ویژه نامه روز سیزدهم ضیافت الهی

ویژه نامه روز سیزدهم ضیافت الهی

نويسنده: سید امیرحسین کامرانی راد

دعای روز سيزدهم
اَللّهُمَّ طَهِّرْنى فيهِ مِنَ الدَّنَسِ وَالاْقْذارِ وَصَبِّرْنى فيهِ عَلى كاَّئِناتِ
خدايا پاكم كن در اين ماه از چركى و كثافات و شكيبايم كن بر مقدراتى كه
الاْقْدارِ وَوَفِّقْنى فيهِ لِلتُّقى وَصُحْبَةِ الاْبْرارِ بِعَوْنِكَ يا قُرَّةَ عَيْنِ الْمَساكينَ
خواهد شد و موفقم دار در اين ماه به پرهيزكارى و هم نشينى با نيكان به كمك خودت اى روشنايى ديده مسكينان

زلال وحی
معارفي پيرامون قرآن(قسمت سوم و پایانی)
مراتب قرآن
قرآن كريم نظير كتاب هاى معمولى نيست كه سراسرش در اختيار خوانندگان باشد بلكه كتابى است الهى و داراى مرتبت ها و مرحله ها ، ظاهر و باطن دارد و باطنش نيز داراى بطونى است ، مرحله اعلاى آن ام الكتاب است چنان كه مى فرمايد : «وَإِنَّهُ فِى أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِىٌّ حَكِيمٌ ؛ و همانا كه آن در امّ الكتاب كه لوح محفوظ است، نزد ما بلند مرتبه و حكيم است».
اصل و ريشه و مادر آن كه عالى ترين مرحله و وجود حقيقى است نزد خدا است، همان مرتبه عاليه اى كه در دست فرشتگان مقرب و مورد اكرام الهى است: « بِأَيْدِى سَفَرَة * كِرَام بَرَرَة ؛ در دست سفيرانى * بزرگوار و نيكوكار» .
و مرتبه پايين و نازل آن به دست مردم و به زبان عربى آشكار است: « إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ كه ما آن را به زبان عربى فصيح و گويا قرار داديم تا در آن تعقّل كنند».
و در اين مرحله آن ، محتوا در قالب الفبايى در مى آيد ، شنيده مى شود ، ديده و نوشته مى شود ، تفسير و تأويل مى گردد ، تا زمينه فهم و تعقل و ترقى و تكامل انسان فراهم آيد ، در همين آيه يادآور شده كه قرآن را به صورت عربى فصيح درآورده ايم تا منشأ تعقل و فهم و انديشيدن شما باشد : «لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ».
آشنايى با قرآن
براى آشنايى اجمالى با قرآن مى توان از روزنه نام ها و صفاتى كه خداى متعال براى اين گنجينه حياتى در خود قرآن گشوده است نيم نگاهى انداخت .
اين اوصاف به شصت عنوان بالغ مى شود و در يك نظر مى توان آنها را به ده دسته تقسيم كرد:
اوصاف دهگانه قرآن
1 ـ صفات كلى قرآن كه به منزله عنوان مشير يا معناى جنسى است مثل :« كتاب ، حديث ، قول » كه هيچ گونه دلالتى بر اهداف نزول و ويژگيهاى قرآن ندارد.
2 ـ اوصافى كه دلالت بر نحوه بيان قرآن دارد مثل : « عربى ، مبين ، متشابه ، مثانى ، تفصيل ، مفصل ».
3 ـ اوصاف مدح آميزى كه اجمالا دلالت بر اهميت و وفور فايده و بركات آن دارد مثل : « عظيم ، ثقيل ، كريم ، مجيد ، مبارك ، احسن الحديث ، علىّ ، حكيم و عزيز».
4 ـ صفت هايى كه موضع اين كتاب را نسبت به ساير كتاب هاى آسمانى بيان مى فرمايد مانند : « تصديق ، مصدق و مهيمن ».
5 ـ عناوينى كه بر نزول آن از طرف خداى تعالى دلالت دارد مانند : « كلام الله، آيات الله، تنزيل و منزل» عنوان‌هاى حق، حق اليقين و صدق را نيز مى توان جزء اين دسته به حساب آورد و شايد ملحق به دسته ششم باشد.
6 ـ عنوان هايى كه بر صحيح بودن محتوى و محكم و متقن بودن مضمون و روشنى مفاهيم آن دلالت دارد ، مفاهيمى كه قواى فكرى و عقلانى انسان را تغذيه مى نمايد و حق و باطل را از يكديگر جدا مى سازد مانند : « علم، برهان، تبيان، بيان، بينات، فرقان، فصل، قيم و غير ذى عوج ».
7 ـ اوصافى كه دلالت بر نيروى انگيزنده قرآن دارد، نيرويى كه انسان را براى حركت تأمّلى به فعاليت وامى‌دارد مانند: «بشرى، بشير و نذير ».
8 ـ اوصافى كه دلالت دارد قرآن دل را بيدار نموده و از غفلت و بى خبري خارج و براى پذيرش حق آماده مى‌سازد مثل « ذكرى، ذى الذكر، تذكر و موعظه».
9 ـ عناوينى كه دلالت دارد قرآن امراض روحى را شفا مى دهد و موانع را برطرف مى سازد مانند: «شفا» .
10 ـ اوصافى كه دلالت بر روشن گرى قرآن نسبت به همه مراحل كمال يا ابعاد انسان دارد يعنى هم در مرحله شناخت فكر و عقل را هدايت مى كند و بينش صحيح و يقين به انسان مى بخشد و هم به دل روشنى و آگاهى داده و آن را براى گرايش و پذيرش حق آماده مى سازد و هم روح را در سير صعودى قدم به قدم همراهى و راهنمايى مى كند تا درجات عاليه كمال را يكى پس از ديگرى طى كند و به هدف نهايى برسد: « يَهْدِى بِهِ اللهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ ؛ خدا به وسيله آن نور و كتاب كسانى را كه از او پيروى كنند به راه هاى سلامت راهنمايى مى كند»
قرآن معرِّف مقام مقدس احديت
اين كتاب شريف صورت احديت جمع جميع اسما و صفات و معرف مقام مقدس حق به تمام شؤون و تجليات است و به عبارت ديگر اين صحيفه نورانيه صورت « اسم اعظم » است چنان كه انسان كامل نيز صورت اسم اعظم است بلكه حقيقت اين دو در حضرت غيب يكى است و در عالم تفرقه از هم به حسب صورت متفرق گردند ولى باز به حسب معنا از هم متفرق نشوند و اين يكى از معانى« لَنْ يَفْتَرِقَا حتّى يَرِدَا عَلىَّ الحَوض » مى باشد .
و چنان كه حق تعالى به يدى الجلال و الجمال تخمير طينت آدم اول و انسان كامل فرموده ، به يدى الجلال و الجمال تنزيل كتاب كامل و قرآن جامع نموده و شايد به همين جهت آن را قرآن نيز گويند چه كه مقام احديت جمع وحدت و كثرت است .
و از اين جهت اين كتاب قابل نسخ و انقطاع نيست زيرا كه اسم اعظم و مظاهر او ازلى و ابدى است و تمام شرايع به همين دعوت ، به همين شريعت و ولايت محمديه است.
آنچه صريحاً يا ظاهراً در قرآن كريم آمده در چند دسته است :
الف : معارفى كه به اسماء و صفات الهى مربوط مى شود از قبيل : حيات، علم، قدرت، سمع، بصر، توحيد و ساير اوصاف كمالى كه به ذات خدا بستگى دارد .
ب : معارفى كه مرتبط است به افعال الهى مانند: خلق و امر و اراده و مشيت، هدايت، قضا و قدر ، جبر و تفويض ، رضا و سخط و . . .
ج : معارف مربوط به واسطه هاى فيضى مانند: لوح، قلم، بيت معمور و امثال آن كه واسطه فيضى بين خداى متعال و انسان ها هستند.
د : مباحث مربوط به شناخت انسان و تبيين حقيقت وى در جهان چه انسانِ پيش از دنيا و چه انسان پس از دنيا و چه انسان در دنيا.
و مباحثى كه در زمينه پيدايش انسان، معرفت انسان، معرفت اصول اجتماعى انسان، انسان هاى كامل و نمونه و كمال انسان به عنوان نبوت، الهام، شريعت و نيز آنچه بيانگر آينده انسان يعنى برزخ و معاد است.
و همچنين معارفى كه درباره اخلاق ، تهذيب ، تربيت و مقام هاى اولياى الهى است .
در مجموع هر آنچه به سعادت بشر مربوط است از عقيده و اخلاق و عمل همه در قرآن بيان شده است و از آنجا كه عقيده و اصول دين زيربنا و پايه اخلاق و عمل است، خداى سبحان نسبت به آن عنايت ويژه اى فرموده و مى توان گفت هيچ عقيده اى در جهان نيست كه قرآن درباره آن سخن نگفته باشد . قرآن حق را تأييد و باطل را نفى مى كند و اين امر شامل همه عقايد گذشته و آينده مى شود ، بايد همه مكتب هاى بشرى بر اين ميزان الهى عرضه شود و صحت و سقم آنها روشن گردد ، زيرا قرآن در اين باره اظهار نظر كرده است .
زمينه‌هاى راه‌يابى به قرآن
راه يابى به باطن و اسرار اين كتاب شرايطى دارد ، بايد نردبان تقوا طى گردد تا انسان به معراج طهارت برسد زيرا ; « لاَ يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ ؛ جز پاك شدگان از هر نوع آلودگى به حقايق و اسرار و لطايف آن دسترسى ندارند ».
« رَسُولٌ مِنَ اللهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُّطَهَّرَةً ؛ آن دليل روشن فرستاده اى چون پيامبر اسلام از سوى خداست كه صحيفه هايى پاك را مى خواند ».
گرچه تحصيل طهارت كار ساده اى نيست ولى ممكن و راهش باز است ، براى تحصيل طهارت باطنى بايد چند مرحله طى شود :
شرائط راه يابى به قرآن
1 ـ همه محرمات و گناهان برونى و درونى كاملا ترك شود ، يعنى درون آينه اى شود كه بتوان با آن حقايق ملكوتيه را مشاهده كرد كه اگر ذره اى از رذايل و خبائث معنوى چون حقد و حسد و حرص و بخل و كينه و ريا و غرور اعمال فاسد ظاهرى در انسان باشد مشاهده امور ملكوتيه ممكن نخواهد بود.
2 ـ انجام همه فرايض و واجبات قلبيه و قالبيه و بدنيه و ماليه و حقوقيه است.
3 ـ اتصال به ولايت اهل بيت (عليهم السلام) و عشق ورزى به آنان و پيروى و اطاعت از دستورات حيات بخش آن بزرگواران.
4 ـ مداومت بر عمل صالح و اخلاق حسنه و حفظ و رعايت تقوا در همه امور و شؤون زندگى فردى و خانوادگى و اجتماعى.
منبع: كتاب جاوه‌هاي رحمت الهي

کلام نور
شادى روزه دار
قال الصادق عليه السلام: للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه
امام صادق عليه السلام فرمودند: براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است: 1 – هنگام افطار 2 – هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)
وسائل الشيعه، ج 7 ص 290
بهشت و باب روزه‌دارن
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: براى بهشت درى است‌بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‌شوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‌31.
خوشا بحال روزه داران
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم: طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‌اند اينان در روز قيامت‌سير مى‌شوند.
وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‌2.
مژده به روزه‌داران
قال الصادق عليه السلام: من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.
امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‌گمارد تا دست‌به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.
الكافى، ج 4 ص 64

حکمت های شگرف
حكمت145 نهج البلاغه: عبادتهاى بى حاصل (اخلاقى،معنوي،عبادى)
قَالَ الامام علیٌ [عليه السلام] كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاءُ حَبَّذَا نَوْمُ الْأَكْيَاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ .
حضرت علی(علیه السلام) فرمودند : بسا روزه دارى كه بهره اى جز گرسنگى و تشنگى از روزه دارى خود ندارد ، و بسا شب زنده دارى كه از شب زنده دارى چيزى جز رنج و بى خوابى به دست نياورد ! خوشا خواب زيركان، و افطارشان!
حكمت 146 : ارزش دعا ، صدقه و زكات دادن(اخلاقى، اقتصادى)
وَ قَالَ [عليه السلام] سُوسُوا إِيمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ وَ ادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلَاءِ بِالدُّعَاءِ .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : ايمان خود را با صدقه دادن ، و اموالتان را با زكات دادن نگاهداريد، و امواج بلا را با دعا از خود برانيد.
حكمت 147 (عملي، اخلاقى، اعتقادى)
وَ مِنْ كَلَامٍ لَهُ [عليه السلام] لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ النَّخَعِيِّ قَالَ كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ أَخَذَ بِيَدِى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ [عليه السلام] فَأَخْرَجَنِى إِلَى الْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ ثُمَّ قَالَ :
يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا فَاحْفَظْ عَنِّى مَا أَقُولُ لَكَ النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ يَا كُمَيْلُ الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُوا عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِينٌ يُدَانُ بِهِ بِهِ يَكْسِبُ الْإِنْسَانُ الطَّاعَةَ فِى حَيَاتِهِ وَ جَمِيلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ الْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ يَا كُمَيْلُ هَلَكَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْيَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِى الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ لَا بَصِيرَةَ لَهُ فِى أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِى قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشَّهْوَةِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّينِ فِى شَيْ‌ءٍ أَقْرَبُ شَيْ‌ءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيهِ اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ يَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ هَ
جَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ انْصَرِفْ يَا كُمَيْلُ إِذَا شِئْتَ .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : (كميل بن زياد مى گويد: امام دست مرا گرفت و به سوى قبرستان كوفه برد، آنگاه آه پْر دردى كشيد و فرمود )
اى كميل بن زياد ! اين قلب ها بسان ظرفهايى هستند ، كه بهترين آن ها ، فراگيرترين آن هاست، پس آنچه را مى گويم نگاهدار:
1ـ اقسام مردم (مردم شناسى)
مردم سه دسته اند ، دانشمند الهى ، و آموزنده اى بر راه رستگارى ، و پشه هاى دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان ، كه به دنبال هر سر و صدايى مى روند. و با وزش هر بادى حركت مى كنند؛ نه از روشنايى دانش نور گرفتند ، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند .
2ـ ارزش هاى والاى دانش
اى كميل: دانش بهتر از مال است . زيرا علم ، نگهبان تو است ، ولى تو بايد از مال خويش نگهدارى كني؛ مال با بخشيدن كم مى شود اما علم با بخشش فزونى گيرد ؛ و مقام و شخصيتى كه با مال به دست آمده با نابودى مال ، نابود مى گردد.
اى كميل بن زياد! شناخت علم راستين ( علم الهى آيينى است كه با آن پاداش داده مى شود و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مى كند ، و پس از مرگ ، نام نيكو به يادگار گذارد . دانش . فرمانروا؛ و مال، فرمانبر است.
3ـ ارزش دانشمندان
اى كميل!ثروت اندوزانِ بى تقوا، مرده اى به ظاهر زنده اند ، اما دانشمندان تا دنيا بر قرار است زنده اند ، بدن هايشان گرچه در زمين پنهان اما ياد آنان در دل ها هميشه زنده است.
4ـ اقسام دانش پژوهان
بدان كه در اينجا (اشاره به سينه مبارك كرد) دانش فراوانى انباشته اتس، اى كاش كسانى را مى يافتم كه مى توانستند آن را بياموزند ؟ آرى تيزهوشانى مى يابم اما مورد اعتماد نمى باشند . دين را وسيله دنيا قرار داده ، و با نعمت هاى خدا بر بندگان ، و با برهان هاى الهى بر دوستان خدا فخر مى فروشند . يا گروهى كه تسليم حاملان حق مى باشند اما ژرف انيشيِ لازم را در شناخت حقيقت ندارند، كه با اولين شبهه اى ، شك و ترديد در دلشان ريشه مى زند؛ پس نه آنها ، و نه اينها ، سزاوار آموختن دانش هاى فراوان من نمى باشند. يا فرد ديگرى كه سخت در پى لذت بوده ، و اختيار خود را به شهوت داده است، يا آن كه در ثروت اندوزى حرص مى ورزد ، هيچ كدام از آنان نمى توانند از دين پاسدارى كنند، و بيشتر به چهارپايان چرنده شباهت دارند، و چنين است كه دانش با مرگ دارندگان دانش مى ميرد.
5ـ ويژگى هاى رهبران الهي
آرى ! خداوندا! زمين هيچ گاه از حجت الهى خالى نيست، كه براى خدا با برهان روشن قيام كند، يا آشكار و شناخته شده، يا بيمناك و پنهان ، تا حجت خدا باطل نشود ، و نشانه هايش از ميان نرود. تعدادشان چقدر؟ و در كجا هستند؟ به خدا سوگند ! كه تعدادشان اندك ولى نزد خدا بزرگ مقدارند ، كه خدا به وسيله آنان حجت ها و نشان هاى خود را نگاه مى دارد، تا به كسانى كه همانندشان هستند بسپارد ، و در دل هاى آن بكارد، آنان كه دانش ، نور حقيقت بينى را بر قلبشان تابيده ، و روح يقين را در يافته اند ، كه آنچه را خوشگذران ها دشوار مى شمارند ، آسان گرفتند، و آن چه كه ناآگاهان از آن هراس داشتند أنس گرفتند . در دنيا با بدن هايى زندگى مى كنند، كه ارواحشان به جهان بالا پيوند خورده است، آنان جانشينان خدا در زمين، و دعوت كنندگان مردم به دين خدايند. آه، آه، چه سخت اشتياق ديدارشان را دارم! كميل! هرگاه خواستى بازگرد.
حكمت 148تنقش سخن در شناخت انسان (رفتار شناسى) (اخلاقى، علمى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : انسان زير زبان خود پنهان است .
حكمت 149ضرورت خود شناسى (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَهُ .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : نابود شد كسى كه ارزش خود را ندانست.
حكمت 150ضد ارزش ها و هشدارها (اخلاقى،اجتماعى،سياسى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أَنْ يَعِظَهُ لَا تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ وَ يُرَجِّى التَّوْبَةَ بِطُولِ الْأَمَلِ يَقُولُ فِى الدُّنْيَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِينَ وَ يَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِينَ إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ وَ إِنْ مُنِعَ مِنْهَا لَمْ يَقْنَعْ يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا أُوتِيَ وَ يَبْتَغِى الزِّيَادَةَ فِيمَا بَقِيَ يَنْهَى وَ لَا يَنْتَهِى وَ يَأْمُرُ بِمَا لَا يَأْتِى يُحِبُّ الصَّالِحِينَ وَ لَا يَعْمَلُ عَمَلَهُمْ وَ يُبْغِضُ الْمُذْنِبِينَ وَ هُوَ أَحَدُهُمْ يَكْرَهُ الْمَوْتَ لِكَثْرَةِ ذُنُوبِهِ وَ يُقِيمُ عَلَى مَا يَكْرَهُ الْمَوْتَ مِنْ أَجْلِهِ إِنْ سَقِمَ ظَلَّ نَادِماً وَ إِنْ صَحَّ أَمِنَ لَاهِياً يُعْجَبُ بِنَفْسِهِ إِذَا عُوفِيَ وَ يَقْنَطُ إِذَا ابْتُلِيَ إِنْ أَصَابَهُ بَلَاءٌ دَعَا مُضْطَرّاً وَ إِنْ نَالَهُ رَخَاءٌ أَعْرَضَ مُغْتَرّاً تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلَى مَا يَظُنُّ وَ لَا يَغْلِبُهَا عَلَى مَا يَسْتَيْقِنُ يَخَافُ عَلَى غَيْرِهِ بِأَدْنَى مِنْ ذَنْبِهِ وَ يَرْجُو لِنَفْسِهِ بِأَكْثَرَ مِنْ عَمَلِهِ إِنِ اسْتَغْنَى بَطِرَ وَ فُتِنَ وَ إِنِ افْتَقَرَ قَنِطَ وَ وَهَنَ يُقَصِّرُ إِذَا عَمِلَ وَ يُبَالِغُ إِذَا سَأَلَ إِنْ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ أَسْلَفَ الْمَعْصِيَةَ وَ سَوَّفَ التَّوْبَةَ وَ إِنْ عَرَتْهُ مِحْنَةٌ انْفَرَجَ عَنْ شَرَائِطِ الْمِلَّةِ يَصِفُ الْعِبْرَةَ وَ لَا يَعْتَبِرُ وَ يُبَالِغُ فِى الْمَوْعِظَةِ وَ لَا يَتَّعِظُ فَهُوَ بِالْقَوْلِ مُدِلٌّ وَ مِنَ الْعَمَلِ مُقِلٌّ يُنَافِسُ فِيمَا يَفْنَى وَ يُسَامِحُ فِيمَا يَبْقَى يَرَى الْغُنْمَ مَغْرَماً وَ الْغُرْمَ مَغْنَماً يَخْشَى الْمَوْتَ وَ لَا يُبَادِرُ الْفَوْتَ يَسْتَعْظِمُ مِنْ مَعْصِيَةِ غَيْرِهِ مَا يَسْتَقِلُّ أَكْثَرَ مِنْهُ مِنْ نَفْسِهِ وَ يَسْتَكْثِرُ مِنْ طَاعَتِهِ مَا يَحْقِرُهُ مِنْ طَاعَةِ غَيْرِهِ فَهُوَ عَلَى النَّاسِ طَاعِنٌ وَ لِنَفْسِهِ مُدَاهِنٌ اللَّهْوُ مَعَ الْأَغْنِيَاءِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الذِّكْرِ مَعَ الْفُقَرَاءِ يَحْكُمُ عَلَى غَيْرِهِ لِنَفْسِهِ وَ لَا يَحْكُمُ عَلَيْهَا لِغَيْرِهِ يُرْشِدُ غَيْرَهُ وَ يُغْوِى نَفْسَهُ فَهُوَ يُطَاعُ وَ يَعْصِى وَ يَسْتَوْفِى وَ لَا يُوفِى وَ يَخْشَى الْخَلْقَ فِى غَيْرِ رَبِّهِ وَ لَا يَخْشَى رَبَّه
ُ فِى خَلْقِهِ
قال الرضى و لو لم يكن فى هذا الكتاب إلا هذا الكلام لكفى به موعظة ناجعة و حكمة بالغة و بصيرة لمبصر و عبرة لناظر مفكر .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : (مردى از امام درخواست اندرز كرد)
از كسانى مباش كه بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخير مى اندازد، در دنيا چونان زاهدان سخن مى گويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است ، اگر نعمت ها به او برسد سير نمى شود ، و در محروميت قناعت ندارد ، از آنچه به او رسيد شكرگزار نيست و از آنچه مانده ، زياده طلب است.
ديگران را پرهيز مى دهد اما خود پروا ندارد ، به فرمانبردارى امر مى كند اما خود فرمان نمى برد ، نيكوكاران را دوست دارد ، اما رفتارشان را ندارد ، گناهكاران را دشمن دارد اما خود يكى از گناهكاران است ، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمى دارد ، اما در آنچه كه مرگ را ناخوشايند ساخت پافشارى دارد، اگر بيمار شود پشيمان مى شود ، و اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مى خواند ؛ اگر به گشايش ، دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مى گرداند ، نفس به نيروى گُمان ناروا بر او چيرگى دارد ، و او با قدرت يقين بر نفس چيره نمى گردد.
براى ديگران كه گناهى كمتر از او دارند نگران ، و بيش ار [چه كه عمل كرده اميدوار است . اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود ، و اگر تهى دست گردد ، مأيوس و سْست شود ، چون كار كند در آن كوتاهى ورزد ، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد ، چون در برابر شهوت قرار گيردگناه را برگزيده ، توبه را به تأخير اندازد ، و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزيند ، عبرت آموزى را طرح مى كند اما خود عبرت نمى گيرد ، در پند دادن مبالغه مى كند اما خود پند پذير نمى باشد.
سخن بسيار مى گويد ، اما كردار خوب او اندك است ! براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد اما براى آخرت جاويدان آسان مى گذرد؛ سود را زيان و زيان را سود مى پندارد ، از مرگ هراسناك است اما فرصت را از دست مى دهد ، گناه ديگران را بزرگ مى شمارد، اما گناهان بزرگ خود را كوچك مى پندارد، طاعت خود را رياكارانه بر خورد مى كند ، خوشگذرانى با سرمايه داران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد ، به نفع خود بر زيان ديگران حكم مى كند اما هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد.
حكمت 151ضرورت آينده نگرى (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لِكُلِّ امْرِئٍ عَاقِبَةٌ حُلْوَةٌ أَوْ مُرَّةٌ .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : هر كس را پايانى است ؛ تلخ يا شيرين.
حكمت 152توجه به فنا پذيرى (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لِكُلِّ مُقْبِلٍ إِدْبَارٌ وَ مَا أَدْبَرَ كَأَنْ لَمْ يَكُنْ .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : آنچه روى مى آورد ، باز مى گردد؛ وچيزى كه بازگردد ، گويى هرگز نبوده است!
حكمت 153صبر و پيروزي (اخلاقى، سياسى)
وَ قَالَ [عليه السلام] لَا يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ .
و درود خدا بر ایشان، فرمودند : انسان شكيبا، پيروزى را از دست نمى دهد، هر چند زمان آن طولانى شود .
حكمت 154اهميت نيت ها (اخلاقى، سياسى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الرَّاضِى بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِى بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَى بِهِ.
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : آن كس كه از كار مردمى خشنود باشد ، چونان كسى است كه همراه آنان بوده و هر كس كه به باطلى روى آورد ، دو گناه بر عهده او باشد: گناه كردار باطل ، و گناه خشنودى به كار باطل.
حكمت 155 ضرورت پايبندى به عهد و پيمان (اخلاق اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] اعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فِى أَوْتَادِهَا .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : عهد و پيمان ها را پاس داريد به خصوص با وفاداران.
حكمت 156ضرورت خداشناسى و اطاعت(اخلاقى،عبادي، اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] عَلَيْكُمْ بِطَاعَةِ مَنْ لَا تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ .
و درود خدا بر ایشان ، فرمودند : خداى را اطاعت كنيد كه در نشناختن پروردگار عذرى نداريد.
منبع: نهج البلاغه

عزیزآل یاسین
این طالب بدم المقتول بکربلا
ابوحمزه ثمالی می گوید: به حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) عرض کردم: ای فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)! آیا شما همه قائم نیستید و حق را بر پا نمی دارید پس چرا تنها حضرت مهدی (علیه السلام) را قائم می خوانند؟
حضرت فرمودند: چون جدّم حسین (علیه السلام) کشته شد، فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند نموده و به خداوند متعال عرض کردند: پروردگارا آیا قاتلان بهترین بندگانت و زاده ی اشرف برگزیده گانت را به حال خود وا می گذاری؟
خداوند متعال به آنها وحی فرستاد: ای فرشتگان من! آرام گیرید؛ به عزت و جلالم سوگند، از آنان انتقام خواهم گرفت؛ هرچند بعد از گذشت زمان ها باشد.
آن گاه پروردگار عالم پرده از جلوی دیدگان آنان کنار زد و امامان ازفرزندان امام حسین (علیه السلام) را یکی پس ازدیگری به آن ها نشان داد.
فرشتگان از این منظره، مسرور و شادمان گردیدند و دیدند که یکی از آن بزرگواران، ایستاده مشغول نماز خواندن است. خداوند متعال فرمود:
با این قائم (شخص ایستاده) از آنان (قاتلان امام حسین(علیه السلام) انتقام خواهم گرفت.
منبع: دلائل الامامة، طبری، ص 239.

مواعظ جاوید
سلب آسایش جهانخواران
متوجه باشید که در هر جا زورمندان و دولت ها با ما مخالف باشند ملت ها با ما موافقند. باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و باید به فکر مردم بود، نه دولت ها. زیرا مردم و توده ها با حق موافقند چون زیر بار ستم بوده اند و نمی خواهند تحت سلطه ی آمریکا باشند. (1)
هیهات که خمینی، در برابر تجاوز دیو سیرتان و مشرکان و کافران به حریم قرآن کریم و عترت رسول خدا و امت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و پیروان ابراهیم حنیف ساکت و آرام بماند و یا نظاره گر صحنه های ذلت وحقارت مسلمانان باشد من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای واجب حق و فرضیه ی دفاع از مسلمانان آماده نموده ام و در انتظار فوز عظیم شهادتم.
قدرت ها و ابرقدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به راه خود که مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه می دهد. و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگان که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می نمایند، سلب خواهد کرد. (2)

پي نوشت :

1- حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه)، صحیفه ی نور، ج15، ص 19.
2- حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه)، صحیفه ی نور، ج20، ص 113.
منبع: صحیفه نور

در محضر ولایت
…دوستان سعى كنند در همه‌ى اوقات – بخصوص در ماه رمضان – تلاوت قرآن را از ياد نبرند. قرآن نبايد از زندگى‌تان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشيد؛ هر چه ممكن است. تلاوت قرآن هم با تأمل و تدبر اثر مى‌بخشد. تلاوت عجله‌يى كه همين‌طور انسان بخواند و برود و معانى را هم نفهمد يا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نيست؛ نه اين‌كه بى‌فايده باشد – بالاخره انسان همين‌كه توجه دارد اين كلام خداست، نفس اين يك تعلق و يك رشته‌ى ارتباطى است و خود همين هم مغتنم است و نبايد كسى را از اين‌طور قرآن خواندن منع كرد ليكن تلاوت قرآنى كه مطلوب و مرغوب و مأمورٌبه است، نيست. تلاوت قرآنى مطلوب است كه انسان با تدبر بخواند و كلمات الهى را بفهمد، كه به نظر ما مى‌شود فهميد.
منبع: برگزیده بيانات مقام معظم رهبری در ديدار اعضاى هيأت دولت 17/07/1384

شمیم هدایت
مجاهدت و ثبات بر فطرت
فطرت انسانی، فطرت هدایت و ایمان به خدای تعالی است. آنچه انسان را از این فطرت خارج می کند، معصیت خدای تعالی و اطاعت از شیطان است. شیطان داخلی که هوی و هوس خود انسان است، یا شیطان خارجی که هوی و هوس دیگران؛ هر دو آدم را از فطرت بیرون می کند.
«ثم کان عاقبة الّذین اساءوا السّوای ان کذبوا بئایات الله و کانوا بها یستهزءون؛سپس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به مسخره گرفتند!» (1)
اگر به وسیله ی اطاعت خدا، در راه خدا مجاهده کردی، همچون مجاهداتی که انبیاء و اولیاء و صلحا کردند، این مجاهده، شما را در فطرت نگه می دارد. چون خدا به مجاهد وعده داده است که اگر من را در برابر شیطان یاری کردی، من هم تو را یاری می کنم؛ «یاایها الذین امنوا إن تنصروالله ینصرکم» (2)
اگر همه بخواهند تو را زمین بزنند؛ چون خدا می خواهد تو بالا روی. اگر در راه خدا مجاهده کردی، یاری خدا را می بینی.
… عمده دلیلی که انبیاء را در برابر دنیای آتش زا و در برابر توطئه های شیطان حفظ کرد، نصرت خداست.
… باید به توفیق الهی، اطاعت هوی و هوس را تعطیل کنی و اطاعت خدا بکنی، تا پشت سر آن، نصرت خدا را ببینی.

پي نوشت :

1- سوره ی روم، آیه ی 10
2- سوره ی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه ی 7.
منبع: برگرفته از سلسله درسهای حضرت آیت الله مصباح یزدی (دامت برکاته)

نکته های ناب
نقش نیکی به پدر و مادر در قبولی توبه
مردی به محضر پیامبر اکرم (صلی آله علیه و آله وسلم) آمد و گفت: ای رسو خدا هیچ کار زشتی نیست مگر این که انجام داده ام، آیا توبه ی من قبول می شود؟!
پیامبر اکرم(صلی آله علیه و آله وسلم) به او فرمودند: آیا پدر و مادرت زنده هستند؟ او گفت: پدرم زنده است.
حضرت فرمودند: برو به پدرت نیکی کن، که همین نیکی به پدر موجب پذیرفتن توبه ی تو خواهد شد. وقتی او رفت پیامبر(صلی آله علیه و آله وسلم) آهسته به گونه ای که او نفهمد و ناراحت نشود، به حاضران گفتند: ای کاش! مادر او زنده بود و به مادرش نیکی می کرد، زیرا با نیکی کردن به مادر، قبولی توبه اش نزدیک تر می¬بود.
منبع: بحارالانوار، ج 74، ص 82.

دل نوشته
ماه برگزیده خدا
فاطمه پهلوان علی‌آقا
ماه خدا و ماه بنده خدا، بار دیگر نیاز مخلوق است در برابر غنای خالق و عجز عابد است و بخشش بی‌دریغ معبود.
روزه، چه ارتباط عجیبی می‌آفریند! در برابر جبروتش زانو می‌زنی، قلب می‌تپد و قفس چشم، پرنده اشک را می‌رهاند؛ آن‌گاه، شبنم حسی عجیب در پیشگاه معبود می‌چکد و احساس می‌کنی عاشقی را درک کرده‌ای. وقتی جسم آرام می‌گیرد، روح در تکاپوست و روزه، مجال تصفیه روح است تا برای داشته‌ها و نداشته‌هایش برنامه‌ریزی کند و قلعه قلب زیبایی، به همت او فتح شود.
ثانیه‌های آن را باید دریافت؛ وقتی نفس‌های روزه‌دار تسبیح است و خوابش عبادت.
رمضان ماه برگزیده خداست.

یاد ابرار
فریاد رستگاری
خوش فکر بود و خوش قریحه، زحمت کشیده و درس خوانده و بی طمع و بدون چشم داشت به مال و مقام کار می کرد و اهمیت اسلحه ای که قرآن به آن قسم یاد کرده را خوب می شناخت. کتاب مناظره ی «دکتر و پیر» اولین گام او در برآورده کردن نیاز قشر جوان بود. کتابهای «درسی که امام حسین (علیه السلام) به انسان ها آموخت.»، «مسایل عصرما»، «مشکلاتی مذهبی روز»، «ولایت فقیه»، «پاسخ به مشکلات جوانان» از جمله آثار ارشمند این عالم مجاهد است. این شهید گران قدر، پشتوانه ی محکمی برای انقلاب بود و به فرمایش مقام معظم رهبری «باوزنه ی اجتماعی که ایشان داشت برای منافقین خطری بزرگ و برای جمهوری اسلامی سرمایه ی با ارزش محسوب می شد و این از دید نفاق دور نمانده بود.»
پس از این که تلفنی ایشان را تهدید به ترور کردند، این شیفته ی امام راحل با تعبیری عاشقانه گفت: «همه ی یاران امام چون لباس اویند و شهید خواهند شد که با خواست خدا، من هم از شهدا خواهم بود؛ اما خورشید وجود امام همچنان می تابد.»
شهید حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمی نژاد ، در هفتم مهر 1360 مصادف روز شهادت حضرت جواد الائمه (علیه السلام) به مکان حزب جمهوری اسلامی آمد و رأس ساعت هشت، پس از پایاین کلاس درس، منافقی کوردل که قبلا به سبب داشتن موارد انحرافی از حزب خارج شده بود، با نارنجک به ایشان حمله کرد و ایشان را به شهادت رساند.
حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) در رثای این عالم فرزانه فرمودند:
«امروز در روز شهادت آن سلف صالح (حضرت امام جواد علیه السلام) این خلف صالح و متعهد از دست ما گرفته شد ما در عین حال که از شهادت چنین جوانمردی فاضل، عالم و مجاهد متأثر هستیم، لکن هر یک از این شخصیت ها که از دست ما برود، برای اسلام کمک و برای مخالفین اسلام، لعن و نفرت و دلیل ضعف آنهاست.»
منبع: گلشن ابرار

حکایت ها و پندها
ثمره ی ذکر ذاکر
یکی از بزرگان می گوید: در سفری به ساحل دریایی رسیدم. صیادی را دیدم دامی در دریا افکنده بود و ماهی می گرفت و دختر ی با او بود. هرچند ماهی می گرفت به دختر می داد. دخترک ماهیان را می گرفت و باز به دریا می افکند. من از دور می دیدم و تعجب می کردم. پیش رفتم و گفتم! ای دختر! این مرد، ماهی را به صد حیله و محنت از دریا می آورد و به تو می دهد و تو، باز به دریا می افکنی؟ این چه کاری است؟! دختر گفت: این پدر من است امروز مرا با خود بر لب دریا آورده و روزی ما از دریا به دست می آید. چون امروز به کنار دریا آمدم و یک ماهی در دام پدرم افتاد، آوازی شنیدم که: «ای ماهی! اگر از ذکر حق غافل نمی شدی، در این دام گرفتار نمی آمدی.» به یقین دانستم تا ماهی از ذکر خدا غافل نشود، در دام نمی افتد و آن ماهی که از ذکر حق غافل باشد، غذای ما را نشاید، مبادا که غفلتش در ما اثر کند و ما را ازیاد حق، باز دارد!
تا زنده ایم ذکرش بر زبان ماست
یادش انیس و مونس جان و روان ماست
پس رحمت بر صاحب همتی باد که ذکر حق را ورد جان خود سازد، تا به حکم این حکایت، آفتاب عنایت الهی بر کار او سایه اندازد و نور هدایت، حلقه ی دلش را بجنباند و از دست وجود خودش برهاند و به وجود بی کرانش رساند که خداوند متعال فرموده: «به یاد من باشید تا به یاد شما باشم و شکر مرا گویید و در برابر نعمت هایم کفران نورزید.»(1)

پي نوشت :

1- سوره ی بقره آیه ی 152.
منبع: رسالة العلیة فی الاحادیث النبویه ص 118.

معرفی کتاب
شناسنامه کتاب
نام کتاب: شقایق در محراب (حیات و سیره‌ی دومین شهید محراب آیت‌الله مدنی)
نویسنده: مهدی قیصری
تاریخ انتشار: ارديبهشت 1385
تعداد صفحات: 224
قيمت: 1000 تومان
قطع: پالتویی
نوبت چاپ: اول
شمارگان: 2000 نسخه
معرفی کتاب:
شهید محراب، سید اسدالله مدنی، از جمله شجاع‌ترین شاگردان حضرت امام بود كه سال‌های مبارزه با نظام پهلوی را با شجاعتی نشأت گرفته از الگوهای بنیادین شیعی و با سرسختی بی‌بدیل پشت سر گذارد و لحظه‌ای در مبارزه تردید نكرد و كوتاه نیامد.
پیروزی انقلاب اسلامی عرصه‌ی دیگری بود كه شهید مدنی بدون كمترین وقفه و درنگی وارد آن شد و تا سرحد توان خود، و حتی بیش از آن، در استحكام پایه‌های نظام مطلوب خویش پایمردی كرد. از این روست كه مردم مناطق غرب كشور، از همدان تا تبریز، یاد و خاطره‌ی او را پس از سال‌ها به زیباترین شكل و شیوه در سینه‌های خود حفظ كرده‌اند، و با مرور كردن آ‌ن‌ها، به طراوت روحی و معنوی خود می‌افزایند.
مردم تبریز هنوز به‌یاد دارند كه در خانه‌ی امام جمعه‌ی شهرشان، هنگام صرف غذا باز بود و هر رهگذری می‌توانست وارد خانه شود و پس از اقامه‌ی نماز در كنار سفره بنشیند و همراه امام جمعه از بركت خداوند (نان و سیب‌زمینی آب‌پز) تناول كند؛ امام جمعه‌ای كه مردم را محرم‌ترین و نزدیك‌ترین كسان خود می‌دانست و غذای ساده‌ی خود را با آنان تقسیم می‌كرد. این کتاب، كوششی است در جهت بازشناسی شخصیت، افكار و مرام شهید مدنی، امید آن‌كه نسل سوم انقلاب با مطالعه‌ی این اثر به كاوش بیشتری در فرهنگ انقلاب اسلامی و تاریخ معاصر ایران ترغیب گردد.

احکام
روزه مستحبی و قضای روزه واجب
پرسش: اگر کسی قضای روزه واجب داشته باشد، آیا می تواند روزه مستحبی بگیرد؟
پاسخ: کسی که روزه واجب به عهده‌اش باشد نمی تواند روزه مستحبی بگیرد. (1)
آیا شکستن روزه غیر ماه رمضان قضا و کفاره دارد
پرسش: من در رساله های مختلف و توضیح المسائل خوانده‌ام که یک شخص می تواند روزه اختیاری هایش را هر وقت خواست بشکند. آیا این بدان معناست که اگر کسی روزه اختیاری‌اش را بشکند، هیچ کفاره و قضایی ندارد؟ بخاطر خوردن یا آشامیدن؟
پاسخ: روزه غیر ماه رمضان چند قسم است:
روزه مستحبی؛ اگر کسی روزه مستحبی بگیرد واجب نیست آن را به آخر رساند بلکه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت کند مستحب است دعوت او را قبل کند و در بین روز افطار نماید. (2)
روزه نذری؛ اگر نذر کند که روز معینی را روزه بگیرد چنانچه در آن روز عمدا روزه خود را باطل کند باید یک بنده آزاد نماید یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد(3) البته روزه عهدی هم مثل نذری است.(4)
روزه قضای ماه رمضان؛ کسی که قضای روزه ماه رمضان را گرفته، اگر بعد از ظهر عمدا کاری که روزه را باطل می کند انجام دهد، باید به ده فقیر هر کدام یک مُد که تقریبا ده سیر(معادل 750 گرم) است، طعام بدهد و اگر نمی تواند، بنابر احتیاط واجب باید سه روز پی در پی روزه بگیرد.(5)
روزه قَسَم؛ اگر قسم بخورد که روز معینی را روزه بگیرد، چنان چه عمدا مخالفت کند و آن روز را روزه نگیرد، باید کفاره بدهد. یعنی یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر اینها را نتواند، باید سه روز روزه بگیرد.(6)

پي نوشت :

1- مسأله 1562، الغایة القصوی فی ترجمة العروة الوثقی، ج‌2، ص: 177.
2-توضیح المسائل، امام خمینی، مسئله 1748.
3-همان، مسئله 1672.
4-همان، مسئله 2669.
5-همان، مسئله 1687.
6-همان، مسئله 2670

مطالب مشابه