بسوي اخلاق کاربردي

بسوي اخلاق کاربردي

نويسنده:محمود مهدي پور

نياز به «انديشه هاي اخلاقي» و «رفتاراخلاقي از روشن ترين نيازهاي جامعه بشري است. به هر نسبت که ظلم وفقر واختلاف وجهل وبيماري هاي روحي و رواني بيشتر به چشم مي خورد، نياز به انديشه ها، عادات و آداب و رفتار اخلاقي ومعنوي بيشتراحساس مي شود. نياز به اخلاق در شرائط کنوني جهان، هزاران برابر گذشته هاست. هرچه جامعه بشري نيرومندتر، صنعتي تر وارتباطات در آن زيادتر وسريع تر و نزديک تر مي شود، و امکان تأثير گذاري مثبت ومنفي افزون تر مي شود، کنترل دروني ومهار انگيزه ها واقدامات بشر، اهميت بيشتري مي يابد. اين موضوع يک اصل عقلايي است که هر چه خطر گسترده تر و شديدتر باشد، برنامه ريزي واقدام و همکاري براي مهار آن، ضرورت شديدتري مي يابد.
امروز بشر به دليل پيشرفت تکنولوژي وابزارهاي نظامي و ارتباطي، بيش از هميشه مي تواند زندگي خود وديگران ومحيط زيست را با خطر مواجه سازد ولذا تفکر وبرنامه ريزي وايجاد ساختارهاي کنترل براي کاهش و پيشگيري از خطرها، اهميت واولويت بيشتري برخوردار است.
بشر، هميشه به «اخلاق»، «معنويت» و«عدالت» نياز داشته و دارد؛ ولي امروز اين نياز حياتي تر، فوري تر و صدها برابر است. رعايت اصول اخلاقي درشرائط گوناگون وحتي نيست به دشمن، از شاخصه هاي تفکر معصومان (ع)است.
امام صادق (ع) به عبدالملک بن غالب فرمود: «ينبغي للمؤمن ان يکون فيه ثماني خصال: وقوراً عند الهزاهز، صبوراً عند البلاء، شکوراً عند الرخاء، قانعاً بما رزقه الله، لايظلم الاعداء، ولا يتحامل للاصدقا، بدنه منه في تعب، والناس منه في راحه. ان العلم خليل المؤمن، والحلم وزيره، والعقل امير جنوده، والرفق اخوه، والبر والده؛(1)

شايسته است در مؤمن، هشت ويژگي اخلاقي باشد:

1. دربرابرموج آفريني ها، با ثبات باشد.
2. درهنگام بلا، صابر باشد.
3. هنگام فراواني و آسايش، شاکر باشد.
4. به آنچه خداوند روزي اش کرده، قانع باشد.
5. بردشمنانش هم ستم نکند.
6. بارش را بر دوش دوستان ينفکند (به خاطر آنان مرتکب گناه نشود.)
7. بدنش از او در رنج باشد.
8. مردم ازکار ورفتار او، در آسايش باشند.
به راستي دانش، دوست نزديک مؤمن است. بردباري،وزير او وعقل، فرمانده سپاه او ونرم خويي، برادر او واحسان ونيکوکاري، پدر اوست».
بخش گسترده اي از معارف قرآن و سنت نبوي و رهنمودهاي پيامبران وپيشوايان معصوم(س) به تشريح فضائل اخلاقي، رذايل اخلاقي، وبيان عوامل تعالي وسقوط انسان درقلمرو اخلاق و رفتار، پرداخته است. اصولاً معارف قرآن و حديث، شامل سه بخش است:
1. بخش اعتقادات وانديشه ها وباورها و بينش انسان نسبت به خدا، پيامبران، فرشتگان و گذشته وحال وآينده هستي.
2. بخش احکام وقوانين ودستورهاي اجرائي دين در زندگي فردي- اجتماعي که شامل احکام عبادي، بهداشتي، احکام معاملات وقوانين اجتماعي وسياسي است.
3. بخش ديگر معارف پيامبران و امامان، مربوط به تربيت اخلاقي وتکامل معنوي انسان هاست، که در هزاران آيه وحديث ابعاد وانواع و روش ها و آثار وعوامل آن تشريح شده است.
ويژه نامه«اخلاق کاربردي» که گامي کوتاه در راستاي تبيين معارف عترت (ع) شناخته مي شود، بدين اميد فراهم شده که به گنجينه گران بهاي رهنمودهاي اخلاقي اهل بيت(ع) راهي بگشايد و تشنگان کوثر را با قطراتي از اين آب زلال سيراب سازد.
فرهنگ کوثر، ويژه نامه ديگري درباب «انديشه هاي اخلاقي و
در برنامه دارد که اميدواريم در اصلاح نگاه ها وعواطف وخلق وخوي جامعه مؤثر باشد. ان شاء الله
تفکروتجربه واز سوي ديگر معارف آسماني وفطرت بشري، همه وهمه بر اهميت اخلاق ورعايت ارزش ها و آثار زيان بار فعاليت هاي ضد اخلاقي وغير اخلاقي تأکيد دارند، ولذا درتمام اديان آسماني و مکاتب برخاسته از عقل وانديشه بشري، رفتار افراد وجوامع به دو گروه ارزشي ضد ارزشي وفعاليت هاي فاقد برچسب اخلاقي و تقسيم مي شود.

نقش اخلاق درزندگي

بسياري از اصول اخلاقي، ريشه در فطرت انسان دارد وبذر آن را آفريننده هستي در جان ودل فرزندان آدم (ع) نهاده است. وحي وتجربه، تأکيدي بر اهميت آن ونوعي آبياري وکمک به رويش و رشد اين گرايش هاي اخلاقي است.
قلمرو اثرگذاري اخلاق، بسيار گسترده وکم نظير است. اخلاق در انسجام واتحاد جامعه بشري، دربهبود توليد وتوزيع ومصرف و کليه فعاليت هاي اقتصادي، درحفظ وعزت واستقلال کشورها، در آزادي و پيشرفت علمي، درآرامش رواني وامنيت اجتماعي، آثار روشن وبارزي دارد.
اخلاق در پيدايش و گسترش تمدن، کاهش جرائم، گسترش دين الهي، درتوليد دانش و تحقيقات علمي، درمديريت جوامع خرد وکلان، درپيروزي بر دشمن، درتحکيم پيوند خانواده وتداوم مهرورزي وعدالت اجتماعي، عالي ترين نقش را ايفا مي کند.
از نگاه اسلامي، اخلاق براي تجارت وسياست وبهداشت وامنيت نيست، بلکه اقتصاد وسياست وبهداشت و درمان ونهادهاي امنيتي بايد درخدمت اخلاق ومعنويت باشد. وهمه آن امور، مقدمه ارزش هاي اخلاقي وتکامل معنوي انسان است.
هدف، اعلاي «نظام اخلاقي اسلام»،
«معرفت»، «عبادت الهي» واستقرار«عدالت در جهان هستي» است. «قرب الهي» نقطه نهائي تربيت اجتماعي واخلاقي انسان است. علم و اقتصاد و سياست درخدمت ايمان واخلاق و معنويت؛ يعني شناخت خدا وبرکت بر اساس رهنمودهاي او ارزش دارد.
دانش بدون «ايمان»، اقتصاد بدون «اخلاق» وسياست بدون «عدالت» و «معنويت»، به شدت ناقص وناتمام بلکه گاهي ارزش وزيان باراست.
«علم اخلاق» به عنوان يک دانش و مجموعه اي از اطلاعات واصطلاحات مرتبط با رفتار انسان ها وتقسيم بندي ذهني حالات و رفتار بشر در دو گروه فضائل ورذايل، مشکلي را حل نمي کند و سلامت وسعادت فرد وجامعه را پديد نمي آورد. وپاس نمي دارد. بلکه شناخت درست اصول اخلاقي وکاربرد آن در زندگي فردي واجتماعي، ضامن سلامت و سعادت وفلاح ورفاه انسان هاست.
آرايش جان وتن به فضائل وپيرايش جسم وجان از رذايل، دو حرکت ايجابي وسلبي است که در مقوله «اخلاق کاربردي» جاي دارد؛ ولي يادگيري دانش و فوت و فن آرايش و پِيرايش تا وقتي به اصلاح سر وسيماي خويش نپردازيم و هميشه آن را براي تغيير واصلاح ديگران به کار گيريم، اقدامي اخلاقي محسوب نمي شود!

موانع تکامل و تربيت اخلاقي

حرکت واقدام اخلاقي، ترکيبي از بينش اخلاقي، دانش اخلاقي، کوشش اخلاقي وروش اخلاقي است وهر کدام از اين ارکان چهارگانه که وجود نداشته باشد، تربيت وتکامل اخلاقي آغاز نمي شود.
عقايد وانديشه هاي شرک آلود و کفرآميز،نشناختن قوانين واحکام و دستورهاي الهي (واجب، مستحب، حرام، مکروه ومباح)، نداشتن چشم انداز الهي درزندگي فردي واجتماعي، حاکميت غرائز حيواني وسلطه عشق دنيوي وحب جاه و ثروت وقدرت وخور وخواب وخشم وشهوت، از موانع بزرگ پيشرفت اخلاقي و عرفاني انسان است.
غفلت از مبدأ ومقصد، غفلت از وظيفه وراه، غفلت از خطرها و نعمت ها، وغفلت از رهنمودهاي انبيا واولياي الهي، از بزرگ ترين موانع پيشرفت اخلاقي است.
ضعف اراده و توان تصيم گيري وانواع اعتيادهاي زيان بار براي جسم وجان انسان ها، از موانع بزرگ حرمت اخلاقي است.
سه عامل بزرگ وتأثير گذار: وراثت، محيط وتربيت، هر کدام مي تواند در صعود اخلاقي ومعنوي ويا سقوط معنوي و تربيتي انسان، نقشي حساس ايفا کند.
محيط ناسالم، غذاي حرام، دوستان ناباب، آلودگي لباس وغذا وحضور در فضاي نامناسب و اماکن آلوده، زمينه سلامت وسعادت انسان را تباه مي سازد واز پيشرفت معنوي واخلاقي باز مي دارد.
شناخت بيماري هاي روحي و راهکار درمان آن و آشنايي با فضائل ورذايل اخلاقي، مي تواند درپاسداري از «سلامت وسعادت» کمک کند.
سه بيماري بزرگ خودبرتربيني، آزمندي و حسادت، مثلث سقوط انسان در روابط اجتماعي است. تکبر، شيطان را به عصيان و سرکشي واداشت؛ آزمندي، عامل هبوط آدم از بهشت برين شد وحسادت، قابيل را به قتل برادر و وادار کرد.
گوش دادن به تبليغات دشمن و خوردن غذاي ناسالم فکري، زود باوري در برابر تبليغات شيطاني، دوستي با شيطان وعناصر شيطاني، حضور در مجالس شراب و قمار ومفاسد اخلاقي، محروميت از نيازهاي اوليه، بي عدالتي و توزيع امکانات عمومي، اسراف وتبذير درنعمت هاي الهي، از موانع تکامل معنوي و اخلاقي است وسد راه فضيلت وعبادت ومعرفت شناخته مي شود.

راهکارهاي اصلاح اخلاقي

اصلاحات اخلاقي با اصلاحات عقيدتي، علمي واصلاح محيط وفضاي زندگي آغاز مي شود. اصلاح عادت ها در سايه تقويت اراده وتمرين وتدريج امکان پذير است. ديدار با صالحان، حضور در مساجد ومراکز مقدس زيارتي، همنشيني با نيازمندان و انسان هاي قانع وشاکر، کنترل چشم و گوش وزبان در برابر انواع گناهان، مراقبت ونظارت بر کم و کيف خوردني ها ونوشيدني ها، مطالعه حوادث تلخ وشيرين زندگي ديگران، تقويت ارتباط و رفت وآمد با بندگان شايسته واهل ايمان وعبادت، از ديگر راهکارهاي «اصلاح اخلاقي » است.
ياد خدا ونماز، روزه گرفتن وتقويت اراده، افزايش آگاهي ها درباره آثار دنيوي واخروي گناهان، عبرت گيري از سرنوشت شوم گناهکاران، تلاوت قرآن ودعاهاي مستحبي، استمداد از خداوند و ارواح بندگان مقرب الهي، ياد مرگ وقيامت وتوبه واستغفار از محضر پروردگار، از روش هاي عمومي مؤثر درخودسازي وتهذيب اخلاق است.
هر بيماري اخلاقي، عوامل خاص وروش ويژه اي براي درمان واصلاح دارد، که کارشناسان واستادان اخلاق اسلامي در کتب حديثي اخلاق وعرفان ومنابعي مثل: المحجه البيضاء، جامع السعادات، معراج السعاده، المقالات العليه، الاخلاق شبر، اخلاق ناصري واوصاف الاشراف، به ارائه راهکار ودرمان رذايل ودست يابي به اخلاق برتر پرداخته اند.
آثار اخلاقي آيات بزرگواري همچون: جوادي آملي،مصباح يزدي، سيد مجتبي موسوي لاري، شهيد مرتضي مطهري، مشکيني، مکارم شيرازي، مظاهري، مهدوي کني، حائري شيرازي و خطيب پرآوازه مرحوم محمد تقي فلسفي، مجموعه اي گران بها در زمينه مطالعات اخلاقي است.
استادان و پژوهشگران مسائل اخلاقي، در زمينه تدريس و پژوهش وتربيت اخلاقي، روش ها وشيوه هاي فراواني را به کار گرفته اند وهر کدام به گونه اي خاص و براي مخاطبي ويژه سخن گفته اند؛ عناويني مثل:
1. خودسازي،2. تهذيب نفس، 3. تربيت اخلاقي،4. اخلاق اجتماعي، 5. اخلاق الهي، 6. جهاد اکبر، 7. پرورش روح، 8. تعليم وتربيت، 9. تزکيه، 10. مراقبات ومحاسبه النفس، 11. فضائل ورذايل، 12. اخلاق معاشرت، 13. منازل السائرين، 14. آداب سير و سلوک، هر يک به روش خاص برپايه نگاهي متفاوت، به بيان انديشه هاي اخلاقي وتشريح راهکار اصلاح اخلاق جامعه پرداخته اند. ولي با همه تفاوت انديشه ها وسليقه ها، متفکران وفقيهان وعالمان دنياي اسلام براين نکته تأکيد مي ورزند که بدون شناخت قرآن وسنت و پيروي از اهل بيت (ع) رسول اعظم (ص) هيچکس نمي تواند، به مرزهاي اخلاق وعرفان اسلامي نزديک شود.
داشتن عقايد اسلامي، ورعايت فقه وحقوق اسلامي پيش نياز زندگي بر اساس اسلام و قرآن
است.اخلاق وعرفان، مراحل پس از دست يابي به اسلام و ايمان والتزام به قوانين الهي است.
قرار گرفتن درقلمرو جاذبه الهي وعشق خدا
واولياي خدا، مهم ترين موتور محرکه، درحرکت اخلاقي است.بدون شناخت خدا وهماهنگي عواطف ورفتار با ودوستان او و اعلام برائت از دشمنان او، دست يابي به عرفان واخلاق، خواب وخيالي بيش نيست. امام صادق(ع) فرموده است:
«من احب الله وابغض الله واعطي لله فهو ممن کمل ايمانه؛(2) کسي که براي خدا مهرورزي کند وبراي خدا خشم گيرد ودر راه خدا ببخشد، او از کساني است که ايمانشان کامل شده است».
درحديث ديگر چنين آمده است که رسول خدا (ص) از اصحاب پرسيد: محکم ترين دستگيره هاي ايمان، کدام است؟ برخي گفتند: خدا ورسول او داناترند. برخي گفتند: نماز. برخي گفتند: زکات. برخي از روزه نام آوردند، برخي حج وعمره را مطمئن ترين دستگيره ايمان وبعضي هم جهاد را مهم تر دانستند حضرت فرمود:
هر يک از آنچه برشمرديد، ارزشي وفضيلتي دارد ولي در آن حد نيست . سپس فرمود:
«ولکن اوثق عري الايمان الحب في الله و
البغض في الله وتوالي اولياء الله و التبري من اعداء الله؛ (3) ولي برترين دستاويز ايمان، دوستي براي خدا ودشمني براي خدا و پيوند وپيروي از اولياي او وبيزاري از دشمنان خداست.»
با سازش با کفار ومنافقان و پيوند با آنان، بدون محبت خدا و اولياي الهي وبدون اعلام نفرت از کفر و شرک ونفاق، نمي توان از اخلاق اسلامي وعرفان ديني سخن گفت. زير بناي «اخلاق اسلامي» ايمان واخلاق وپيروي از فقاهت و ولايت ديني است. شناخت خدا، نفي غير خدا، پيروي ازاحکام خدا، و اطاعت از حکومت مشروع اسلامي، مهم ترين راهکار زندگي اسلامي ودست يابي به اخلاق الهي است. والسلام.

پي نوشت ها :

1. اصول کافي، ج3، ص 78، علميه اسلاميه، تهران، چ3.
2. همان، ص 188.
3. همان، ص 190.

منبع:نشريه فرهنگ کوثر، شماره83.

مطالب مشابه