حقانيت، تنها از آنِ خدا، پيامبر و مؤمنان

حقانيت، تنها از آنِ خدا، پيامبر و مؤمنان

نويسنده: آيت الله سيدمحمّدتقي مدرسي
مترجم: محمد تقدمي صابري

نگاهي به درونمايه و محورهاي سوره ي جنّ
اين گزافه گويي ها که نيروهايِ نهانيِ شکست ناپذيري بر جريانهاي زندگي اثر مي گذارد، از جمله انديشه هايي است که کمابيش هيچ فرهنگي از فرهنگهاي ابتدايي بشر از آن تهي نيست و خود، عامل اصلي شرک ورزيدن به پروردگار و پرستش بتهاست. پس آن که درختي مي پرستد، گمان مي برد چيزي از عالم غيب در آن حلول کرده است و سنگ پرست نيز جوهر سنگ را نمي پرستد، بل، روحي را مي پرستد که گمان مي برد گرداگرد آن سنگ پرواز مي کند.
جن از جمله ي ارواح اثيري است که پيوسته جدالهايي در پيرامون او جريان داشته، چندان که اين جدالها به خرافه ها و خيالهاي واهي رسيده اند. در اين ميان برخي پنداشته اند جنيان بدون آفريدگار، آفريده شده اند و ديگران گفته اند که آنها در زندگاني، نقشي نيک يا بد ايفا مي کنند، از اين رو بر آن شده اند که بايد آنها را خشنود نگاه داشت، اينان در پي اين انديشه، جنيان را شريک خدا قرار دادند.
وحي الهي، خرافه ها را از حقيقت جدا و حق را آشکار کرد و فرهنگهاي باطل در پيرامون جن را نابود ساخت، همچنين اين سوره که به نام آنان نامبردار شده، جنبه هايي از فرهنگ آنان را روشن کرد. وحي الهي از زبان جنيان با ما سخن مي گويد و براي روشن ساختن فرهنگشان بر علم الهي که همه ي اشياء را فراگرفته، اعتماد دارد. (آيات 1-14)
کسي که در آيات اين سوره به دقت انديشه کند به همساني هايي اساسي، ميان فرهنگ جنيان و انسانها، رهنمون مي شود، از جمله:

1- جنيان آفريدگاني هستند که از جانب خدا مکلفند به حق اعتراف کنند و از رسالت او که در قرآن جلوه گر شده است، پيروي نمايند.
2- واقعيت اجتماعي و سياسي آنان تا اندازه ي بسياري با واقعيت جامعه ي بشري همانندي دارد. در ميان آنان پيشواياني وجود دارد که بر جامعه حکومت مي کنند و مانند طاغوتها و حاکمان فاسد بشري، در سرکشي و نابخردي، گامهاي بلندي بر مي دارند.
3- جنيان در گرداب همان گناهاني فرو مي روند که انسانهاي گمراه بدان فرو مي روند، گناهاني مانند شرک به خداي عزوجل.
4- در ميان جنيان، همانند انسانها، صالحان يا افرادي پايين تر از آنان و مسلمانان و منحرفاني وجود دارد.
در اين ميان، قرآن اشاره مي کند که توافق فرهنگ انسان و جن بر شرک ورزيدن به خدا، انحراف بسيار و ستمکاري، در شرع خدا حرام و مردود است… از جمله پناه بردن ساحران و شيادان به جن، که موجب مي شود آنان هرچه بيشتر از حق دور شوند و در باطل فرو روند.
وحي الهي، مجموعه اي از گزافه ها و خرافه هايي را رسوا مي سازد که جن را چونان نيرويي خارق العاده به تصوير مي کشند و آنان را تا سطح ربوبيت بالا مي برند، چندان که اين سخنان برخي مردمان نادان را بر آن داشت تا جنيان را بپرستند و به آنان شرک ورزند، وحي الهي تأکيد دارد:
1- جنيان به علم حقِّ مطلق، دسترسي ندارند و اعتماد بر آنچه آنان از فرهنگ و انديشه ي خويش در جان و دل پناه آورندگان خود مي افکنند، درست نيست، چه، علم جنيان محدود است و آنان بسياري از امور را نمي دانند… قرآن به روشني تأکيد دارد که بسياري از تصورات و فرهنگهاي جنيان بر پايه ي گمان استوار است نه بر پايه ي علم واقعي و قاطع. (در اين باره بنگريد به تکرار چندين باره ي فعل ظننا= گمان برديم، که زبان حال جنيان است) همچنين جنيان فرجام کار زمينيان را نمي دانند که آيا برايشان بدي خواسته شده يا پروردگار برايشان هدايت خواسته است… آن هنگام که قرآن فرود آمد، ميزان گمراهي و ناداني آنان را با شماري از مهمترين و روشن ترين امور، که همان ايمان به خدا و توحيد اوست، مشخص ساخت.
2- قرآن روشن مي سازد جنيان نيروهايي خارق العاده نيستند، که انسانها از آنان بهراسند و از روي طمع ورزي به آنان پناه برند تا به قدرت برسند. گواه اين سخن آن است که جنيان، خود اعتراف دارند از دريدن پرده ها، دزدادنه گوش فرادادن به انبوه فرشتگان عالم بالا، ايستادگي در برابر اراده ي پروردگار يا حتي گريز از حکمراني و سلطنت او، ناتوانند.
سوره، گرد اين محور سخن مي گويد که انسانها همواره جنيان را شريک خدا قرار مي دهند و در همين هنگام آيات پاياني سوره بر حقيقت توحيد تأکيد مي ورزد و اينکه گمراهي يا هدايت در دستان خداوند است و تنها شايسته است به او پناه بريم و او داناي غيب و نهان است و جز پيامبري را که از او خشنود است برغيب خود آگاه نمي کند… اين سخنان، حقانيت را تنها به خط انبيا مي دهد و امّا جنيان و هرکه با آنان در پيوند است، چه کاهن باشد و چه جادوگر و منجم، شايسته پيروي نيستند. (آيات 15-28)
منبع مقاله :
مدرسي، سيد محمدتقي؛ (1386)، سوره هاي قرآن: درونمايه ها و محورها، ترجمه: محمد تقدمي صابري، مشهد: مؤسسه چاپ آستان قدس رضوي، چاپ اول.

مطالب مشابه