«توکّل، کلید توانگری»

«توکّل، کلید توانگری»

انسان، به تنهایی در مسیر پر پیچ و خم زندگی، احساس سرگردانی و پوچی خواهد کرد؛ چرا که لحظاتی در زندگی به وجود می ایند که از اسباب و وسایل عادّی، کاری ساخته نیست و آنچه دل انسان را آرام می کند، یاد خداست.

انسان، به تنهایی در مسیر پر پیچ و خم زندگی، احساس سرگردانی و پوچی خواهد کرد؛ چرا که لحظاتی در زندگی به وجود می ایند که از اسباب و وسایل عادّی، کاری ساخته نیست و آنچه دل انسان را آرام می کند، یاد خداست.[۱] بروس بارتون می گوید: «هرگز کسی به دستاورد دلپذیری نرسیده است، مگر آن که در گوشه ای از وجود خود، به چیزی برتر از شرایط زمانه، ایمان داشته باشد».[۲] از این رو، برای به دست آوردن روحیه قوی و رسیدن به هر موفّقیتی، نیاز حتمی انسان، اتّصال به قدرت بی پایان خداوند است. حافظ، این نیاز را چنین توصیف می کند:

تکیه بر تقوا و دانش، در طریقت، کافری است
راهرو، گر صد هنر دارد، توکّل بایدش.

توکّل چیست؟
توکّل، به معنای اعتماد به خداوند در تمام کارها و تکیه بر اراده اوست. امام جواد(ع) می فرماید: «اعتماد بر خداوند متعال، بهای هر چیز گرانی است و نردبان رسیدن به هر بلندی».[۳] چنین توکّلی، با اعتقاد به این که همه امور، با اراده و مشیت خداوند سامان می گیرد و آنچه او مقدّر کند، جز به صلاح نخواهد بود، موجب می گردد که علل و عوامل عادّی دنیایی که موجب ایجاد موانع و مزاحمت های روحی (از قبیل: نومیدی، عدم اعتماد به نفس، ترس، سستی اراده و عدم تعادل) می شوند، بی اثر شوند و یا اثر آنها خنثا شود و قاطعیت و عزم و اراده فرد، تقویت گردد: «هر که کار خود را به خدا بسپارد، پشتش قوی می گردد».[۴] پیامبر(ص) نیز می فرماید: «هر که دوست دارد نیرومندترین مردم باشد، باید به خداوند، توکّل کند».[۵]

کسی که به خداوند توکّل کند، دیگر نگران نتیجه کار خود نخواهد بود و با اراده قوی، به انجام دادن تکالیف خود در زندگی خواهد پرداخت. چنین نگرشی، روحیه انسان را در برابر سختی ها محکم و استوار می کند. دکتر نورمان پیل می گوید: «توکّل به خدا، به عنوان یک نگرش مذهبی، فرد را در برابر ناملایمات زندگی، توانا می کند و نیروی روحی بیشتری را در اختیار آدمی قرار می دهد. همچنین او بهتر می تواند سختی ها و مشکلات زندگی را قبول کند».[۶]

توکّل باید حقیقی باشد
آثار و فواید بسیار زیاد توکّل، وقتی به دست می اید که مفهوم توکّل، به درستی درک شود. همان طور که گفته شد، توکّل به معنای اتّکا به قدرت خداوند و واگذار کردن نتیجه امور به اوست و اعتقاد به این که هر امری، با اراده خداوند، صورت می گیرد: «ایمان بنده ای، راست نیست، مگر آن که اعتمادش به آنچه در دست خداوند است، بیشتر باشد از آنچه در دست خویش دارد».[۷]

چنین اعتقادی، موجب احساس آرامش و بی نیازی در انسان می شود. از طرفی، سنّت خداوند بر این قرار گرفته که با امدادهای غیبی خود، توکّل کنندگان را یاری دهد: «هر که بر خدا توکّل کند، امور سخت برای او نرم و آسان می شود و اسباب و وسیله ها، برایش فراهم می گردد و در آسایش، راحتی و کرامت، جای می گیرد»[۸]و «هر که از خدا یاری جوید، خداوند، او را یاری خواهد کرد».[۹]

بنا بر این، لازمه توکّل، داشتن حسن نیت به خداوند است و اعتقاد به این که خداوند، جز صلاح و خیر، چیز دیگری برای کسی نمی خواهد و آنچه برای انسان مقدّر کرده، به او خواهد داد: «هر که اطمینان داشته باشد که آنچه خدا برایش مقدّر کرده، به او می رسد، دلش آرام می گیرد»[۱۰] و این که در هر پیشامدی، خیری نهفته است، اگر چه حکمت آن، پوشیده باشد. با این اعتقاد، انسان از زندگی خود راضی خواهد بود و بر قضا و قدر الهی، خشنود می گردد: «ریشه خشنودی، حسن اعتماد به خداست»[۱۱] و «هر که به بهره و نصیب خود خشنود شود، راحت گردد».[۱۲]

چنین حُسن نیتی، توفیق و یاری خداوند را در پی خواهد داشت: «کسی که حُسن نیت داشته باشد، توفیق، او را یاری خواهد کرد».[۱۳]

امام صادق(ع)، می فرماید: «همانا خداوند، کمک به بندگان را به میزان انگیزه آنان مقدّر فرموده است. پس هر کس که از نیت درست برخوردار باشد، از حمایت کامل خداوند نیز برخوردار خواهد بود و کسی که نیتش درست نباشد، به همان اندازه که کوتاهی کرده، از کمک کمتری نیز برخوردار خواهد بود».[۱۴]

پس لازم است که نیت های خود را خالص کنیم تا بیشترین بهره را از حمایت خداوند دریافت کنیم. همان گونه که پیامبر فرموده است: «خداوند می فرماید: هر گاه دل بنده ام را بنگرم و دریابم که از روی اخلاص و برای خشنودی من، طاعتم را به جای آورد، هدایت و تدبیر امور او را خود به عهده می گیرم».[۱۵]

توکّل و دیگر هیچ؟!
ممکن است برداشت نادرستی از توکّل، این ذهنیت را به وجود آورد که در صورت توکّل بر خدا، دیگر احتیاجی به تلاش و زحمت نیست؛ امّا چنین تصوّری، درست بر خلاف مفهوم توکّل است؛ زیرا توکّل، به معنای واگذار نمودن نتیجه امور به خداوند و راضی بودن بر تقدیرات الهی است و این، وظیفه انسان را سنگین تر می کند؛ چرا که کاری که برای خداوند انجام گیرد، باید کامل تر و بی نقص تر انجام شود تا سزاوار پیش کشی خداوند را داشته باشد. مَثَلِ کسی که توکّل کند و تلاش نکند، مانند کشاورزی است که بدون کاشتن دانه، در انتظار محصول است. امام رضا(ع)، می فرماید: «کسی که از خدا توفیق بخواهد، ولی تلاش نکند، خود را مسخره کرده است».[۱۶]

حکیم سنایی نیز چنین می سراید:

راه جُستن ز تو، هدایت از او

جَهد کردن از تو، عنایت از او.

از نشانه های توکّل در مراتب بالاتر را می توان ناامید شدن از غیر خدا و تنها، دل بستن به آنچه در نزد اوست (تمام زمین آسمان) دانست. جبرئیل امین، در پاسخ پیامبر که از او درباره توکّل سؤال کرده بود، چنین می فرماید: «توکّل، دانستن این مطلب است که مخلوق، نه زیانی می زند و نه سودی می رساند، نه اعطا می کند و نه جلوگیری می کند: چشم امید از خلق بریدن! هر گاه بنده چنین باشد، دیگر برای احدی جز خداوند، کار نمی کند و امید و بیمش از کسی جز خداوند نیست و چشم طمع، به هیچ کس جز خداوند ندارد».[۱۷]

پیامبر(ص) نیز می فرماید: «هر که می خواهد توانگرترین مردم باشد، باید به آنچه در دست خداست، اطمینان بیشتری داشته باشد تا به آنچه در دست غیر اوست».[۱۸]

مهم ترین اثر توکّل، احساس انتقال قدرت الهی به انسان است. کسی که به خداوند توکّل می کند، در واقع، با قدرت نامحدود الهی، پیوند خورده و به نیرویی دست یافته که هیچ چیز را یارای برابری با آن نخواهد بود: «هر که به خدا توانگر شود، مردم به او نیازمند می شوند».[۱۹]

و چه کلامی دل نشین تر از این وعده الهی که: «هر که (در هر کاری) به خدا توکّل کند، خدا او را کفایت خواهد کرد».[۲۰]

پی نوشت
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ . ر.ک: سوره رعد، ایه ۲۸.
۲ . به سوی کامیابی، ج۳، ص۵۳.
۳ . بحار الأنوار، ج۷۸، ص۳۶۴، ح۵.
۴ . غرر الحکم، ح۸۳۰۸.
۵ . منتخب میزان الحکمه، ج۲، ص۱۰۸۷.
۶ . روان شناسی موفّقیت در کنکور، ص۲۶.
۷ . نهج البلاغه، حکمت ۳۰۲.
۸ . شرح غرر الحکم و دُرر الکلم، ج۵، ص۴۲۵.
۹ . غرر الحکم، ح۷۷۶۳.
۱۰ . همان، ح۸۷۶۳.
۱۱ . همان، ح۳۸۰۵.
۱۲ . همان، ح۷۷۳۷.
۱۳ . همان، ح ۹۱۸۶.
۱۴ . بحار الأنوار، ج۷۰، ص۲۱۱.
۱۵. منتخب میزان الحکمه، ج۱، ص۳۲۱.
۱۶ . بحار الأنوار، ج۷۸، ص۳۵۶.
۱۷ . منتخب میزان الحکمه، ج۲، ص۱۰۸۷.
۱۸ . الکافی، ج۲، ص۱۳۹، ح۸.
۱۹ . منتخب میزان الحکمه، ج۲، ص۷۸۱.
۲۰ . سوره طلاق، ایه ۳.

مطالب مشابه