دسته بندی های موجود در بخش"ائمه اطهار"

مطالب موجود در بخش "ائمه اطهار"

آفتاب پشت ابر

آفتاب پشت ابر

آورده اند كه چون اين آيت : يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم . فرود آمد، جابر گفت : يا رسول الله ! اولوالامر كيستند كه حق تعالي طاعت ايشان را با طاعت خود و طاعت تو مقرون كرده است ؟ گفت : يا جابر! هم خلفاني و ...

ادامه مطلب
مستمند و ثروتمند

مستمند و ثروتمند

رسول اكرم صلي اللّه عليه وآله طبق معمول ، در مجلس خود نشسته بود، ياران گرداگرد حضرتش حلقه زده او را مانند نگين انگشتر در ميان گرفته بودند. در اين بين يكي از مسلمانان كه مرد فقير ژنده پوشي بود از در رسيد. و طبق سنت اسلامي كه هركس در هر مقامي هست ، همين ...

ادامه مطلب
پول با بركت

پول با بركت

علي بن ابيطالب(ع) ، از طرف پيغمبراكرم(ص) مامور شد به بازار برود و پيراهني براي پيغمبر بخرد. رفت و پيراهني به دوازده درهم خريد و آورد. رسول اكرم پرسيد:اين را به چه مبلغ خريدي ؟. به دوازده درهم . اين را چندان دوست ندارم ، پيراهني ارزانتر از اين مي خواهم ، آيا فروشنده حاضر ...

ادامه مطلب
توصيه پيامبر(ص)به نماز

توصيه پيامبر(ص)به نماز

انس بن مالك گويد: رسول خدا (ص) نماز صبح را با جماعت خواند و پس ‍ از نماز به جمعيت رو كرد و فرمود: اي گروه مردم ! كسي كه خورشيد بر او ناپديد شد، به ماه تمسّك كند، و هرگاه ماه ناپديد شد به ستاره زهره ، متمسك شود، و اگر ستاره زهره ناپديد ...

ادامه مطلب
امتحان نجاشي

امتحان نجاشي

وقتي كه اخبار نبوت پيامبر اسلام (ص) به حبشه رسيد، نجاشي پادشاه عادل و حقجوي حبشه به وزراي خود گفت : من مي خواهم اين شخصي را كه در مكّه ادعاي پيامبري مي كند، امتحان كنم ، به اين ترتيب كه هدايائي را نزد او مي فرستم ، و در ميان هدايا نگين ياقوت و ...

ادامه مطلب
نحوه برخورد با بازاريان

نحوه برخورد با بازاريان

روزي رسول خدا(ص) به بازار مدينه آمد و عبور مي كرد، چشمش به طعامي (مانند نخود) افتاد، ديد بسيار پاكيزه و مرغوب است ، پرسيد قيمت اين طعام ،چند است ؟ در همين هنگام خداوند به او وحي كرد، دستت را داخل آن طعام كن و زير آن را روبياور، پيامبر(ص) چنين كرد، ناگاه ديد ...

ادامه مطلب
اهميت رضايت مظلوم

اهميت رضايت مظلوم

امام باقر (عليه السلام) فرمود: رسول خدا (صلي الله عليه وآله) خالد بن وليد را (كه يكي از شجاعان بود) همراه جمعي به سوي طايفه اي از بني المصطلق بنام طايفه بني خزيمه كه تا آن زمان تسليم حكومت اسلامي نشده بودند (و از ناحيه آنها احساس خطر مي شد) فرستاد، با توجه به اينكه ...

ادامه مطلب
پاسخ قيصر

پاسخ قيصر

يعلي بن ابي عمره گويد: پيري نام تنوخي را در شهر حمص شام ديدم ، به من گفت : من نامه رسان هرقل (قيصر روم) بودم او نامه اي براي پيامبر (صلي الله عليه وآله) نوشت و به من داد، به مدينه رفتم و به محضر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) رسيدم و نامه قيصر ...

ادامه مطلب
پرهيز از امتياز طلبي

پرهيز از امتياز طلبي

پيامبر اكرم صلي اللّه عليه و آله با عده اي از اصحاب خود به سفر رفته بودند. حضرت در بين راه دستور داد گوسفندي را ذبح كنند و غذايي تهيه نمايند. مردي گفت : كشتن گوسفند با من باشد، ديگري گفت : پوست كندن آن با من باشد سو مي گفت : پختن آن را ...

ادامه مطلب
کليد بي نيازي

کليد بي نيازي

مردي از اصحاب پيامبر صلي اللّه عليه و آله به سخني معيشت گرفتار شد. همسرش به او گفت : اي كاش به محضر پيامبر صلي اللّه عليه و آله مي رفتي و از او چيزي در خواست مي كردي. مرد تنگدست به خدمت پيامبر صلي اللّه عليه و آله آمد و و حضرت از او ...

ادامه مطلب
عزت كار و ذلت صدقه

عزت كار و ذلت صدقه

مردي از انصار نيازمند گرديد و از بر آوردن نياز خود درمانده شد. نزد رسول خدا صلي اللّه عليه و آله رفت و حاجت خود را بيان كرد. حضرت فرمود: آنچه را در منزل داري بياور و چيزي را در اين باره كوچك نشمار. مرد انصاري به منزل رفت و يك قدح و يك قطعه ...

ادامه مطلب
برقراري سه سنت

برقراري سه سنت

امام موسي كاظم صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد: چون ابراهيم فرزند حضرت رسول صلّي اللّه عليه و آله در سنين هيجده ماهگي در گذشت ، سه سُنّت و سيره براي مسلمان ها تحقّق يافت : هنگامي كه ابراهيم قبض روح شد؛ خورشيد، گرفتگي پيدا كرد و كُسوف شد، مردم گفتند: كسوفِ خورشيد به جهت مرگ ...

ادامه مطلب