هشدارهاي امام سجاد(ع) (1)

هشدارهاي امام سجاد(ع) (1)

نويسنده: ابوالقاسم يعقوبي

امام سجاد (ع) در گسترش فرهنگ ديني و ژرفا بخشيدن به باورهاي شيعي، نقش بنيادي و اساسي اي داشتند و گام هاي بلندي در تعميق ارزش هاي ديني و پاسداري از ميراث گران سنگ عاشورايي برداشته اند اين امام همام، در قالب دعا و نيايش، آموزه هاي ديني را مانند يک باغبان چيره دست، در کنار هم چيده با ترسيم بوستان اسلام ناب محمدي (ص) علف هاي هرز و بدعت ها و خرافات را از دامن دين زدوده است.
ميراث گران بهاي «صحيفه سجاديه»، سرشار از هدايت ها وهشدارهاست. هم راه را مي نمايد و هم رهزنان را معرفي مي کند تا رهروان، به سلامت، صراط مستقيم را بپيمايند و به «دارالسلام» همراه با «قلب سليم» راه يابند.
در اين بخش از نوشتار، به هشدارهايي اشاره مي کنيم که از زبان امام علي بن الحسين (ع)
در ذيل دو عنوان «استعاذه» و «اعتذار» آمده است. «استعاذه»، جنبه پيشگيري دارد و «اعتذار» جنبه درمان. در گام نخست بايد خود را در پناه خدا قرار دهيم که زندگي فردي و اجتماعي ما آلوده و آسيب پذير نگردد، واگر خداي ناخواسته، گرفتار کوتاهي و لغزش ها شديم، از آن پوزش بخواهيم.

الف. استعاذه

اولاً امام سجاد (ع) از عوامل سستي آفرين و تنبل سازي که سبب مي شود انسان ها از هرگونه خدمتي شانه خالي کنند و تن به کار و خدمت ندهند، به عنوان يک هشدار و آسيب بزرگ ياد مي کند و مي فرمايد:
«اللهم اني اعوذ بک من الکسل و الهرم و الجبن و البخل و الغفله والقسوه و الفتره و المسکنه و اعوذ بک يا رب من نفس لاتشبع و من قلب لا تخشع و من دعاء لا يسمع و من صلاه لا تنفع و اعيذ بک نفسي و اهلي و ذريتي من الشيطان الرجيم».(1).
بارالها! از تنبلي، سستي، ترس، بخل، غفلت، سنگ دلي و ناداني و هر آنچه مرا به آن مي آزمايي، به تو پناه مي برم. و نيز پناه مي برم به تو از گناهان آشکار و پنهان و از شر نفسي که سير ناشدني است و شکمي که پر نشدني است و قلبي که خاشع نباشد و دعايي که بالا نرود و نمازي که سودمند نباشد و از شر شيطان در خصوص خودم و خانواده ام به تو پناه مي برم.
آن حضرت در دعاي هشتم از «صحيفه سجاديه» بيش از چهل نکته را با واژه «اعوذ» به عنوان رفتارهاي اجتماعي نادرست که مانع رشد روحي و اجتماعي و عامل بروز آسيب هاي اخلاقي و اجتماعي است، بر شمرده است. توجه به اين آفت ها و هشدارها خدمت خدمت گزاران را ماندگارتر و خالصانه تر خواهد ساخت و به سالم سازي آن کمک خواهد نمود.

1. حرص و آز(2)

«اللهم اني اعوذ بک من هيجان الحرص».
پروردگارا به تو پناه مي برم از اين که گرفتار حرص گردم.
حرص و آز، درون آدمي را شيفته دنيا مي سازد و در بيرون نيز دست و پاي او را از خدمت و سود رساني به ديگران مي بندد. انسان حريص، خودبين و خود خواه است. گرسنه اي سيري ناپذير است. مانند کرم ابريشم است که پيرامون خود را مي تند و در نتيجه، از ارائه خدمت به ديگران محروم مي شود. اگر کسي نتواند چاره اين درد کند و درون خود را از هيجان حرص پاک سازي ننمايد، به يقين، توفيق خدمت گزاري و خدمت رساني به جامعه را نخواهد يافت.

2. خشم و غضب

«و سوره الغضب».(3)
خشم و غضب، از لشکرهاي شيطان به شمار مي رود، آن که به هنگام خشم کاري انجام مي دهد، کارش ابتر و ناتمام خواهد بود و چه بسا به هنگام غضب، به جاي خدمت، خيانت از او سر زند و نه تنها عمل سازنده اي انجام ندهد، بلکه رفتار ناهنجاري از او صادر شود که سوزنده جان او و جامعه گردد.
امام سجاد (ع)، از اين حالت منفي روحي و اخلاقي، به خدا پناه مي برد و اين بدان معناست که انسان خشمناک و عصباني، نمي تواند منشأ خدمات اجتماعي گردد. شايسته است پيش از ورود به ميدان خدمات، اين رفتار هنجار سوز را درمان و علاج کند.

3. حسد ورزي

«و غلبه الحسد».(4)
پروردگارا به تو پناه مي برم از اين که حسادت بر من غلبه نمايد.
حسد، يعني آرزوي زوال نعمت از ديگري. روشن است کسي با اين ويژگي، توان و آمادگي خدمت به ديگران را ندارد. داراي اين خصلت، از پيشرفت و ترقي ديگران، در رنج و عذاب است. خود را به زمين و آسمان مي زند که کسي به جايي نرسد و اگر رسيده است، او را به کنار نهد و نعمت را از او بستاند، آيا با چنين روحيه اي مي توان در مسير خدمت به خلق گام برداشت؟ هرگز!

4. کم حوصلگي

«و ضعف الصبر».(5)
صبر، کليد گشايش کارها و نيز ساخت خدمات سودمند اجتماعي است. آدمي اگر شکيبا باشد، آثار وجودي اش فراگير مي شود. بي صبري و کم طاقتي، کارها را نا تمام و بي نتيجه مي گذارد. کسي که مي خواهد در مسير تکامل خود و جامعه گام بردارد، بايد در همان آغاز، خود را به سلاح صبر و پايداري مجهز نمايد.

صبر اگر تلخ است، لکن عاقبت
ميوه شيرين دهد پر منفعت

برخي پروژه هاي خدمت رساني، سال ها بايد بگذرد تا در دراز مدت، جايگاه خود را پيدا کند و درد اجتماع را درمان نمايد. بنابراين، عجله و شتاب زدگي و کم حوصلگي، يکي از آسيب هاي مهم خدمات اجتماعي است.

5. نداشتن قناعت

«و قله القناعه».(6)
در فرهنگ ديني، از قناعت، به «حيات طيبه»(7) و زندگي شايسته، تعبير شده است. قناعت، گنج بي پايان و عزت مدام و زندگي آرامش بخش است. آدم قانع، به آن چه دارد بسنده مي کند و چشم به دارايي ديگران نمي دوزد. انسان قانع، از آنچه خدا به او داده و در اختيار اوست، بهترين استفاده را مي کند و حرص و آز را از خود دور مي سازد و به اين شعار مولا علي (ع) پايبند است که فرمود:
«المنيه و لا الدنيه و التجلد لا التبلد».(8)
مرگ آري، پستي نه! به اندک بسنده کردن آري، وابستگي نه!
بي گمان چنين انساني مي تواند منشأ خدمات فراواني گردد. او خود و جامعه اش را از ذلت ها و وابستگي هاي خانمان سوز و استقلال برباد ده مي رهاند و خود کفايي و خود اتکايي را جايگزين وابستگي و باج دهي به بيگانگان مي سازد.
اگر قناعت در يک جامعه، کم رنگ شود ويا از آن رخت بر بندد، ذلت و خواري و وابستگي و چشم به دست ديگران داشتن رخ مي نمايد و در چنين فضايي، خود باوري و استقلال و عزت مندي به فراموشي سپرده خواهد شد.

6. بد خلقي

«وشکاسة الخلق».(9)
خوش خلقي و گشاده رويي، از مهمترين مصاديق خدمت رساني است. در روايات اسلامي آمده است که شما نمي توانيد با مال و ثروت خويش، همه مردم را خرسند سازيد؛ و لکن با خوش رويي مي توانيد حوزه خدمت رساني را گسترش دهيد.
خوش خلقي دام محبت و دوستي است. معاشرت نيک و روحيه بخشيدن به ديگران و غم زدايي و کمک به آرامش روحي مردم، از بهترين خدمت ها به شمار مي رود از اين رو، قرآن کريم، اخلاق نيک پيامبر اسلام را رمز پيشرفت و جاذبه او بر مي شمرد و مي فرمايد:
«انک لعلي خلق عظيم».
«فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غليظ القلب لا نفضوا من حولک.» (10)
بدخلقي، کار سودمند انسان را تباه مي کند و آتشي بر خرمن خدمات او مي زند که بايد از اين صفت رذيله، به خدا پناه برد.
اخلاق، ظرف دين است؛ اگر ظرف آلوده باشد، بهترين مظروف را هم اگر در آن قرار دهيم، چندش آور مي شود. از اين رو پيامبر اکرم (ص) فرمود: «الخلق وعاء الدين»؛ اخلاق، [به منزل] ظرف دين است، اگر تميز و نکو باشد، دين، زيبا و سودمند مي گردد و اگر آلوده و زشت باشد، چهره دين نازيبا خواهد شد.

پي نوشت ها :

1. اصول کافي، ج، ص 586.
2. صحيفه سجاديه، کامله، دعاي 8.
3.صحيفه سجاديه، کامله، دعاي 8.
4.صحيفه سجاديه، کامله، دعاي 8.
5.صحيفه سجاديه، کامله، دعاي 8.
6.صحيفه سجاديه، کامله، دعاي 8.
7. سوره نحل، آيه 97.
8. تحف العقول، ص 207.
9. صحيفه سجاديه کامله، دعاي 8
10. سوره آل عمران، آيه 159.

منبع: نشريه پاسدار اسلام، شماره 341.

مطالب مشابه