آموزه هاي علوي در نهضت حسيني (قسمت اول)

آموزه هاي علوي در نهضت حسيني (قسمت اول)

نويسنده:محتشم مؤمني
شناسايي و پي بردن به راز و رمزهاي موجود در يك حركت اصلاحي و اجتماعي كه منجر به ايجاد تغييرات مهمي درعرصه هاي گوناگون جوامع مي گردد، خود نيازمند بازشناسي دقيق و موشكافانه عوامل بوجودآوردن آن حركت اجتماعي ميباشد. عواملي كه بدون ظهور و بروز آنها اصولا آن حركت اجتماعي زمينه وقوع پيدا نمي كرد و در هر حركت اجتماعي نيز بدون شك يكي از مهمترين عوامل، عامل «رهبري و هدايت» ميباشد، چرا كه نقش «رهبر» و «هادي» در حركت هاي اصلاحي همچون نخ تسبيح ميباشد كه دانه هاي پراكنده تسبيح را به گردهم جمع نموده و نيروهاي متفرق را در راه رسيدن به هدفي متعالي هم سو و هم جهت مي نمايد. فلذا هرگز نمي توان به هنگام مطالعه تاريخ نهضت ها و قيامها، از كنار عنصر «امام» و «رهبر» آنهابه سادگي گذشت.
از آنجا كه درميان تمامي نهضت هاي اصلاحي و اجتماعي كه در طول تاريخ بشريت از آدم تا خاتم و تا قيام مصلح كل (عج) بوقوع پيوسته، نهضت عاشورا در رديف برترين و والاترين حركتهاي انساني با اهداف مقدس و متعالي قرار دارد، تحقيق وتفحص پيرامون عنصر «رهبري» دراين نهضت مقدس نيز از جايگاهي رفيع و منيع برخوردار است، زيرا دانستن اينكه رهبر اين قيام الهي در چه محيطي و تحت تربيت چه افرادي رشد و نمو يافته و هدفش از اين حركت بي بديل تاريخي چه بوده و در راه هدايت نهضت به سمت و سوي هدف، چه تدابيري بكار بسته و چگونه ازسرمايه مادي و معنوي موجود بهره جسته، نقش بسيار اساسي در شناسايي اين حركت عظيم تاريخي دارد. به همين خاطر در اين نوشتار ضمن بيان بخش هايي از حيات پربركت و سخنان حيات بخش مولاي متقيان علي(ع) حضور اين آموزه ها را درنهضت عاشورا به تصوير كشيده و در واقع به اثبات اين نكته پرداخته كه رهبري آگاهانه و مؤمنانه امام حسين(ع) درجريان نهضت كربلا، ريشه در آموزه هاي اساسي و مهمي دارد كه آن امام همام(ع) درمكتب پدر آموخته و آنها را در طول حركت اصلاحي خود از مدينه تا كربلا به مرحله اجرا درآورده است، همانگونه كه خود در وصيت نامه اي كه به برادرش محمد حنفيه نوشته به اين نكته اشاره نموده و فرموده اند:
«من حسين بن علي بزرگ شده در دامان پيامبر وتربيت شده در مكتب پدرم علي بن ابي طالب عليه السلام با اين قيام، براي ايجاد شر و فساد و اخلالگري برنخاسته ام. من در خانداني نشو و نما كرده ام كه تجلي گاه عدالت و حق و ديگر اصول ارزش هاي انساني بوده است… » (1)

1- حق طلبي و حركت بر مدار حق:
آنانكه با سيره و روش زندگي نخستين پيشواي شيعه يعني امام علي(ع) آشنا باشند به خوبي به اين نكته واقفند كه يكي از مهمترين موضوعاتي كه آن امام عظيم الشأن(ع) درطول حيات خويش مطمح نظر قرار داده و همواره در مسير آن حركت نموده اند، موضوع «حمايت از حق و حق طلبي» ميباشد و نگاهي هرچند گذرا به آثار مكتوب و شفاهي (نامه ها و خطبه ها) به جا مانده از آن حضرت(ع) در كتاب گرانسنگ نهج البلاغه اين نكته را به اثبات مي رساند. به كاربردن بيش از 300 مورد كلمه «حق» و مشتقات آن در رسائل و سخنراني ها، خود بيانگر آن است كه اصولا هدف اصلي امام(ع) برپايي و اعتلاي كلمه «حق» به معناي واقعي كلمه بوده است و «حق» و علي«ع» دو پديده اي بوده و هستند كه جدايي ميان اين دو غيرقابل تصور مي باشد، همچنان كه پيامبر بزرگوار اسلام«ص» در آن سخن گرانمايه خويش بدان اثبات فرموده كه: علي مع الحق و الحق مع علي. يدور حيث مادار: حق با علي است و علي با حق است و حق همان جايي است كه علي باشد.» (2)
و ما در اينجا به مناسبت موضوع برخي از سخنان ايشان را پيرامون حق ذكر مي كنيم تا حقيقت امر واضح ترگردد:
الف) «بتحقيق برترين مردم نزد خدا كسي است كه عمل به حق را بيشتر دوست داشته باشد تا از باطل، اگرچه حق به او زيان رسانده اندوهگينش نمايد و باطل سود داشته بهره مندش سازد.»(3)
ب) «مسلمان كسي است كه مسلمانان از زبان و از دست او سالم و آسوده باشند مگر از روي حق باشد. (4)
ج) «آگاه باشيد هركه از حق نفع نبرد زيان باطل حتما به او ميرسد.» (5)
حال كه دانستيم مقام «حق» درپيشگاه انديشه علي(ع) از رتبه عظيم و والايي برخوردار است بايد بگوييم كه امام حسين(ع) فرزند برومند آن عزيز نيز با تأسي به سيره و روش پدر بزرگوارش، وجهه همت خود را درجريان نهضت خونين كربلا، احقاق حق قرارداده و در موارد ومواضع متعدد به اين هدف والاي خويش اشاره فرموده و اعلام نموده كه دراين حركت اصلاحي و تاريخي هدفي جز حركت بر مسير حق و احياء حقوق از دست رفته جامعه اسلامي ندارد، همچنانكه در وصيت نامه خويش به محمد حنفيه اين مطلب را متذكر گرديده و مي فرمايد:
«… آن چه مرا وادار به اين حركت كرده است، حق است. در راه وصول به حق، از هيچ ناگواري و مصيبتي نخواهم گريخت. نابودي حقيقي در دور افتادن از حق و عدم حمايت از آن است، نه پيوستن به حق و دريافتن آن و حمايت از آن. كسي كه قدم در چنين راهي بردارد، نه تنها از سنگلاخ بودن راه هراسي به خود راه نمي دهد، بلكه پيروزي را درقطعه قطعه شدن در اين راه مي بيند كه مسير منزلگه مقدس پاكان اولاد آدم است.» (6)
با دقت و تعمل در اين جملات آسماني به خوبي اين حقيقت را درمي يابيم كه انديشه و خط و مشي علي(ع) در اين جملات كه از زبان فرزند پاكش صادر گرديده موج مي زند و براستي از كسي كه در دامان چنان شخصيتي تربيت يافته جز اين نمي توان انتظار داشت كه با مشاهده جولان باطل و ميدان داري طرفداران آن به خروش آمده و در جهت احياء حق حركت كند چرا كه خود فرمود:
«آيا نمي بيند كه به حق عمل نمي شود و از باطل جلوگيري نمي گردد؟»(7)
و بدين ترتيب جلوه هاي حق طلبي علوي(ع) را در حركت حسيني(ع) به خوبي مي توان مشاهده كرد.
ادامه دارد

پي نوشت ها:

1-علامه محمدتقي جعفري، امام حسين(ع)، شهيد فرهنگ پيشرو و انسانيت، ص 126
2- همان، ص .240
3-نهج البلاغه فيض الاسلام، خطبه .125
4-همان، خطبه .167
5-همان، خطبه .28
6- امام حسين(ع) شهيد فرهنگ پيشرو انسانيت، ص .126
7-فرهنگ جامعه سخنان امام حسين(ع)، ترجمه علي مويدي، ص 398

مطالب مشابه