روابط اجتماعی امام علی(ع)

روابط اجتماعی امام علی(ع)

نویسنده: محمد دشتی

۱- روابط نیکو با خویشاوندان
امام علی (ع) دارای عواطف والای انسانی بود و در روابط اجتماعی، همه را بهره مند می فرمود:
• دعوت شام و نهار خویشاوندان را می پذیرفت و روابط گرم و محبت آمیزی با آنان داشت.
• خویشاوندان را به میهمانی دعوت می کرد و از آن ها گرم پذیرائی می کرد.
• به عیادت مریضان، خویشاوندان و دیگران می رفت.
• در تولّد فرزند برای تبریک گفتن به منازل دوستان و یاران می رفت.
• در میهمانی ها دست مهمان را می شست.
• در مرگ یاران و خویشاوندان به تسلیت بازماندگان می رفت و به مصیبت دیدگان تسلیت می گفت(۱)

۲- روش تبریک گفتن برای تولّد فرزند
روزی برای تبریک گفتن به یکی از یاران که تازه صاحب فرزند شده بود، رفت و دیگران هم حضور داشتند.
یکی به پدر نوزاد گفت:
قدم این نوزاد قهرمان و یکّه سوار مبارک باشد.
حضرت امیرالمومنین علی (ع) فرمود:
اینگونه برای تولد فرزند تبریک نگو، بلکه بگو:
شَکَرتَ الواهِبَ و بُورِکَ لَکَ فِی المَوهُوبِ وَ بَلَغَ أشُدَّهُ و رُزِقتَ بِرَّهُ.

***
«خدای بخشنده را شکر کن، و این فرزند بر تو مبارک باشد، امیدوارم بزرگ شود و از نیکوکاریهایش بهره گیری.» (۲)

***

۳- اجازه ی ورود گرفتن
رعایت حقوق خویشاوندان در روابط اجتماعی لازم است.
امام علی (ع) با اینکه در سطح عالی، روابط عاطفی خویش را با دوستان و فامیلان برقرار می فرمود، تلاش می کرد تا حقوق خویشاوندان نادیده گرفته نشود،
حضرت امیرالمومنین علی (ع) هرگاه که می خواست وارد منزل امام حسن مجتبی (ع) شود، درب را می کوبید و اجازه ی ورود می گرفت و آنگاه داخل می شد.(۳)
که برای همه ی انسان ها بهترین درس زندگی است.

۴- روش برخورد با اسیر
امام علی (ع) نسبت به اسیرانی که با امام علی (ع) جنگیدند
و در اسارت به سر می بردند
و نسبت به ابن ملجم، که حضرت را به شهادت رساند و پس از حمله ی به حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) اسیر شد و در زندان به سر می برد، فرمود:
اَلبِسُوهُم مَمّا تَلبَسُونَ وَاطعِمُوا هُم مِما تَأکُلُونَ

***
«از لباس هایی که خود می پوشید به آنها بپوشانید و از غذاهایی که خود می خورید به آنها بخورانید.» (۴)

***

۵- حمایت از پیران از کار افتاده
روزی امیرالمؤمنین (ع) دید پیرمرد نابینائی گدائی می کند.
فرمود: این پیرمرد کیست؟
گفتند: یا امیرالمؤمنین این مرد نصرانی است، از کار افتاده گدائی می کند.
فرمود:
اِستَعمَلتُمُوهُ حَتَّی اِذا کَبُرَ وَ عَجَزَ مَنَعتُمُوهُ ، اَنفِقُوا عَلَیهِ مِن بَیتِ المالِ.

***
«تا قدرت کارکردن داشت از او کار کشیدید و چون پیر شد و از کار ماند او را از خود راندید، از بیت المال حقوق او را بپردازید.» (۵)

***

۶- پرچمدار رحمت
ابن اسحاق نقل می کند که:
در روز فتح مکه سعد بن عباده چنین رَجَز می خواند:
اَلیَوم یَومُ المَلحَمَهَ، اَلیَوم تَستَحِلُّ الحُرمَهَ

***
«امروز روز کشتار و جنگ و انتقام است، امروز روز شکسته شدن حرمت هاست.»

***
کسی نزد رسول خدا (ص) رفت و شعارهای تند سعد را به اطلاع رساند و گفت:
«می ترسیم امروز سعد، یورشی بر قریش داشته باشد.»
پیامبر (ص)، علی بن ابیطالب (ع) را مأمور کرد تا پرچم را از او بگیرد و به امام علی (ع) فرمود: تو پرچم را وارد شهر کن و بگو:
اَلیَومُ یَومُ المَرحَمَه

***
«امروز روز رحمت و مهربانی است»

***
بدین ترتیب آن پیشوای رحمت و لطف، جلوی هر گونه خشونت و تندی را گرفت، مگر در مورد کسانی که جای لطف و رحمت بر خود باقی نگذاشته بودند که پیامبر (ص) با بزرگواری تمام فرمود:
الاسلامُ یَجِبُّ ما کانَ قَبلَهُ

***
«اسلام گناهان گذشته را می پوشاند.»

***
پس از آنکه مکه فتح شد، همه ی چشم ها به او دوخته شده بود تا با آنها چه می کند و جواب آن همه نامردمی را چه می دهد؟
آن مظهر رحمانیّت و رحمت حق فرمود:
یا مَعشَرَ قُرَیش، ما تَرَونَ أنّی فاعِلٌ فِیکُم؟

***
«ای جمعیت قریش! تصور می کنید من با شما چه رفتاری انجام می دهم؟»

***
پاسخ دادند:
خیراً، أخٍ کَریمٍ وَ ابن أخٍ کَریم.

***
( نیکی « که ما جز نیکی تصور دیگری درباره ات نداریم.» تو برادر کریم «بزرگوار» و برادرزاده ی بزرگوار ما هستی»

***
پیامبر (ص) فرمود:
أذهَبوُا فَأنتُم الطُّلَقاء
«بروید که همه تان آزادید»

***
رسالت او چنین اقتضا می کرد که فرمود:
إنَّ اللهَ أرسلَنی مُبَلِّغاً وَ لَم یُرسِلُنی مُتِعَنّتاً

***
«به درستی که خداوند مرا برای تبلیغ فرستاده است و نه برای عیبجویی و سرزنش «مردمان».

***

پی نوشت ها :

۱- حکمت ۳۵۴و ۲۹۱نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
۲- حکمت ۳۵۴ نهج البلاغه معجم المفهرس مؤلف
۳- حلیه الابرار ج ۱ ص ۳۸۳.
۴- روضه الواعظین ص ۱۳۱ مجلس ۱۰-و- مناقب آل ابی طالب ۲ ص ۹۷.
۵- وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۴۹ ابواب الجهاد العدوّ باب ۱۹.
منبع مقاله: دشتی، محمد؛ (۱۳۸۰)، امام علی (ع) و اخلاق اسلامی، قم: انتشارات امیرالمؤمنین (ع)، جلد اول چاپ سوم.

مطالب مشابه