شناخت واژگان اجتماعي قرآن و بسامد آن

شناخت واژگان اجتماعي قرآن و بسامد آن

نويسنده: علي محمدي آشناني

در قرآن کريم واژه ي جامعه و مجتمع به کار نرفته است، ولي واژگاني هم چون: امت، ناس، اناس، شعوب، قوم، قبايل، قرن، قرون، شريعت، شرعه، شيع، منهاج، مترف، ملأ، ملوک، طاغوت، جبار، ولي، اوليا، مصلح و امام، فراوان به کار رفته است که بيانگر رويکرد و تبيين مفاهيم اجتماعي و سياسي در قرآن است. (1)
برابر فرموده ي استاد مصباح يزدي: قرآن کريم براي رساندن معناي جامعه و گروهي از انسان ها به ترتيب فراواني و کثرت استعمال، از کلمات قوم ( 383 بار )، الناس (240 بار )، امت (64 بار )، (2) قريه (56 بار ) و اناس ( 5 بار ) استفاده کرده است. واژه ي قريه مترادف با واژه ي مدينه يا جامعه و مجتمع مي باشد و شايد بتوان گفت که: « بهترين معادل يا تنها معادل قريه در زبان فارسيِ امروز، همان جامعه است. » (3)
« البته پنج کلمه ي فوق، کلمه و کلماتي هستند که مي توانند لااقل در بعضي از موارد استعمالشان، معادل کلمه ي جامعه تلقي شوند. » (4)
به فرموده ي ايشان، در بحث از اصالت جامعه، واژه ي امت از ساير کلمات، مهم تر است. (5)
واژه ي امت از نظر لغت، (6) بر وزن فُعلَه از ريشه ( ام م = اَمَّ ) به معناي قصد مخصوص است و بر گروهي از جان داران با خِرد، (7) با آيين و کيش، (8)، زمان (9) و جامعه ي واحد (10) و يک فرد (11) نيز اطلاق شده است. (12)
در اصطلاح نيز امت، گروهي از هر جنس را گويند و به تعبير ديگر امت، گروهي هستند که جامعي هم چون دين، زمان يا مکاني آن ها را گرد هم آورده باشد. (13) نيز: امت به « گروهي گفته مي شود که مورد قصد و توجه مخصوص ديگران واقع شده و در يک ويژگي چون: دين، زمان، مکان، نوع يا صنف مشترک و همسان باشند. » اين ويژگي مي تواند اختياري يا غير اختياري باشد. بر اين اساس « پيروان دين و آيين واحد» را به دليل همساني در دين، مي توان امت ناميد. (14) ابن منظور مي گويد: « هر قومي که به پيامبري منسوب شده و به او اضافه شوند، اُمت آن پيامبر هستند. » (15)
امت در قرآن کريم به پنج معناي مختلف آمده است: 1. زمان و پاره اي از آن (2 آيه ). 2. پيشوا، رهبر و اسوه (1 آيه )، 3. راه ، روش، کيش و آيين ( 6 آيه )، 4. گروهي از جان داران، ( 1 آيه ) 5. و به معناي « گروهي از انسان ها » است که داراي يک جهت اشتراک و وحدت و لو اعتباري باشند. ( 56-58 آيه » (16)
برابر تصريح برخي، اين واژه در قرآن بيشتر به معناي « همساني زماني و مکاني در دين » آمده است. (17)
از مطالب پيش گفته روشن مي شود که قرآن کريم در آيات بسياري با به کار گرفتن واژگان مختلف از مسائل گوناگونِ جامعه سخن گفته است.

پي نوشت ها :

1. مطهري، جامعه و تاريخ، ص 36 و همو، يادداشت ها، ج10، ص 579.
2. برخي بسامد اين واژه را 65 بار معرفي کرده اند که 52 مورد آن به صورت مفرد ( امت ) و 13 مورد به شکل جمع ( امم ) است. در قرآن بيشتر به معناي همساني زماني و مکاني در دين آمده است. دائره المعارف قرآن کريم، ج4، ص 254.
3. همان، ص 89.
4. همان، ص 90.
5. مصباح يزدي، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن و سنت، ص 85.
6. برخي اين واژه را مشترک لفظي دانسته اند: بدرالدين محمد بن عبدالله زرکشي، البرهان في علوم القرآن، ج1، ص 102.
7. نحل، آيه ي 84 و جاثيه، آيه ي 27.
8. زخرف، آيه ي 23.
9. هود، آيه ي 11.
10. فاطر، آيه ي 24.
11. نحل، آيه ي 20.
12. محمد علي بن علي تهانوي، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، مصحح: رفيق عجم، ترجمه ي عبدالله خالدي، ص 91.
13. « الاُمّه جمع لهم جامع من دين آو زمان آو مکان آو غير ذلک»؛ حسن مصطفوي، التحقيق في کلمات القرآن، ج1، ص 124.
14. طبري، جامع البيان في تفسير القرآن، ج2، ص 195.
15. کلُ قوم نسبوا إلي نبي فأضيفوا إليه فهو أمّته؛ ابن منظور، لسان العرب، ج12، ص 26.
16. همان، ص 87.
17. دائره المعارف قرآن کريم، ج4، ص 254.
منبع مقاله :
محمدي آشناني، علي؛ (1392)، جامعه آرماني قرآن کريم، قم: مؤسسه بوستان کتاب، ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، چاپ اول

مطالب مشابه