زندگي نامه فاطمه زهرا (سلام الله علیها)(5)

زندگي نامه فاطمه زهرا (سلام الله علیها)(5)

نويسنده: فرزين نجفي پور

مقدمه:
کمالات بسيار حضرت فاطمه (سلام الله عليها) از يک سو و انتسابش به شخص پيامبر از سوي ديگر و نيز شرافت خانوادگي او سبب شد که بسياري از بزرگان به خواستگاري او بيايند. تعداد زياي از افراد سر شناس و ثروتمند مکه به خواستگاري فاطمه آمدند و مهريه هاي بالايي را به پيامبر پيشنهاد کردند. اما هر گاه سخن از پول و ثروت و مهريه هاي بالا براي ازدواج با فاطمه ميشد، پيامبر با عصبانيت درجواب آنها مي فرمودند:” آيا شما گمان مي کنيد من بنده پول و ثروتم؟”مسلما پيامبر در امر ازدواج حضرت فاطمه، در صدد تبيين الگوهاي اسلامي و از بين بردن سنتهاي جاهليت بود که شخصيت زن را در بالا برودن مهريه اش مي پنداشتند. پيامبر به تمامي کساني که با معيارهاي غلط و رسوم جاهليت به خواستگاري فاطمه مي آمدند، جواب رد داد. تا اينکه نوبت به شخصيتي ممتاز که سالهاي عمرش را در خدمت رسول خدا گذرانده و خود تربيت شده دامن پر فضيلت نبوت بود يعني حضرت علي (عليه السلام) رسيد. ايشان از مال و ثروت دنيا بهره اي نداشت . اما سراسر وجودش مملو از ايمان به خدا و رفتارش مزين به ارزشهاي الهي بود. حضرت علي (عليه السلام) هنگامي که به قصد خواستگاري فاطمه نزد پيامبر رفت، در حاليکه سراسر وجودش را حجب و متانتي خاص فرا گرفته بود چنين گفت:” اي رسول خدا ، تو مرا در کودکي از پدرم ابوطالب و مادرم فاطمه بنت اسد گرفتي و در سايه تربيت خود پروردي و در اين پرورش از پدر و مادر بر من مهربانتر بودي و مرا از سرگرداني رهانيدي / تو در دنيا و آخرت تنها اندوخته من هستي ، اکنون که خداوند مرا به واسطه تو نيرومند ساخته است مي خواهم براي خود ساماني ترتيب دهم و همسري برگزينم. من براي خواستگاري فاطمه آمده ام.”ام سلمه مي گويد:” هنگامي که حضرت علي(عليه السلام) پيشنهاد خود را مطرح ساخت، چهره رسول خدا از شادماني روشن گشت، سپس بر چهره علي تبسمي زد و فرمود:” صبر کن تا از دخترم اجازه بگيرم”پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) پس از کسب اجازه از حضرت فاطمه(صلي الله عليه و آله و سلم) نزد علي آمد و موافقت خود را با اين ازدواج اعلام فرمود.بدين ترتيب زندگي مشترک حضرت فاطمه (سلام الله عليها) و حضرت علي(عليه السلام) با عنايت الهي به سادگي و بدور از تشريفات آغاز گرديد/ اين بانوي گرامي با دريايي از فضائل اخلاقي و روحي وارد مرحله جديدي از زندگي گرديد و تقدير الهي بر اين امر واقع شد که او در مقام مادر فرزنداني را تربيت کند که هر يک از مجريان شايسته احکام الهي کردند.

درسي از شب ازدواج حضرت فاطمه (سلام الله عليها):

در شب ازدواج حضرت فاطمه(سلام الله عليها) شور و شوق خاصي در شهر مدينه برپا بود. قلب پيامبر به خاطر اين پيوند مقدس مملو ا ز شادي وشعف بود . پيامبر بسياري از اصحاب و بويژه مستمندان را به ميهماني اين ازدواج فرا خوانده بود. زنان بسياري گرد آمده بودند تا حضرت زهرا را در اين مراسم مشايعت کرده و به خانه علي (عليه السلام) ببرند. در ميان اين شلوغي و ازدحام ناگاه زن فقيري نزد حضرت فاطمه رفت و درخواست کمک نمود. همه با تعجب فاطمه را مي نگريستند که چگونه در چنين زمان حساس و به ياد ماندني از زندگي اش ، هر آنچه در پيرامونش مي گذرد را رها کرده و به ياري بنده اي از بندگان خدا مي شتابد حضرت با قلبي مملو از رحمت و رافت و با نگاهي مهربان به آن زن گفت :”بگو چه مي خواهي تا من تو را ياري کنم .”زن بامشاهده چهره مهربان حضرت زهرا و در حالکه بغض گلويش را مي فشرد چنين گفت:” اي دختر رسول خدا، نمي خواستم که در چنين شب بزرگي از زندگي ات خاطر تو را آزرده کنم ، ولي چه کنم که ناتواني به گونه اي مرا در سختي قرار داده که چاره اي جز اين نديدم که به نزد تو بيايم. اکنون نيازمند به پوشاکي هستم که خود را با آن بپوشانم.”حضرت زهرا پس از شنيدن سخنان زن به او گفت :” قدري صبر کن تا من برگردم.پس از لحضاتي حضرت فاطمه با لباسي که براي مراسم عروسي اش تهيه شده بود، به سوي زن آمد. حضرت با دستان مهربان خود لباس عروسي اش را به زن بخشيد و او را به خدا سپرد. اطرافيان در حاليکه با تعجب بسيار به دختر پيامبر مي نگريستند علت اين امر را از او جويا شدند و حضرت در جواب آنان به آيه اي از آيات قرآن استناد کردو فرمود:” لن تنالوا البرحتي تنفقوا مما تحبون” “هرگز به مقام نيکو کاران نخواهيد رسيد مگر از آنچه دوست مي داريد در راه خدا انفاق کنيد.” پيامبر پس از اين اتفاق فرمود:” جبرئيل بر من نازل شد و فرمود:” خداوند به تو و فاطمه سلام مي رساند و مي فرمايد هرچه فاطمه بخواهد به او مي دهيم.”من با فاطمه (سلام الله عليها) ، اين موضوع را مطرح کردم و او در جواب من گفت:” هيچ چيز جز توفيق خدمت در راه حق نمي خواهم و از خداوند طلب مي کنم که رحمتش هميشه باقي باشد.”
زندگي مشترک حضرت فاطمه (سلام الله عليها) و همسر با وفايش علي (عليه السلام) به سادگي و بدور از تشريفات آغاز شد و اين بانوي گرامي وارد مرحله جديدي از زندگي گرديد. حضرت با کمال ميل و در حاليکه احساس خوشبختي مي کرد به خانه ساده و بي آلايش علي بن البيطالب (عليه السلام) رفت. پدر بزرگوارش معني زندگي را به او آموخته بود و به وي تفهيم فرموده بود که انسانيت ، جوهر زندگي است و اهميت ازدواجي که بر اساس خوي و خصلتهاي اسلامي استوار گردد، به مراتب از زر و زيور دنيا با ارزشتر است .ايشان به شئون مختلف زندگي عنايتي خاص داشت و با کار و کوشش به رفع نيازمنديهاي منزل مي پرداخت . زندگي حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بخاطر موقعيت حساسي که خاندان پيامبر داشتند و در راه دعوت اسلام با آزار و اذيت مشرکين و منافقين روبرو بودند آکنده از سختي و فشارهاي اقتصادي و اچتماعي بود. اما اين شرايط دشوار، خللي در عزم و اراده ايشان ايجاد نکرد و اين بانوي گرامي با صبر و تحملي خاص به وظايف خود عمل مي فرمود.در زندگي حضرت عبادت و طاعت پروردگار ، انجام وظايف خانواده و همچنين مشارکت در مسائل اجتماعي و سياسي هر يک در جاي خود جلوه اي خاص داشت.حضرت فاطمه (سلام الله عليها) با اينکه مسئوليت زيادي در خانه بر عهده داشت، اما هيچگاه خود را از مسائل سياسي و اجتماعي دور نگه نداشت، حمايت بي دريغ ايشان از پيامبر اسلام و همچنين امام علي(عليه السلام) درخشانترين نقطه زندگيش مي باشد. حضرت در برخي از غزوات مشارکت داشتند و پيامبر در جنگ ها مسئوليت برخي از کارها را به اين بانوي گرامي مي سپردند. ايشان در سخت ترين شرايط تا آنجا که مقدور بود پدر و شوهر خود را د ر جبهه ها همراهي مي کردند.حضرت فاطمه (سلام الله عليها) با تمام توان، براي تبيين و تبليغ فرهنگ اسلامي و آموزشهاي زندگي ساز آن مي کوشيد. پس از رحلت پيامبر نيز حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در مورد سرنوشت جامعه اسلامي بي تفاوت نماند و در مقابل ظلم و بيعدالتي به شايستگي ايستادگي کرد. خطبه اي که اين بانوي گرامي پس از رحلت پيامبر در مسجد النبي بيان کردند، نمايانگر شجاعت، شهامت ، بينش الهي و آگاهي سياسي و اجتماعي ايشان است. با وجود چنين مسئوليت هايي ايشان در کنارهمسر با وفايش حضرت علي(عليه السلام) فرزنداني را تربيت کرد که هر يک الگويي راستين در ارزشهاي انساني شدند و از آنان نسلي پا به عرصه وجود نهاد که هنوز بعد از گذشت بيش از هزار سال ، سيره آنان در زندگي فرا روي تمامي حق جويان و کساني است که بدنبال ارزشهاي الهي و انساني هستندايشان در مسائل علمي تلاش چشمگيري داشتند و بخصوص بانوان را بر علم آموزي و کسب معارف الهي ترغيب مي کردند و مي فرمودند:” جلسه مباحثه و مناظره علمي براي من بسيار ارزشمند است . هر سوالي که داريد بگوئيد تا جواب دهم.”نقل شده است که به واسطه کمالات علمي فراوان حضرت فاطمه(سلام الله عليها) ، خدمتگذار ايشان ” زني به نام”فضه ” بر اثرملازمت و همراهي با اين بانوي گرامي، چنان با معارف قرآن آشنا شده بود که سالها با استناد به آيات قرآن به سوالات مختلفي که از سوي مردم مطرح ميشد، پاسخ مي داد.
متن اصلي
لولم يخلق على لم يكن لفاطمة كفو :«هر گاه على آفريده نمى شد، كسى كه لايق همسرى فاطمه باشد وجود نداشت».
ازدواجى كه عقدش در ملكوت آسمان بسته شد!—-كمالات فوق العاده فاطمه(سلام الله عليها)‏ از يكسو.و انتسابش به شخص پيامبر از سوى ديگر. و شرافت خانوادگى او نيز از سوى ديگر.سبب شد كه مردان زيادى از بزرگان ياران پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) به خواستگارى او بيايند اما همه جواب رد شنيدند.و جالب اينكه غالباً پيامبر در پاسخ آن‏ها مى‏فرمود:امرها الى ربها!«كار فاطمه به دست پروردگار فاطمه است»!از همه عجيبتر خواستگارى «عبدالرحمن بن عوف» بود، همان مرد ثروتمندى كه مطابق راه و رسم جاهليت، به همه چيز از دريچه مادى مى‏نگريست، و مهريه سنگين را دليل بر شخصيت زن و موقعيت ممتاز شوهر مى‏پنداشت.او به خدمت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) آمد و عرض كرد:اگر فاطمه را به همسرى من درآورى يكصد شتر كه بار همه آن‏ها پارچه‏هاى گرانقيمت مصرى باشد به اضافه ده هزار دينار طلا مهريه او مى‏كنم!!پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) از اين خواستگارى زشت و بى معنى چنان خشمگين شد كه مشتى سنگريزه برداشت و به طرف عبدالرحمن پاشيد و گفت: «تو گمان كردى من بنده پولم و ثروتم كه با پول و ثروت مى‏خواهى بر من فخر بفروشى»؟آرى بايد در خواستگارى فاطمه الگوهاى اسلامى مشخص شود، سنتهاى جاهليت پايمال گردد، و معيارهاى ارزش اسلامى معلوم شود.مردم مدينه در اين گفتگوها بودند ناگهان اين صدا در همه جا پيچيد كه پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) مى‏خواهد تنها دخترش را به همسرى على بن ابيطالب(عليه السلام) ‏ در آورد.على بن ابيطالب كه دستش از مال و ثروت دنيا كوتاه بود و از معيارهاى عصر جاهلى چيزى نداشت، اما وجودش از فرق تا قدم مملو از ايمان و ارزشهاى اصيل اسلامى بود.هنگامى كه تحقيق كردند، معلوم شد رهنمون پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) در اين ازدواج مبارك تاريخى وحى آسمانى بوده است، زيرا خودش فرمود: « اتانى ملك فقال يا محمد ان اللّه يقرأ عليك السلام و يقول لك: انى قد زوجت فاطمه ابنتك من على بن ابى طالب فى الملاءِ الاعلى، فزوجها منه فى الارض»:«فرشته‏اى از سوى خدا آمد و به من گفت: خداوند بر تو سلام مى‏فرستد و مى‏گويد من دخترت فاطمه را در آسمانها به همسرى على بن ابيطالب درآوردم تو نيز در زمين او را به ازدواج على درآور»!هنگامى كه امير امؤمنان على(عليه السلام)‏ به خواستگارى فاطمه سلام اللّه عليها آمد، چهره مباركش از شرم گلگون شده بود. پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) با مشاهده او شاد و خندان شد فرمود براى چه نزد من آمده‏اى؟ولى اميرمؤمنان على(عليه السلام)‏ به خاطر ابهت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) نتوانست خواسته خود را مطرح كند، و لذا سكوت كرد.
پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) كه از درون اميرمؤمنان على(عليه السلام)‏ باخبر بود، چنين فرمود:«لعلك جئت تخطب فاطمة».«شايد به خواستگارى فاطمه آمدى»؟!…عرض كرد:آرى، براى همين منظور آمدم.پيامبر فرمود:اى على! قبل از تو مردان ديگرى نيز به خواستگارى فاطمه آمدند، هر گاه من با خود فاطمه اين مطلب را در ميان مى‏نهادم روى موافق نشان نمى داد، و اكنون بگذار تا اين سخن را با خود او در ميان نهم.درست است كه اين ازدواج آسمانى است و بايد بشود، اما شخصيت فاطمه سلام اللّه عليها خصوصاً، و احترام و آزادى زنان در انتخاب همسر عموماً، ايجاب مى‏كند كه پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) بدون مشورت با فاطمه سلام اللّه عليها اقدام به اين كار نكند.هنگامى كه پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) فضائل امير مؤمنان على(عليه السلام)‏ را براى دخترش بازگو كرد و فرمود:من مى‏خواهم تو را به همسرى بهترين خلق خدا در آوردم، نظر تو چيست؟فاطمه كه غرق در شرم و حيا بود سر به زير انداخت و چيزى نگفت و سكوت كرد.پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) سربرداشت و اين جمله تاريخى را كه سندى است براى فقهاء در مورد ازدواج دختران باكره بيان فرمود:«اللّه اكبر! سكوتها اقرارها»:«خداوند بزرگ است، سكوت او دليل بر اقرار او است».و در پى اين ماجرا عقد ازدواج به وسيله پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) بسته شد.
مهر فاطمه‏
اكنون ببينيم مهريّه فاطمه چه بود؟بدون شك ازدواج بهترين مردان جهان با سيده زنان عالم دختر پيامبر بزرگ اسلام بايد از هر نظر الگو باشد، الگوئى براى همه قرون و اعصار لذا پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) رو به اميرمؤمنان على(عليه السلام)‏ كرد و فرمود:چيزى دارى كه مهريه همسرت قرار دهى؟ عرض كرد:پدر و مادرم بفدايت، تو از زندگى من به خوبى آگاهى كه جز «شمشير» و «زره» و «شتر» چيز ديگرى ندارم.
پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:درست است، شمشيرت به هنگام كارزار با دشمنان اسلام مورد نياز است.و بايد با شتر نخلستان را آب دهى، و در مسافرت‏ها از آن استفاده كنى.بنابراين تنها زره را مى‏توانى مهريه همسرت بنمائى و من دخترم فاطمه را در برابر همين زره به عقد تو درآوردم!شايد بيشترين قيمتى كه در تواريخ درباره اين زره نوشته شده است، پانصد درهم است.آرى اين گونه بايد ارزشهاى غلط درهم بشكند، و ارزشهاى اصيل جانشين آن گردد، و اينگونه است راه و رسم مردان و زنان با ايمان، و اين چنين است برنامه زندگى رهبران راستين بندگان خدا.
جهيزيه فاطمه‏:
هميشه «مهريه» و «جهيزيه» و «تشريفات عروسى» سه مشكل بزرگ بر سر راه خانواده‏ها در مسئله ازدواج بوده است، مشكلاتى كه گاهى تمام دوران حيات ازدواج را مى‏پوشاند و آثار نكبت بارش تا پايان عمر دو همسر باقى مى‏ماند.گاه دعواها و مشاجرات لفظى، و گاه نزاعهاى خونين، بر سر اين امور رخ داده است، و چه سرمايه هائى كه بر اثر چشم هم چشميها و رقابتهاى زشت و كودكانه در اين راه از بين رفته است، هنوز هم كه هنوز است اين رسوبات افكار جاهلى در كسانى كه دم از اسلام مى‏زنند، كم نيست.ولى بايد جهيزيه بانوى اسلام همچون مهريه‏اش الگوئى براى همگان باشد.اگر تعجب نكنيد پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) دستور داده زره اميرمؤمنان على(عليه السلام)‏ را بفروشد و پولش را كه حدود پانصد درهم بود نزد او آوردند.پيامبر آن را سه قسمت كرد، قسمتى را به بلال داد، تا از آن عطرى خوشبو تهيه كند، و دو قسمت ديگر را براى تهيه وسائل زندگى و لباس تعيين فرمود.پيداست وسائلى كه با اين پول ناچيز مى‏توان خريد چقدر ساده و ارزان قيمت بايد باشد؟!در تواريخ آمده كه هيجده قلم جهيزيه، با آن پول تهيه شد كه قلمهاى مهم آن چنين بود:
– يكعدد روسرى بزرگ به چهار درهم‏
– يك قواره پيران به هفت درهم
– يك تخت كه با چوب و برگ خرما تهيه شده بود.
– چهار عدد بالش از پوست گوسفند كه از گياه خوشبوى «اذخر» پر شده بود.
– يك پرده پشمى.
– يك قطعه حصير.
– يك عدد دستاس «آسياب كوچك دستى».
– يك مشك چرمى.
– يك طشت مسى.
– يك ظرف بزرگ براى دوشيدن شير.
– يك سبوى گلى سبزرنگ… و مانند اينها.
-آرى چنين بود جهيزيه بانوى زنان جهان.
مراسم جشن عروسى‏
پيغمبر گرامى اسلام‏(صلي الله عليه و آله و سلم) در اين مراسمى كه براى تشكيل خانواده‏اى بود كه بخش مهمى از تاريخ اسلام را دگرگون ساخت و جانشينان معصوم پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) همگى از آن به وجود آمدند، آنچنان برنامه‏اى اجرا نمود كه دشمنان را خشمگين و دوستان را سربلند؟ و دور افتادگان را وادار به تفكر نمود.«ام سلمه» و «ام ايمن» كه دو زن با شخصيت در اسلام بودند و علاقه بسيارى به بانوى بزرگ فاطمه زهرا سلام اللّه عليها داشتند خدمت پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) آمدند و چنين گفتند:«اى پيامبر گرامى خدا، راستى اگر خديجه زنده بود با تشكيل مراسم جشن عروسى فاطمه چشمانش روشن مى‏شود، چنين نيست؟رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) از شنيدن نام آن بانوى فداكار، اشك در چشمانش حلقه زد، و به ياد آن همه مهربانيها و ايثارگريهاى خديجه افتاد و گفت:كجا مانند خديجه زنى پيدا مى‏شود؟ آن روز كه همه مردم مرا تكذيب كردند، او مرا تصديق نمود. و تمام ثروت و زندگى خود را براى نشر آئين خداوند در اختيار من گذارد.او همان بانوئى بود كه خداوند به من دستور داد به او مژده دهم كه قصرى از زمرد در بهشت برين به او عنايت خواهد فرمود.ام سلمه هنگامى كه اين سخن را شنيد و انقلاب و سوز درونى پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) را مشاهده كرد، عرض نمود،اى رسول خدا! پدر و مادرم فدايت باد. شما هر قدر درباره خديجه بگوئى عين حقيقت است، ولى به هر حال او دعوت الهى را لبيك گفته و به جوار رحمت او شتافته است اميد است خداوند او را در بهترين جاى بهشت جاى دهد.ولى مطلبى را كه به خاطر آن به محضر مباركت آمدم چيز ديگرى بود و آن اينكه برادر و پسر عمويت على دوست دارد اجازه دهيد همسرش فاطمه را به خانه خود ببرد، و از اين راه به زندگى خويش سر و سامانى بخشد.پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:چرا على شخصاً اين پيشنهاد را با من در ميان نگذاشت؟ام سلمه عرض كرد:شرم و حيا مانع بود.در اينجا پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) به‏ام ايمن فرمود:على را خبر كن.اميرمؤمنان على(عليه السلام)‏ آمد و در مقابل پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) نشست. اما سر خود را از شرم به زير افكنده بود.پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:آيا ميل دارى همسرت را به خانه برى؟اميرمؤمنان على‏(صلي الله عليه و آله و سلم) در حالى كه سرش را به زير انداخته بود، عرض كرد:آرى، پدرم و مادرم به قربانت باد.جالب اينكه بر خلاف آنچه در ميان مردم تجمل پرست معمول است كه از ماهها قبل دست به كار اين برنامه‏ها مى‏شوند پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) با خوشحالى فرمود:همين امشب يا فردا شب ترتيب كار را خواهم داد.و همانجا دستور فراهم ساختن مقدمات جشن بسيار ساده‏اى كه مملو از روحانيت و معنويت بود صادر فرمود.اين جشن ملكوتى و مراسم مربوط به آن، آنقدر بى تكلف و ساده برگزار شد كه شنيدنش امروز براى ما تعجب آور است.اميرمؤمنان على(عليه السلام)‏ مى‏گويد:مقدارى از پول همان زرهى را كه قبلا فروخته بودم پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) نزد ام سلمه به امانت گزارده بود، و به هنگام مراسم زفاف ده درهم از آن را از وى گرفت، و به من داد و فرمود: مقدارى روغن و خرما و كشك با اين پول خريدارى كن، من اين كار را انجام دادم سپس پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) شخصاً آستين را بالا زد و سفره تميزى طلبيد و آن‏ها را با دست خود مخلوط كرد و غذائى تهيه نمود و با همان غذا از مردم پذيرائى به عمل آورد.امير مؤمنان(عليه السلام)‏ شخصاً مأمور شد به مسجد بيايد و اصحاب را دعوت كند، هنگامى كه به مسجد آمد خواست فقط برخى را دعوت كند حيا مانع شد، از اين رو صداى خود را بلند كرد و فرمود:«اجيبوا الى وليمة فاطمة»شما را به ميهمانى عروسى فاطمه دعوت مى‏كنم!
حضرت مى‏گويد:مردم دسته دسته به راه افتادند و من از كثرت جمعيت و كمى غذا شرمنده شدم، همينكه پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) از ماجرا آگاه شد، به من فرمود: غصه مخور، من دعا مى‏كنم تا خداوند غذا را بركت دهد و چنين شد همگى از آن غذاى كم خوردند و سير شدند.جالب اينكه در پايان مراسم، به هنگامى كه مردم به خانه‏هاى خود بازگشتند و خانه خلوت شد پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) فاطمه‏(عليه السلام) را در سمت چپ و امير مؤمنان على(عليه السلام) ‏ را در سمت راست خود نشانيد و از آبى كه با دهانش تبرك كرده بود كمى بر بدن زهرا سلام اللّه عليها و كمى بر بدن امير مؤمنان على(عليه السلام)‏ پاشيد و درباره آن‏ها دعا كرد و گفت:«اللهم انهما منى و انا منهما، اللهم كما اذهبت عنى الرجس و طهرتنى تطهيراً فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيراً»:«خداوند اينها از منند و من از آن‏ها هستم، بارالها همانطور كه هر گونه رجس و پليدى را از من دور كردى از آن‏ها نيز دور كن و آن‏ها را پاكيزه فرما».سپس فرمود:برخيزيد و به خانه خود رويد خداوند بر شما هر دو مبارك گرداند.دنيا پرستان مادى و مؤمنان ضعيف الايمانى كه تحت تأثير زرق و برق مادى اين جهانند و آبرو و شخصيت و عظمت يك خانواده و مباركى و شكوه مراسم عروسى را در آن تشريفات و تجملات كمرشكن و طاقت فرسا مى‏دانند ببينند وعبرت بگيرند، ببينيد و از اين برنامه انسان ساز كه مايه خوشبختى همه پسران و دختران جوان است الهام بگيرند، و نمونه تعليمات اسلام را به صورت زنده و عملى در ماجراى «خواستگارى»، «مهريه»، «جهيزيه» و «مراسم جشن عروسى» فاطمه زهرا سلام اللّه عليها با چشم خود در صفحات تاريخ مشاهده كنند.

پي نوشت ها :

1. كنوز الحقايق، صفحه .124
2. تذكرة الخواص، صفحه .306
3. ذخائر العقبى، ص .31
4. احقاق الحق، جلد 10، ص .358

مطالب مشابه