مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"

آگاهی از افکار

آگاهی از افکار

همچنین مرحوم شیخ طوسی ، راوندی و دیگر بزرگان به نقل از اسحاق بن عبداللّه علوی حکایت کند: روزی از روزها پدرم با عمویم با یکدیگر اختلاف کردند، درباره آن چهار روزی که در طول سال برای روزه گرفتن ، نسبت به بقیّه روزها فضیلت و اهمّیتی بیشتر دارد. لذا برای حلّ اختلاف و گرفتن ...

ادامه مطلب
پاسخ قیصر

پاسخ قیصر

قیصر روم برای یکی از خلفای بنی عباس ، در ضمن نامه ای نوشت : ما در کتاب انجیل دیده ایم که هر کس از روی حقیقت سوره ای بخواند که خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام می کند، و آن هفت حرف عبارت است از: ث ، ج ...

ادامه مطلب
شکرانه امام هادی (ع)

شکرانه امام هادی (ع)

یکی از خوانین و سرمایه داران یاغی و مغرور عصر امام جواد (ع) و امام هادی (ع) شخصی بنام عمر از خاندان فرج بود، که مدتی فرماندار مدینه شد، و نسبت به خاندان نبوت ، بسیار خشن بود، او گستاخی رابه جائی رسانید که روزی با کمال پرروئی به امام جواد (ع) گفت : به ...

ادامه مطلب
دلیل بر دروغ زینب کذابه

دلیل بر دروغ زینب کذابه

در عصر خلافت متوکل ، زنی ظاهر شد و به هر جا می رفت می گفت : من زینب دختر فاطمه (س) هستم و با این نام ، از مردم پول می گرفت . او را نزد متوکل آوردند، متوکل به او گفت : تو زن جوانی هستی ، از زمان پیامبر (ص) تا حال ...

ادامه مطلب
حکم اعدام امام (ع)

حکم اعدام امام (ع)

ابن اورمه نقل می کند در عصر خلافت متوکل ، به سامره رفتم ، اطلاع یافتم که او، حضرت امام هادی (ع) را زیر نظر یکی از درباریانش بنام سعید حاجب زندانی نموده ، و حکم اعدام آن حضرت را به سعید داده است . نزد سعید رفتم ، از روی مسخره به من گفت ...

ادامه مطلب
شکر نعمت

شکر نعمت

ابو هاشم جعفری گوید: در تنگنای سختی از زندگی گرفتار شدم ، به حضور امام هادی علیه السلام رفتم ، وقتی در محضر او نشستم فرمود: ای اباهاشم درباره کدام نعمتی که خداوند به تو داده است می توان شکر گذار او باشی ؟ من ساکت ماندم وندانستم چه بگویم . حضرت فرمود: خداوند ایمان ...

ادامه مطلب
داستان عجیب اصفهانی

داستان عجیب اصفهانی

در عصر امام هادی (علیه السلام) شخصی بنام عبدالرحمن ساکن اصفهان و پیرو مذهب تشیع بود (با توجه به اینکه در آن زمان ، شیعه در اصفهان کم بود) از عبدالرحمن پرسیدند چرا تو امامت امام هادی (علیه السلام) را پذیرفتی نه غیر او را. در پاسخ گفت : من فقیر بودم ولی در جرات ...

ادامه مطلب
تبعید به سامرا

تبعید به سامرا

امام هادی (علیه السلام) در مدینه می زیست ، او در هر فرصت مناسب مردم را از حکومت طاغوتی متوکل بر حذر می داشت و با رعایت اهم و مهم ، افشاگری می کرد. عبدالله بن محمد (فرماندار مدینه) جریان را به متوکل (دهمین خلیفه خونخوار عباسی) گزارش داد. متوکل برای او نامه نوشت که ...

ادامه مطلب
تحقق پیشگویی

تحقق پیشگویی

سعید جعفر گفت : متوکل مرا فرمود که ناگاه به سرای علی نقی علیه السلام رو و بنگر که چه می کند؟ وی را بگیر. گفت : در شدم . علی نقی علیه السلام در نماز بود. چون نماز تمام کرد، گفت : یا سعید جعفر! متوکل ترک من نمی کند تا که پاره پاره ...

ادامه مطلب
معنی بسیار ارجمند شیعه

معنی بسیار ارجمند شیعه

یکی از شیعیان که بسیار خوشحال به نظر می رسید، به حضور امام جواد (ع) آمد، حضرت به او فرمود: چرا این گونه تو را شادمان می نگرم ؟ او عرض کرد: ای پسر رسول خدا(ص) از پدرت شنیدم می فرمود: سزاوارترین روز برای شادی کردن ، آن روزی است که خداوند به انسان توفیق ...

ادامه مطلب
عطای بدون درخواست

عطای بدون درخواست

محمدبن سهل قمی (ره) می گوید:در سفر مکه ، به مدینه رفتم ، و به حضور امام جواد (ع) مشرف شدم ، خواستم لباسی را از آن حضرت برای پوشاندن مطالبه کنم ، ولی فرصتی بدست نیامده و با آن حضرت خداحافظی کردم و از خانه او بیرون آمدم ، تصمیم گرفتم نامه ای برای ...

ادامه مطلب
نیرنگ مأمون

نیرنگ مأمون

مامون عباسی (هفتمین طاغوت عباسی) پس از شهادت حضرت رضا (ع) می خواست امام جواد (ع) را جزء اطرافیان خود کند (و او را به عنوان یکی از رجال دنیا خواه ، و از مشاوران مخصوص خویش معرفی نماید) برای این کار نقشه ها کشید، و ترفندهای گوناگونی به کار برد، ولی نتیجه نگرفت ، ...

ادامه مطلب