مطالب موجود در دسته بندی "امام علی (ع)"

اقرار از روي تهديد

اقرار از روي تهديد

زني آبستن را كه به زنا متهم بود نزد عمر آوردند، عمر از او پرسش كرد، زن به زناي خود اعتراف نمود، عمر دستور داد او را سنگسار كنند، در حالي كه زن را مي بردند. اميرالمومنين عليه السلام به آنان برخورد نموده به ماموران فرمود: به اين زن چكار داريد؟ گفتند: عمر فرمان قتلش ...

ادامه مطلب
استدلال به قرآن

استدلال به قرآن

هنگامي كه هيثم از بعض غزوات به خانه خود بازگشت ، پس ‍ از شش ماه تمام زنش فرزندي به دنيا آورد. هيثم فرزند را از خود ندانسته وي را نزد عمر برد و قصه را برايش بيان داشت . عمر دستور داد زن را سنگسار كنند. اتفاقا پيش از آن كه او را سنگسار ...

ادامه مطلب
علي عليه السلام ستمگر نيست

علي عليه السلام ستمگر نيست

هنگامي كه اميرالمومنين عليه السلام از طرف رسول خدا صلي الله عليه و آله در يمن بود، روزي چند نفر بر آن حضرت وارد شده ، نزاع خود را چنين مطرح كردند : اسب يكي از آنان گريخته و به مردي لگد زده و او را كشته است . صاحب اسب گواه آورد كه اسب ...

ادامه مطلب
داستان قدامه

داستان قدامه

قدامه بن مظعون ، شراب نوشيد، عمر تصميم گرفت بر او حد جاري كند، قدامه به عمر گفت : حد بر من روا نيست . زيرا خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد : ليس علي الذين آمنوا و عملوا الصالحات جناح فيما طعموا بر آنان كه ايمان آورده اند و كردار شايسته انجام داده اند، ...

ادامه مطلب
سفری بدون بازگشت

سفری بدون بازگشت

اميرالمومنين عليه السلام وارد مسجد گرديد، ناگهان جواني گريه كنان در حالي كه گروهي او را تسلي مي دادند، جلوي آن حضرت آمد. امام عليه السلام به جوان فرمود: چرا گريه مي كني ؟ جوان : يا اميرالمومنين ! سبب گريه ام حكمي است كه شريح قاضي درباره ام نموده ، كه نمي دانم بر ...

ادامه مطلب
تبانی

تبانی

در زمان خلافت عمر دو نفر امانتي را نزد زني به وديعت گذاشتند و به وي سفارش نمودند كه تنها با حضور هر دوي آنان وديعه را تحويل دهد. پس از مدتي يكي از آن دو به نزد زن رفته مدعي شد كه دوستش مرده است و وديعه را مطالبه نمود. زن در ابتداء از ...

ادامه مطلب
انکار زن و فرزند

انکار زن و فرزند

او كه جواني نورس بود سراسيمه و شوريده حال در كوچه هاي مدينه گردش مي كرد، و پيوسته از سوز دل به درگاه خدا مي ناليد: اي عادل ترين عادلان !ميان من و مادرم حكم كن . عمر به وي رسيد و گفت : اي جوان ! چرا به مادرت نفرين مي كني ؟! جوان ...

ادامه مطلب
زد و خورد در حال مستی

زد و خورد در حال مستی

در زمان خلافت اميرالمومنين عليه السلام به آن حضرت گزارش رسيد كه چهار نفر در حال مستي يكديگر را با كارد مجروح نموده اند. امام عليه السلام دستور داد آنان را توقيف نموده تا پس از هشياري به وضعشان رسيدگي كند، دو نفر از آنان در بازداشتگاه جان سپردند. اولياي مقتولين نزد اميرالمومنين عليه السلام ...

ادامه مطلب
طعمه شير

طعمه شير

شيري را در گودالي دستگير كرده بودند، مردم براي تماشاي شير ازدحام نمودند، يك نفر در نزديكي گودال ايستاده بود، ناگهان قدمش لغزيد و دست به ديگري زد و دومي به سومي و سومي به چهارمي و همه در گودال افتاده طعمه شير شدند. اين ماجرا در يمن اتفاق افتاد، اميرالمومنين عليه السلام نيز آنجا ...

ادامه مطلب
ديه نوزاد

ديه نوزاد

از زني بدكار نزد عمر گزارش دادند، عمر ابتداء او را تهديد نموده آنگاه احضارش كرد. زن سخت بهراسيد و از شدت فزع او را درد زاييدن عارض شده به خانه اي پناه برد و پسري از او متولد گرديد نوزاد پيوسته گريه مي كرد تا اين كه درگذشت ، عمر از شنيدن اين خبر ...

ادامه مطلب
استمداد عمر از اميرالمومنين (ع)

استمداد عمر از اميرالمومنين (ع)

در زمان خلافت عمر مردي به نام معن بن زائده مهري شبيه مهر خليفه جعل كرده و با آن اموالي از ماليات كوفه را تصرف كرد. و پس از آن كه او را دستگير نمودند، روزي عمر بعد از نماز صبح به مردم رو كرده و گفت : همگي بر جاي خود بنشينيد. و آنگاه ...

ادامه مطلب
خطبه بی الف و خطبه بی نون

خطبه بی الف و خطبه بی نون

گروهي از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله دور هم نشسته و از هر دري سخن مي گفتند گفتگو از حروف الفباء به ميان آمد، همگي به اتفاق آراء بر آن شدند كه حرف الف بيش از ساير حروف در تركيب كلمات و جمله بنديها به كار مي رود، در اين هنگام اميرالمومنين ...

ادامه مطلب