میان همة مردم جهان، رسم است كه هر كار مهم و پرارزشی را به نام بزرگی از بزرگان آغاز میكنند،و نخستین كلنگ هر مؤسسة ارزندهای را به نام كسی بر زمین میزنند كه به او علاقه دارند؛ یعنی آن كار را از آغاز با شخصیت مورد نظر ارتباط میدهند. انبیای الهی به انسانهای موحد اینگونه تعلیم دادهاند كه برای پایندهبودن یك برنامه و جاوید ماندن یك تشكیلات، لازم است آن را به موجود پایدار و جاویدانی ارتباط دهیم؛ موجودی كه فنا در ذات او راه ندارد؛ زيرا همة موجودات این جهان به سوي كهنگي و زوال مي روند و تنها موجود باقي و ابدى، ذات پاك الهی است.
اهمّیت بسم الله
نقش و اهمیت شروع هر كار با نام پروردگار تا آنجا است كه رسول خدا(ص) میفرماید: «قَالَ اللهُ تَبارَكَو تَعالی كُلُّأَمرٍذِی بَالٍلا یُذكَرُبسم الله فیه فَهُوَ أبتَرُ؛[1] خداوند متعال میفرماید: هر كار مهمی كه در آن «بسم الله» ذكر نشود، بیفرجام است.»
سرآغاز هر نام، نام خداست
كه بینام او نامه یكسر خطاست
پایداری و بقای عمل،بسته به ارتباطی است كه با خدا دارد؛ از اینرو خداوند بزرگ در نخستین آیات قرآن بر پیامبر رحمت، دستور میدهد كه تبلیغ اسلام را با نام خدا شروع كند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ.F[2]
حضرت نوح 7 در آن طوفان سخت و عجیب،هنگام سوار شدن بر كشتی و حركت روی امواج كوهپیكر آب كه هر لحظه با خطرهای فراوانی روبهرو بود، برای رسیدن به سرمنزل مقصود و پیروزی بر مشكلات، به ياران خود دستور ميدهد كه هنگام حركت و توقف كشتى،«بِسْمِاللهِ» بگویند: G وَقَالَ ارْكَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَ مُرْسَاهَا.F؛[3] «و گفت در كشتی سوار شوید. «بسم الله»،معبر و محل عبور و [موجب] متوقف شدنش است.» سرانجام،آنها این سفر پر مخاطره را با پيروزى، پشت سر گذاشتند و با سلامت و بركت از كشتی پیاده شدند.
همچنین سلیمان نبی 7 در نامهای به ملكة سبا،سرآغاز آن را «بِسمِالله» قرار میدهد: G إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیِمF ؛[4] «این نامه از سلیمان است و چنین است: به نام خداوند بخشنده مهربان.»
مرد دانا سخن ادا نكند
تا به نام حق، ابتدا نكند
طبق همین اصل،تمام سورههای قرآن با بسم الله آغاز میشود تا هدف اصلی كه همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با پیروزی قرین باشد.
اهمّیت شروع هر كاری با اسم جلاله و آشنا نبودن بسیاری از مردم با این مسئله،باعث شد تا در این مقاله مختصری از بیانات ائمه اطهار: را به رشتة تحریر درآوریم. امید آنكه رهگشای كارها و گرهگشای مشكلات زندگی باشد.
اوّل، بسم الله
در باب علت انتخاب «بسم الله الرحمن الرحیم» برای آغاز هر كار، میتوان به چند مورد اشاره كرد:
1. الله، جامعترین نام
جمله «بِسْمِ اللهِ»، حاوی كلمة «الله» است كه جامعترین نامهاي خدا میباشد؛ زیرا بررسی اسامی خدا در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامی نشان میدهد كه هر كدام از آنها یك بخش خاص از صفات خدا را منعكس میسازد. تنها نامی كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهی میكند یا به تعبیر دیگر، جامع صفات جلال و جمال است، همان «الله» است.
2. رحمت عام و خاص خدا
مشهور در میان گروهی از مفسران، این است كه صفت «رحمان»، اشاره به رحمت عام خدا است كه شامل دوست و دشمن، مؤمن و كافر و نیكوكار و بدكار است؛ زیرا میدانیم «باران رحمت بیحسابش، همه را رسیده، و خوان نعمت بیدریغش، همه جا كشیده.» همة بندگان از مواهب گوناگون حیات بهرهمندند و روزی خویش را از سفرة گسترده نعمتهای بیپایانش برمیگیرند. این، همان رحمت عام او است كه پهنة هستی را در برگرفته و همگان در دریای آن غوطهورند.
«رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است كه ویژة بندگان مطیع، صالح و فرمانبردار است؛ زیرا آنها به حكم ایمان و عمل صالح، شايستگي این را يافتهاند كه از رحمت، بخشش و احسان خاصی بهرهمند شوند كه آلودگان و بدكاران از آن سهمی ندارند.[5]
به نام آنكه الله است نامش
بود از هر سخن برتر كلامش
به نام آنكه رحمان و رحیم است
به نام آنكه خلّاق كریم است
3. تأثیر فكری و اخلاقی «بسم الله»
قرآن، یكتا كتاب توحید و برای تكامل فكری بشر است. سورههاي این هدية الهي با جمله «بسم الله» آغاز ميشود تا انسان را متوجه سازد كه همة تعاليم و دستورهاي پروردگار، از مبدأ حق و از مظهر رحمت است (جز سورة توبه كه آیاتش نمایندة قهر با مردم لجوج و اعلام قطع رابطة رحمت با آنها است). دستور گفتن این كلمه براي آن است كه روي فكر و دل را از غير خدا برگرداند تا انسان، همة جهان و هر عملی را از نظر توحید بنگرد و به سوی وحدت و ارتباط بگراید، و نامهای بتها و قدرتمندان را در آغاز كارهای مهم، از خاطر بزداید تا از پراكندگی برهد و نگرانی به خود راه ندهد.
اهمیت فوقالعاده آغاز با «بسم الله»
در روايات اسلامي به قدري به این آيه از قرآن مجيد اهميت داده شده است كه آن را همرديف «اسم اعظم الهي» معرفي كردهاند. امام علی بن موسی الرضا(ع) میفرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ مِنْ نَاظِرِ الْعَیْنِ إِلَى بَیَاضِهَا؛[6] بسم الله الرحمن الرحیم، به اسم اعظم خدا نزدیكتر از سیاهی چشم است،به سفیدی آن.»
آنچه از میان روایات امامان معصوم: دربارة اهمّیت «بسم الله الرحمن الرحیم» به دست میآید عبارت است از:
1. امامان معصوم: هيچ كاري را بدون گفتن این جمله آغاز نميكردند.
2. سفارش ميكردند غذا را با این جمله آغاز و اگر چند غذا تناول میكنید برای هر كدام جدگانه «بسم الله» بگویید و چنانچه فراموش كردید، جملة «بِسمِ الله عَلی اَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ» را بر زبان جاری كنید. این مطلب، به اهمیت فوقالعاده شروع غذا با نام خداوند اشاره میكند.[7]
3. بلند گفتن و آشكار كردن «بسم الله الرحمن الرحیم»، بسیار سفارش شده است. امام صادق(ع) میفرماید: «حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ 8 أَنَّهُ قَالَ التَّقِیَّةُ دِینِی وَ دِینُ آبَائِی فِی كُلِّ شَیْءٍ إِلَّا فِی تَحْرِیمِ الْمُسْكِرِ وَ خَلْعِ الْخُفَّیْنِ عِنْدَ الْوُضُوءِ وَ الْجَهْرِ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛[8] پدرم از پدرانش روایت كرده است كه علی بن ابیطالب7 فرمود: تقیه در هر چیز، دین من و دین پدران من است؛ جز در تحریم مستكننده و در كندن كفش، [برای مسح] هنگام وضو و در بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم.»
4. امام زینالعابدین7 در فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم» میفرماید: «أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَضَّلَ مُحَمَّداً بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ عَلَى جَمِیعِ النَّبِیِّینَ مَا أَعْطَاهَا أَحَداً قَبْلَهُ إِلَّا مَا أَعْطَى سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ مِنْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَرَآهَا أَشْرَفَ مِنْ جَمِیعِ مَمَالِكِهِ كُلِّهَا الَّتِی أُعْطِیَهَا فَقَالَ یَا رَبِّ مَا أَشْرَفَهَا مِنْ كَلِمَاتٍ إِنَّهَا لَآثَرُ مِنْ جَمِیعِ مَمَالِكِیَ الَّتِی وَهَبْتَهَا لِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى یَا سُلَیْمَانُ وَ كَیْفَ لَا تَكُونُ كَذَلِكَ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ وَ لَا أَمَةٍ سَمَّانِی بِهَا إِلَّا أَوْجَبْتُ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ أَلْفَ ضِعْفِ مَا أَوْجَبْتُ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِأَلْفِ ضِعْفِ مَمَالِكِكَ یَا سُلَیْمَانُ هَذِهِ سُبْعُ مَا أَهَبُهُ لِمُحَمَّدٍ سَیِّدِ النَّبِیِّینَ تَمَامَ فَاتِحَةِ الْكِتَابِ إِلَى آخِرِهَا؛[9] خداوند با سوره فاتحة الكتاب،پیامبر اكرم9 را بر تمام پیامبران برتری بخشید؛ به گونهای كه به احدی قبل از ایشان، این سوره را عطا نكرده بود؛ مگر آنچه كه به سلیمان بن داود عطا كرد كه همان بسم الله الرحمن الرحیم است. وی این جمله را بالاتر از تمام سرزمینهایی كه به او ارزانی شده بود،میدانست پس گفت: پروردگارا! چه كلمات عالی و شریفی است. این جمله از تمام سرزمینهایم كه به من بخشیدی گرامیتر است. خداوند متعال فرمود: ای سلیمان! چگونه چنین نباشد در حالی كه هیچ مرد و زنی نیست كه مرا با این جمله بخواند مگر آنكه هزار برابر ثوابی برای او مقرر میكنم كه برای كسی كه هزار برابر سرزمینهای تو را صدقه میدهد، مقرر مینمایم. ای سلیمان! این جمله یك هفتم آن چیزی است كه به محمد9 سید پیامبران بخشیدم كه همانا تمام فاتحة الكتاب است.»
5. در اهميت این جمله، همین بس كه اگر حیوان حلال گوشتی بدون «بسم الله» ذبح شود، خوردن گوشت آن، حرام است. این حكم شرعي اسلام، حكایت از تأثیر فراوان «بسم الله» در امور دنیوی نیز دارد.
آثار گفتن «بسم الله»
1. در وضو
در تفسیر امام حسن عسكری(ع) در ثواب شروع وضو با بسمله آمده است: « وَ إِنْ قَالَ فِی أَوَّلِ وُضُوئِهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ طَهُرَتْ أَعْضَاؤُهُ كُلُّهَا مِنَ الذُّنُوب؛[10] و اگرگفت بسم الله در آغاز وضویش، باعث پاكشدن همة اعضا از گناهان میشود.»
رسول خدا(ص) به فردی كه دربارة ثواب وضو سؤال داشت، فرمود: «فَاعْلَمْ أَنَّكَ إِذَا ضَرَبْتَ یَدَكَ فِی الْمَاءِ وَ قُلْتَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اكْتَسَبَتْهَا یَدَاكَ فَإِذَا غَسَلْتَ وَجْهَكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اكْتَسَبَتْهَا عَیْنَاكَ بِنَظَرِهِمَا وَ فُوكَ بِلَفْظِهِ فَإِذَا غَسَلْتَ ذِرَاعَیْكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَنْ یَمِینِكَ وَ شِمَالِكَ فَإِذَا مَسَحْتَ رَأْسَكَ وَ قَدَمَیْكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی مَشَیْتَ إِلَیْهَا عَلَى قَدَمَیْكَ فَهَذَا لَكَ فِی وُضُوئِك؛[11] بدان! چون دستت در آب بري و بسم الله الرحمن الرحيم بگويى، گناهانی كه دستهايت انجام داده فرو ميريزد و چون چهرة خويش را بشويى، گناهانی كه چشمهایت با نگاه كردنشان انجام دادهاند از بین میرود، همچنين گناهان دهانت كه تلفظ كرده زدوده ميشود و وقتي دو دست خود را از آرنج بشويى، گناهان، از دست راست و چپت فرو ميريزد و چون بر سر و پشت پاهاي خود مسح كشى، گناهانی از بین میرود كه قدمهایت به سوی آنها گام برداشتهاند. پس این، پاداش وضوی تو است.»
حضرت علی(ع) میفرماید: «أَنَّ مَنْ تَوَضَّأَ فَذَكَرَ اسْمَ اللَّهِ طَهُرَ جَمِیعُ جَسَدِهِ وَ كَانَ الْوُضُوءُ إِلَى الْوُضُوءِ كَفَّارَةً لِمَا بَیْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ وَ مَنْ لَمْ یُسَمِّ لَمْ یَطْهُرْ مِنْ جَسَدِهِ إِلَّا مَا أَصَابَهُ الْمَاءُ؛[12] هر كس وضو بگيرد و نام خدا را ذكر كند (بسم الله الرحمن الرحيم بگويد) تمام بدنش پاك ميشود و این وضو تا وضو[ی بعد]، خود كفارة گناهان میان دو وضو است و هر كس بسم الله نگوید، فقط اندامهایی كه آب به آنها رسید پاك میشود.»
2. تعلیم به كودكان
پیامبر خدا(ص) فرمود:«أَنَّهُ إِذَا قَالَ الْمُعَلِّمُ لِلصَّبِیِّ قُلْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَقَالَ الصَّبِیُّ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ كَتَبَ اللَّهُ بَرَاءَةً لِلصَّبِیِّ وَ بَرَاءَةً لِأَبَوَیْهِ وَ بَرَاءَةً لِلْمُعَلِّمِ؛[13]
هر گاه معلّم به كودك بگوید: بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم»، پس كودك بگوید:«بسم الله الرحمن الرحیم»، خداوند برای این كودك و پدر و مادر او و این معلّم، برائت [از آتش] خواهد نوشت.»
3. هنگام افطار
امام كاظم7 از پدرانش نقل میفرماید: «أَنَّ لِكُلِّ صَائِمٍ عِنْدَ فُطُورِهِ دَعْوَةً مُسْتَجَابَةً فَإِذَا كَانَ أَوَّلُ لُقْمَةٍ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ [اللهم] یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْ لِی قَالَ وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْ لِی فَإِنَّهُ مَنْ قَالَهَا عِنْدَ إِفْطَارِهِ غُفِرَ لَهُ؛[14]همانا برای هر شخص روزهدار، هنگام افطارش، دعای مستجابی است. پس هنگام لقمة نخست، بگو: «بسم الله یا واسع المغفرة اغفرلی» و در روایت دیگر است (كه بگو:) «بسم الله الرحمن الرحيم يا واسع المغفرة اغفرلى.» پس كسی كه هنگام افطارش، این كلمات را بگوید، آمرزیده خواهد شد.»
4. هنگام دعا
رسول خدا(ص) فرمود: «لَا یُرَدُّ دُعَاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛[15] دعای آغاز شده با بسم الله الرحمن الرحیم رد نمیشود.»
5. هنگام گرفتارى
امام صادق(ع) دربارة تأثیر «بسم الله» میفرماید:«اَلَا أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ إِذَا وَقَعْتَ فِی وَرْطَةٍ أَوْ بَلِیَّةٍ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ فَإِنَّ اللَّهَ یَصْرِفُ بِهَا عَنْكَ مَا یَشَاءُ مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ؛[16] آیا برای زمان نابودی و هلاكت، كلماتی به تو بیاموزم؟ پس بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوّة الّا بالله العلیّ العظیم»، كه خداوند به سبب آن، هر نوع بلایی را كه بخواهد از تو دفع میكند.»
پایداری و بقای عمل،بسته به ارتباطی است كه با خدا دارد؛ از اینرو خداوند بزرگ در نخستین آیات قرآن بر پیامبر رحمت، دستور میدهد كه تبلیغ اسلام را با نام خدا شروع كند
6. اثر «بسم الله» در دفع بلا
امام كاظم7 به مفضل بن عمر فرمود: «یَا مُفَضَّلُ اِحْتَجِبْ مِنَ النَّاسِ كُلِّهِمْ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمِنِ الرَّحِیمِ وَ بِقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ اِقْرَأَهَا عَنْ یَمیِنِكَ وَ شِمَالِكَ وَ مِنْ بَیْنِ یَدَیْكَ وَ مِنْ خَلْفِكَ وَ مِنْ تَحْتِكَ وَ مِنْ فَوْقِكَ وَ إذَا دَخَلْتَ عَلَى سُلْطَانٍ جَائِرٍ حِینَ تَنْظُرُ إِلَیْهِ فَاقْرَأَهَا ثَلاثَ مَرَّاتٍ وَاعْقِدْ بِیَدِكَ الْیُِسْرَى ثُمَّ لاَ تُفَارِقْهَا حَتَّى تَخْرُجَ مِنّ عِنْدِهِ؛[17] ای مفضل! با «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمْ و با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد»، خود را از تمام مردم بپوشان. آن را سمت راست و چپ و مقابل و پشت سر و پایین و بالای خودت بخوان و هر گاه بر حاكم ظالمی وارد شدی و نگاهت به او كه افتاد، آن را سه مرتبه بخوان و دست چپ خود را گره بزن، سپس آن را باز نكن تا از نزدش خارج شوى.»
7. هنگام خروج از منزل
امام باقر(ع) میفرماید: «مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ فَقَالَ بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قَالَ لَهُ الِمَلِكَانِ هُدِیْتَ وَ إِذَا قَالَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیِمِ قَالاَ لَهُ وُقیِتَ وَ إِذَا قَالَ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللهِ قَالاَ لَهُ كُفِیْتَ فَیَقُولُ الشَّیْطَانُ كَیْفَ اَصْنَعَ بِمَنْ هُدِی وَ وُقِیَ وَ كُفِیَ؛[18] هر كس كه از خانهاش خارج شود و «بسم الله الرحمن الرحیم» بگويد، دو فرشته به او میگویند: هدایت شدی و هر گاه بگوید: «لا حول و لا قوّة الّا بالله العلیّ العظیم»، به او میگویند: نگاه داشته شدی و هرگاه بگوید: «توكّلت علی الله»، به او میگویند: كفايت شدى. [در اینجا] شیطان میگوید: چه كار كنم با كسی كه هدایت شده، نگاه داشته شده و كفایت شده است.»
8. در مسائل زناشويى
امام صادق(ع) میفرماید: «إِذَا أَتَى أَحَدُكُمْ أَهْلَهُ فَلْیَذْكُرِ اللَّهَ فَإِنَّ مَنْ لَمْ یَذْكُرِ اللَّهَ عِنْدَ الْجِمَاعِ وَ كَانَ مِنْهُ وَلَدٌ كَانَ ذَلِكَ شِرْكَ شَیْطَانٍ وَ یُعْرَفُ ذَلِكَ بِحُبِّنَا وَ بُغْضِنَا؛[19] هر یك از شما چون آهنگ كام بردن از همسر كند، خداوند را یاد كند (بسم الله الرحمن الرحیم بگوید)؛ زیرا هر كس هنگام نزدیكی، نام خدا را نبرد و فرزندی به وجود آورد شیطان در آن دخالت كرده باشد و این مطلب، با دوستی و دشمنی با ما مشخص میشود.»
9. در شروع غذا
ابی سیار میگوید: به امام صادق(ع) گفتم: «إِنِّی أَتَّخِمُ قَالَ سَمِّ قُلْتُ قَدْ سَمَّیْتُ قَالَ فَلَعَلَّكَ تَأْكُلُ أَلْوَانَ الطَّعَامِ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَتُسَمِّی عَلَى كُلِّ لَوْنٍ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِنْ هَاهُنَا تَتَّخِمُ؛[20] من [هنگام خوردن غذا ناراحت میشوم و] تَخْمه میكنم. فرمود: [غذای خود را] با نام خدا آغاز كن، گفتم:چنین میكنم. فرمود: شاید غذاهای رنگارنگ میخوری؟ گفتم:بله. فرمود: بر هر رنگی نام خدا ميبرى؟ گفتم: نه. فرمود: پس بدین سبب ناراحت میشوی [و تَخْمِه میكنی].»
آنچه گذشت، خلاصهاي از صدها روايت دربارة فضيلت و آثار «بسم الله الرحمن الرحیم» بود؛ ولی متأسفانه، نوشتن این جمله در ابتداي نوشتهها كمرنگ شده است و احترام بايسته و شايسته به این كلام گزارده نميشود؛ در حالیكه در میان هزاران حدیث از ائمة اطهار: یك نوشته با كلمة بسمه تعالی و مشابه آن مشاهده نشده است.
پی نوشت ها:
[1]. تفسير الإمام العسكرى،امام حسن عسكری(ع) ،انتشارات مدرسة امام مهدی4، قم، 1409 ق، ص 25. [2]. علق/1. [3]. هود/ 41. [4]. نمل/30. [5]. برگرفته از: تفسیر نمونه، ناصر مكارم شيرازى، دارالكتب الإسلامیه، تهران، اول، 1374 ش، ج 1، ص 20 23. [6]. بحارالانوار، علامه مجلسى، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق، ج 89، ص 233. [7]. «قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ 7 كَیْفَ اُسَمِّی عَلَى الطَّعَامِ قَالَ فَقَالَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْآنِیَةُ فَسَمِّ عَلَى كُلِّ إِنَاءٍ قُلْتُ فَإِنْ نَسِیتُ أَنْ أُسَمِّیَ قَالَ تَقُولُ بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَوَّلِهِ وَ آخِرِه؛ به حضرت صادق(ع) گفتم: چگونه نام خداوند را بر طعام بگویم؟ فرمود: وقتی چند ظرف غذای مختلف هست برای [خوردن از] هر كدام «بسم الله» بگو. پرسیدم: اگر فراموش كنم؟ فرمود: میگویی: «بسم الله علی اوّله و آخره.» الكافى، ج 6، ص 295. [8]. مستدرك الوسائل، محدث نورى، مؤسسه آل البیت:، قم، 1408ق، ج 17، ص 68. [9]. بحارالانوار، ج 24، ص 383. [10]. تفسیر امام حسن عسكری(ع)، ص 521. [11]. وسائل الشیعه، شيخ حرّ عاملى، مؤسسه آل البیت:، قم، 1409 ق، ج 1، ص 393. [12]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413 ق، ج 1، ص 50. [13]. مستدرك الوسائل، ج 4، ص 386 و 387. [14]. وسائل الشیعه، ج 10، ص 149. [15]. مجموعة ورام، ورام بن ابی فراس، انتشارات مكتبة الفقیه، قم، ج 1، ص 32. [16]. عدة الداعى، ابنفهد حلى، دارالكتاب اسلامى، قم، اوّل، 1407ق، ص 280. [17]. همان، ص 293. [18]. اعلام الدین، حسن بن ابي الحسن ديلمى، مؤسسه آل البیت7، قم، 1408 ق، ص 394. [19]. من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 404. [20]. وسائل الشیعه، ج 24، ص 362.