اپوس دئي در سينما

اپوس دئي در سينما

مؤلف: جواد امين خندقي

« اپوس دئي » (1) نام يکي از فرقه هاي مربوط به مسيحيت است که رياضت و شکنجه ي بدني انجام مي دهند. اين فرقه در گروهي از فيلم ها نيز آمده است که نمونه هايي از آن در ادامه مي آيد. شخصيت اصلي در فيلم « ويريديانا » (2) يک اپوس دئي است و به اين دليل که مي ترسد ايمانش را از دست بدهد با ديگران معاشرت نمي کند، لباس خشن مي پوشد، شب ها بر زمين مي خوابد، خود را شلاق مي زند و سعي مي کند دائماً رياضت بکشد.
سازمان اپوس دئي در فيلم « رمز داوينچي » به عنوان گروهي از مسيحيان تندرو نشان داده مي شوند که در پي نابودي « جام مقدس » هستند. فيلم ادعا مي کند حضرت مسيح (عليه السلام) پيش از مصلوب شدن، همسر داشته که در آن زمان باردار بوده و نسل ايشان از اين طريق در تاريخ ادامه يافته است. مکان « جام مقدس » را همسر ايشان مي داند که تابوت او را شواليه هاي معبد ( فراماسون ها ) محافظت مي کنند. از طريق اين تابوت مي توان با آزمايش ژنتيک نسل معاصر حضرت عيسي (عليه السلام) را اثبات کرد و با اين وسيله، بنيان کليسا را بر هم زد.
شخصيت هاي اصلي داستان درگير اين ماجرا مي شوند و دنبال کشف جام مقدس و رمزهاي نهفته در آن هستند. در اين ميان، سازمان اپوس دئي با پشتيباني مالي سازمان مخفي مسيحي، قاتلي را براي کشتن آخرين نگهبانان اين رمز اجير مي کند. اين قاتل يک اپوس دئي است که خود را شکنجه مي دهد و شلاق مي زند و براي رسيدن هدف سازمان، هر کسي را مي کشد. در بخش هايي از فيلم، تعريض هايي درباره ما ثروت ها و فساد سران اپوس دئي نيز ديده مي شود و اين که چگونه اين سازمان از نفوذ مذهبي خود بر پيروانش در مقاصد مختلف سوء استفاده مي کند.
فيلم « اژدها وجود دارد » داستان موازي دو شخصيت منفي و مثبت را به نمايش مي گذارد. اين دو دوست در جواني هر کدام به زمينه اي متفاوت گرايش پيدا مي کنند. يکي از آن دو کشيش اپوس دئي مي شود و ديگري همچون پدرش به تجارت مي پردازد. زندگي اين دو فرد با يکديگر مقايسه مي شود و برتري هاي زندگي اپوس دئي علاوه بر اين که او را به جايگاهي ويژه مي رساند، باعث نجات تاجر از مشکلاتش نيز مي شود. شخصيت اپوس دئي در فيلم همچون قديسه اي مسيحي نشان داده مي شود که حتي پس از مرگ هم در راه هدايت انسان ها گام برمي دارد. افزون بر اين نمونه ها که شاخص ترين آن ها محسوب مي شوند، در فيلم هايي همچون « جاده » (3) و « گاو باز » (4) که هر دو محصول کشور اسپانيا هستند نيز اين فرقه در قالب شخصيت هاي داستاني مطرح مي شود.
بنيان گذار فرقه ي اپوس دئي، اسقفي اسپانيايي به نام « خوزه ماريا اسکريوا » (5) است. وي اين مکتب را در 1928 م بنيان نهاد و از طرف کليسا تقديس شد. او در 1975 م درگذشت و در ششم اکتبر 1992 م در واتيکان توسط « پاپ ژان پل دوم » (6) به عنوان قديس شناخته شد. شمار پيروان اين مکتب در حال حاضر بين هشتاد تا صد هزار نفر تخمين زده مي شود. طريقت اپوس دئي، ابتداي امر در اسپانياي پيش از « فرانکو » ريشه دوانده بود؛ اما در سال 1939 م با چاپ کتاب ديني خوزه ماريا اسکريوا به نام « صراط، نهصد و نود و نه مراقبه براي انجام اعمال الهي در زندگي شخصي » (7) پيامش در سراسر دنيا پيچيد و اکنون بيش از چهار ميليون نسخه از اين کتاب به چهل و دو زبان ترجمه شده است. (8)
اپوس دئي، تزکيه ي نفس را در قالب عبادات خود آزارانه و تحقير جسماني انجام مي دهد که جنجال هاي فراواني به پا کرده است. پيروان اين فرقه با اين اعتقاد که آمرزش و رستگاري روح، نيازمند رياضت جسم است، زنجيرهاي مخصوصي را که يک طرف آن تيز شده در روزهاي دوشنبه و چهارشنبه به مدت دو ساعت از قسمت ران به پاهايشان مي بندند. هم چنين در روزهاي شنبه و سه شنبه با تازيانه اي که از طناب بافته شده، بر پشت خود شلاق مي زنند. هر دوي اين رياضت ها در فيلم « رمز داوينچي » نشان داده مي شود. رياضت در اين مکتب يک عمل شخصي است و هيچ يک از اعضا حق پرسيدن سؤال در اين باره از ديگر اعضا را ندارد. اين فرقه نام اين رياضت ها را « رو به رويي شخصي با شيطان » گذاشته اند. (9)
يکي ديگر از موارد مورد تأمل درباره ي اپوس دئي، برخورد آن با زنان و به رسميت نشناختن حوزه ي شخصي زندگي پيروانش است. خوزه ماريا در کتاب « تسبيح مقدس » (10) شرح مي دهد که فرديت يک رابطه ي دروني ميان انسان ها با يکديگر است و وقتي صحبت از دين يا رابطه ي انسان با خدا است ديگر آزادي و حريم خصوصي هيچ معنايي ندارد. از اين جهت در اقامت گاه هاي ويژه ي اين گروه، قفل کردن درها ممنوع، اتاق ها کاملاً بي پيرايه و کف اتاق از چوب است. مردان به جاي رختخواب از زيراندازي کرباسي يا حصيري استفاده مي کنند؛ اما زنان بدون هيچ گونه زيراندازي روي زمين مي خوابند. جداسازي زن و مرد از هم، تقبيح روابط جنسي پيش از ازدواج و پاي بندي شديد به اصول کاتوليک در برخورد با جنس مخالف از مواردي است که مورد اعتراض است. (11)
اساس نگرش اپوس دئي در « رياضت جسمي » خلاصه مي شود که مشابه آن در آيين هاي هندي نيز وجود دارد. (12) بايد توجه داشت که در اسلام، ميان رياضت شرعي و آنچه در اين گونه فرقه ها مطرح مي شود فاصله ي بسياري است.
« رياضت » به معناي ورزش و کوشش همراه با رنج و سختي است و در لغت به معناي جلوگيري و بازداشتن حيوانات از حرکات آزاد و دلخواه است. در اصطلاح ديني به معناي بازداشتن انسان از هواهاي نفساني خويش و فرمان دادن و وادار کردن آن براي اطاعت امر پروردگار تعريف شده است. (13) رياضت در اصطلاح اسلامي به معناي خودسازي و رام کردن نفس به تعليم و تربيت و به تعبير ديگر جهاد و مبارزه ي با نفس مورد تأييد اسلام است و در روايات بر آن تأکيد شده است. (14) رياضت شرعي همان ورزيدگي روحي، جهاد اکبر و خودسازي است. امام علي (عليه السلام) در نامه اي به « عثمان بن حنيف » مي نويسد:
« همانا نفس خويش را با پرهيزگاري رام مي سازم ». (15)
از راه هاي غيرشرعي و غير ديني، هم چون شکنجه هاي بدني در اپوس دئي، مي توان به توانايي هاي خاص دست يافت؛ همانگونه که مرتاضان، بر اثر رياضت هاي خاص، قدرت هايي را پيدا مي کنند و کارهاي عجيبي انجام مي دهند؛ ولي اين نوع کارها باعث کمال و ترقي انسان نمي شود. به اين نوع اشخاص نمي توان گفت که به کمال معنوي رسيده اند؛ زيرا همه ي انسان ها بدون استثنا؛ حتي بدترين و شقي ترين افراد و کافر مطلق هم مي توانند بر اثر تمرين و رياضت نفس به چنين کارهايي دست يابند.
بنابراين، بايد توجه داشت که صحيح ترين شيوه ي کسب توانايي ها و پرورش استعدادهاي روحي، در صورتي است که اين امور، در راستاي اطاعت از امر پروردگار و کسب رضايت خداوند و تقرب به او باشد و در نهايت، باعث رباني شدن و دست يابي به کمال و سعادت معنوي انسان مي شود؛ به عبارت ديگر، مطمئن ترين راه براي به فعليت رساندن قواي روحي، همان رياضت هاي شرعي است که از طريق تعاليم اولياي الهي و معصومين (عليهم السلام) ترسيم شده و از هرگونه افراط، تفريط، گوشه نشيني و انزوا منزه است. در واقع، همه ي انبياء و ائمه (عليهم السلام) براي شکوفا ساختن همين استعداد شگفت انساني و هدايت صحيح آن مبعوث شده اند. اساساً برنامه ها و تعاليم دين مقدس اسلام براي تربيت و توان مند ساختن بُعد روحاني بشري است که هدف نهايي از توان مند ساختن روح انساني، تقرب معنوي به خداوند است.
تفاوت اساسي بين رياضت شرعي و غير شرعي را مي توان در هدف و روش دنبال کرد. از نظر هدف، رياضت شرعي براي مخالفت با هواي نفس و قرب به خداوند و رباني شدن است؛ ولي در رياضت غير شرعي، اين هدف منظور نيست؛ بلکه انسان مي خواهد بر کائنات دست يابد و قدرت تصرف در خود و امور ديگر را به دست آورد.
دومين تفاوت در روش است. روش در رياضت و زهد شرعي کاملاً مطابق با شريعت است؛ ولي در رياضت غير شرعي برخلاف فطرت و عقل رفتار مي شود و شخص با مخالفت با اصول عقلاني و فطري مي کوشد بر نفس خويش مسلط شود و اين گونه است که از اجتماع، زن و همسر نيز مي برد و رهبانيت را پيشه ي خود مي سازد. رياضتي مورد قبول اسلام است که اولاً؛ با بدعت همراه نباشد و ثانياً؛ با عزت نفس و کرامت انساني منافات نداشته باشد.

پي‌نوشت‌ها:

1. Opus Dei
2. Viridiana
3. Camino
4. Matador
5. Jose Maria Escriva
6. Pope John Paul II
7. The Way, a collection of 999 maxims Concerning spirituality
8. پايگاه اينترنتي دانش نامه ي آزاد ويکي پديا، مدخل « اپوس دئي ».
9. همان.
10. Holy Rosary
11. پايگاه اينترنتي دانش نامه ي آزاد ويکي پديا، مدخل « اپوس دئي ».
12. ر.ک: فعالي، محمدتقي، آفتاب و سايه ها، نگرشي بر جريان هاي نوظهور معنويت گرا، صص 25-80.
13. ر.ک: يثربي، سيد يحيي، فلسفه ي عرفان، صص 862-962.
14. حسيني دشتي، سيد مصطفي، معارف و معاريف، ج 5، ص 547.
15. نهج البلاغه، نامه ي 45، ص 652.
منبع مقاله :
امين خندقي، جواد؛ (1391)، دين و سينما، آموزه هاي اخلاقي و ارزشي؛ بررسي و تحليل بيش از سيصد فيلم؛ قم: ولاء منتظر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)، چاپ اول

مطالب مشابه