دسته بندی های موجود در بخش"ائمه اطهار"

مطالب موجود در بخش "ائمه اطهار"

كراماتى شگرف از مسجد مقدس جمكران (1)

كراماتى شگرف از مسجد مقدس جمكران (1)

امام زمان (ع ) در مسجد مقدس جمكران آقاى سيد مرتضى حسينى كه يكى از سادات متدين قم بوده است مى گويد: شبهاى پنجشنبه در خدمت مرحوم آيت الله آقاى حاج شيخ محمد تقى بافقى به مسجد جمكران مى رفتم . در يكى از شبهاى زمستان برف سنگينى آمده بود من در منزل نشسته بودم ...

ادامه مطلب
كراماتى شگرف از مسجد مقدس جمكران (2)

كراماتى شگرف از مسجد مقدس جمكران (2)

آية الله العظمى آقاى بروجردى و مسجد جمكران آقاى سيد حبيب الله حسينى قمى كه اهل منبر قم است و آقاى حسن بقال كه فعلا در تهران است با هم قرار مى گذارند كه يك سال شبهاى جمعه به مسجد مقدس جمكران بروند و حوائج خود را از حضرت بقيه الله ارواحنا فداه بگيرند، اين ...

ادامه مطلب
كراماتى شگرف از مسجد مقدس جمكران (3)

كراماتى شگرف از مسجد مقدس جمكران (3)

شش ماه در مسجد مقدس جمكران ماند تا امام زمان (ع ) را ملاقات كرد سيد عبدالرحيم خادم مسجد مقدس جمكران نقل مى كند كه در سال 1323 كه مرض وبا شايع شده بود روزى به مسجد مقدس جمكران رفتم ، ديدم مرد غريبى در مسجد نشسته و حال توجه خوبى دارد، از او پرسيدم ...

ادامه مطلب
سفری بدون بازگشت

سفری بدون بازگشت

اميرالمومنين عليه السلام وارد مسجد گرديد، ناگهان جواني گريه كنان در حالي كه گروهي او را تسلي مي دادند، جلوي آن حضرت آمد. امام عليه السلام به جوان فرمود: چرا گريه مي كني ؟ جوان : يا اميرالمومنين ! سبب گريه ام حكمي است كه شريح قاضي درباره ام نموده ، كه نمي دانم بر ...

ادامه مطلب
تبانی

تبانی

در زمان خلافت عمر دو نفر امانتي را نزد زني به وديعت گذاشتند و به وي سفارش نمودند كه تنها با حضور هر دوي آنان وديعه را تحويل دهد. پس از مدتي يكي از آن دو به نزد زن رفته مدعي شد كه دوستش مرده است و وديعه را مطالبه نمود. زن در ابتداء از ...

ادامه مطلب
انکار زن و فرزند

انکار زن و فرزند

او كه جواني نورس بود سراسيمه و شوريده حال در كوچه هاي مدينه گردش مي كرد، و پيوسته از سوز دل به درگاه خدا مي ناليد: اي عادل ترين عادلان !ميان من و مادرم حكم كن . عمر به وي رسيد و گفت : اي جوان ! چرا به مادرت نفرين مي كني ؟! جوان ...

ادامه مطلب
زد و خورد در حال مستی

زد و خورد در حال مستی

در زمان خلافت اميرالمومنين عليه السلام به آن حضرت گزارش رسيد كه چهار نفر در حال مستي يكديگر را با كارد مجروح نموده اند. امام عليه السلام دستور داد آنان را توقيف نموده تا پس از هشياري به وضعشان رسيدگي كند، دو نفر از آنان در بازداشتگاه جان سپردند. اولياي مقتولين نزد اميرالمومنين عليه السلام ...

ادامه مطلب
طعمه شير

طعمه شير

شيري را در گودالي دستگير كرده بودند، مردم براي تماشاي شير ازدحام نمودند، يك نفر در نزديكي گودال ايستاده بود، ناگهان قدمش لغزيد و دست به ديگري زد و دومي به سومي و سومي به چهارمي و همه در گودال افتاده طعمه شير شدند. اين ماجرا در يمن اتفاق افتاد، اميرالمومنين عليه السلام نيز آنجا ...

ادامه مطلب
ديه نوزاد

ديه نوزاد

از زني بدكار نزد عمر گزارش دادند، عمر ابتداء او را تهديد نموده آنگاه احضارش كرد. زن سخت بهراسيد و از شدت فزع او را درد زاييدن عارض شده به خانه اي پناه برد و پسري از او متولد گرديد نوزاد پيوسته گريه مي كرد تا اين كه درگذشت ، عمر از شنيدن اين خبر ...

ادامه مطلب
استمداد عمر از اميرالمومنين (ع)

استمداد عمر از اميرالمومنين (ع)

در زمان خلافت عمر مردي به نام معن بن زائده مهري شبيه مهر خليفه جعل كرده و با آن اموالي از ماليات كوفه را تصرف كرد. و پس از آن كه او را دستگير نمودند، روزي عمر بعد از نماز صبح به مردم رو كرده و گفت : همگي بر جاي خود بنشينيد. و آنگاه ...

ادامه مطلب
خطبه بی الف و خطبه بی نون

خطبه بی الف و خطبه بی نون

گروهي از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله دور هم نشسته و از هر دري سخن مي گفتند گفتگو از حروف الفباء به ميان آمد، همگي به اتفاق آراء بر آن شدند كه حرف الف بيش از ساير حروف در تركيب كلمات و جمله بنديها به كار مي رود، در اين هنگام اميرالمومنين ...

ادامه مطلب
لا ضرر و لا ضرار

لا ضرر و لا ضرار

دو نفر نزد عمر آمدند؛ يكي از آنان گفت : گاو اين مرد شكم شترم را پاره كرده ، عمر گفت : رسول خدا صلي الله عليه و آله جنايات بهائم را موجب ضمان ندانسته است . اميرالمومنين عليه السلام به عمر فرمود: رسول خدا فرموده : لا ضرر ولا ضرار يعني در اسلام ضرر ...

ادامه مطلب