نمونه هاي رفتاري بخل ورزي

نمونه هاي رفتاري بخل ورزي

1. خدا، امثال تو را در ميان مؤمنان زياد نکند.
از امام صادق عليه السلام روايت شده است که اميرمؤمنان علي عليه السلام پنج بار شتر خرما براي مردي فرستاد… مردي به اميرالمؤمنين عرض کرد: به خدا قسم، فلاني از تو چيزي نخواسته است، يک بار از پنج بار براي او کافي است. حضرت فرمود:
لاکثر الله في المؤمنين ضربک! اعطي انا و تبخل انت؟
خدا، امثال تو را در ميان مؤمنان زياد نکند. من مي بخشم و تو بخل مي ورزي؟(1)
اين حديث در اصول کافي (2) با تفضيل بيشتري بيان شده که نکته هاي مهم آن بدين قرار است:
1. آن شخص با توجه به متانت نفسي که داشت، از کسي درخواست نمي کرد، نه از حضرت علي عليه السلام و نه از غير آن حضرت. از اين کار درمي يابيم که انسان تا جايي که ممکن است، نبايد فقر و تنگ دستي خود را براي کسي بيان و دست نياز به سوي کسي دراز کند.
2. مؤمن بايد جامعه و افراد خود را بشناسد و به وظيفه خود عمل کند و در کمک کردن به ديگران دريغ نورزد و تنگ نظر نباشد. وجود انسان هاي تنگ نظر، به ويژه در مديريت هاي کلان جامعه خطر بزرگي است؛ چون اين تنگ نظري ها مي تواند مشکلات فراواني بر سر راه پيشرفت جامعه ايجاد کند.
3. در حديث اصول کافي، پس از جمله علي عليه السلام که فرمود: « خدا امثال تو را در ميان اهل ايمان زياد نکند، من مي بخشم و تو بخل مي ورزي؟» آمده است که حضرت فرمود:
اگر کسي اميد به من بسته باشد و من به او بخشش و عطا نکنم ( تا زماني که او از من درخواست کند و سپس به او چيزي ببخشم)، در واقع، ارزش چيزي را که از او گرفتم، به او نداده ام.
به ديگر سخن، من با اين رفتار و کوتاهي سبب شدم که او صورت و آبروي خويش را براي درخواست از من خرج کند؛ آن صورتي که براي پروردگار من و پروردگار خود روي خاک ماليد، آن زماني که خدايش را عبادت مي کرد و از او نيازهايش را طلب مي کرد.
پس بدان، هر کس با برادر مسلمان خود چنين کند،(3) در حالي که مي داند او استحقاق چنين بخشش و رسيدگي اي را دارد، چنين شخصي در مناجات و دعا با خدايش راست گو نيست ؛ زيرا آنجا که با زبان خويش براي مسلمانان طلب بهشت مي کند، در عمل، از بخشيدن مال بي ارزش دنيا دريغ مي ورزد. اين نوعي صداقت نداشتن و دروغ گويي است. مگر نه اين است که بنده در دعاهايش چنين مي گويد: « اللهم اغفر للمؤمنين و المؤمنات » بر هر کس که طلب مغفرت براي اهل ايمان مي کند؛ يعني طلب بهشت براي آنان دارد. چنين شخصي که اين گونه با زبان دعا مي کند. ولي با عمل، آن را اثبات نمي کند، از انصاف به دور است.

2. يک دعا از اول شب تا پايان آن
ابوقره گويد: شبي امام صادق عليه السلام را ديدم مشغول طواف خانه خدا است و مکرر به خدا عرض مي کرد:
اللهم شح نفسي.
خداوندا، مرا از بخل و حرص نفسم نگه دار.
پرسيدم شما از آغاز شب تا پايان، غير از اين دعا را نخواندي. حضرت فرمود: چه چيزي بدتر از بخل و حرص نفس که خداوند مي فرمايد:
و من يوق شح نفسه و فأولئک هم المفلحون ( حشر: 9 و تغابن 16 ) (4)
هر کس که از بخل نفس خويش نگه داشته شود، پس آنها از رستگارانند.

3. بخل بدتر از فقر
استادي به شاگردش گفت:… چه چيزي بدترين چيزهاست ؟ شاگرد در پاسخ گفت: فقر و احتياج. استاد گفت: درست است که فقر و تهي دستي موجب پريشاني است، ولي بخل بدتر از فقر است؛ زيرا اگر به فقير، مالي برسد، پريشاني اش برطرف شود، ولي اگر مال و ثروت به بخيل برسد، پريشاني اش برطرف نمي گردد. (5)

پی نوشت ها :

1- ميزان الحکمه با ترجمه فارسي، ج 1، ص 447، ح 1618.
2- الکافي، ج 4، ص 22، باب من أعطي بعد المسأله.
3- يعني پيش دستي نورزد و به عبارتي بخل بورزد تا آن مرد مسلمان ناچار شود و درخواست کند، سپس اين شخص اجابتش کند.
4- داستان ها و پندها، ج 9، ص 63.
5- همان، ص 81.

مطالب مشابه