اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)

اعتراف معاویه به شایستگی علی اکبر (ع)

نویسنده: سید محمد ناظم زاده قمی

حضرت علی اکبر (ع) فرزند حسین بن علی بن ابیطالب(ع) و لیلی بنت ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی ، در اوایل خلافت عثمان بن عفان، یازدهم شعبان سال 33 هجری قمری در مدینه به دنیا آمد و در سن 28 سالگی در کربلا به شهادت رسید.
از نظر وجاهت وزیبایی، ملاحت و دلربایی، شبیه‌ترین مردم به رسول خدا(ص) بود. همچنین دارای صورت و سیرتى جذاب و طبع بلند، منظره ملیح، داراى ادب و تربیت بى‌نظیر، و پیوسته با خضوع و خشوع و با صلابت و بزرگوار بود.
علی اکبر همچنین دارای صدای خوشی بود به گونه ای که گاهی که اباعبداللّه الحسین(ع) برای صوت قرآن جدّ عزیزش دلتنگ می‌شد، به علی می‌فرمود: “علی جان! برایم قرآن بخوان تا از آن لذت و بهره برم.”
او در ویژگى‌هاى معنوى و فضایل علمى و اخلاقی، رشد جسمى و اجتماعى و کمالات روحى و مناقب نفسانى و سجایاى ملکوتى در میان تمام بنى هاشم و یاران پدر بزرگوارش امام حسین بن علی(ع) کم نظیر بود. این روحیه قوی و صفات شایسته، چنان ابهت و عظمت به علی اکبر داده بود که افزون بردوستان، دشمنان اهل بیت نیز به برتری‌هایش اعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف می‌کردند.
روزی معاویه از اطرافیانش پرسید: “چه کسی در این زمان برای خلافت مسلمانان بردیگران برتری دارد و برای حکمرانی بر مردم از دیگران سزاوارتر است؟” اطرافیان متملق به ستایش خلیفه پرداختند و او را لایق این منصب معرفی کردند. ولی معاویه گفت: “نه چنین نیست، اولی الناس بهذا الامرعلی بن الحسین بن علی، جدّه رسول اللّه و فیه شجاعه بنی‌هاشم و سخاه بنی امیه و رهو ثقیف؛ شایسته‌ترین افراد برای امر حکومت، علی اکبر فرزند حسین است که جدّش رسول خدا است و شجاعت بنی‌هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است.”
شجاعت و دلاورى على اکبر و رزم آورى و بصیرت دینى و سیاسى او، در سفر کربلا به ویژه در روز عاشورا تجلى کرد. از میان خاندان هاشمی، نخستین کسی که در کارزار کربلا به میدان شتافت، علی اکبر بود. همچنین زمانی که امام حسین بن علی(ع) از منزلگاه «قصر بنى مقاتل» گذشت، و خوابی به او دست داد و پس از بیدارى «انا لله و انا الیه راجعون» گفت و خداوند را حمد کرد، وقتی على اکبرسبب این حمد و استرجاع را پرسید، حضرت فرمود: “در خواب دیدم سوارى مى‌گوید این کاروان به سوى مرگ مى‌رود.” علی اکبر پرسید: “مگر ما بر حق نیستیم؟” امام فرمود: “چرا.” علی اکبر عرض کرد: “فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقین؛ پس باکى از مرگ در راه حق نداریم!”
در پایان خوب است راجع به اینکه آیا حضرت على اکبر(ع) داراى خانواده و فرزندانى بوده است یا نه، مطلبی گفته شود که با توجه به زیارت نامه های حضرت به نظر می رسد که ایشان نیز دارای عهد و عیال بوده اند.
زیارت نامه ایشان عبارت است از: “صلى الله علیک و على عترتک و اهل بیتک و آبائک و ابنائک.” همچنین سفارش امام صادق (ع) به ابو حمزه ثمالى که فرمود: “چون به قبر حضرت رسیدی، ضع خدک على القبر! و قل: صلى الله علیک یا ابا الحسن! ” که با توجه به این فراز، ایشان فرزندى به نام “حسن” داشته است.
به علاوه طبق برخى روایات، نظیر روایت “احمد بن نصر بزنطی”، حضرت على اکبر(ع)، ام ولد (کنیز) داشته است و از او صاحب فرزند بوده است.
گرچه برخى از علماى انساب تصریح کرده‌اند که از آن بزرگوار اولادى نمانده و نسل امام حسین (ع) تنها از طریق امام چهارم حضرت سجاد(ع) ادامه پیدا کرده است.
منابع
– قصه کربلا
– مقاتل الطالبین
– ارشاد شیخ مفید
– مصائب امام حسین(ع)
– ابصارالعین فی انصارالحسین
منبع : باشگاه اندیشه

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید