براي روشن شدن جواب از باب مقدمه به نكاتي اشاره مي شود. 1ـ حقيقت شفاعت در لغت و اصطلاح: كلمه «شفاعت» از ريشه «شفع» بمعناي (جفت) «ضمُّ الشيء الي مثله»[1] گرفته شده و نقطه مقابل آن «وتر» به معناي تك و تنها است، پس به ضميمه شدن فرد برتر و قويتري، براي كمك به فرد ...
دسته بندی های موجود در بخش"نقد و پاسخ به شبهات"
- خانواده (227)
- جوان و نوجوان (148)
- ازدواج (117)
- تحصیل (65)
مطالب موجود در بخش "نقد و پاسخ به شبهات"
علم حضوري فراموش شدني نيست، يا مدت فراموشيش بسيار كم است، مانند گرسنگي، ميفرمايند:علم به خدا حضوري است و حال اينكه كثيري از انسانها خدا را فراموش كرده روزگار ميگذرانند؟
در آغاز شايسته است به چند نكته اشاره كنم. تعريف علم حضوري قبل از هر مطلبي درباره علم ضروري است كه ماهيت و گوهر علم حضوري و حصولي روشن گردد تا دامنه و قلمرو هر يك مشخص شود. علم حضوري آن است كه: وجود معلوم در پيش عالم حضور داشته باشد؛ يعني «واقعيت معلوم پيش ...
مراتب شرك کدامند؟ آيا اعتقاد به قدرت استقلالي غير خدا، شرك است؟
بحث توحيد و شرك از اساسي ترين و پر نفع ترين مباحث علمي جهان بشريت است، زيرا توحيد، سرمايه اصلي سعادت و خوش بختي انسان، و شرك، خمير مايه بدبختي و تيره روزي وي مي باشد. به همين خاطر همه شرايع آسماني بر اساس توحيد و يكتا پرستي استوار بوده، و بارزترين اصل مشترك در ...
خدا كجاست؟ آيا خدا در آسمان است؟
شايد شنيدهايد كه خداوند در همه جا هست و بر همه چيز احاطه دارد و در عين حال در مكان مخصوصي قرار ندارد. حال سؤال اين است كه مگر ممكن است خداوند در همه جا وجود داشته باشد و در عين حال هيچ گونه مكاني بخود نگيرد و جايي را اشغال نسازد؟ در جواب ميگويم: ...
يک دليل ساده در مورد اينکه چرا نميشود خدا را با چشم و حواس ظاهري ديد بيان کنيد؟
ما نميتوانيم به وسيله حواس ظاهري خداوند را ببينيم يا لمس كنيم. خداوند مهربان در قرآن ميفرمايند: “لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار” چشمها او را در نمييابند و او است كه ديدگان را در مييابد؛ چون چيزهايي را ميتوان ديد كه جسم دارند و حال آنكه خدا جسم ندارد و چيزي كه داراي ...
آيا واجب الوجود در همه چيز و در قالب همه چيز هست؟ و يا با غير خود متحد و يگانه ميشود؟ چرا حلول بر خدا محال است؟
اگر خدا در قالب چيزهاي ديگر باشد و يا با غيرش متحد و يگانه شود، چنين چيزي را در اصطلاح «حلول» ميگويند، و حلول محال و باطل است. براي روشن شدن پاسخ لازم است اشارهاي به معاني مختلف حلول و ابطال فروض آن بشود: حلول داراي اقسامي است: 1ـ حلول عَرَض در جسم، مانند شيريني ...
وقتي مي پرسم چرا خداوند نامحدود است؟ مي گويند زيرا جسم نيست و وقتي مي پرسم: چرا جسم نيست؟مي گويند: زيرا نامحدود است، نامحدود بودن خدا، بدون اين دور باطل، چگونه اثبات مي شود؟
در ابتداء لازم است يادآوري شود، استدلالي كه در پرسش به آن اشاره شده ناصواب است، چون هيچ فيلسوف و متكلم الهي براي اثبات نامحدود بودن خداوند از طريق نفي جسميت استدلال نكرده است، بخصوص آن كه بسياري از موجودات ممكن الوجود با اينكه جسم نيستند در عين حال محدود اند مثل فرشته ها و ...
آيا خدا بر جسم انسان هم حلول مي كند يا فقط بر روح انسان؟
حلول خداوند در انسان به هر دو معناي ياد شده در سؤال يعني حلول در روح و حلول در جسم،باطل و بي اساس است. و اگر برخي از فرقه هاي مسيحي و يا بعضي گروه هاي صوفيه دچار چنين توهم باطلي شده اند، در واقع از شناخت خداوند كاملاً بي بهره اند، چون حلول خداوند ...
در احاديثي آمده كه خداوند، بنده توبه كار را دوست ميدارد يا مشتاق بازگشت بنده گنهكار خود است؛ آيا اين يك نوع انفعال و تغيير در ذات خدا نيست؟
صفاتي كه به خدا نسبت داده ميشوند دو نوع اند: 1. صفات فعل؛ 2. صفات ذات. صفات ذات، صفاتي هستند كه در انتزاع آنها و نسبت آنها به خداوند نياز به فرض چيزي غير از ذات الهي نيست، مثل عالم و قادر بودن. امّا صفات فعل، صفاتي هستند كه در انتزاع آنها و نسبت آنها ...
چرا در خدا ترکيب راه ندارد ؟
در ابتدا لازم است براي روشن شدن پاسخ، به نحوه و چگونگي وجود خداوند اشاره كنيم. ذات خداوند مجرد و بسيط بوده و دور از هر نوع اجزاء، جسميت و تركيب و اجزاي خارجي و عقلي است. يعني خداوند، نه داراي مادّه و صورت ، و نه داراي جنس و فصل است. او موجودي است ...
خداوند مگر چقدر قدرت دارد كه بر تمام حالات بشريت 6 ميلياردي حال حاضر و انسانهاي گذشته و آينده خبر دارد؟!
اين سؤال مربوط به علم خداوند است نه قدرت، پس لازم است در چند مرحله به تبيين بحث و پاسخ بپردازيم. علم الهي داراي سه مرتبه است: الف) علم به ذات. ب) علم به اشياي ديگر قبل از ايجاد آن ها. ج) علم به اشياي ديگر پس از ايجاد آن ها. مرتبه سوم علم الهي، ...
علت اينكه خدا ضعف ندارد چيست؟ از كجا بفهميم خدا عاجز نيست؟
عجز به معني عقب افتادن از چيزي و قرار گرفتن در دنباله كاري است، سپس به عنوان قصور و ناتواني از انجام كار در مقابل قدرت به كار رفته است.[1] بنابراين عجز در صورتي صادق است كه قدرت در آن مورد بتواند إعمال شود و در تعريف قدرت گفته اند: عبارت است از اينكه فاعل ...