خالي نبودن زمين از حجت

خالي نبودن زمين از حجت

ترديدي نيست که هرگز زمين از حجت و خليفه ي الهي خالي نبوده و نخواهد بود. در اين زمينه در قرآن آيات زيادي آمده که برخي از آنها را يادآور مي شويم:
1.( و اذ قال ربک الملائکه اني جاعل في الأرض خليفه …) (1)
«هنگامي که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در زمين خليفه اي خواهم گذاشت… .»
اين خليفه، تنها آدم (عليه السلام) نبوده، بلکه تا انسان ها هستند، خليفه ي خدا در بين آنها خواهد بود.
2. (فکيف اذا جئنا من کل أمه بشهيد و جئنا بک علي هؤلاء شهيدا) (2)
پس چگونه است [حالشان] آن گاه که از هر امتي گواهي گيريم و تو را بر آنها گواه آوريم؟!
يعني از اول آفرينش انسان تا روزي که انسان در زمين ساکن است، در هر امتي شاهدي است که اعمال آن امت را مشاهده مي کند. و تو اي پيامبر! شاهد و ناظر بر کار آن گواهان هستي.
3. (و اعلموا أنما غنمتم من شي ء فأن الله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساکين و ابن السبيل) (3)
بدانيد که از هر چه سود برديد يک پنجم آن از آن خدا و رسول و يکي از خويشاوندان رسول و يتيمان و در راه ماندگان است.
توضيح اين که: «ذي القربي» مفرد است و منظور آيه از «ذي القربي» امام معصوم است که در هر عصري وجود دارد و سهم او به سهم امام معروف است؛ بقيه را که به سهم سادات معروف است به يتيمان، بينوايان و در راه ماندگان سيد مي دهند.
4. (انما أنت منذر و لکل قوم هاد) (4)
( اي پيامبر!) تو فقط هشدار دهنده اي و براي هر قومي رهبري (امامي) است.
اين آيه نيز بيانگر همان اصل مسلم امامت است که هر گروهي در هر عصري براي رسيدن به کمال انساني نيازمند هدايتگري از جانب خدا هستند.
5. ( يوم ندعوا کل اناس بامامهم فمن أوتي کتابه بيمينه فأولئک يقرءون کتابهم و لا يظلمون فتيلا ) (5)
روزي را که هر گروهي را با پيشوايانشان فرامي خوانيم. پس هر کس کارنامه اش را به دست راستش دهند آنان که کارنامه ي خود را مي خوانند و حتي به اندازه ي فتيل (6) هسته ي خرما به آنها ستم نمي شود.
در اين آيه به صراحت بيان شده که هميشه امام و پيشوايي همراه انسانهاست که در قيامت با آن امام محشور مي شوند.
6. (و اذ قال ابراهيم لأبيه و قومه انني برآء مما تعبدون * الا الذي فطرني فانه سيهدين * و جعلها کلمه باقيه في عقبه لعلهم يرجعون ) (7)
«هنگامي که ابراهيم به عموي خود – که پدر مي خواندش – و قومش گفت: «من واقعا از آنچه مي پرستيد بيزارم، مگر [از] آن کس که مرا پديد آورد؛ و او البته مرا راهنمايي خواهد کرد. » و او آن را سخني، (8) در پي خود، جاويدان قرار داد. باشد که آنان [به توحيد] بازگردند.
اکثر مفسرين کلمه ي «باقيه في عقبه» را انساني هدايتگر دانسته اند که به طور مستمر در بين انسانهاست و منادي توحيد مي باشد. او از نسل ابراهيم است و تا آخر دنيا خواهد بود.
7. (تنزل الملائکه و الروح فيها باذن ربهم من کل أمر* سلام هي حتي مطلع الفجر) (9)
در آن [شب قدر] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براي هر امري تا طلوع صبح (10) با امواج درود و (سلام) فرود مي آيند.
نزول فرشتگان و روح (11) بر چه کسي است؟ و براي چه امري است؟ سلام بر چه کسي است ؟ صاحب ليله القدر کيست؟
در سوره دخان آمده است:
(فيها يفرق کل أمر حکيم) (12)
هر امر محکمي در اين شب مشخص مي شود.
يعني امور مجمل از هم باز مي شود. مثلا بايد تا سال آينده هزار نفر در اين شهر بميرند در اين شب نام هاي آنها مشخص مي شود. در تفسير نورالثقلين در 13 روايت نقل شده که صاحب اين شب امام زمان (عليه السلام) است که فرشتگان بر او نازل مي شوند و تا طلوع فجر موج درود و سلام بر آن حضرت است. (13)

حديثي مشهور
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه » (14)
هر کس در حال که امام زمانش را نشناخته بميرد مردن او مرگ جاهليت است.
باز در حديثي صحيح آمده است. حارث بن مغيره گويد: «به ابي عبدالله (عليه السلام) گفتم: آيا پيغمبر – صلي الله عليه و آله و سلم – فرموده است: کسي که بميرد در حالي که امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهليت مرده است؟ فرمود : آري. پرسيدم : جاهليت جهلاء ( ناداني مطلق) يا جاهليتي که امامش را نشناخته است؟ فرمود: جاهليت کفر و نفاق و ضلال.» (15)
در نقل ديگر است: چون حجاج بن يوسف وارد مکه شد و عبدالله بن زبير را به دار کشيد، عبدالله بن عمر شبانه پيش حجاج رفت و گفت: «دستت را بده تا با تو به نيابت از عبدالملک بيعت کنم که رسول خدا فرموده است: من مات و لم يعرف اما زمانه مات ميته جاهليه .» حجاج پاي خود را به سوي او دراز کرد و گفت : «دستم مشغول است پايم را زيارت کن.» عبدالله گفت: «مرا استهزاء مي کني؟» حجاج گفت: «اي احمق، بني عدي ! مگر علي بن ابي طالب امام زمانت نبود؟! چرا با او بيعت نکردي و امروز آمده اي حديث «من مات و لم يعرف…» مي خواني؟ به خدا سوگند که به خاطر اين حديث نيامده اي، بلکه از ترس چوبه ي داري که عبدالله بن زبير بالاي آن است،
آمده اي . » (16)
محتواي حديثي که مورد اتفاق شيعه و سني است از دو حال بيرون نيست. يا بايد آن را منطبق بر حکام و خلفايي از قبيل عبدالملک، منصور، هارون، مأمون و متوکل بدانيم، در حالي که مي دانيم اين حکام افردي ظالم و ستمگر بوده اند و خداوند هم مي فرمايد: ( لا ينال عهدي الظالمين ) (17) عهد من (امامت) به ظالمين نمي رسد.
يا بايد بگوييم: منظور از امام زمان در اين حديث که مي گويد: در هر دوره وجود دارد و شناختش لازم است، ائمه – عليهم السلام – هستند که مصداق آن هم اکنون مهدي (عليه السلام) ، فرزند امام حسن عسکري (عليه السلام) ، و اين سخن با آيات و روايات نيز سازگار است.

پي نوشت :

1- بقره: 30.
2- نساء: 41.
3- انفال: 41.
4- رعد: 7.
5- اسراء 71.
6- درالمنجد آمده: به رشته اي که بين شکاف هسته ي خرماست «فتيل» گويند.
7- زخرف: 26-28.
8- مقصود از «کلمه باقيه» کلمه اي تکويني يعني انسان است.
9- قدر: 4-5.
10- واژه «الفجر» به حساب ابجد 314 مي شود که حضرت مهدي عليه السلام و 313 نفر از يارانش 314 نفرند.
11- روح موجودي است برتر از همه ي فرشتگان که «روح اعظم» هم ناميده مي شود و غير از جبرئيل که «روح الامين» است ميباشد.
12- دخان: 4.
13- رک: نور الثقلين 612/4 – 642
14- بحارالانوار 368/8
15- «مکيال المکارم» ج 1 ص 14.
16- نقل از کتاب «الکني و الالقاب« : 363/1.
17- بقره : 124.
منبع: کتاب موعود امم

مطالب مشابه