (2)

2. تحصیل
هر جوان ایرانی براساس نظام آموزشی جاری کشور در 18 سالگی می تواند دیپلم دریافت کند. اگر جوان بدون فاصله زمانی از سد کنکور بگذرد و وارد دانشگاه شود تا پایان دوره لیسانس سن او بیست و چهار سال خواهد بود. با فرض عدم تأخیر ازدواج از این دوره زمانی، اگر بیست و چهار سالگی را برای ازدواج پسران تأخیر در سن ازدواج ندانیم، قطعاً این مدت برای دختران تأخیر به حساب می آید. بنابراین برای دختران روند آموزشی جاری از عوامل تأخیر و تا حدودی بازدارنده ازدواج به حساب می آید. این امر با توجه به دو نکته زیر اثبات پذیر است:
1. می دانیم که دختران با توجه به وضعیت جغرافیایی کشور ما حداقل پنج سال پیش از پسران به بلوغ می رسند، (3) یعنی سن ازدواج دختران دست کم پنج سال کمتر از پسران است و به همین میزان دوران طراوت، شادابی و جوانی آنان زودتر از پسران پایان می پذیرد. با این حساب اگر پسر جوانی که در بیست و چهار سالگی، تحصیل مقطع کارشناسی اش پایان پذیرد، برای ازدواج اقدام کند، دچار تأخیر چندانی نشده است، اما دختری که در همین سن لیسانس خود را می گیرد، در صورت اقدام برای ازدواج، حداقل پنج سال تأخیر کرده است، یعنی برای او مناسب بود که بدون فاصله پس از پایان تحصیلات دبیرستان ازدواج نماید.
این پدیده از چشم پسران و خانواده های آنان پنهان نمی ماند؛ چرا که غالباً به دنبال ازدواج با دخترانی اند که سن آنها از پسران کمتر باشد. خلاصه آنکه وضعیت کنونی تحصیل در کشور اگر نگوییم برای عموم جوانان، حداقل برای دختران باعث افزایش سن ازدواج است.
2. تحصیل – به ویژه برای دختران – از جهت دیگر نیز عاملی برای تأخیر ازدواج به حساب می آید، زیرا هر دختر و پسر در کنار شرایط عام، بر برابری تحصیلات یکدیگر تأکید دارند. به عبارت روشن تر اگر پسران حاضر به ازدواج با سطوح پایین تر تحصیلی باشند، عموماً دیده می شود که دختران حاضر نمی شوند با پسرانی ازدواج کنند که فاصله تحصیلی پایین تری از آنان دارند. به طور روشن موارد ازدواج دختران با مدرک لیسانس با پسران دارای دیپلم بسیار کم است. مفهوم سخن آن است که با بالارفتن سطح تحصیل دختران، شرایط آنان برای ازدواج سخت تر می شود و در عمل با کاهش درصد تحقق این شرایط، زمینه تحقق ازدواج دیرتر فراهم می گردد. حال دختری که دارای مدارج فوق لیسانس یا دکترا باشد، امکان ازدواج او دشوارتر هم خواهد بود.
البته نباید انکار کنیم که تحصیل به ویژه در محیط های دانشگاهی با پذیرش رعایت شئونات شرعی در روابط دختران و پسران دانشجو، زمینه آشنایی بیشتر و عمیق تر آنان نسبت به یکدیگر را فراهم می سازد. چنان که افزایش سطح تحصیلی و بالطبع افزایش میزان درایت و عقلانیت در دختران و پسران می تواند مانعی برای شتاب زدگی در ازدواج و عدم آگاهی به قواعد زندگی مشترک به حساب آید. اما باید کاری کرد که این امر به بالا رفتن سن ازدواج نیانجامد.

3. موانع روان شناختی
شماری از جوانان تصویری تاریک، مشوش و پرآشوب از ازدواج و تشکیل خانواده دارند و به رغم تمایل اولیه به ازدواج، به خاطر ترس از غلتیدن در گرفتاری های همسرگزینی، از ازدواج طفره می روند.
عواملی گاه کاذب نگاهی بدبینانه در این دست از دختران و پسران نسبت به تشکیل خانواده ایجاد می کنند. برای مثال جوانان گاه شاهد مشاجرات والدین یا اطرافیان هستند یا از رهگذر رسانه ها به مردان جوانی برخورد می کنند که به خاطر به اجرا گذاشتن مهریه از سوی همسران – با سابقه کمتر از یک سال زندگی مشترک – به زندان افتاده اند، یا با دخترانی روبه رو می شوند که در اثر ضرب و شتم پیوسته شوهران طلاق گرفته اند و به خانه پدر پناه آورده اند. این دست از جوانان که گاه قادر به تحلیل درست رخدادها نیستند، از ازدواج و تشکیل خانواده گریزان می شوند.

4. کم رنگ شدن سنت های دینی
تشویق به ازدواج و تسریع در آن که به استناد آیات و روایات سامان یافته، برای جامعه دین دار و پایبند به سنت های دینی پیش بینی شده است. اگر قرار است مؤمنان، عفیف و پاکدامن زندگی کنند و از دنیا برای آخرت توشه برگیرند، اسلام ازدواج را – در کنار سایر برنامه و شعائر – مقرر کرده است. پیداست که جامعه و خانواده های دین دار به رغم برخی موانع و مشکلات، با شادمانی به استقبال ازدواج می روند و زمینه های این امر را برای فرزندان خود فراهم می سازند. گرچه آماری ویژه در زمینه میزان رویکرد خانواده های مذهبی به ازدواج نداریم؛ شواهد و تجربه به خوبی اثبات می کند که میان پایبندی به سنت ها و شعائر دینی و رویکرد به ازدواج – به عنوان یکی از این سنت های مؤکد – رابطه مستقیم وجود دارد؛ به این معنا که هرچه میزان التزام به آداب، سنت ها و شعائر دینی بیشتر باشد، آمار ازدواج بالا می رود و هرچه از میزان پایبندی کاسته شود، از میزان ازدواج کاسته می شود. این امر می تواند ناشی از چند عامل باشد:
1. مشکلات مالی و اقتصادی به خاطر وجود باورهای قوی دینی، از جمله توکل به خداوند و اعتقاد به حمایت و ولایت الاهی، کمتر ذهن خانواده های مذهبی را مشغول می سازند. آنان در برابر این دست از موانع معتقدند که: «خداوند کریم تر از آن است که بندگانش را به ازدواج تشویق کند، اما در برابر سختی ها و مشکلات آنان را تنها گذارد. » (4)
آنچه درباره پررنگی یا کم رنگی سنت ها و شعائر دینی میان خانواده ها بیان کردیم، درباره جوانان – مخاطبان اصلی این دست از مباحث – نیز صادق است؛ به این معنا که هرچه باور و التزام به سنت ها و شعائر دینی میان جوانان قوی تر باشد، با وجود مشکلات و موانع، رغبت و رویکرد آنان به ازدواج بیشتر خواهد بود؛ چنان که عکس این معادله نیز صادق است.
جوان متعبد و متدینی که می داند ازدواج او را در برابر بسیاری از گناهان جنسی بیمه می کند و از این آموزه ها آگاه است که ازدواج، سنت مورد تأکید اسلام است و دین عزب ماندن را نکوهش کرده است، تا آنجا که بدترین مردگان را مرده های عزب معرفی کرده است، (5) آیا انگیزه اش برای ازدواج تقویت نخواهد شد؟!
باید اذعان کرد که بخشی از بی میلی ها به ازدواج میان خانواده ها و جوانان از رنگ باختن یا کم رنگی شعائر دینی ناشی شده است. حال باید پرسید علت یا علت های این پدیده نامبارک چیست؟
به نظر می رسد این دست از جوانان که ترجیح می دهند بسیار دیرتر از آنچه انتظار می رود، ازدواج کنند یا گاه زمزمه مجرد ماندن بر زبانشان جاری است، از شیوه زندگی غربیان تأپیر پذیرفته اند که ترجیح می دهند به جای پاسخ دادن مشروع به نیازهای طبیعی و غریزی، از مسئولیت سنگین و تا حدودی پر دردسر زندگی مشترک بپرهیزند و مدت ها با دوستان خود از جنس مخالف خوش بگذرانند یا از راه های نامشروع دیگر با این پدیده برخورد کنند تا در فرصتی مناسب، با شکم و طبعی سیر به خاطر برخی ضرورت ها به زندگی مشترک – آن هم به مثابه دو ماشین مکانیکی نیازمند به هم – تن دهند یا که منتظرند دولت ها برای تشویق آنان به ازدواج – آن چنان که در برخی از کشورهای اروپایی و روسیه رسم شده است – ناچار شوند تشویق ها و حمایت های خاصی را در نظر بگیرند.
متأسفانه گاه این زمزمه از زبان برخی جوانان به گوش می رسد که اگر می توان از رهگذر زنان و دختران خیابانی خوش گذراند، چه ضرورتی دارد خود را با ازدواج با یک همسر دچار مسئولیت های خرد و کلان و محدودیت های فراوان بسازیم؟
چنین لجام گسیختگی به صورت محدود در شماری از جوانان و البته بیشتر میان طبقات مرفه به چشم می خورد. (6) با این حال باید از گسترش چنین نگرش خطرآفرینی در جامعه دینی بیم داشت و برای علاج آن چاره اندیشی کرد.
آیا چنین نیست که در قرآن وعده داده شده است که خداوند زوج های مستمند را بی نیاز خواهد کرد؟! (7)
آیا در روایات نیامده است که اگر کسی به خاطر ترس از فقر، ازدواج را کنار گذارد دچار سوء ظن به خداوند شده است؟! (8)
دلیل این امر روشن است، زیرا عمل او به این معنا است که گمان کرده خداوند از این دست از مشکلات خبر ندارد یا اگر خبر دارد، توان حل آنها را ندارد یا اگر توان دارد آن قدر بخشنده نیست که لطفش را شامل حال بندگانش کند! پیداست که ساحت خداوند از همه این بدگمانی ها پیراسته است.
2. خانواده های مذهبی که به سلامت فکری و معنوی جوانان و فرزندان خود اصالت می دهند، وقتی می بینند شمار زیادی از جوانان به تباهی کشیده شده اند، با ازدواج – به عنوان پادزهر مورد توصیه دین – به رویارویی با آفات برمی خیزند.
آیا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نفرمود نیمی از دین با ازدواج حفظ می شود؟! (9)
آیا چنین دل مشغولی هایی در خانواده هایی که سنت های دینی در آنها کم رنگ شده یا رنگ باخته است، نسبت به سلامت روحی و معنوی فرزندان جوان وجود دارد؟! آیا جز این است که این دست از خانواده ها به خاطر اباحی گری دینی، خود و فرزندان را به بسیاری از آلودگی های اخلاقی تشویق می کنند؟!

پیشنهادهایی برای رفع موانع ازدواج
ارائه راه حل های روشن و کارآمد – نه تنها شعاری – برای برطرف کردن یا کاستن از مشکلات به تحقیقات دراز دامن نیازمند است. در اینجا به برخی از این راه حل ها به اجمال اشاره می کنیم.
درباره نگرانی های اقتصادی باید گفت – چنان که اشاره شد – بخشی از مشکلات به مسائل کلان اقتصادی کشور، بخشی به سنت ها و آداب و رسوم ناصحیح و برخی به جوانان و خانواده ها باز می گردد.
درباره مشکلات کلان اقتصادی کشور، طراحی برنامه ها و اتخاذ تصمیمات دراز مدت، میان مدت و کوتاه مدت ضروری است.
برنامه ریزی برای پرداخت وام هایی از قبیل ازدواج، مسکن، خود اشتغالی و… جزو برنامه های کوتاه مدت و ضربتی شمرده می شود.
برنامه های بلند مدت و میان مدت باید به سامان دهی و رشد و بالندگی اقتصاد ملی ناظر باشد. به عبارت ساده تر بسیار ساده اندیشی است که گمان شود با اعطای وام های محدود که در عمل به بدهکار کردن جوانان بیکار خواهد انجامید، می توان مشکلات و نگرانی های اقتصادی جوانان را به طور اساسی و بنیادین حل کرد. (10) این امر در مرحله نخست به ایجاد فرصت شغلی غیر کاذب برای جوانان خواهان ازدواج منوط است و ایجاد فرصت شغلی، به رشد تولید، ایجاد و گسترش مراکز تولید و سرمایه گذاری های کلان داخلی و خارجی بستگی دارد.
اگر ازدواج به مقوله ای بس پیچیده به نام اقتصاد ارتباط پیدا می کند که واقعاً نیز چنین است، دیگر نباید با آن به سادگی و با سطحی اندیشی برخورد کرد.
از خانواده ها و جوانان دین دار و پایبند به سنت های دینی می توان انتظار داشت که با اعتماد به وعده های الاهی – به رغم همه مشکلات و نگرانی های اقتصادی – به ازدواج روی آورند و این سنت مؤکد اسلامی را پاس بدارند و به سلامت اجتماع کمک رسانند؛ اما آیا عموم مردم از این درجه از ایمان، توکل و باور توحیدی برخوردارند؟
به نظر می رسد در کنار تأکید و تشویق به ازدواج، باید برای رفع نگرانی ها و مشکلات جوانان چاره ای مناسب، منطقی و واقع بینانه اندیشید. این امر در مرحله نخست به سامان دهی همه جانبه و رشد اقتصاد ملی بستگی دارد و این از مواردی است که رابطه دین با دنیا را به خوبی به تصویر می کشد و نشان می دهد که آبادانی دنیای مردم تا چه حدی می تواند به آبادانی معنوی و اُخروی آنان یاری رساند. (11)
در کنار تأکید بر ضرورت رشد و بالندگی اقتصاد ملی در قالب طرح ها و برنامه های بلند مدت و میان مدت، نمی توان از نقش و تأثیرگذاری اقدامات فوری و ضربتی نظیر آنچه امروزه در کشور شاهدیم، غافل ماند. بدون تردید وقتی جوانان ببیند دولتمردان و پیکره حکومت اسلامی در اندیشه آنان است و در کنار طرح ها و برنامه های کلان اقتصادی، راه حل های راهبردی کوتاه مدت را با جدیت دنبال می کنند، عملاً برای ازدواج تشویق خواهند شد.
در اینجا باید از نقش اقدامات خیرخواهانه ثروتمندان نیکوکار یا مؤسسات خیریه، در تشویق جوانان به ازدواج یاد کنیم که تا کنون خدمات شایان تقدیری ارائه کرده اند. این دست از اقدامات مؤمنان برای تسریع و آماده سازی مقدمات ازدواج جوانان و استمرار حمایت ها برای تشکیل خانواده و کمک به هزینه های پس از ازدواج، مورد تأکید روایات پیشوایان دینی است. (12)
در مورد آن دسته از مشکلات اقتصادی که به آداب و سنت های ناصحیح جوانان یا خانواده ها باز می گردد، در درجه نخست باید خود مردم به بازنگری در آداب و رسوم اجتماعی و اصلاح آنها بپردازند؛ هر چند دولت اسلامی نیز باید از رهگذر رسانه ها و ابزارهایی که در اختیار دارد، به اصلاح فرهنگ عمومی کمک کند.
شیربها، مهریه های سنگین، چشم و هم چشمی های کاذب، اصرارهای بی جای جوانان یا خانواده ها بر تشریفات مراسم ازدواج، رعایت نکردن اصل کفاف و ساده زیستی، رواج رویه تجمل طلبی و مصرف گرایی، گره هایی اند که خود بر این سنت الاهی بسته ایم و کلید گشودن آنها نیز در دست خود ما است.
برخی از صاحب نظران برای حل مانع اقتصادی بر سر راه سنت ازدواج، در کنار راه حل های پیشین پیشنهاد دیگری ارائه می کنند؛ و آن اینکه ازدواج تا مرحله عقد شرعی میان دختر و پسر شکل بگیرد و آن دو تا زمان پایان تحصیل یا یافتن شغل مناسب و آماده سازی مقدمات شروع زندگی مشترک، از نعمت ارتباط با یکدیگر برخوردار باشند، در عین حال هر یک در خانه پدر و مادرشان بمانند و از حمایت مالی آنان – با این فرض که گویا ازدواج نکرده اند – برخوردار باشند. آنان می توانند تا فرارسیدن زمان مناسب برای برگزاری مراسم ازدواج از فرزنددار شدن – از طریق راه حل های شرعی – جلوگیری کنند تا لزوماً تسریع در زندگی مشترک بر آنان تحمیل نشود. با این طرح ضمن آنکه سنت ازدواج تحقق می یابد و همه ثمرات آن – به ویژه سلامت فکری و رفتاری زوجین – تضمین می شود، مشکلات و نگرانی های اقتصادی تا حدود زیادی مرتفع می شود یا به تأخیر می افتد.
باید توجه داشت که این پیشنهاد میان بسیاری از خانواده های ایرانی عملی شده است و می شود؛ به گونه ای که در بسیاری از موارد به خاطر این است از مشکلات، میان مراسم عقد و مراسم عروسی زوجین چند سال فاصله می افتد. با این حال عموم خانواده ها با این پدیده با احتیاط برخورد می کنند و در مواردی تن به این کار می دهند که اطمینان یابند داماد در آینده ای نزدیک از قدرت مالی مناسبی برای تشکیل زندگی مشترک برخوردار خواهد شد و به عبارت ساده تر بیشتر مردم در صورتی که جوانی شغل مناسب نداشته باشد، با ازدواج او، با این نگاه امیدوارانه که در آینده به کاری مناسب دست خواهد یافت، موافقت نمی کنند.
درباره مانع تحصیل که عموماً به دختران جوان محدود شده و باعث افزایش سن ازدواج و نیز احیاناً سخت شدن شرایط پذیرش ازدواج می شود، تا کنون راه حلی ارائه نشده است. با این حال به نظر می رسد سن ازدواج دختران را حداقل بین دو تا سه سال می توان کاهش داد. توضیح اینکه دختران یک یا دو سال زودتر از پسران به بلوغ جنسی و جسمی می رسند و این به معنای پیش گامی آنان در بلوغ عقلی نیز هست. اگر یک یا دو سال تحصیلی از مقطع ابتدایی و راهنمایی دختران کاسته شود یا درس ها در سایر سال های تحصیلی ادغام شود، امکان کاهش سن ازدواج دختران فراهم می شود؛ البته باید پذیرفت که این پیشنهاد به کارشناسی های دقیق تر نیاز دارد.
موانع روان شناختی از رهگذر تبلیغات مثبت و سازنده و استفاده از رسانه های گروهی و وسایل ارتباط جمعی و تدوین قوانین مناسب و اِعمال صحیح آنها قابل کاستن است.
آیا شیوه کنونی دادگاه های کشور در به زندان انداختن مردان جوان به خاطر به اجرا گذاشتن مهریه توسط همسران حل شدنی نیست؟
آیا دستگاه قضایی با برخورد شدید قانونی با مردانی که همسرشان را پیوسته مضروب و مجروح می کنند، نمی تواند از نگاه منفی به پدیده ازدواج بکاهد؟
درباره کم رنگ شدن سنت های دینی نیز باید به دو نکته زیر توجه داشت:
1. پدیده کم رنگ شدن سنت های دینی میان طیفی از اجتماع که گاه از آن به پدیده «اباحی گری» (13) یاد می شود، معلول عوامل مختلفی است و به پایبندی به بسیاری از سنت ها و شعائر دینی از جمله نماز، حجاب و ازدواج آسیب می رساند، بنابراین باید با نگاهی فراگیر به این پدیده نگریست و برای علاج مجموعه آنها چاره اندیشی کرد.
2. از عوامل گسترش سستی در سنت های دینی، پدیده جهانی شدن (14) و پیامدهای آن، از جمله تسریع و تسهیل در ارتباطات و تعامل های فرهنگی است. گرچه برخی می پندارند با محدود سازی از طریق ممنوع کردن استفاده از ماهواره ها، مسدود کردن سایت های مخرب اینترنتی و کنترل آمد و شد اتباع بیگانه به کشور می توان با این پدیده به طور کامل به مقابله برخاست؛ اما باید تأکید کنیم که این برخوردها بدون دنبال کردن برنامه های بنیادین، مقطعی و غیر واقع بینانه اند.
برای حل بنیادین بحران ذوب شدن فرهنگ اسلامی و فرهنگ ملی در پی هجوم فرهنگ های منحط وارداتی، در کنار برخی دیگر از اقدامات، می بایست از رهگذر غنا بخشیدن به فکر و اندیشه مردم با فرهنگ اصیل، فطری و عقلانی اسلام، و نیز مایه های اصیل و پرمایه ملی همچون شعر و ادبیات عارفانه، با این پدیده به مقابله برخاست. آیا خانه ای که – به تعبیر قرآن – همچون بنیان مرصوص بنا شود، (15) در برابر سیل پایدار نخواهد ماند؟

پی‌نوشت‌ها:

1. بنگرید به: محمد جعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوق، ص 718.
2. برای آگاهی بیشتر بنگرید به: محمد محمدی ری شهری، العقل و الجهل فی الکتاب و السنه، ص 151.
3. براساس تحقیقات انجام یافته در دبیرستان های دخترانه تهران، 0/787% از دختران در نه سالگی، 5/24% در ده سالگی، 13/3% در یازده سالگی، 37/5% در دوازده سالگی و 8/9% در چهارده سالگی دچار قاعدگی می شوند. (بنگرید به: جمعی از نویسندگان، سن ازدواج دختران، ص 153؛ به نقل از: محمد حسن مرعشی، «تحقیقی درباره سن بلوغ» ، فصلنامه حقوقی و قضایی دادگستری، شماره 4، تابستان 1371، ص 75. ) این آمار نشان می دهد که دختران در ایران با توجه به اقتضائات آب و هوایی عموماً از دوازده سالگی آمادگی جسمانی برای ازدواج دارند.
4. پیش از این گفتار خداوند در قرآن مبنی بر وعده الاهی برای بی نیاز ساختن زوجین فقیر و همچنین روایاتی در نکوهش کسانی که به خاطر فقر از ازدواج فاصله می گیرند، ذکر کردیم.
5. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «رُذال موتاکم الغزاب. » (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 5، ص 329. )
6. معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان ملی جوانان کشور گفت: «متأسفانه 56 درصد جوانان ما براساس اظهارات خود اعلام کرده اند که در طول دوران جوانی با یک دختر در ارتباط بوده اند که متأسفانه از این تعداد 26 درصد منجر به رابطه نامشروع جنسی شده است. » وی افزود: «جای تأسف است که 13 درصد روابط نامشروع جنسی در بانوان منجر به حاملگی ناخواسته شده که این افراد ناچار به سقط جنین شده اند. » (به نقل از: سایت عصر ایران، کد خبر: 60498، مورخه 1387/10/5. )
7. «إِن یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ. » (نور (24) : 32. )
8. امام صادق علیه السلام فرمود: «من ترک التزویج مخافه العیله فقد أساء بالله الظن. » (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 5، ص 330. )
9. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «من تزوج أحرز نصف دینه (و فی حدیث آخَرَ] فلیتق الله فی النصف الأخر أو الباقی. » (همان، ص 328؛ محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق) ، من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 382. )
10. در بخشی از نتایج تحقیقات چهار تن از اساتید دانشگاه که براساس پرسش نامه هایی خاص از دوازده گروه مختلف از جمله دانشجویان دانشگاه های شهید بهشتی و تهران، ناظر به ازدواج های دانشجویی، تهیه شده است، آمده است: «تنگناها و مشکلات اقتصادی نقش بسیار مهم و مؤثری در جلوگیری از ازدواج جوانان ایفا می کند، اما صرف برگزاری جشن های ازدواج دانشجویی به تنها برای ترغیب دانشجویان و به طور کلی جوانان، به ازدواج کافی نیست، چرا که نگرانی در مورد ازدواج، مسئولیت ها و پیامدهای آن، وسیع تر و گسترده تر از آن است که صرفاً بتوان با تسهیل شروع زندگی مشترک این نگرانی ها را برطرف کرد. بنابراین بایستی از ساده نگری در مواجهه با این موضوع اجتناب کرد و مشکل را در گستره واقعی و وسیع آن (یعنی اشتغال و سطح درآمد) مورد توجه قرار داد. » (جمعی از نویسندگان، گزارش تحقیق ارزیابی نتایج پیامدهای ازدواج دانشجویی. )
11. روایتی منسوب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است: «لو لا رمحه ربی لکاد الفقر أن یکون کفراً. » (ملامحمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج 9، ص 318. ) از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: «کاذ الفقر أن یکون کفراً و کاد الحسد أن یغلب القدر. » (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 2، ص 307. )
12. به عنوان نمونه امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «من زوج أعزب کان ممن ینظر الله عزوجل إلیه یوم القیامه؛ هر کس مقدمات ازدواج جوان مجردی را فراهم آورد، از کسانی است که خداوند روز قیامت به آنها [به مهربانی و رأفت] می نگرد. » (بنگرید به: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج، ص 331. )
13. اباحه در لغت به معنای مباح کردن، حلال دانستن و جایز شمردن است و در اصطلاح فقهی یکی از عناوین تکلیفی پنج گانه در برابر حرام است و شامل واجب، مستحب و مکروه می شود. از پدیده اباحی گری با عناوین مختلفی همچون «اباحتی» یا معادل آن در عربی «اباحیه» یاد می شود؛ چنان که در کتب فِرَق و مذاهب یا مشرب های فکری از فرقه یا مشرب فکری و عملی «اباحیه» یاد شده است. (بنگرید به: علی نصیری، «اباحه گری آفت دین داری» ، فصلنامه کتاب نقد، ش 40، ص 3. )
14. از پدیده جهانی شدن، گاه با تعابیر دیگری نظیر: «کوچک شدن جهان» ، «پهنه جهانی پیدا کردن مسائل» ، «دهکده جهانی» ، «سرزمین زدایی» ؛ «پایان جغرافیا» ؛ «پایان عصر وستفالیا» و ظهور «زیست بوم جهانی» یا عناوینی همچون: «جهان گرایی، جهانی سازی، یک پارچگی جهان، نظام جهانی و جهان داری» یاد می شود. تا کنون برای مفهوم «جهانی شدن» تعاریف مختلفی ارائه شده است و که هر یک از آنها از زاویه ای خاص به این پدیده نگریسته اند. گیدنز، نظریه پرداز مسئله جهانی شدن در تعریف آن آورده است: «تقویت مناسبات اجتماعی جهانی که محل های دور از هم را چنان به هم ربط می دهد که هر واقعه تحت تأثیر رویدادی که با آن فرسنگ ها فاصله دارد، شکل می گیرد و برعکس. » رابرتسون دیگر نظریه پرداز مسئله جهانی شدن در تعریف آن می گوید: «جهانی شدن مفهومی است که به فشرده شدن جهان و هم تشدید آگاهی جهانی اشاره دارد. فرایندی که وابستگی متقابل حقیقتاً جهانی و آگاهی از جهان به عنوان یک کلیت یک پارچه را در قرن بیستم به دنبال داشته است. » (بنگرید به: محمد جواد صاحبی (به اهتمام)، جهانی شدن و دین؛ فرصت ها و چالش ها (مجموعه مقالات چهارمین کنگره دین پژوهان) ، ص 270، 271 و 379.
15. صف (61) : 4. این مسئله که با پدیده جهانی شدن و لزوم منفی آن به ویژه در حوزه فرهنگ چگونه باید برخورد کرد، نیازمند تحقیقات عمیق و گسترده ای است.
منبع:نصیری، علی، (1389)، آیین همسر گزینی، قم، دفتر نشر معارف، چاپ اول.

مطالب مشابه