عصر غیبت (28) شیعه در غیبت صغری

عصر غیبت (28) شیعه در غیبت صغری

نویسندگان : پور سید آقایی ، جباری ، عاشوری ، حکیم

9 – وضعيت فكرى و سياسى – اجتماعى شيعه در عصر غيبت صغرى .

الف – وضعيت فكرى
در عصر (( غيبت صغرى ))از نظر پايگاه فكرى ، شيعه در وضعيت بهترى قرار داشت . شيعيان توانستند در اين دوره علماى بزرگى در رشته هاى مختلف فكرى و علمى اسلامى ، به جهان اسلام تحويل دهند؛ چرا كه شيعيان با غيبت امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) مواجه شدند و در يافتند كه بيش از دوره هاى گذشته به حفظ و حراست از ميراث فرهنگى و روايات پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت آن حضرت نيازمندند. به همين جهت در اين دوره 70 ساله ((غيبت صغرى )) كتابهاى پر ارزشى را به نگارش در آوردند.
در اين عصر ((قم ))و ((كوفه ))دو مركز مهم علم و حديث شيعى بود. عالمان بزرگ شيعى ؛ مانند ((اشعرى )) ها، ((حميرى )) ها، ((ابن بابويه )) ها، ((فرات بن ابراهيم ))و ((احمد بن محمد خالد برقى )) ، در اين دو شهر دانش اندوختند و كتاب هاى با ارزش متعددى نوشتند.
اينك به طور مختصر به يادآورى برخى از نويسندگان شيعى اين دوره و كتاب هاى آنان مى پردازيم :
1 – ((ابى القاسم ، فرات بن ابراهيم بن فرات كوفى ))(از اعلام غيبت صغرى ).
2 – ((محمد بن مسعود بن عياشى ))تميمى كوفى سمرقندى (از علماى اواخر قرن سوم هجرى ) نويسنده كتاب ((تفسير عياشى )) .
3 – ((محمد بن يعقوب كلينى )) ، متوفاى (329ه -) نويسنده كتاب هايى ؛ مانند ((اصول كافى )) ، ((روضه كافى ))و چند اثر ديگر.
4 – ((ابوعلى ، محمد بن ابى بكر همام ))(258 – 332 يا 336 ه -) نويسنده كتاب هايى ؛ مانند ((الانوار فى تاريخ الائمه عليهم السلام )) ، ((التمحيص فى بيان موجبات تمحيص ذنوب المومنين ))و …(805)
5 – ((احمد ابن واضح يعقوبى )) ، متوفاى (284 ه -) نويسنده كتاب تاريخ ، مشهور به ((تاريخ يعقوبى )) .
6 – ((محمد بن حسن بن فروخ صفار)) ، متوفاى (290 ه -) نويسنده كتاب ((بصائر الدرجات )) .
7 – ((احمد بن محمد بن حسن بن خالد برقى )) ، متوفاى (274 يا 280 ه -) نويسنده كتاب ((المحاسن )) .
8 – ((على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى ))پدر ((شيخ صدوق )) (260 – 328 ه -) ((ابن نديم ))مى نويسد: فرزندش ((ابى جعفر، محمد بن على ))نوشته است كه پدرش حدود 200 كتاب به رشته تحرير آورده است . ((نجاشى ))در ((الفهرست ))اسم 18 كتابش را يادآور شده است .(806)
9 – ((سعد بن عبدالله بن ابى خلف اشعرى قمى )) ، متوفاى (300 ه -) او كتابهاى متعددى نوشته است ؛ مانند ((كتاب الرحمة ))و ((مناقب شيعه )) .(807)
10 – ((ابوالعباس ، عبدالله بن جعفر حميرى قمى ))(از اعلام غيبت صغرى ) كتاب هاى زيادى نوشته است ، از جمله كتاب ((قرب الاسناد)) .
11 – ((ابوجعفر محمد بن عبدالله بن جعفر حميرى قمى ))برخى نوشته اند كه كتاب ((قرب الاسناد حميرى ))نوشته است .(808)
12 – ((ابوزينب ، محمد بن جعفر نعمانى )) ، از شاگردان ثقة الاسلام ((محمد بن يعقوب كلينى )) ، نويسنده كتاب ((الغيبة )) .

ب – وضعيت سياسى
در ((بغداد)) ، مركز خلافت عباسى ، در عصر غيبت صغرى (مانند دوره گذشته )، شيعه از پايگاه سياسى محروم بود. حكومت در دست ((عباسيان ))قرار داشت و آنان نسبت به ((طالبيان ))به ويژه آل على عليه السلام و شيعيان آن حضرت حساسيت خاصى داشتند.
اين حساسيت و ضديت با شيعيان در برخى از موارد به اوج خود مى رسيد و گاهى نيز فروكش مى كرد در زمان خلافت ((معتضد))عباسى (279 – 289 ه -). دشمنى نسبت به شيعيان بيش از ديگر خلفاى اين دوره بود. او در اين دوره 10 ساله خلافت خود با ايجاد جو اختناق بر ضد شيعيان به طور گسترده اى اقدام نمود و به تعبير ((شيخ طوسى ))در زمان او از شمشيرها خون مى چكيد.(809)
اين وضع در زمان خلافت ((مقتدر))عباسى (295 – 320 ه -) تا حدودى دگرگون شد و در برخى موارد چرخش سياست به نفع شيعه شد و شيعيان توانستند در مركز خلافت و در تشكيلات سياسى نفوذ و نقشى داشته باشند.
اين دگرگونى با نفوذ خاندان ((بنوفرات )) (810) شيعى در دستگاه خلافت آغاز شد.
در زمان خلافت ((مقتدر))از خاندان ((بنوفرات ))شيعى افزون بر تصدى امور مالى و ادارى ، به مقام وزارت نيز رسيدند.
((ابوالحسن ، على ابن فرات )) ، سه بار به مقام وزارت رسيد.
1 – از سال (296 تا 299 ه -) وى در سال (296 ه -) وزير ((مقتدر))شد و در سال (299 ه -) به همدستى با قبايل عرب در غارت ((بغداد))متهم شد، و به دنبال آن از وزارت معذول و به زندان افكنده شد و اموالش ‍ مصادره گشت .
2 – از سال (304 – 306 ه -). او در سال (304 ه -) براى بار دوم به وزارت رسيد و در سال (306 ه -) به اسراف در اموال بيت المال متهم شد و براى بار دوم زندانى و اموالش مصادره شد.
3 – از سال (311 تا 312 ه -) او براى بار سوم در سال (311 ه‍) به مقام وزارت رسيد و در ربيع الاول سال (312 ه -) از وزارت عزل شد و با پسرش ((محسن ))زندانى شدند و در ربيع الثانى همسان هر دو به قتل رسيدند.
در خلال سالهاى وزارت ((على ابن فرات ))شيعى ، براى شيعيان آزادى نسبى به وجود آمد و آنان از اين فرصت پيش آمده در جهت احياى مردم شيعى بهره بردند.
اين دوره كه با سفارت ((حسين بن روح نوبختى ))همزمان بود. فرصت خوبى شد تا او بهتر بتواند سازمان مخفى سفارت و وكالت را رهبرى كند. ((حسين بن روح ))در زمان وزارت ((ابن فرات ))در ميان رجال سياسى از موقعيت خوبى بهره مند شد و از اين فرصت براى بهبود وضع شيعيان استفاده كرد.
در زمان خلافت ((الراضى بالله ))(322 – 329 ه -) نيز خاندان ((بنوفرات ))كه شيعه بودند در دستگاه خلافت نفوذ داشتند و افزون بر مسئوليت هاى ادارى و مالى ، در سالهاى (325 – 326 ه -) ((ابوالفتح ، فضل بن جعفر ابن فرات ))به وزارت رسيد.
اما در خارج از مركز خلافت ((عباسيان ))و در قلمرو دولتهاى خود مختار و استقلال طلب ، وضع سياسى نسبت به شيعه در مجموع بهتر از وضع سياسى مركز خلافت بود. در برخى از اين حكومت ها قدرت سياسى در دست شيعه بود؛ مانند دولتهاى ذيل :
1 – دولت ((اغالبه ))در ((تونس ))از سال (184 تا 296 ه -).
2 – دولت ((ادريسيان ))در ((مراكش ))از سال (221 تا 312 ه -).
3 – دولت ((عبيديان ))در ((مصر))از سال (296 تا 567 ه -).
4 – دولت ((آل بويه ))در ((طبرستان ))و ((ايران جنوبى و مركزى )) از سال (320 تا 338 ه -)
5 – دولت ((آل حمدان ))در ((موصل ))و ((حلب ))از سال (319 تا 394 ه -).

ج : وضعيت اجتماعى (811)
در مركز خلافت عباسيان و نيز در مناطقى كه حكومتهاى عباسى نفوذ و حضور اجتماعى گسترده اى داشتند، شيعه از نظر پايگاه اجتماعى در اين دوره و در اين مناطق از وضعيت خوبى بهره مند نبود. در اين وضعيت نامطلوب ، چند عامل موثر بود؛ از جمله :
1 – سياست ضد شيعى حاكمان عباسى .
2 – پيروزى و غلبه مكتب ((اشعرى ))بر ((عدليه ))(معتزله و شيعه )
3 – جنايات وحشيانه ((قرامطه ))و ((زنگيان ))كه با تبليغات گسترده ، مسؤ وليت آنها را متوجه شيعيان نموده ، و جوى زهرآگين بر ضد شيعيان به وجود آوردند.
به همين جهت وقتى كه ((قرامطيان ))در سال (311 ه -) به كاروان زائران خانه خدا حمله كردند و جنايات وحشتناكى مرتكب شدند و با تبلغيات كوشيدند تا شيعيان را مسبب اين جنايات قرار دهند، مردم ((بغداد))بر ضد وزير شيعى ، ((على ابن فرات ))شعار دادند. به دنبال آن ، ((ابن فرات ))و پسرش از وزارت و مقام ادارى خلع شدند و سپس آنان را دستگير، محاكمه و اعدام كردند.
در همين ارتباط ((حسين بن روح نوبختى ))سومين نايب خاص امام مهدى (عج الله تعالى فرجه الشريف )، نيز دستگير و روانه زندان شد.
اما در خارج از قلمرو حكومت عباسيان ، در مناطق خودمختار و يا مستقل ، به ويژه در مناطقى كه حكومت هاى انقلابى شيعى برقرار بود، شيعيان در وضعيت اجتماعى بهترى قرار داشتند.

خلاصه
در عصر ((غيبت صغرى ))حكومت و خلافت در اختيار 6 خليفه عباسى ، ((معتمد)) ، ((معتضد)) ، ((مكتفى )) ، ((مقتدر)) ، ((قاهر))و ((راضى ))بود. اوضاع سياسى و ويژگيهاى آن در امتداد خصوصيات دوره قبل از عصر غيبت بود و به موازات گذشته ، استيلاى موالى به ويژه ((تركان ))ضعف رو به فزونى خلافت در حكومت مركزى و قدرت طلبى واليان ، ادامه داشت .
در اين دوره ، مركز خلافت از ((سامرا))به ((بغداد))منتقل شد، آشوب ((فرامطه ))در اين دوره اتفاق افتاد. قيامهاى علويان كه در دوره قابل تشديد شده بود، در اين دوره به جهت فتنه ((قرامطه ))و تشديد جو اختناق بر ضد شيعيان كاسته شد. قيامهاى ((ابن الرضا)) ، (محسن بن جعفر) در دمشق قيام ((حسن بن يحيى ))در ((يمن )) ، قيام ((اطروش )) ، (حسن بن على ) در ((طبرستان ))و ((ديلمان )) ، قيام ((حسن داعى ))در ((ديلم )) ، ظهور ((مهدى ))در شمال آفريقا و تأسيس دولت ((فاطمى ))در ((مصر))و ((شمال آفريقا)) ، ظهور دولتهاى مستقل و يا خودمختار (حدود ده دولت مستقل و نيمه مستقل ) از ويژگى هاى سياسى اين دوره است .
((وضعيت اجتماعى ))نيز در ادامه وضع اسفناك و ناهنجار دوره گذشته بود. اختلافات فرقه اى و مذهبى ، قومى و قبيله اى ، اختلافات طبقاتى و شكاف در بعد فقر و غنا، عياشى و خوشگذرانى در بين خلفا ، وزرا، امرات و اعيان و اشراف ، و اسراف و تبذيرهاى گسترده و مصرف هاى بى رويه ، از ويژگى هاى وضعيت اجتماعى اين دوره است .
و در بعد ((فكرى )) ، دو ويژگى عمده از مختصات اين دوره است ، يكى پيدايش مكتب فكرى ((اشعرى ))كه جلوه اى ديگر از مكتب ((اهل حديث ))است . در اين دوره ، ((مكتب اشعرى ))بر ((مكتب اعتزال )) پيروز شد و اين پيروزى همچنان پابرجاست و ديگرى ، جمع آورى و تدوين كتب روايى .
درباره آغاز غيبت چند نظر وجود دارد كه از نظر تمام علماى شيعه ، از هنگام شهادت امام عسكرى عليه السلام است .
درباره شهادت امام عسكرى عليه السلام مى توان گفت كه حقد و حسادت عباسيان در برابر عظمت و موضعيت اجتماعى آن امام عليه السلام آنان را واداشت تا حضرت را به شهادت برسانند. قرائنى وجود دارد كه آنان حضرت را به شهادت رسانند و بعد مزوارنه كوشيدند تا به گونه اى وانمود كنند كه به مرگ طبيعى از دنيا رفته است .
خلفاى عباسى مى كوشيدند تا اگر از امام عسگرى عليه السلام فرزندى به يادگار مانده است ، او را دستگير و در همان آغاز زندگى نابودش كنند. اما نتوانستند به اين هدف شيطانى خويش نايل شوند.
((جعفر))عموى امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) در جهت همكارى با خلفاى عباسى قدم برداشت . او اول خواست كه بر پيكر امام عليه السلام نماز بگذارد كه امام مهدى عليه السلام مانع اين كار شد؛ چرا كه اين نماز خواندن ، رمز امامت است .
((جعفر))ادعاى امامت و جانشينى كرد. مدعى شد كه حضرت به جز او وارثى ندارد و آن را تصاحب نمود. حكومت را تحريك كرد تا در جستجوى امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) باشند و او را دستگير كنند.
با اين همه كارهايى كه او انجام داد، سفير دوم حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف )، ((محمد بن عثمان )) ، از ناحيه مقدسه ، توقيعى ارائه كرد كه دلالت دارد ((جعفر))در پايان زندگى از كردار خويش توبه نمود.
مطلب ديگرى كه در اين بحث بيان شد، داستان سرداب است كه برخى از دشمنان شيعه به شيعيان تهمت روا مى دارند و مى گويند كه شيعيان عقيده دارند امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) در سرداب مخفى شده است و تاكنون بدون آب و غذا در آن جا زندگى مى كند، در حالى كه هيچ يك از علماى شيعه چنين اعتقادى ندارد. اين سخن افترا و افسانه اى بيش ‍ نيست .
درباره فلسفه غيبت در روايات اسلامى چند چيز بيان شده است ؛ همانند سرى از اسرار الهى ، آزمايش و غربال انسانهاى صالح ، ستم پيشه بودن انسانها، آزادى از يوغ بيعت با طاغوت هاى زمان و حفظ جان امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ).
((شيخ طوسى ))در اين باره مى نويسد:
عمده فلسفه ، اسرار و يا حكمت غيبت امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) حفظ جان امام و خوف از كشته شدن ايشان به وسيله دشمنان است .
امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) در دوره ((غيبت صغرى )) ، 4 سفير و نايب خاص داشتند؛ اين 4 تن به ((نواب اربعه ))معروفند كه به ترتيب ((ابوعمرو، عثمان بن سعيد عمرى )) ، ((ابوجعفر، محمد بن عثمان بن عمرى )) ، ((ابوالقاسم ، حسين بن روح نوبختى ))و ((ابوالحسن ، على بن محمد سمرى ))كه در مدت 70 ساله ((غيبت صغرى ))عهده دار امر نيابت و سفارت بودند.
در زمان ((عثمان بن سعيد عمرى )) ، ابتدا جز تعدادى از شيعيان خاص ، به نيابت وى آگاه نبودند، ولى كم كم در ميان شيعيان شناخته شد و چون مورد اعتماد امام دهم و يازدهم عليهم السلام بود، و مردم پيشينه نيكوى وى را مى دانستند، جملگى به سفارت او گردن نهادند.
در زمان ((محمد بن عثمان ))عده اى به دروغ ادعاى نيابت و سفارت نمودند كه با توقيعاتى كه از ((ناحيه مقدسه ))صادر شد، همه آنان رسوا شدند.
در زمان ((حسين بن روح ))ادعاى نيابت كم شد. ((حسين بن روح )) از پايگاه اجتماعى خوبى بهره مند بود و در دستگاه خلافت عباسى نفوذ داشت . وى به دنبال ظهور ((قرامطه ))به مدت 5 سال زندانى شد.
زمان سفارت ((ابوالحسن ، على بن محمد سمرى ))كوتاه بود. او از سال (326 ه -) تا (329 ه -) سفير حضرت حجت (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) بود و بعد از مرگ وى امر ((نيابت خاصه ))به پايان رسيد. آخرين توقيع حضرت كه در بردارنده نكاتى جالب توجه است ، در زمان او صادر شد. در ((سازمان وكالت ))افراد خوب و مورد اعتماد متعددى بودند و نيز در ميان ((علويان ))افراد با فضيلت گوناگونى به چشم مى خورند، چراكه از آن همه افراد خوب تنها اين 4 نفر به اين امر برگزيده شدند؟ در اين باره قطعا ملاكى وجود داشت كه امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ) با توجه به آن ملاك ها اين 4 تن را برگزيد. ملاك ها افزون بر ايمان ، تقوى ، عدالت ، علم و آگاهى لازم ، تقيه و رازدارى در حد بالا، صبر و مقاومت در حد عالى و ممتاز، و نسبت به ديگران با درايت تر و عاقلتر بودن ، افزون بر تمام اينها، از سوى ((عباسيان ))نسبت به آنان حساسيتى وجود نداشت .
چگونگى ارتباط سفيران با شيعيان به دو صورت بود؛ با واسطه وكيل و بدون واسطه وكيل و به طور مستقيم ، اما اصل در ((سازمان وكالت )) ارتباط با واسطه بود.
وظايفى كه نواب اربعه برعهده داشتند:
1 – زدودن شك و حيرت مردم درباره وجود امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ).
2 – حفظ امام از راه پنهان داشتن نام و مكان امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ).
3 – سازماندهى و سرپرستى ((سازمان وكالت )) .
4 – پاسخگويى به پرسشهاى فقهى و مشكلات و شبهات عقيدتى .
5 – گرفتن و توزيع اموال متعلق به امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ).
6 – مبارزه با غلات و مدعيات دروغين بابيت و وكالت ، و افشاى ادعاهاى باطل آنان .
7 – مبارزه با وكلاى خائن .
8 – آماده سازى مردم براى پذيرش ((غيبت كبرى )) .
از ميان اين وظايف ، اولين وظيفه بيش از همه بر دوش ((عثمان بن سعيد عمرى ))سنگينى مى كرد و آخرين آن بر دوش ((سمرى )) ، آخرين سفير امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف ).
در اين فصل همچنين مرورى داشتيم به نصب وكلاى عام در اين عصر به همراه اسامى برخى از وكلاى خائن و مدعيان دروغين وكالت ، و در نهايت به عنوان يك جمع بندى اشاره داشتيم به وضعيت فكرى و سياسى – اجتماعى شيعه در اين دوره .
… ادامه دارد.

پي نوشت :

805- بحارالانوار، ج 0 ص 226 – 232.
806- بحارالانوار، ج 0 ص 82 – 83.
807- همان ، ص 186 – 187.
808- همان ، ص 88.
809- الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 179.
810- درباره بنوفرات . ر. ك : دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4، ص 382 – 392.
811- لغتنامه دهخدا، ج 1، ص 297.
منبع: کتاب تاریخ عصر غیبت

مطالب مشابه