بررسی باستان شناسی مکان کشتی نوح از منظر قرآن

بررسی باستان شناسی مکان کشتی نوح از منظر قرآن

نویسندگان: فهیمه شیخ شعاعی و پرستو مسجدی (1)

چکیده:
کتاب آسمانی قرآن با آنکه در گذشته ای دور بر پیامبرخاتم نازل گردیده اما تا به امروز همچنان جنبه های نو و تازه ای برای خوانندگان آن دارد و هر زمان که جنبه ای از این حقایق پوشیده، در علوم گوناگون کشف می شود بر اهمیت و اعتبار این کتاب مقدس افزوده می شود. یکی از مواردی که در قرآن به آن پرداخته شده، اشاراتی است که درباره شهرهای جهان باستان و شرح حال مردمان آنها در قالب قصص قرآنی شده است. ازآنجا که قرآن کتاب تاریخ نیست بلکه کتاب هدایت است و از امور گذشتگان آنچه را که مایه سعادت مردم است شرح می دهد (البته دلیلی وجود ندارد که به یک داستان اخلاقی جزئیاتی چون نام افراد و مکان ها و…. اضافه شود).اینجا است که مدارک تاریخی و باستان شناسی در روشن کردن این مسائل به یاری می آید. علم باستان شناسی به کمک متون تاریخی مکان شهرها را یکی پس از دیگری آشکار ساخته است. قرآن کریم به عنوان معتبرترین متون به جای مانده می تواند باستان شناسان را جهت کشف این امکان یاری دهد. ازآنجا که باستان شناسان غربی تاکنون روی تورات بررسی کرده اند. با توجه به مذهب ما و ضرورت مطالعه و تفکر هرچه بیشتر روی قرآن، انجام این مطالعه ضروری به نظر می رسد.
هدف از این پژوهش پرداختن به داستان زندگی حضرت نوح و تطبیق مکان فرود کشتی آن حضرت با توجه به آیات قرآن و شواهد باستان شناسی بدست آمده است.

مقدمه :
حضرت نوح (ع) از اعقاب شیث ابن آدم (ع) می باشد و او را از این جهت نوح گفتند که برای گناهان امت خود نوحه می کرد و وی را شیخ الانبیاء گویند. چون هیچ پیامبری به اندازه او عمر نکرد. (2) وی نهصد و پنجاه سال به هدایت مردم پرداخت. اما مردم از قبول دین او سرباز زدند (3)، گاهی او را چنان می زدند که غرق در خون می شد و از هوش می رفت ولی او مجدداً برای دعوت از خانه خارج می شد. (4) این وضع همچنان ادامه داشت تا این که از ایمان آوردن قومش ناامید گشت، در این زمان بود که رو به پروردگار کرد و گفت پروردگارا می بینی با من چه می کنند؟ اگر به ایشان احتیاج داری پس هدایتشان کن و اگر چنین نیست به من صبر و توانایی بده تا بین من و آنان حکم کنی. خدای تعالی وحی فرستاد که دیگر منتظر هدایت قومت مباش که حتی در فرزندان آنها نیز مؤمنی پدید نخواهد آمد. پس دیگر غم محور و به ساختن کشتی بپرداز (5)، و هرگاه علامت عذاب نازل گردد به همراه خانواده ات و ایمان آورندگان و
یک جفت ازهرجانوری به کشتی درآی تا فرمان الهی به اجرا در آید. نوح که به شغل نجاری اشتغال داشت شروع به ساخت کشتی کرد و پس از اتمام ساخت کشتی، نوح به قومش گفت: ای مردم همه هلاک خواهید شد مگر آنکه به توحید گرویده باشد، ولی قوم نوح بازهم از پذیرش دعوت او خودداری کردند. اثر طوفان ظاهر شد و از تنور آب جوشید، نوح به همراه خانواده و پیروانش که گویند هشتاد نفر بودند سوار بر کشتی شد، آب کشتی را بلند کرد و در روی آب به حرکت درآورد. نوح از بالای کشتی می نگریست، فرزندی داشت به نام کنعان که با آن قوم هم آهنگ شده بود نوح از خدا خواست او را نجات دهد اما خدا خطاب کرد که او از اهل تو نیست اهل تو کسی است که در عقیده و ایمان تو شریک باشد، از من چیزی مخواه که تو را در آن آگاهی نباشد، (6) نوح مدتها در کشتی بود و چون فرد دیگری در دیار مشرکان باقی نماند، کشتی بر فراز کوه جودی به خاک نشست، (7) حضرت نوح از کشتی پیاده شد و در همان جا دهی به نام سوق الثمانین ساختند. (8)

آیاتی که درباره حضرت نوح و کوه جودی در قرآن آمده است:
نام حضرت نوح (ع) در 24 آیه ازآیات قرآن آمده است: داستان حضرت نوح (ع) در 6 سوره از سوره های قرآن به طور تفصیل بیان شده که عبارتند از:
1- اعراف 2- هود 3- مؤمنون 4-شعراء 5- قمر6- نوح و نام کوه جودی تنها در آیه 44 سوره هود آمده است.
آیاتی که درآنها نام حضرت نوح آمده است:
آیه 33 آل عمران – آیه 163 نساء – آیه 84 انعام- آیه 70 توبه- آیه 71 یونس- آیه 3 الاسراء- آیه 58 مریم- آیه 42 حج- آیه 37 فرقان- آیه 14 عنکبوت- آیه 7 احزاب- آیه 12 ص- آیه 12 شوری- آیه 12 ذاریات- آیه 12 ق- آیه 46 نجم- آیه 10 #342@
التحریم- آیه 59 -64 الاعراف- آیه 25-57 هود- آیه 76-77 انبیاء- آیه 23- 30 مؤمنون- آیه 5 و 31 غافر – آیه 105-121 شعراء- آیه 75-79 الصافات- آیه 9-15 القمر- آیه 26-27الحدید- آیه 1-28 نوح

ترجمه آیاتی از سوره هود: (9)
و ما نوح را برای هدایت قومش به رسالت فرستادیم او قومش را گفت که من با بیانی روشن برای نصیحت و اندرز شما آمدم (25) تا شما را بگویم که غیر خدای یکتا کسی را نپرستید که اگر جز خدا کسی را پرستش کنید من از عذاب سخت روز قیامت بر شما می ترسم (26)… باز قوم گفتند: ای نوح تو با ما جدل و گفتگو بسیار کردی اکنون اگر راست می گویی سخن کوتاه کن و بر ما وعده عذابی که دادی بیار (32) … و به نوح وحی شد که جز همین عده که ایمان آوردند دیگر ابداً هیچ کس از قومت ایمان نخواهد آورد و تو بر کفر وعصیان این مردم لجوج محزون مباش (36) و به ساختن کشتی در حضور و مشاهده ما و به دستور ما مشغول شو ودرباره ستمکاران که البته باید غرق شوند دیگر سخن مگوی (37) نوح به ساختن کشتی و قوم به تمسخر پرداختند تا وقتی که فرمان (قهر) ما فرا رسید و از تنور آتش، آب بجوشید. درآن هنگام به نوح خطاب کردیم که تو با خود از هر نوع حیوان دو فرد (نر و ماده) با جمیع زن و فرزندانت، جز آنکه وعده هلاکش در علم ازلی گذشته، همه را در کشتی همراه بر (که ازغرقاب برهند) و گرویدگان نوح در عالم، عده قلیلی بیش نبودند (40) و ستور داد که شما مؤمنان به کشتی درآیید تا به نام خدا کشتی هم روان شود و هم به ساحل نجات رسد که خدای من البته صاحب مغفرت و رحمت است (41) … و به زمین خطاب شد که فوراً آب را فرو بر و به آسمان امر رسید که باران را قطع کن و آب به یک لحظه خشک شد و این حکم (قهرالهی) انجام یافت و کشتی بر کوه جودی قرار گرفت و فرمان هلاک ستمکاران در رسید (44)…

داستان نوح (ع) در تورات: (10)
در مورد حضرت نوح در تورات باب ششم تا باب نهم از سفر پیدایش سخن رانده شده است: وقتی مردم در روی زمین پراکنده شدند و دخترانی برایشان متولد شد و دختران با پسران ازدواج کردند و اولاد آوردند، جبارانی در روی زمین پدید آمدند و خداوند چون دید که شر انسان در زمین زیاد شد غصه دار گردید و از آفرینش انسان پشیمان گشت و فرمان داد که این جنس بشر را که من آفریده ام از روی زمین محو کنید. اما نوح نعمت را در چشم خداوند دید، نوح مردی نیکوکار بود که با خدا سیر می کرد، او سه فرزند به نام های سام، حام و یافث داشت، زمین در پیش روی خدا فاسد شد و پر از ظلم گردید خدا به نوح فرمود که عمر کل بشریت به سر آمده و دارم می بینم که بزودی نابود می شوند تو خودت از چوب کوفر کشتی بساز و در آن کشتی خانه هایی جدا جدا قرار بده و از داخل و خارج قیرمالی کن و آن را به این منوال می سازی که طولش 300 زراع و عرض آن 50 زراع و بلندای آن 30 زراع باشد و برای آن پنجره ای به بلندی 1 زراع قرار می دهی و درب ورودی آن را که می سازی در دو سمت آن مسکن هایی روی هم بعنی به صورت سه طبقه درست می کنی که اینک من دارم طوفان آب بر روی زمین می آورم تا تمامی اهل زمین را هلاک کنم. تو و فرزندان و همسرت و همسر فرزندانت داخل کشتی شوید و از هر جاندار صاحب جسد یک جفت داخل کشتی می کنی تا نسل آنها از بین نرود و باید این یک جفت، نر و ماده باشند و از سرغان ماده اش از جنس نرش باشد، از چهارپایان نیز همجنس باشند. نوح بر حسب دستوری که خدای تعالی داده بود عمل کرد (11) و نوح 600 ساله بود چون طوفان آب از زمین بیامد و نوح و پسرانش و زنش با وی به کشتی در آمدند… به دستور خدا آب ساکن گردید و باران از آسمان باز ایستاد و آب رفته رفته از روی زمین برگشت و کشتی بر کوه های آرارات قرار گرفت (12) و…

موارد اختلاف قرآن و تورات :
1- در تورات هیچ نامی از غرق شدن همسر نوح نیامده بلکه تصریح شده که با همسرش داخل کشتی شد و بعضی این طور توجیه کردند که شاید نوح دو همسر داشته که یکی غرق شده و دیگری نجات یافته است.
2- در تورات نامی از پسر نوح که غرق شده نیامده است درحالی که قرآن کریم سرگذشت او را آورده است.
3- در تورات سخنی از مؤمنین به نوح نیامده و تنها نام نوح و خانواده اش و فرزندان و همسر فرزندان آمده است.
4- در تورات مجموعاً عمر نوح را 950 سال ذکر کرده است در حالی که در قرآن 950 سال مدتی است که قبل از طوفان در بین مردمش به کار دعوت پرداخته است.
5- جزییاتی چون طول، عرض، ارتفاع، سه طبقه بودن کشتی، مدت طوفان و بلندی آب طوفان و.. در قرآن ذکر نشده است و بعضی از آنها مطالبی است که بعید به نظر می رسد.

طوفان نوح در تواریخ و اسطوره های سایر ملل:
در تواریخ امت های قدیم نیز جسته و گریخته ذکری از مسأله طوفان آمده است. بعضی ازآن سخنان با مختصر اختلافی مطابق با خبری است که در سفر پیدایش تورات آمده و بعضی دیگر با مختصر توافقی مخالف آن است و از همه اخبار نزدیک تر به تورات مربوط به کلدانیان است و اینان همان قومی هستند که حادثه نوح در سرزمین شان رخ داد. بر هوشع و یوسیفوس از این قوم نقل کرده اند، زیر ستروس بعد از آنکه پدرش اوتیرت از دنیا رفت درعالم رویا دید که به او گفتند به زودی آب ها طغیان می کنند و تمام افراد بشر غرق می شوند و به او دستور دادند که سفینه ای بسازد تا به وسیله ی آن خودش و اهل بیت و دوستانش را از غرق شدن حفظ کند. او نیز چنین کرد. این روایت بدین جهت که طوفان را مخصوص دوران جبارانی دانسته که فساد را در زمین گسترش دادند و خدا آنها را با عذاب طوفان عقاب کرد، مطابق سفر پیدایش است. در ادبیات بابلی و آشوری نیز به حکایت طوفان بر می خوریم که تحقیقاً با داستان موجود در تورات قابل مقایسه و تطبیق است. در آنجا داستان سفینه ای ذکر شده که آن را با قیر اندود کرده بودند، درست مانند توصیفی که در مورد کشتی نوح در سفر پیدایش شده است. در هر دو آمده است که شخص معینی را خدایان از بلای طوفان آگاه ساختند و او با خانواده خود در آن مأوی گرفته، از خطر در امان ماند سپس در اثر باران بسیار، سراسر سرزمین را آب فرا گرفت و ساکنین زمین هلاک شدند، سرانجام کشتی بر قله بلندی جای گرفت و آن مرد سه مرغ را از کشتی بیرون فرستاد، پس آن مرد از کشتی به خشکی بازآمد و قربانی ها به درگاه خدایان کرد. بین این دو حکایت تشابه زیادی وجود دارد به طوری که گویند هر دو از یک حکایت اند. ولیکن موارد اختلاف بین هر دو داستان وجود دارد از آن جمله یکی آنکه در حکایت طوفان در اسطوره ی بابلی بر تعدد خدایان تکیه شده است. دیگر آنکه در حکایت بابلی خدایان بعد ازانگیزش طوفان از آن واقعه سخت به هراس افتاده و بیمناک شدند. بدیهی است که یهوه (درتورات) را هرگز بیم و هراسی دست نداد. (13)
از این موارد اختلاف که بگذریم هر دو حکایت نقل یک واقعه ی واحدند و این دلیلی بر وقوع حادثه ی طوفان می باشد.
در حفاری های شهر نینوا پایتخت آشوریان، باستان شناسان به الواحی به خط میخی متعلق به کتابخانه ی آشور بانیپال (قرن 7 ق. م) دست یافتند. جورج اسمیت انگلیسی که هزاران لوحه ی خرابه های نینوا را مطالعه کرده بود، در سخنرانی خود در انجمن آثار تورات در 1862 م مطالبی را اعلام کرد که در کار مطالعه و تحقیق تورات راهنمای دانشمندان شد. وی اعلام کرد که بر روی یکی ازاین لوحه ها داستان طوفانی را خوانده که شباهت زیادی با داستان طوفان سفر پیدایش تورات دارد، وی پس از مطالعه الواح دیگری که از کتابخانه آشور بانیپال به دست آمده، دریافت که داستان طوفان در واقع جزئی از یک منظومه ی مفصل و طولانی است که بابلیان باستانی آن را منظومه گیل گمش می نامیدند. این منظومه به دوازده سرود یا فصل تقسیم شده بود و هر سرود 300 سطر داشت، هریک از این سرودها در کتابخانه ی آشور بانیپال بر روی لوحه ی جداگانه ای نوشته شده بود، داستان طوفان قسمت عمده ی لوحه ی یازدهم را تشکیل می داد. (14) ظاهراً تاریخ حماسه ی گیل گمش قدیمی تر از قرن 7 ق.م است و شاید به هزاره ی دوم ق. م منسوب باشد. گیل گمش احتمالاً شاهی بود که در نینوا حکومت می کرد ولی آثار و کتبی ازعهد او به دست نیامده است. در این رزم نامه درضمن بعضی حکایات عجیب به او جنبه الهی داده اند. (15) در این حماسه، گیل گمش پس از شرح ماجراهای گیل گمش وانکیدو درجایی که (گیل گمش) در پی زندگی جاودان رفته به طوفان نوح اشاره شده است. گویند گیل گمش در اطراف جهان برآمد و نوح (اوتانا پشتیم) را ملاقات کرد و سرگذشت طوفان را ازاو پرسید. گیل گمش می دانست که اوتانا پیشتم پادشاه خردمند شهر باستانی شوروپاک (یکی از پنج شهر پیش از طوفان که توسط هیأت آلمانی – آمریکایی در 1902 – 1903 حفاری شد و الواحی از هزاره سوم ازآن بدست آمد، نام کنونی آن فارا می باشد.) است. گیل گمش پس از تلاش بسیار به اوتاناپیشتم می رسد و جویای راز عمر جاودان او می شود. وی پس از تأمل داستان طوفان را که خدایان برای نابودی بشر فرستاده بودند بازگو می کند و می گوید که اگرخدای حکیم مرا به ساختن کشتی بزرگ راهنمایی نمی کرد، من نیز در کام نیستی فرو می رفتم، زندگی جاودان را خدایان می دهند، منظومه مربوط به طوفان سومری هیچ ربط و پیوندی با افسانه گیل گمش ندارد و در واقع بخشی از قطعه ای است که برای جاودان ساختن زیو سدرا سروده شده و سخن پردازان بابلی در نوشته های خود از این داستان استادانه سود جسته اند و بخش اول افسانه سومری را یکجا حذف کرده اند و از تمام افسانه فقط حادثه طوفان که به جاودانگی (زیوسدرا) می انجامید اقتباس کرده اند. (16)
موضوع طوفان نه تنها در داستان های قدیم مذکور است بلکه مورد قبول تاریخ نویسان نیز بوده و مورخینی که فهرست سلاطین بین النهرین را جمع آوری کرده اند، تاریخ بین النهرین را به دو قسمت می کنند، پیش از طوفان و بعد از طوفان.
پیش از طوفان: دوره زمامداری شهرهای اریدو، بادتی بیرا، لارک، سیپاروشور و پاک.
پس ازطوفان: سلسله اول کیش، بیست و سه پادشاه افسانه ای که یکی ازآنها اتانا بوده. سلسله اول اوروک، دوازده پادشاه افسانه ای که یکی از آنها گیل گمش می باشد.
دوره تاریخی: سلسله های اول اور- آوان- دوم کیش، همازی، گوتیوم سوم اور، ایسین، اول بابل و… (17)
یونانی ها نیز خبری از طوفان روایت کرده اند و این خبررا افلاطون در کتابش به این مضمون آورد که کاهنان مصری به سولون- حکیم یونانی- گفتند آسمان، طوفانی در زمین به پا کرد که وضع زمین را به کلی تغییر داد و چند نوبت و در راه های مختلف بشر روی زمین هلاک گردید و این امر باعث شد که انسان های عصر جدید هیچ اثری ازآثارانسان های قبل از خود را در دست نداشته باشد. (18) مانیتون داستان طوفان را آورده و تاریخ آن را بعد از هرمس اول که بعد از میناس اول بوده ذکر کرده است و به حسب این نقل نیز تاریخ طوفان قدیمی ترازتاریخی است که تورات برای آنان ذکر کرده است. و از قدمای یونان روایت شده که در قدیم طوفانی عالمگیر حادث شد و همه روی زمین را فرا گرفت و تنها دو کالیون و همسرش بیرا از آن نجات یافتند. (19)
در اوستا، در نسخه ای که به زبان فرانسه ترجمه و در پاریس چاپ شده، آمده است که اهورا مزدا به اپما (به اعتقاد زرتشتیان همان جمشید پادشاه است) گفت که به زودی طوفانی واقع خواهد شد و همه زمین غرق خواهد گشت و به او دستور داد تا از زنان و مردانی که صالح برای نسل باشند جماعتی را برگزیده و درآن چهار دیواری جای دهد و همچنین ازهر نوع حیوانات یک جفت داخل آن قرار بدهد و درختان میوه ای که مورد احتیاج مردم باشد بکارد تا در نتیجه زندگی به کلی از روی زمین قطع نشود و کسانی باشند که در آینده زمین را آباد کنند. (20)
قدمای هند نیز وقوع طوفان را ثبت کرده و آن را به شکلی خرافی روایت کرده و هفت بار دانسته اند و درباره آخرین طوفان گفته اند: پادشاه هندیان و همسرش در یک کشتی عظیم که آن را به دستور خدای خود ساخته و با میخ و لیف خرما محکم کرده بود نشستند و از غرق شدن نجات یافتند و این کشتی بعد از طوفان و فرو کش کردن آب بر کوه جیمافات- هیمالیا- به زمین نشست ولی برهمن ها مانند زردتشتیان منکر طوفانی عمومی هستند که همه سرزمین هند را فرا گرفته باشد. (21) در تاریخ ادبیات هند نیز همان طور که عبدالوهاب نجار در قصص الانبیای خود آورده، درباره داستان نوح آمده: هنگامی که مائو داشت دست خود را می شست ناگهان یک ماهی به دستش آمد که مایه وحشت وی شد، چون ماهی سخن می گفت و از او می خواست که وی را از هلاکت نجات دهد و به او وعده داد که اگر چنین کند او نیز مائو را در آینده از خطری عظیم نجات می دهد و آن خطر عظیم که ماهی از آن خبر می داد عبارت بود از طوفانی که بزودی همه مخلوقات را هلاک می کند و بنا براین شرط، مائو آن ماهی را حفظ کرد.
وقتی ماهی بزرگ شد به مائو از سالی خبر داد که در آن سال طوفان واقع می شود سپس راه نجات را نیز به او آموخت که کشتی بزرگ بسازد و هنگام به پا شدن طوفان داخل آن کشتی گردد. در نتیجه مائو دست به کار ساختن کشتی شد و چیزی نگذشت که طوفان آمد و وقتی مائو داخل کشتی شد دوباره ماهی نزد او آمد و کشتی مائو را به طرف کوههای شمالی هدایت کرد تا آب فروکش نمود و زمین خشک شد و مائو تنها ماند. (22)

محل کوه جودی براساس روایات و متون
و به زمین خطاب شد که فوراً آب را فرو برد و به آسمان امرشد که باران را قطع کن و آب به یک لحظه خشک شد و حکم (قهر الهی )انجام یافت و کشتی بر کوه جودی قرار گرفت و فرمان هلاک ستمکاران در رسید. (23)
کوه جودی فرودگاه کشتی و موضع خاصی است که کشتی به آن مستقر شد. در اینکه مکان جودی کجاست نظرهای مختلفی وجود دارد، شاید این بدان دلیل باشد که کمتراز لحاظ معنی مورد توجه قرار گرفته است.
در منابع اسلامی فقط به اینکه احتمالاً این کوه در ناحیه موصل و یا در جزیره شام است اشاره شده است. به هر تقدیر رأی معتبر درباره جودی را باید از جستجو در معنی و آنچه به معنی آن مرتبط است، جست. آن چیزی که درباره واژه عبری این کوه در برخی فرهنگ ها و همچنین نظرات جرج سیل آمده در این بحث مورد توجه است.
کوهستان جودی یکی از کوههایی است که سلسله جبال ارمینا را در قسمت جنوب از بین النهرین جدا می سازد. این بخش قسمتی از سرزمین آشور بوده و به گفته پژوهشگران جغرافیای تاریخی منطقه ای غیر مسکون بوده که قومی موسوم به curds در آن می زیسته اند. بنا به رأی فوق کوهستان مذکور که حد فاصل جنوب ارمینا و سرزمین بین النهرین است نام خود را از این قوم به صورت caedu یا gardu اخذ کرده است. همچنین این قوم نزد یونانیان نیز شناخته شده بود و به cerdyaei موسوم بوده اند. (24)
حال اگر احتمالاً قوم مذکور نام خود را به این کوه وام داده باشند، می توان استنباط کرد که امروزه در نواحی گسترده ای از غرب و شمال غرب ایران تا جنوب ترکیه و شرق و شمال شرق عراق فعلی مسکن دارند، بازمانده لفظی curds دانست.
بسیاری این کوهستان را ماخوذ از شهری که در پایین آن بوده دانسته اند نام این شهر را ثمانین tamanin یعنی هشتاد، ذکر کرده اند که همان هشتاد نفر مؤمن به نوح می باشند. (25)
برخی از پژوهش های جغرافیایی تاریخی کتاب مقدس، این شهر را مشرف به سرزمینی به نام دیار ربه rabeh و نزدیک به شهرهای موصل و فردا دانسته اند.
در برخی گزارش های یونانی که توسط برسوس bersous، و آبیدانوس abydenus مکان فرود کشتی را در کوهستان cardu که به زبان یونانی Gerdyaei است اخبار کرده اند. طبق گزارش های تاریخی شهر ثمانین که کوه جودی مشرف بر آن بوده است، در زمان امپراطور هراکلیوس مورد بازدید قرار گرفته و به راهنمایی راهبی از مکان فرود کشتی دیدن کرده است.
کلمه جودی درزبان عربی پیوسته به همین صورت Giordie/jordi می باشد و در زبان عبری از لفظ jordan که به احتمال jarad یعنی فرود آمدن پیوستگی دارد. این لفظ در لاتین نیز به صورت jardanus و در زبان یونانی به صورت jardanos به معنی مراجعه دادن و پی فرستادن وارد شده است.
در عهد عتیق ترجمه فارسی محل جودی در کوه آرارات ذکر شده است. در ادبیات سامی درگیل گمش از کوه نی سیر Nisir به عنوان مکانی که کشتی به گل نشسته، یاد شده است. کلمه نیسیر در زبان اکدی به صورت (Nisirtu(m و به معنا راز و سر، گنج و در زبان بابلی قدیم و جدید به صورت Ni-si-ir-ti و به معنی مخفی و پنهان آمده است. به هر تقدیر Nisir به نحوی معنی استتار و پوشش مقدس می باشد. برخی متون بابلی محل کوه نی را سیر را در نزدیکی رود زاب کوچک و بزرگ آورده اند که در نزدیک موصل عراق هستند. البته با احتیاط می توان گفت Nisir همان جودی است. (26)
طبرسی در مجمع البیان به نقل از زجاج می گوید: کوه مزبور در ناحیه «آمد» بوده و بعضی آن را درکنار جزیره موصل نام برده اند و ابومسلم گفته جودی نام هرکوه و زمین سختی است. (27) درالمیزان نیز کلمه جودی به معنای مطلق کوه و زمین سنگی و سخت آمده است ولی بعضی گفته اند که کلمه مذکور بر همه کوههای دنیا اطلاق نمی شوند بلکه نام کوه معینی در سرزمین موصل است و این کوه در یک رشته جبالی واقع شده که آخرش به سرزمین ارمینه منتهی می شود، که به سلسله جبال آرارات معروف است. (28) در جای دیگری آمده است: کشتی نوح در نزدیکی موصل بر کوه جودی فرود آمد و نوح و همراهانش در آن محل به ساخت شهر ثمانین اقدام کردند. (29) و در کتاب النبوه به نقل از ابی بصیر ازامام رضا (ع) روایت شده که فرمود کشتی نوح بر کوه جودی که در موصل بود فرود آمد. (30)
بسیاری از مفسران گفته اند که کوه جودی، محل پهلو گرفتن کشتی نوح، کوه معروفی در نزدیکی موصل است، (31) و بعضی دیگر از مفسرین آن را کوهی در حدود شام و یا نزدیکی آمد و یا در شمال عراق دانسته اند (32) درکتاب مفردات راغب آن را کوهی در میان موصل و الجزیره (منطقه ای در شمال عراق) دانسته اند بعید نیست که همه اینها به یک معنی باز گردد، زیرا موصل و آمد و جزیره، همه جزء مناطق شمالی عراق و نزدیک شام می باشند. (33) بعضی گفته اند این کوه در دریای بکر که سرزمینی است در موصل و متصل به کوههای ارمینیه است و تورات آن کوهها را جبال آرارات نامیده، واقع شده است.
در کتاب اعلام قرآن درباره کوه جودی آمده است جودی نام کوهی است که کشتی نوح بر فرازآن به خاک نشسته است. (34) در قاموس کتاب مقدس آمده که جودی کوهی است در جزیره ای که کشتی نوح بر روی آن قرار گرفت و این کوه در تورات کوه آرارات نامیده شده است و آن سرزمینی است در مرکز ارمنستان که مابین رود آمون و دریای ارومیه و وان واقع است. (35) در ترجمه فعلی تورات محل به خاک نشستن کشتی نوح کوه های آرارات تعیین شده است و آن کوه ماسیس واقع در ارمنستان است. تا قرن 15 ارامنه در ارامنستان کوهی به نام جودی نمی شناختند و از آن وقت بر اثر اشتباه مترجمین تورات که کوه اکراد را کوه آرارات ترجمه کرده اند، برای علمای ارمنی چنین تصوری پیدا شده است، شاید دلیل این تفکرباشد که آشوریان کوههای شمال و جنوب دریاچه وان نام آرارات یا آراتو می داده اند. (36)

مدارک باستان شناسی از طوفان نوح:
هنگامی که لئونارد وولی در 29_ 1928 در شهر اورحفاری می کرد به گورهای سلطنتی اور برخورد نمود و پس از کاوش آنها در زیر کف گورهای حفر شده به لایه ای به عمق 70 /3 متربود برخورد کرد که شامل گل و لای فشرده می شد، وی ابتدا گمان کرد که به خاک بکر رسیده است ولی با ادامه حفاری مجدداً آثاری شامل ابزارهای سنگی و قطعات سفالی منقوش مربوط به دوره عبید را به دست آورد. (37) و ولی بلافاصله این لایه را با طوفان که در داستان سومری طوفان و حماسه گیل گمش و کتاب مقدس ذکرشده بود مرتبط دانست و خبر آن در 16 مارس 1929 در مجله لندن تایمز منتشر شد. (38)
قبل از وولی حفاران کیش در شمال اور دو طبقه فوقانی در ارتفاعات متفاوتی مشاهده کردند. در عمق 70 /2 متری او یک لایه 30 سانتی متری از گل و لای فاقد هرگونه آثاری برخورد کرده بودند. تنها آثار موجود در بین این لایه رسوبی قلوه سنگ های رودخانه ای، استخوان ماهی و صدف های دریایی بود و این رسوبات به وسیله طوفان های متوالی ایجاد شده، به عقیده واتلین، حفار کیش، این لایه وجود طوفان سومری را اثبات می کند. لانگدن (39) عقیده دارد رسوبات اوردنباله رسوبات زیرین کیش است که 670 سانتی متر از رطوبات فوقانی پایین تر است. اگر این نظریه صحیح باشد معلوم می شود دو سیل در این منطقه رخ داده است، سیل بزرگتر با لایه اور همزمان است و سیل کوچکتر با لایه فوقانی کیش همخوانی دارد. هرگاه تاریخ وقوع این سیل را از روی کتاب مقدس تعیین کنیم سال 2400 پ. م به دست می آید و اگر از روی متن یونانی کتاب مقدس که به سال 300 پ م ترجمه شده تعیین نماییم سال 3200 پ. م به دست خواهد آمد. (40) ولی تاریخ طوفان اور و طوفان کیش با هم اختلاف زیادی دارد و تاریخ طوفان کیش همزمان با گورستان سلطنتی اور می باشد و این بدان معنی است که این طوفان ها آنطور که روایت شده است فراگیر نبوده و تنها طغیان های محلی دجله و فرات است. (41) ماکس ملوان (دستیار و ولی درحفاری اور) گفت که نه طوفان اور و نه طوفان کیش هیچ کدام مربوط به طوفان نوح نمی باشد در عوض او پیشنهاد کرد که لایه طوفانی کشف شده در فارا (شوروپاک قدیم) توسط حفاری های دانشگاه پنسیلوانیا در سال 1931 می تواند به افسانه های بین النهرینی ارتباط داشته باشد. دیگر باستان شناسان، تاریخ طوفان فارا را به اواخر سلسله های اول 2750 پ. م بر می گردد و با تاریخ نوشته های قدیمی درباره طوفان مطابقت می کند. اما امروزه باستان شناسان و متخصصان زبان تردید دارند که طوفان های اور، کیش و یا حتی فارا بتواند منشأ داستان طوفان بین النهرین باشد (42) و می گویند که همه اینها مدارکی از طغیان های محلی در سطح دشت آبرفتی جنوب بین النهرین می باشد و طوفان های دوره ای دراین دشت اجتناب ناپذیراست. (43)
فرود کشتی نوح براساس یافته های باستان شناسی:
در سال 1833 م بک هیأت ترک مأموریت یافتند درباره آتشفشانی کوه آرارات تحقیقاتی انجام دهند، این هیأت محل کشتی را که از میان یخ ها خارج شده بود پیدا کردند. در سال 1892 دکتر نوری رئیس روحانیون اورشلیم از این مکان دیدار کرد در طول جنگ جهانی اول نیز یک هوانورد روسی در هنگام پرواز بر روی کوه آرارات بقایای یک کشتی بزرگ را مشاهده کرد. (44) در سال 1948 یک کشاورز محلی کرد، این شکل قایقی را در زمین دیده بود و یک خلبان جنگی ترکیه در یک عکس هوایی آن را به نمایش گذارد. زلزله ای در دسامبر 1978 اتفاق افتاد که برجستگی قایق شکل را بیشتر نمایش داد. بدین ترتیب دیواره های این شیء 6 متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد، عجیب ترآنکه این زلزله هیچ خسارتی به روستانشینان و مردم منطقه وارد نکرد. به دنبال این زمین لرزه ران یات ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده های کشتی نوح باشد. (45) سپس این سؤال مطرح شد که اگراین جسم عظیم قایقی شکل به بلندی یک طول زمین فوتبال در ارتفاع 189 متری کوه های آرارات کشتی نوح نیست، پس چه می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً به وقوع پیوسته است؟ آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح می باشیم؟
ران یات در سال 1978 مطالعاتش را آغاز کرد و در سال 1980 او با یک فضانورد آمریکایی به نام جیمزایروین James Irwin و یک زمین شناس به نام دکترجان موریس مشورت کرد ولی هیچ کدام متقاعد نشدند که این کشتی نوح است (46) یات که یک پزشک متخصص بیهوشی بود گفت که این مکان همان «دوروپینار» می باشد که به اسم کاپیتان ارتش ترکیه که اولین بار این شیء را در عکس هوایی دیده بود نامگذاری شده است، در بعضی موارد هم به عنوان آکیایلا Akyayla یعنی ناحیه ای که در آن واقع شده شناخته می شود. در سال 1990 یات به همراه دکتر آلن روبرتز استرالیایی، کمپانی کاوش کشتی را تأسیس کردند و کاوش در محوطه را شروع کردند و فیلمی هم از این کاوشها تهیه کردند و کنفرانس هایی در استرالیا گذاشتند و در کتابی دلایل خود را برای وجود کشتی نوح آوردند، که هیچ یک متقاعد کننده نیست. (47) درنگاه اول جزئیات این محل قایقی شکل بسیار غیرعادی و بی نظیر می باشد این پهن تر از اندازه ای است که کتاب مقدس برای کشتی ذکرکرده است (بر طبق نوشته های کتاب مقدس کشتی نوح با چوب ساخته، و با قیر طبیعی به هم چسبانده شده بود و اندازه هایش 137 متر طول و 22 متر عرض و 13 مترارتفاع می باشد) (48) اما کاوشکران این مکان می گویند که دیواره های خارجی به دلیل سنگینی گل و لای داخل کشتی به طرف خارج برگشته است. (49)
بیش از دو دهه جستجو برای محل کشتی نوح توجه مجامع بین المللی را جلب کرد و دوازده هیأت اعزامی به سرزمین آرارات در شرق ترکیه نظرات زیادی را در این زمینه بوجود آورد. ران یات جهت اثبات نظریه خویشتن دانشمندانی را به همکاری دعوت کرد و آزمایش هایی را در یافته های این سایت انجام داد.
در سال های 8-1978 دکتر بومگاردنر زمین شناس، با یک تیم برجسته از زمین شناسان به همراه وسایل مجهز آزمایش های زمین شناسی و یک مته پیشرفته، در این مکان مطالعاتی را انجام دادند. آنها با مته تا عمق 10 متری پایین رفتند و تمام قسمتها را مشاهده و نمونه برداری کردند و اعلام کردند که این یک پدیده زمین شناسی است که بر اثر وقوع زلزله به صورت برجسته در آمده است و چون خطوط مغناطیسی به صورت شرقی- غربی در محوطه در حرکت بوده است. طول این برجستگی از عرض آن بیشتر شده و به حالت قایقی در آمده است. کاوشگران همچنین ادعا کردند که نمونه هایی از قیرطبیعی از این مکان بدست آورده اند که با سخنان تورات در مورد استفاده از قیر در ساخت کشتی مطابقت دارد. اما تاکنون هیچ نمونه ای که تجزیه علمی روی آن انجام یافته باشد ارائه نگردیده است. (روش علمی تجزیه بخارهای رنگارنگ که برای مطالعه ساختار کربن های آلی به کار می رود، به راحتی می تواند وجود قیر را ثابت کند) و تا وقتی این مطالعات انجام نگیرد نمی توان به این ادعا بهایی داد. (50)
سنگ هایی داخل محوطه پیدا شد که مقدار زیادی منگنز داشت و گفته شد که فلز گداخته ای است که توسط نوح در قسمت داخلی ساختمان کشتی به کار گرفته شد تا کشتی واژگون نشود، آزمایش هایی که بر روی این نمونه ها انجام گرفت وجود 14 /84% منگنز را تأیید کرد ولی برش این نمونه برای تاریخ گذاری آن بسیار کوچک بود. دکتر روبرت گفت که وجود بازالت دراین منطقه نشان دهنده گدازه آتشفشانی است که حتی در بستر اقیانوس هم پیدا می شود، اما دکتر فاسولد می گوید که این نمونه ها آهن غنی شده می باشد. به هرحال تاکنون این ادعا نیز کاملاً به اثبات نرسیده است زیرا نمونه های میکروسکوپی از محل انتخاب شده است. (51)
همچنین آنها یک مقداری سنگ پیدا کرده اند که به دلیل تورق آن می گویند که چوبی است که تبدیل به سنگ شده است، البته هیچ یک از بازدیدکنندگان این نمونه ها را ندیده است تنها دکتر بایراکتوتان دو قطعه کوچک از این نمونه ها را جمع آوری کرد و پس از آزمایش گفت که اینها چوب سنگ شده نستند. یات نیزگفته است کهن نمونه ها را به آزمایشگاه گالبرایت شهر تنسی فرستادند که آنها تنها سه عنصر کلسیم، آهن و کربن را تجزیه کرده اند و نتوانستند تشخیص بدهند که این نمونه ها چوب سنگ شده هستند.نمونه های حاکی از محل پیدا شده که می گویند بقایای پوسیدگی کشتی چوبی به همراه مواد غیرطبیعی می باشند و نمونه های بدست آمده دارای حجم زیاد کربن می باشند. یات این نمونه ها را به آزمایشگاه گالبرایت فرستاد و نتیجه این بود که دراین نمونه ها آهن، آلومینیم، تیتانیوم و کربن پیدا شده اند که همه ی این عناصر در خاک وجود دارند و روایت اشتباه می کند که نمونه های بدست آمده از چوب پوسیده است،همه نمونه ها سنگ های بازالتی شامل کلسیت فراوان و یک ساختمان معمولی از کربنات کلسیم است. (52)

بقایای حیوانات:
ارنست میر یکی از متخصصان محاسبه کرده است که هم اکنون حدود یک میلیون گونه حیوان بر روی زمین وجود دارد و حدود 20000 گونه جانور در خشکی وجود دارد. حال اینکه این جانوران با توجه به تنوع و اندازه و نوع نگهداریشان، گرد آوری و در کشتی جای داده شده اند مسأله ای است که شاید بتوان به تنهایی آن را معجزه نامید. مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانی که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند بدست آمده است. کاوشگران بارها سعی کرده اند که به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده ای عظیم سنگ و خاک مواجه شده اند. در سال 1991 گرگ بروور باستان شناس بخشی از یک شاخ فسیل شده جانوری شاخ دار را کشف کرد که مربوط به یک پستاندار بوده است. (53) که گفته اند احتمالاً مربوط به آهوی کوهی می باشد. بقایای موهای حیوان هم از این مکان یافت شده است که دکتر روبرتز اشاره کرده است که این نمونه ها توسط 3 دانشمند انگلیسی به عنوان حیوان مورد مطالعه قرار گرفته است.این نمونه ها هرگز نمایش داده نشده است و فقط عکس هایی ازآنها وجود دارد. البته چون این بقایا از داخل محوطه بدست نیامده است نمی توان با اطمینان نظر داد که مربوط به آن هستند و می توان این احتمال را داد که اینها بقایای حیواناتی هستند که از هزاران سال پیش در یک منطقه زندگی می کرده اند. در موزه ماناستیک در اچمیادزین یک قطعه چوبی قرار دارد که می گویند قطعه ای از کشتی نوح بوده که درکوه آرارات پیدا شده است. (54)

کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع)
در نتیجه تحقیقات هیأت روسی و چینی بر روی لوحه چوبی بدست آمده (جنس همان پاره تخته های متعلق به کشتی نوح و این لوح طوری سالم مانده که خواندن خط های آن به آسانی امکان پذیر می باشد). مشخص شد که حروف و کلمات نوشته شده به خط سامانی یا سامی است که در حقیقت ام الغات و به سالم ابن نوح منسوب می باشد و معنای این حروف و کلمات عبارت از توسّل حضرت نوح به پنج تن(ع) است. (ای خدای من و ای یاور من! به رحمت و کرمت مرا یاری نما! به پاس خاطر این نفوس مقدسه: محمد، ایلیا (علی)، شبر(حسن)، شبیر (حسین)، فاطمه آنان که همه بزرگان و گرامی اند. جهان به برکت آنها برپاست به احترام نام آنها مرا یاری کن، تنها تویی که می توانی مرا به راه راست هدایت کنی). این لوح هم اکنون در موزه ی واتیکان در رم قراردارد.(55)

دیگر آثار بدست آمده :
در سال 1991 یک عدد میخ پرچ فسیل شده در بقایای کشتی کشف شد تجزیه و تحلیل ها وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی ازدیگر فلزات را تأیید کرد.
در اطراف محل کشتی چند جسم حجیم سنگی یافته شده که در بالای هرکدام سوراخ بزرگی تعبیه شده بود این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که (دراگ) نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند و باستان شناسان حدس زده اند که این وزنه ها در فواصل مختلف ظاهراً به عنوان پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند.

بقایای منتسب به کشتی نوح درایران
یک گروه از دانشمندان آمریکایی می گویند موفق به شناسایی بقایای احتمالی کشتی حضرت نوح (ع) در رشته کوههای البرز کشور ایران شده اند.
به گزارش سایت اینترنتی «ای بی سی نیوز»، محققان «مؤسسه تحقیقات باستان شناسی کتاب مقدس»موسوم به مؤسسه «بیس» در تگزاس آمریکا از شناسایی احتمالی بقایای این کشتی در کوههای شمال ایران خبر داده اند.
در طول صد سال گذشته بیش از یک هزار محقق از کشورهای مختلف جهان برای شناسایی بقایای کشتی حضرت نوح تلاش کرده اند.
پیش از این باستان شناسان تصور می کردند کشتی حضرت نوح به نام «آرک» (Ark) احتمالاً بر پایه ی نوشته های کتب مقدس باید در رشته کوههای آرارات در شرق ترکیه قرار گرفته باشد، اما دکتر «رابرت کورنیوک» سرپرست این گروه تحقیقاتی با مطالعه متون مقدس بدین نتیجه رسید که کوههای آرارات در زمان های بسیار دور گستردگی زیادی داشته و از شرق به شمال ایران و رشته کوه البرز کنونی می رسیده.
به همین علت یک گروه از باستان شناسان، زمین شناسان، کارشناسان تاریخ ادیان و دانشمندان با هزینه مؤسسه «بیس» جستجوی خود را در کوههای البرز آغاز کرده و سرانجام در ارتفاع 13 هزارپایی از سطح دریا در شمال غرب شهر تهران موفق به شناسایی یک جسم 120 متری شدند که شباهت زیادی به یک کشتی داشته و با توصیفات کتب مقدس از کشتی حضرت نوح سازگار است.
هم اکنون دانشمندان آزمایشگاه های «تگزاس» و «فلوریدا» در حال آزمایش و بررسی نمونه های برداشته شده از چوب سنگ شده این جسم هستند.
دانشمندان عقیده دارند هیچ گاه نمی توان به صورت قطعی گفت که این بقایا به کشتی حضرت نوح تعلق داشته یا خیر اما محققان مؤسسه «بیس» با توجه به نشان های ذکر شده در کتب مقدس و مکان شناسایی این شیء احتمال متعلق بودن آن به حضرت نوح (ع) را بسیار بالا می دانند. در متون مقدس ذکر شده که حضرت نوح کشتی خود را از چوبی موسوم به «گافر» Gopher ساخت هم اکنون مشخص نیست که منظور از «گافر» چه نوع چوبی است؛) یک هیأت اعزامی از خارج در ارتفاعات کوه های شمال غرب ایران موفق به کشف یک قطعه سنگ مانند شدند که آن را به بقایای کشتی نوح نسبت داده اند. این تیم قطعه مذکور را در ارتفاع 400 متری کوه سلیمان – از رشته کوههای البرز- پیدا کرده اند. بنا به اظهارات رابرت کرنیوک (Robert cornuke) . رئیس مؤسسه تحقیقات و اکتشافات باستان شناسی Bible که به اختصار آن را BASE می نامند این قطعه صخره مانند به طرز حیرت آوری به چوب شبیه است.
تصاویرعکاسی شده توسط اعضای گروه BASE، نشان دهنده شیئی است که در ظاهر به صخره شباهت دارد، اما تیم محققاتی معتقد است این شیء در واقع قطعه چوبی است که بر اثر مرور زمان به سنگ تبدیل شده است.
کرنیوک دراین باره می گوید: «ما قطعه کوچکی از شیء مذکور را مورد بررسی دقیق قرار دادیم و در بافت های تشکیل دهنده آن، ترکیبات چوب مشاهده کردیم. هر چند در حال حاضر نمی توانیم ادعا کنیم که قطعاً بقایای کشتی نوح را یافته ایم، اما این شیء به کشتی نوح که در گذشته از آن صحبت می شده کاملاً شبیه است. این تیم تحقیقاتی، معتقد است اثبات این نکته که شیء کشف شده متعلق به کشتی نوح است، امری بسیاردشوار است، اما آنهاموفق به یافتن شواهدی شده اند که ثابت می کند این ناحیه در گذشته جزو مناطق مقدس محسوب می شده است.
معتقدین به کتاب مقدس، محل به خشکی نشستن کشتی نوح را کوه آرارات واقع در شرق ترکیه می دانند. هرچند جغرافیای این منطقه با توضیحاتی که در تورات مبنی بر این نکته که مسافرین کشتی از شرق به سمت بین النهرین در حرکت بودند آمده، مغایرت دارد. کرنیوک و تیم تحقیقاتی اش بر این باورند که کوه آرارات می تواند به منزله کلیدی برای رسیدن به هدف باشد. کرنیوک دراین باره می گوید: «ما با جهت یابی جغرافیایی که در کتاب مقدس به آن اشاره شده، به یک نقطه از ایران رسیدیم، این منطقه نمی تواند در ترکیه واقع شده باشد.»
تیم تحقیقاتی BASE با تکیه براطلاعات منابع مختلفی چون تورات و نیز با مطالعه دست نوشته های یک کاشف انگلیسی به نام مک ماهن (A.H.Mcmahan) که در قرن 19 می زیسته، در ماه ژوئیه سال 2005 با هدف صعود به کوه سلیمان وارد ایران شدند. مک ماهن که در سال 1894 به ایران سفر کرده، بر فراز کوه سلیمان در خاطرات سفرش چنین نوشته است: «بر طبق مدارک موجود کشتی نوح پس از طوفان در چنین نقطه ای پدیدار گشته است. به علاوه او درخاطراتش از تکه چوب هایی مربوط به معبدی که در بالای کوه قرار داشته و مردم برای زیارت آن به این منطقه می آمدند نیز سخن به میان آورده، دلایل تیم تحقیقاتی BASE در اثبات ادعایشان برای بسیاری از افراد متقاعد کننده نبوده است. کوین پیکرینگ (Kevin Pickering)، یکی از باستان شناسان دانشگاه لندن و متخصص در زمینه سنگ های رسوبی نیز معتقد است؛ شیء یافت شده که به کشتی نوح شبیه است، در اصل از جنس چوب نبوده، او دراین باره می گوید «از تصاویر چنین بر می آید که لایه نازکی از ماسه سنگ های چخماقی و پوسته های صدفی که به احتمال قریب به یقین سال ها قبل در مناطق اطراف دریا ساخته شده، سطح این صخره را پوشانده است. دانشمندان از سراسر جهان در مورد صحت یا عدم صحت این نظریه دیدگاه های متفاوتی ارائه کرده اند. ازجمله اینکه: «در کتاب مقدس ذکر شده که نوح دربین شش تا ده هزار سال پیش کشتی خود را ساخته بوده است، در عین حال بر طبق نظریات اثبات شده، یک قطعه چوب در محیطی کاملاً مرطوب یا کاملاً خشک، بیش از چند هزار سال دوام نمی آورد.» (56)

نتیجه
با توجه به اینکه در قرآن کریم، تاریخ گذشتگان ذکر شده و خداوند حوادثی را که برای هر قومی روی داده، برای عبرت ما آورده است. اما ازلحاظ باستان شناسی، این حوادث درکجا روی داده اند و هرکدام از این شهرها در کدام منطقه جغرافیایی واقع شده اند؟ تاکنون مطالعه ای صورت نگرفته و تمام اطلاعات از این مکان ها صرفاً نقل قول مورخین می باشد ولی مدرک مستند علمی در این مورد نداریم. همه مکان هایی که در قرآن نام برده شده احتمالاً با جغرافیایی امروزه قابل تطبیق اند و حتماً حوادثی که در آنها اتفاق افتاده از روی شناسایی لایه های باستانی قابل بررسی هستند.

پی نوشت ها :

1.دانشجوی کارشناسی ارشد باستان شناسی- دانشکده علوم انسانی- دانشگاه تربیت مدرس.
2.عماد زاده، حسین، قصص الانبیاء، ج1، ف12، ص199.
3.سوره عنکبوت، آیه 14.
4.تفسیر مجمع البیان، ج9 ص143.
5.تفسیر المیزان، ج 10، ص 363.
6.عماد زاده، حسین، قصص انبیاء، ج 1، ف2، ص 209.
7.سوره هود، آیه 44.
8.عماد زاده، حسین، …، ص 218.
9.تمامی ترجمه ها از مهدی الهی قمشه ای، بنیاد نشر قرآن، 1367.
10.ترجمه از کتاب مقدس، تهران، دارالسلطنه لندن، 1914.
11.سفر پیدایش، باب ششم.
12.سفر پیدایش، باب هشتم.
13.ادواردشی یرا، الواح بابلی، م، علی اصغر حکمت، 1341، تهران، ابن سینا، ف 10، ص 192.
14.ساموئل کریمر، الواح سومری، م داوود رسائی، 1340، تهران،ف 21، ص219.
15.ادوارد شی یرا، الواح بابلی، ف 9، ص 167.
16.ساموئل کریمر، الواح سومری، ف 21، ص 229.
17.بهمنش احمد، تاریخ ملل قدیم آسیای غربی، 1347، دانشگاه تهران، ص83.
18.تفسیر المیزان، ج10، ص 383.
19.تفسیرالمیزان،ج10، ص 383.
20.تفسیرالمیزان،ج10، ص 384.
21.تفسیرالمیزان،ج10، ص 384.
22.تفسیر المیزان، ج10، ص385.
23.سوره هود، آیه 44.
24.G.sale- Alkoran of Mohamad/New – York .
25.R- Tournay.
26.جلالی رضا، مطالعه تطبیقی قصص قرآن، ص 238.
27.تفسیر مجمع البیان، ج 12، ص63.
28.تفسیر المیزان، ج10، ص 348.
29.جزایری نعمت ا…، قصص الانبیاء، یوسف عزیزی، 1376، ج1، ف5، ص147.
30.تفسیر مجمع البیان، ج12، ص63.
31.تفسیر نمونه، ج9، ص 111.
32.تفسیر کشف الحقایق، ج9، ص948.
33.تفسیر نمونه، ج9، ص111.
34.تفسیر نمونه، ج 9، ص111.
35.مستر هاکس، قاموس کتاب مقدس، ص30.
36.تفسیر نمونه، ج 9، ص 111.
37.LEONARD – Woolwy UR Directr of the Joint Expedition of British Musecum and..
38.www.Mcclung museum.Com/Rogal Tombs of UR..
39.P.R.S. Moorey – kish excavations (1923-33) First published
40.جان الدر، باستان شناسی کتاب مقدس، م سهیل آذری، چاپ اول، تهران، نور جهان، 1335، ص35-34.
41.احمد بهمنش، همان منبع، ص 34.
42.Royal Tomds of UR/…
43.Elizabeth Brice UR. P.715 International Dictionary of Historic Places…
44.حسین عماد زاده، قصص الانبیاء، ف 12، ص218.
45.جاناتان گری، یافته هایی جدید از طوفان نوح، م. کتایون افجه ای، اطلاعات ضمیمه، ش 21716، 15، 6 /78، ص 3.
46.www. Christian Anwers Net…
47.Ibid/Has Angone Discovered nooh Ark?
48.سفر پیدایش، باب هشتم .
49.www.Christian Answers Net….
50.www.christian Answers Net…
51.www.christian Answers Net…
52.www.christian Answers Net…
53.جاناتان گری، همان منبع، ص 3.
54.www.christian Answers Net…
55.جاناتان گری، همان منبع.
56.http://www.farya.com/id/1356.
منبع مقاله :
قرآن، ‌ادب و هنر(مجموعه مقالات)، اصفهان: دانشگاه اصفهان، چاپ اول، (1385)

مطالب مشابه