ايثار، اوج برادري ايماني

ايثار، اوج برادري ايماني

نويسنده: آيت الله سيدمحمّدتقي مدرسي
مترجم: محمد تقدمي صابري

نگاهي به درونمايه و محورهاي سوره ي حشر
سوره ي حشر با تسبيح پروردگار و بيان عزّت او که در طرد کافران تجلي يافته است آغاز شده، با نامهاي نيکوي پروردگار پايان مي پذيرد و در ميان اين آغاز و پايان، برادري ايماني، که مسلمانان را به يکديگر پيوند مي دهد، بيان شده، حال آنکه کافران را به هم پيوسته مي پنداري، ليک در حقيقت قلبهايشان از هم پراکنده است.
بر اين بنيان، در سوره دو محور، جاي گرفته که مانند پيوند رود با سرچشمه و درخت با ريشه هاي ژرف آن، با يکديگر در پيوند هستند.
زيرا تسبيح خدا و پاک دانستن او از شريکان و ذوب شدن در بوته ي توحيد او و سايه گرفتن زير پرچم ستايش او، که نامهاي نيکوي پروردگار را به اهتزاز درمي آورد… به تمامي، پايه ي جامعه ايماني است که از موانع مادّي درمي گذرد و ريشه ي درخت ويژگيهاي آرماني، همچون همبستگي و ايثار است. سرچشمه ي نهرهاي حکمت نيز، جهاد و عزّت الهي است.
آيات سوره، اينگونه با شتاب درگوشهاي شنوا جاري مي شود و دلها را از کينه ها پاک مي سازد و در جاي جاي آن، بذر مُحبّت مي نشاند.
بياييد به استقبال باران نوري رويم که از آيات مبارک اين سوره، فرو مي ريزد:
از آن رو که پروردگار، قدّوس است، آنچه در آسمانها و زمين جاي گرفته، تسبيح گوي اوست و او شکست ناپذير و سنجيده کار است. (آيه 1) و از آن رو که شکست ناپذير است، از ميان اهل کتاب، کساني را نابود ساخت که به رسالت کفر ورزيدند و با آن سرِ جنگ برداشتند. خداوند، آنان را تا به روز حشر از سرزمينشان، که در آن ريشه دوانده بودند، بيرون کرد، آنان گمان نمي بردند که از سرزمين خود بيرون شوند و شما نيز گمان نمي برديد… چرا؟ زيرا اينان هنگامي که به رسالت الهي کفر ورزيدند و با پيامبرش درافتادند، با خدا درافتاده بودند و از نشانه هاي بزرگي خدا اين است که در برابر کساني که با او درمي افتند، سخت کيفر است. ( (آيات 2-4)
سياق از رهگذر نکاتي پي در پي، بيان اصول همبستگي اجتماعي ميان مسلمانان را مي آغازد:
1- آنچه خدا بدون جنگ به رسم غنيمت بهره ي پيامبر خود گردانيد، براي خدا، پيامبر و ستمديدگانِ مسلمان است. ( (آيات 5-6)
2- هدف از توزيع ثروت اين است که تنها در دستان ثروتمندان انباشته نگردد. (آيه 7)
3- بينوايان مهاجري که براي خشنودي خدا از ديارشان رانده شدند و خداوند و پيامبرش را ياري کردند، همان مردم درست گفتار و سزاوار غنايم مي باشند. (آيه 8)
4- انصار که پيش از مهاجران در سراي ايمان جاي گرفتند، نسبت به غنايمي که مهاجران گرفته اند در دلهاشان حسدي نمي يابند و هرچند در خودشان نيازي ضرور باشد، آن را بر خويش، پيش مي دارند و از آن رو که خداوند آنان را از خست نفسشان مصون داشت، ايشانند که رستگارانند. (آيه 9)
(آيات سوره به تدريج از همبستگي اجتماعي آغاز مي شود تا به بالاترين مراحل برادري ايماني، که در ايثار متجلي است، برسد و گويا اين بينش، محور تمامي سوره است.
5- براي آنکه روند برادري در طول نسلها باقي بماند، مؤمنان از خدا براي کساني آمرزش مي طلبند که پيش از خودشان ايمان آورده اند. (آيه 10)
6- مؤمنان همواره از پروردگار خويش مي خواهند تا هر کينه اي را نسبت به برادران مؤمن خود، از دلهايشان بزدايد. (آيه 10)
7- همانگونه که قرآن در داستان انصار (مردمان مدينه) و مهاجران (مردماني که از مدينه نبودند) نمونه اي آرماني از برادري ايماني ميان انسانها، عرضه مي دارد و ايثار و دوستي آنان را بيان مي کند، نمونه هايي نيز از واقعيت منافقان (منافقان اهل مدينه) و کافران اهل کتاب (از ديگر مردمان) پيش مي نهد، که چگونه خيانت بر روابط آنان حکمفرما شد؛ منافقان به اهل کتاب وعده داده بودند که اگر به آنها حمله شد، ياريشان مي کنند و خداوند گواه است که آنان قطعاً دروغگو هستند. قرآن همچنين مثالهاي ديگري از واقعيت کار يهود عرضه مي دارد که آنان چگونه چنگ در زدن به نيروي خداوندي را از دست دادند، پس آنها را مي بيني که از مسلمانان در هراسند، همانگونه که به سبب آنچه در ميانشان جريان دارد، دلهايشان پراکنده است، زيرا آنان مردماني اند که نمي انديشند. ( (آيات 11-15)
رابطه ي شيطان نيز با کساني که از او پيروي مي کنند، چنين است؛ او انسانها را به کفر فرمان مي دهد (و آرزوي پيروزي را در سر آنها مي پروراند)، ليک از آنها دست مي کشد و مي گويد: من از پروردگار جهانيان در هراسم و فرجام کار اين دو، آتشي است که در آن جاودانند. (آيات 16-17)
8- براي اينکه روحيه ي پرهيزگاري، که اصل هر کار خيري است، در ميان امّت رشد کند، پروردگار ما را فرمان مي دهد تا بنگريم براي سراي خويش، که فردا روز بدان مي شويم، چه پيش فرستاده ايم. پروردگار ما را مي فرمايد تا همواره او را ياد کنيم، زيرا آن که خداي را فراموش کند، خداي نيز او را به خودفراموشي دچار مي کند. بر اساس فرموده ي خداي، ما بايد بکوشيم تا از اهل بهشت باشيم (همانهايي که پيشتر به آنها اشاره شد که چگونه در حالي که نيازي مبرم دارند، ديگران را بر خويش پيش مي دارند) و بايد از فرجام اهل دوزخ برحذر باشيم، زيرا دوزخيان با بهشتيان برابر نيستند؛ بهشتيانند که کاميابانند. ( (آيات 18-20)
در پايان سوره، پروردگار به پيامبر و مؤمنان با بيان نامهاي نيکويش هديه مي دهد، آن هم از رهگذر (آياتي که اگر بر کوهي فرو فرستاده مي شدند، از بيم خدا فروتن و از هم پاشيده مي شد.
اگر در اين نامها انديشه کنيم و از آنها آگاهي يابيم، ذوب شدن در بوته ي توحيد و بيرون شدن از خسّت نفس به اذن پروردگار ممکن مي شود. ( (آيات 21-24)
منبع مقاله :
مدرسي، سيد محمدتقي؛ (1386)، سوره هاي قرآن: درونمايه ها و محورها، ترجمه: محمد تقدمي صابري، مشهد: مؤسسه چاپ آستان قدس رضوي، چاپ اول.

مطالب مشابه