دوست حقيقی علی (ع)

دوست حقيقی علی (ع)

داستان مسلم مجاشعي است، كه به حقيقت، امامت امامان به حق را قبول داشت كه دوستي حقيقي همين است :
در آغاز جنگ جمل، سپاه علي – عليه السلام – در برابر سپاه مخالفان، در بصره قرار گرفت، علي – عليه السلام – سعي مي كرد، جنگ و خونريزي نشود، ولي دشمن درصدد آشوب و فتنه انگيزي بود.
علي – عليه السلام – براي آخرين اتمام حجت، به ياران خود رو كرد و فرمود: آيا در ميان شما يك نفر هست كه قرآن را بدست گيرد و در مقابل لشكر دشمن بايستد و سپاه دشمن را به قرآن دعوت كند.
جواني رشيد بنام مسلم مجاشعي به جلو آمد و گفت : من حاضرم .
علي – عليه السلام – فرمود: اگر اين كار را انجام دهي، قرآن را بدست بگيري و بلند كني، دستت را قطع مي كنند، و اگر بدست ديگر بگيري، آن را نيز قطع مي كنند.
مسلم گفت : در عين حال حاضرم، علي – عليه السلام – قرآن را به او داد، او به جلو سپاه آمد و قرآن را بدست راست گرفت و فريادش بلند شد كه علي – عليه السلام – شما را به اين قرآن دعوت مي كند…
هنوز سخنش تمام نشده بود، دست راستش را قطع كردند، او قرآن را بدست چپ گرفت، دست چپش را نيز قطع كردند، او قران را به سينه چسبانيد و به كمك چانه آن را نگهداشت و پيام امام را به آنها رساند.
گروهي از سپاه جمل به او حمله كرده و بدنش را قطعه قطعه نمودند، و او به اين ترتيب به شهادت رسيد و به سوي بهشت پرواز كرد.
پس از اين، حجّت تمام شد و عذري باقي نماند، آنگاه علي – عليه السلام – فرمان حمله را صادر كرد و سپاه جمل مفتضحانه شكست خوردند.
اين بود قصّه دوست حقيقي علي – عليه السلام – مسلم مجاشعي كه شهادت قهرمانانه اش، خط و جهت به دوستان حقيقي امام علي – عليه السلام – آموخت .
داستانها و پندها, ج5/ مصطفي زماني وجداني

مطالب مشابه