دسته بندی های موجود در بخش"ائمه اطهار"

مطالب موجود در بخش "ائمه اطهار"

سجده شکر

سجده شکر

قال مولانا الامام المهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف- : (سَجْدَةُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَأَوْجَبِها … فَإِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَالتَّسْبيحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقيبِ النَّوافِلِ، كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ، وَالسَّجْدَةُ دُعاءٌ وَتَسْبيحٌ)[1] سجده ى شكر، از لازم ترين و واجب ترين مستحبات الهى است … همانا، فضيلت دعا و تسبيح پس از واجبات بر ...

ادامه مطلب
دوری از شیطان به وسیله نماز

دوری از شیطان به وسیله نماز

قال مولانا الامام المهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف- : (ما أَرْغَمَ أَنْفَ الشَّيْطانِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلاةِ، فَصَلِّها وَأَرْغِمْ أَنْفَ الشَّيْطانِ)[1] هيچ چيز به مانند نماز، بينى شيطان را به خاك نمى سايد، پس نماز بگذار و بينى ابليس را به خاك بمال. شرح اين كلام از پاسخ هايى است كه از ناحيه ى مقدّس امام ...

ادامه مطلب
وجود همیشگی امام

وجود همیشگی امام

قال مولانا الامام المهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف- : (أَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِراً وَإِمّا مَغْمُوراً)[1] زمين، هيچ گاه، از حجّت خالى نخواهد بود; چه آن حجّت ظاهر باشد و چه پنهان. شرح اين كلام، قسمتى از توقيعى است كه امام زمان(عليه السلام) به عثمان بن سعيد عمرى و فرزندش محمّد مرقوم ...

ادامه مطلب
فلسفه امامت

فلسفه امامت

قال مولانا الامام المهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف- : (أَوَ ما رَأَيْتُمْ كَيْفَ جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ مَعاقِلَ تَأْوُونَ إِلَيْها، وَأَعْلاماً تَهْتَدُونَ بِها مِنْ لَدُنْ آدَمَ(عليه السلام))[1] آيا نديديد كه چگونه خداوند براى شما، ملجأهايى قرار داد كه به آنان پناه بريد، و عَلَم هايى قرار داد تا با آنان هدايت شويد، از زمان حضرت آدم(عليه ...

ادامه مطلب
امام زمان(عليه السلام)، امان اهل زمين

امام زمان(عليه السلام)، امان اهل زمين

قال مولانا الامام المهدي-عجل الله تعالي فرجه الشريف- : (إِنّي لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ كَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ)[1] همانا، من، امان و مايه ايمنى براى اهل زمينم; همان گونه كه ستاره ها، سبب ايمنى اهل آسمان اند. شرح اين كلام، قسمتى از جواب هايى است كه امام زمان(عليه السلام)، در پاسخ به نامه ى ...

ادامه مطلب
توقيعات وارده از امام زمان(عج)

توقيعات وارده از امام زمان(عج)

توقيعات و نوشته هايي كه امام زمان- عجل الله تعالي فرجه الشريف- براي برخي از شيعيان و علماي شيعه مرقوم فرموده اند، بخشي از آن را بيان مي نماييم: 1ـ محمد بن صالح همداني گويد: به صاحب الزمان ـ عليه السّلام ـ نوشتم: خاندانم مرا آزار مي‌كنند و سركوفت مي‌زنند به واسطه‌ي حديثي كه از ...

ادامه مطلب
شفای سرطانی

شفای سرطانی

پسر يك سال و نيمه‌اي سرطان خون داشت و از شدت بيماري غذاي هشت نفر را مي‌خورد. پس از معاينات و مداواي فراوان، پزشكان ايراني نتوانستند وي را معالجه كنند. لذا پدر و مادرش تصميم گرفتند كه براي ادامه‌ي معالجات، او را به خارج از كشور ببرند. در اين ميان، به شخصي به نام آقاي ...

ادامه مطلب
شفای کر و لال

شفای کر و لال

در سال 1299 هجري قمري، آقاي محمد مهدي، فرزند يكي از تُجّار شيراز، به كاظمين رفت. ايشان در بندر ملومين، نزديك برمه، مريض شد و پيش چند دكتر متخصص رفت. مريضي او خوب شد، ولي گوشش كر و زبانش لال شد. براي شفا يافتن، به زيارت امامان در عراق متوسل شد. بعد از بيست روز ...

ادامه مطلب
نجات از سرطان با توسل

نجات از سرطان با توسل

داستاني كه هم‌اكنون مشغول خواندن آن هستيد، مربوط به پسر حاجي عباس نجار (نيك سخن)، اهل قم است. از نزديك با معظم له ملاقات كردم. ايشان به طور خلاصه داستان بيماري سرطان و شفا يافتن خود را نقل كردند. «در سال 1365 هجري شمسي مبتلا به سرطان شدم، و پس از دو سال معالجات عجيب ...

ادامه مطلب
توسل به امام زمان (عج)

توسل به امام زمان (عج)

مريض بودم و به اتفاق شوهرم از كرج به طرف تهران حركت كرديم. آدرس دكتر در خيابان جمهوري بود. به جايي رسيديم كه طرح ترافيك شروع مي‌شد. شوهرم ماشين را در يكي از خيابان‌هاي فرعي پارك كرد و به من گفت: «كمي بايد پياده بروي تا به مطب دكتر برسي و بعد از گرفتن نسخه‌ي ...

ادامه مطلب
ای فرزندم دیگر درد ندارم

ای فرزندم دیگر درد ندارم

گاهي ديده‌ايم كه پدر و فرزند از نظر اعتقادات مذهبي با هم اختلاف دارند. اكثر اين گونه اختلافات، با مباحثه و مشاجره حل شدني نيست، مگر آن كه يك عامل خارجي بتواند در اين ميانه بطلان و يا حقيقت يكي از دو مذهب را روشن كند. عطوه مرد مسلمان، زيدي مذهبي بوده، ولي فرزندان وي ...

ادامه مطلب
شفای مريض و رهايی از غم و اندوه

شفای مريض و رهايی از غم و اندوه

خانه‌ حسين مدمل، ديوار به ديوار صحن حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ بود. او به ناگاه مريض شد و بعد از مدتي هر دو پايش مثل چوب خشكيد و خانه‌نشين شد. چون نمي‌توانست كار بكند، دچار فقر و نيازمند مردم شد و زن و بچه‌هايش روزگار سختي را مي گذرانيدند. در يكي از شب‌ها ...

ادامه مطلب