رعايت حق رمضان‏

رعايت حق رمضان‏

براى شناخت حق ماه مبارك رمضان و اهتمام در اداى حق آن بايد بينديشيم هدف از روزه چه بوده و چرا خداوند اين ماه را گرامى داشته است.
اين طور كه از بيان معصومان عليهم السلام پيداست، همه حيثيت و منفعتى كه براى روزه متصوّر است، همان جنبه ايجاد مصونيت و ملكه تقوا نسبت به همه اعضا و جوارح انسان است، چرا كه هر يك از اعضا و جوارح، به نحوى در معرض تهديد گناه قرار دارند.
زبان، گوش، چشم، شكم و غريزه جنسى، همه در معرض خطر هستند و روزه يك عمل عبادى تمرينى است كه ابتدايى‏ترين شكل آن، با پرهيز و خوددارى از آشاميدن و خوردن تحقّق پيدا مى‏كند، و زمانى اين عمل به مرحله كمال مى‏رسد كه تورّع و پرهيز، به همه تمايلات و خواهش‏ها تسرّى پيدا كند، يعنى همانگونه شخص براى مدّتى دهان و شكم را از لذايذ، حتى خوردنى‏ها و نوشيدنى‏هاى حلال محروم مى‏كند، بايد چشم و گوش را از ديدن و شنيدن ناروا و حرام باز دارد و غريزه جنسى را مهار كند، در اين صورت نتيجه روزه كه همان توفيق در مالكيت نفس و غرايز است براى انسان حاصل مى‏شود و اگر انسان توانست مالك نفس خود شود، خويش را از خطرات و عواقب سوء دنيوى و اخروى شهوت پرستى حفظ كرده است.
امام على عليه السلام مى‏فرمايد:
فازَ مَنْ غَلَبَ هَواهُ وَ مَلِكَ دَواعِىَ نَفْسَهُ. «1»
كسى كه زمام تمايلات خود را به دست گرفت و مهار كرد، رستگار است.
آرى، اگر انسان موفّق شد به وسيله روزه و ممارست در اطاعت، دشمن درونى را مهار كند، به روزه واقعى نايل شده است.
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در اين باره مى‏فرمايد:
الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ. «2»
روزه، سپر آتش است.
و اين همان معناى سپر بودن و حايل شدن روزه در برابر آتش است يعنى: روزه ميان انسان و آتش حايل مى‏شود و او را از ابتلاى به آتش شهوات و تمنّيات غرايز باز مى‏دارد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايند:
اعْدى‏ عَدُّوِكَ نَفْسُكَ الَّتِى بَيْنَ جَنْبَيْك. «3»
دشمن‏ترين دشمنان همان دشمن درونى است كه بين دو پهلوى تو مى‏باشد.
اگر توانستى حق روزه را به درستى و با تمام و كمال به جا آورى، در حقيقت به ثمره روزه و دستاورد آن، نيز خواهى رسيد.
جالب اين است كه ثمره تقوا كه خداوند بر روزه مترتّب مى‏فرمايد، ريشه در نگهبانى و پاسدارى از هويّت انسانى دارد و به طور كلى هر ثمره و خصوصيّتى براى روزه ذكر شده، براى تقوا هم ذكر شده است، چون روزه طريق تحصيل همان ملكه است.
امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد:
فَانَّ التَّقْوى‏ فِى الْيَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجَنَّةُ وَ فى‏ غَدٍ الطَّريقُ الَى الْجَنَّةِ. «4»
به طور قطع امروز، تقوا، سپر از بلا و فردا، راه بهشت الهى است.
اگر در دنيا سپر را به دست آوردى و اين حائل را در ميان خود و آتش قرار دادى، نتيجه‏اش اين است كه در قيامت هم راه بهشت به سوى تو باز خواهد بود. يعنى بايد تقواى فرد به مرحله‏اى برسد كه احساس نفرت و گريز از پليدى، حرام، گناه و نامشروع را در او، به وجود آورد.
براى به دست آوردن حق ماه رمضان، بايد همه حقوقى كه پيرامون گوش، چشم، زبان، دست و پا، شكم و غريزه جنسى مى‏باشد و همچنين درمان همه دردها و رنج‏ها و خطراتى كه هر يك از اين اعضا و جوارح را تهديد مى‏كند را با عبادت روزه به جا آورد؛ چرا كه با ملكه‏اى كه در سايه اين عبادت براى انسان حاصل مى‏شود، مى‏توان به مبارزه با خطرات برخاست و بر همه آنها پيروز شد، اين از خواص روزه حقيقى است.
امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:
اذا صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شَعْرُكَ وَ جِلْدُكَ وَ عَدَّدَ اشْياءَ غَيْرَ هذَا وَ قالَ: لايَكُونُ يَوْمُ صَوْمِكَ كَيَومِ فِطْرِكَ. «5»
تو زمانى روزه دارى، كه گوش و چشم و موى و پوست و ديگر اعضاى بدنت روزه باشد، بايد روزى كه روزه دارى با روزهاى ديگرت متفاوت باشند.
انسان روزه دار بايد وقار و طمأنينه روزه در او پيدا شود به گونه‏اى كه نه تنها زبان، چشم، گوش او بايد روزه باشد، بلكه اين ملكه و ممارست بايد به حدّى از كمال برسد كه علاوه بر اين‏ها، قلب روزه دار هم روزه باشد.
امير المؤمنين على عليه السلام مى‏فرمايد:
صِيامُ القَلْبِ عَنِ الْفِكْرِ فى الآثامِ افْضَلُ مِنْ صِيامِ الْبَطْنِ عَنِ الطَّعامِ.
اگر انسان موفّق شود قلب را از انديشه گناه پاك و مطهّر نگاه دارد بهتر از آن است كه فقط شكم را از خوردن و آشاميدن باز دارد.
هنگامى دستيابى به چنين مرحله‏اى، ميسّر است كه انسان بتواند بر پليدى و پستى گناهان، چنان اشراف پيدا كرده، و به عوارض سوء آن‏ها آگاه شود، كه هرگز فكر و ذهن او به سوى گناه نرود، از طرفى آن چنان اقتدارى بر انديشه خود پيدا كند كه راه گناه را بر خيال و تصوّر خود ببندد.
با وجوب چنين واجبات عبادى، در واقع خداوند منتّى بر انسان گذاشته كه راه و رسم صحيح زندگى را به او بياموزد و در سايه اين واجبات عبادى، ملكه تقوى براى او حاصل شود و روح او در سايه اين تقوى لطافت پيدا كند.

پي‌نوشت‌ها:

(1)- غرر الحكم: 241، حديث 4885.
(2)- بحار الأنوار: 65/ 333، باب 27، حديث 10؛ الكافى: 4/ 62، حديث 1؛ من لايحضره الفقيه: 2/ 74، حديث 1871.
(3)- بحار الأنوار: 67/ 64، باب 45، حديث 1؛ عوالى اللآلى: 4/ 118، حديث 187.
(4)- نهج البلاغه: خطبه 233.
(5)- بحار الأنوار: 94/ 351؛ الكافى: 4/ 87، حديث 1؛ من لايحضره الفقيه: 2/ 108، حديث 1855.

منبع: پایگاه عرفان
کتاب نظام تربيت در اسلام ، نوشتہ : حضرت آیت اللہ حسین انصاریان

مطالب مشابه