ما به هم محتاجيم يا معتاد؟

ما به هم محتاجيم يا معتاد؟

5 مدل ارتباطي بين همسران

سه جامعه‌شناس دانشگاه ژنو و لوزان پس از مطالعه روي 1500 زوج به اين نتيجه رسيدند که زوج‌ها به پنج دسته تقسيم مي‌شوند و از ميان اين پنج گروه، برخي در برابر مشکلات زندگي مسلح‌تر هستند.
بررسي‌ها روي زوج‌هاي سوئيسي در سال 2004 صورت گرفت و طي آن از 1500 زن و مرد به طور جداگانه سوالاتي درباره شيوه زندگي، چگونگي تقسيم وظايف، رفت و آمدها، دلايل مشاجرات، تمايل به طلاق، خشونت، بي‌وفايي و لذايذ زندگي و… پرسيده شد و از اين ميان پنج گروه از انواع متعدد زوج‌ها شناسايي شدند.

زوج «رفيق»

زوج‌هاي رفيق از جمله گروه‌هايي هستند که زندگي مشترک آنها بسيار بادوام است و کمتر طلاقي ميان آنها ديده مي‌شود. کلمه «ما» بيشتر از کلمه «من» ميان آنها رواج دارد و زندگي زن و مرد به طور کامل با زندگي خانوادگي آنها پيوند خورده و منافع شخصي در برابر منافع خانوادگي رنگ باخته است. آيا اين به آن معني است که زندگي گروه «رفقا» در يک خوشبختي کوچک خلاصه شده است؟ البته که نه. اين گروه از زوج‌ها با اجتماع رابطه دارند و در انجمن‌هاي شهري و منطقه‌اي رفت و آمد مي‌کنند و به‌طور کامل از وضعيت تحصيلي دانش‌آموزان‌شان باخبرند. آنها مدام احساسات و عواطف را ميان همديگر رد و بدل مي‌کنند چون مي‌دانند که اگر خانواده‌اي تغذيه نشود، خواهد مرد. مشاجرات در ميان اين زوج‌ها نيز وجود دارد اما آنها ابتدا سعي مي‌کنند دليل مشاجره را ميان خود معلوم کنند و با صحبت کردن آرام درباره آن راه حلي براي مشکلاتشان بيابند و از آن خارج شوند. آنها به خوبي بر اين موضوع واقف‌اند که يک مشاجره مي‌تواند مشکلات‌شان را حادتر کند.

زوج «وابسته»

اين گروه نيز همانند گروه قبلي هستند. زندگي آنها بر پايه «ما» مي‌چرخد و آنها عقايد مشترکي دارند، البته با اين تفاوت بزرگ که ترس از مقابله همواره در ميان آنها وجود دارد. آنها همواره سعي مي‌کنند از جدال فرار کنند مبادا توافق ميان آنها به خطر بيفتد. رابطه آنها با جامعه تا حد ممکن کاهش يافته است و به روابط خارج فاميلي به شکل يک تهديد نگاه مي‌کنند. گرچه اين زوج‌ها زندگي باثباتي دارند اما هر لحظه اين احتمال وجود دارد که اين ثبات تبديل به نوعي خستگي و نفرت شود. درباره تقسيم وظايف، زوج‌هاي وابسته از يک روش سنتي پيروي مي‌کنند، در حالي که در ميان زوج‌هاي «رفيق» وظايف هر از چند وقتي عوض مي‌شود. در زوج‌هاي وابسته، مرد تنها وظيفه آوردن خرجي و زن وظيفه انجام کارهاي منزل را دارد و تنها زماني که هر يک وظيفه خود را به خوبي انجام دهد، زندگي خوب است و در غير اين صورت، مشاجرات پيش مي‌آيد.

زوج «پيله‌اي»

اين زوج‌ها در حباب خود تنها هستند. همديگر را تحسين مي‌کنند. به هم مهرباني مي‌کنند تا به محبت جهان خارج نياز نداشته باشند. هر چيزي که بتواند زوج‌ها را از هم جدا کند، به عنوان مشکلي احساسي است که ممکن است رابطه آنها را خراب کند. والدين پيله‌اي حتي نمي‌توانند در زندگي خود جايي براي فرزندان‌شان باز کنند. زوج‌هاي پيله‌اي افرادي هستند که درگذشته سختي کشيده‌اند يا از عزيزان‌شان جدا مانده‌اند و هم‌اکنون با ايجاد يک پيوند عاطفي بسيار قوي تلاش مي‌کنند خود را تسلي دهند. اما مهم‌ اين است که بپذيريم ديگري مسوول از بين بردن غم‌هاي گذشته ما نيست. هيچ کس جز خود ما نمي‌تواند به ما کمک کند از دردها و تجربيات تلخ گذشته فرار کنيم.

زوج «شريک»

زوج‌هاي شريک، از هم فاصله دارند. هر يک کار شخصي خود را انجام مي‌دهند و مسير خاص خود را در زندگي دنبال مي‌کنند. اين نوع از زن و شوهرها با جامعه ارتباط دارند و بيرون (مسافرت، ديدن اقوام، مراسم مذهبي) مي‌روند اما هرگز اين کار را با هم انجام نمي‌دهند. يکي از دلايلي که سبب طولاني شدن عشق ميان دو نفر و زندگي آنان مي‌شود، جذاب بودن تجربيات آنها براي همديگر است. زوج‌هاي شريک هيچ علاقه‌اي به تجربيات هم ديگر ندارند. بلکه تنها براي نفع خود در زندگي تلاش مي‌کنند و همين امر سبب مي‌شود آنها جزو افرادي باشند که بيش از هر زوج ديگري احتمال جدايي و طلاق در آنها وجود دارد.

زوج «مشابه»

اين زوج‌ها بي‌علاقه‌ترين افراد نسبت به هم هستند. دليل بي‌تفاوتي آنان نيز اين است که هر يک از آنان به فکر کار خود است. يکي تنها پول درمي‌آورد و ديگري به فکر کارهاي منزل است. هيچ‌چيز ديگري جز مسايل خسته‌کننده روزانه بين آنها رد و بدل نمي‌شود. نسبت به هم بي‌تفاوت‌اند. اين زوج‌ها زندگي طولاني با هم دارند ولي خوشبخت نيستند. متاسفانه تعداد اين نوع زوج‌ها از تمامي انواع ديگر نيز بيشتر است.

مطالب مشابه