محبت

محبت

نویسنده: ابراهیم امینی

همه مردم تشنه دوستى و محبتند.دوست دارند محبوب دیگران باشند.دل انسان به محبت زنده است.کسیکه بداند محبوب کسى نیست خودش را بیکس و تنها میشمارد.همیشه پژمرده و افسرده است.خانم محترم،شوهر شما نیز از این احساس غریزى خالى نیست.او هم تشنه عشق و محبت است.قبلا از محبتهاى بى شائبه پدر و مادر برخوردار بوداما از آنهنگام که پیمان زناشویى بستید خودش را در اختیار تو قرار داد.
انتظار دارد محبتهاى آنها را جبران کنى و از صمیم قلب دوستش بدارى.
رشته دوستى را از همه بریده و به تو پیوند کرده انتظار دارد تو تنها،باندازه همه دوستش بدارى.شب و روز براى آسایش و رفاه تو زحمت میکشد وحاصل دسترنج خویش را در طبق اخلاص نهاده تقدیم تو میکند.شریک زندگى و مونس دائمى و غمخوار واقعى تو است.حتى از پدر و مادرت بیشتر به سعادت و خوشى تو عنایت دارد.قدرش را بدان و از صمیم قلب دوستش بدار.اگر او را دوست بدارى او هم بتو علاقه مند خواهد شد.زیرامحبت یک پیوند دو طرفى است و دل به دل راه دارد.مهربانى و اظهارمحبت واقعا اعجاز میکند.یک پسر بیست ساله شهرستانى که براى درس خواندن به تهران آمده بود عاشق صاحب خانه که بیوه 39 ساله اى بود شد.
زیرا این زن با مهربانیهاى خود جاى مادر را در قلب او گرفته بود و خلاءدورى از مادر را پر کرده بود. (1)
اگر محبت دو طرفه شد بنیان زناشویى استوار میشود و خطرجدایى برطرف میگردد.
مغرور مشو که شوهرم با یک نگاه دوستم داشت و عشق او همیشه پایدار خواهد ماند،زیرا عشقى که با یک نگاه بیاید دوامى نخواهد داشت.
اگر میخواهى عشق او پایدار بماند با رشته محبتهاى دائمى آنرا نگهدارى کن.اگر شوهرت را دوست بدارى همیشه دلش شاداب و خرم است.درکسب و کار دلگرم و به زندگى علاقه مند است.و در همه کارها موفقیت خواهد داشت.اگر بداند محبوب واقعى همسرش میباشد حاضر است براى تامین سعادت و رفاه خانواده اش تا سر حد فداکارى کوشش کند،مردیکه کسرى محبت نداشته باشد کمتر اتفاق میافتد به امراض روحى وضعف اعصاب مبتلا گردد.خانم گرامى اگر شوهرت بداند دوستش ندارى از تو دلسرد میشود،به زندگى و کسب و کار بیعلاقه میگردد،به پریشانى وبیماریهاى روانى گرفتار میشود،از خانه و زندگى فرار میکند،و در میدان زندگى سرگردان میگردد.ممکن است از ناچارى به مراکز فساد پناه ببرد.
پیش خود فکر میکند چرا زحمت بکشم و حاصل دسترنجم را بافرادى تقدیم کنم که دوستم ندارند.بهتر است دنبال عیاشى و خوشگذرانى بروم وبراى خودم دوستهاى واقعى پیدا کنم.
خانم محترم رشته محبت را بگردن شوهرت بینداز و بدینوسیله بخانه و خانواده جلبش کن. ممکن است شوهرت را قلبا دوست بدارى لیکن اظهار نکنى اما این مقدار کافى نیست.باید آنرا به زبان بیاورى بلکه باید از رفتار و گفتار و حرکاتت آثار عشق و علاقه نمایان باشد.چه مانع دارد گاه گاه بگویى:عزیزم واقعا ترا دوست دارم؟اگر از سفر آمد لباس نویا دسته گلى تقدیمش کنى و بگویى:خوب شد آمدى دلم برایت تنگ شده بود.وقتى در سفر است برایش نامه بنویس و از فراق و جدایى اظهار دلتنگى کن.اگر در محل کار شوهرت تلفن هست و در منزل نیز تلفن داریدگاهى بوسیله تلفن احوال پرسى کن اما نه زیاد.اگر از موقع معمول دیرتر به خانه آمد اظهار کن:در انتظار مقدمت بودم و از دیر آمدنت ناراحت شدم.
در غیاب او نزد دوستان و خویشان از او تعریف کن.بگو:واقعا چه شوهر خوبى دارم،دوستش دارم.اگر کسى خواست بدگویى کند دفاع کن،هر چه بیشتر اظهار عشق و علاقه کنى بیشتر به تو علاقه مند میشود.درنتیجه پیمان زناشویى شما استوارتر و خانواده خوشبخت ترى خواهید بود.
شکسپیر میگوید:چیزیکه در زن قلب مرا تسخیر میکند مهربانى اوست نه روى زیبایش.من زنى را بیشتر دوست دارم که مهربانتر باشد.
خداوند بزرگ در قرآن شریف به محبت و علاقه ایکه در بین زن وشوهر وجود دارد اشاره فرموده آنرا یکى از آیات قدرت خویش شمرده میفرماید:
یکى از آیات خدا اینست که همسرانى برایتان آفریده تا بدانهاآرامش پیدا کنید و میان شما دوستى و مهربانى نهاد. (2)
حضرت رضا علیه السلام فرمود:بعض زنها براى شوهرشان بهترین غنیمت هستند:زنانیکه به شوهرشان اظهار عشق و محبت کنند. (3)
پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود:بهترین زنان شما،زنهایى هستند که داراى عشق و محبت باشند. (4)
امام صادق علیه السلام فرمود:وقتى کسى را دوست دارى باو خبر بده. (5)

پی‌نوشت‌ها:

1-اطلاعات 20 اسفند 1348 شماره 13140.
2-سوره روم:21.
3-مستدرک ج 2 ص 532.
4-بحار ج 103 ص 235.
5-بحار ج 74 ص 181.
منبع:امینی، ابراهیم؛ (1367؟)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده، تهران: اسلامی، چاپ پانزدهم.

مطالب مشابه