دسته بندی های موجود در بخش"ائمه اطهار"

مطالب موجود در بخش "ائمه اطهار"

حكم اعدام امام (ع)

حكم اعدام امام (ع)

ابن اورمه نقل مي كند در عصر خلافت متوكل ، به سامره رفتم ، اطلاع يافتم كه او، حضرت امام هادي (ع) را زير نظر يكي از درباريانش بنام سعيد حاجب زنداني نموده ، و حكم اعدام آن حضرت را به سعيد داده است . نزد سعيد رفتم ، از روي مسخره به من گفت ...

ادامه مطلب
شكر نعمت

شكر نعمت

ابو هاشم جعفري گويد: در تنگناي سختي از زندگي گرفتار شدم ، به حضور امام هادي عليه السلام رفتم ، وقتي در محضر او نشستم فرمود: اي اباهاشم درباره كدام نعمتي كه خداوند به تو داده است مي توان شكر گذار او باشي ؟ من ساكت ماندم وندانستم چه بگويم . حضرت فرمود: خداوند ايمان ...

ادامه مطلب
داستان عجيب اصفهاني

داستان عجيب اصفهاني

در عصر امام هادي (عليه السلام) شخصي بنام عبدالرحمن ساكن اصفهان و پيرو مذهب تشيع بود (با توجه به اينكه در آن زمان ، شيعه در اصفهان كم بود) از عبدالرحمن پرسيدند چرا تو امامت امام هادي (عليه السلام) را پذيرفتي نه غير او را. در پاسخ گفت : من فقير بودم ولي در جرات ...

ادامه مطلب
تبعيد به سامرا

تبعيد به سامرا

امام هادي (عليه السلام) در مدينه مي زيست ، او در هر فرصت مناسب مردم را از حكومت طاغوتي متوكل بر حذر مي داشت و با رعايت اهم و مهم ، افشاگري مي كرد. عبدالله بن محمد (فرماندار مدينه) جريان را به متوكل (دهمين خليفه خونخوار عباسي) گزارش داد. متوكل براي او نامه نوشت كه ...

ادامه مطلب
تحقق پيشگويي

تحقق پيشگويي

سعيد جعفر گفت : متوكل مرا فرمود كه ناگاه به سراي علي نقي عليه السلام رو و بنگر كه چه مي كند؟ وي را بگير. گفت : در شدم . علي نقي عليه السلام در نماز بود. چون نماز تمام كرد، گفت : يا سعيد جعفر! متوكل ترك من نمي كند تا كه پاره پاره ...

ادامه مطلب
معنی بسيار ارجمند شيعه

معنی بسيار ارجمند شيعه

يكي از شيعيان كه بسيار خوشحال به نظر مي رسيد، به حضور امام جواد (ع) آمد، حضرت به او فرمود: چرا اين گونه تو را شادمان مي نگرم ؟ او عرض كرد: اي پسر رسول خدا(ص) از پدرت شنيدم مي فرمود: سزاوارترين روز براي شادي كردن ، آن روزي است كه خداوند به انسان توفيق ...

ادامه مطلب
عطای بدون درخواست

عطای بدون درخواست

محمدبن سهل قمي (ره) مي گويد:در سفر مكه ، به مدينه رفتم ، و به حضور امام جواد (ع) مشرف شدم ، خواستم لباسي را از آن حضرت براي پوشاندن مطالبه كنم ، ولي فرصتي بدست نيامده و با آن حضرت خداحافظي كردم و از خانه او بيرون آمدم ، تصميم گرفتم نامه اي براي ...

ادامه مطلب
نيرنگ مأمون

نيرنگ مأمون

مامون عباسي (هفتمين طاغوت عباسي) پس از شهادت حضرت رضا (ع) مي خواست امام جواد (ع) را جزء اطرافيان خود كند (و او را به عنوان يكي از رجال دنيا خواه ، و از مشاوران مخصوص خويش معرفي نمايد) براي اين كار نقشه ها كشيد، و ترفندهاي گوناگوني به كار برد، ولي نتيجه نگرفت ، ...

ادامه مطلب
دلداري بيمار

دلداري بيمار

يكي از شاگردان امام جواد (ع) بيمار شده بود، در حدي كه بستري شده بود و اميد زنده ماندن نداشت ، امام جواد (ع) با خبر شد، همراه جمعي از اصحاب به عيادت او رفت ، وقتي كه در بالين او نشست و احوال او را پرسيد: او زار و زار گريه كرد و گفت ...

ادامه مطلب
ايستادگي تا شهادت

ايستادگي تا شهادت

امام جواد (ع) با پيشنهاد تحميلي ماءمون ، با دختر ماءمون به نام زينب كه به ام الفضل معروف بود، ازدواج كرد ولي او نازا بود امام جواد (ع) با كنيزي به نام سمانه (س) مادر امام دهم ، (ع) ازدواج كرد و از او داراي فرزند شد. ام الفضل بر سر همين موضوع ، ...

ادامه مطلب
درسي از علي بن جعفر(ره)

درسي از علي بن جعفر(ره)

علي بن جعفر (ع) برادر امام كاظم (ع) از امامزادگان بزرگ و فقيهان پرهيزكار است ، در مورد قبر ايشان سه قول نوشته اند: 1 در قم (آخر چهار مردان كنار مزار شهداء قرار دارد) 2 در خارج قلعه سمنان واقع است 3 در قريه عريض ، واقع در يك فرسخي مدينه مي باشد. علي ...

ادامه مطلب
شيوه سخن گفتن

شيوه سخن گفتن

روزي مامون به قصد شكار بيرون آمد و با جاه و جلال سلطاني عبور مي كرد، عده اي از بچه ها در راه بازي مي كردند و امام جواد عليه السلام هم كه حدود يازده سال داشت در كنار آنها ايستاده بود. بچه ها كه چشمشان به مامون و اطرافيانش افتاد از ترس فرار كردند ...

ادامه مطلب