شترچرانی بود، بی کار مانده بود، و در مدینه به دنبال کار می گشت او تنها امیدی که داشت به امام جواد (ع) بود و چنین فهمیده بود که اگر به در خانه او برود، ناامید نمی شود، در این مورد با ابوهاشم جعفری که یکی از آشنایان امام جواد (ع) بود، صحبت کرد که ...
مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"
امام خردسال
هنگامی که حضرت رضا (ع) به شهادت رسید آن حضرت تنها فرزندی که داشت حضرت جواد (ع) بود، و او در این هنگام هفت سال داشت ، جمعی از بزرگان شیعه در کوفه ، در خانه عبدالرحمن بن حجاج به گرد هم آمدند و در سوگ امام رضا (ع) گریه کردند، آنگاه درباره امام بعد ...
خوشه ای از فضائل امام جواد (ع)
امام نهم حضرت جواد (ع) در دهم رجب 195 هجری قمری در مدینه متولد شد و آخر ذیقعده سال 220 هجری قمری بر اثر زهری که به دستور معتصم عباسی توسط ام الفضل همسر آن حضرت (دختر ماءمون) به او رسید در بغداد شهید شد، در ماجرای ازدواج ام الفضل (دختر ماءمون) روایت کرده اند: ...
نشانه ای از صدق امامت
محمد بن ابی العلاء گوید: با یحیی بن اکثم ملاقات کردم ، به او گفتم از علوم علویان اگر چیزی داری برایم بگو، گفت : یک مطلب را به تو خبر می دهم و مشروط بر اینکه تا زنده ام به کسی نگویی من به او قول دادم که به کسی نمی گویم . گفت ...
عبادت به نیابت از ائمه (ع)
موسی بن قاسم گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم : خواستم به نیابت از شما و پدرت خانه را طواف کنم اما به من گفته شد به نیابت از اوصیاء، طواف کردن جایز نیست . امام علیه السلام فرمود بلکه هر قدر می توانی طواف کن و بدان که طواف از جانب اوصیا ...
معجزه کودک شش ماهه
مرحوم راوندی و دیگر بزرگان رضوان اللّه تعالی علیهم به نقل از محمّد بن میمون حکایت کنند: پیش از آن که امام رضا علیه السلام عازم دیار خراسان شود، در مکّه معظّمه حضور آن حضرت شرفیاب شدم و عرض کردم : یابن رسول اللّه ! آهنگ سفر به مدینه منوّره را دارم ، چنانچه ممکن ...
یک لحظه تا نزد پدر
مرحوم شیخ صدوق و طبرسی و دیگر بزرگان به نقل از اباصلت هروی حکایت نمایند: چون حضرت ابوالحسن ، علی بن موسی الرّضا علیهما السلام توسّط ماءمون عبّاسی به وسیله انگور زهرآلود مسموم شده و به منزل مراجعت نمود، طبق دستور حضرت درب ها را بسته و قفل کردم و غمگین و گریان گوشه ای ...
پنجاه قدم از شام تا کعبه
حافظ ابونعیم – یکی از علماء اهل سنّت – در کتاب خود به نام حلیه الا ولیاء آورده است : شخصی به نام ابویزید بسطامی حکایت قابل توجّهی را از سرگذشت خود با کودکی خردسال نقل کرده است : روزی از شهر بسطام جهت زیارت خانه خدا حرکت کردم ؛ چون به یکی از روستاهای ...
علت ترس از مرگ
مرحوم شیخ مفید رضوان اللّه تعالی علیه حکایت نموده است : روزی شخصی از حضرت جوادالا ئمّه ، امام محمّد تقی علیه السلام سؤ ال شد: چرا اکثر مردم از مرگ می ترسند و و از آن هراسناک می باشند؟ امام جواد علیه السلام در پاسخ اظهار داشت : چون مردم نسبت به مرگ نادان ...
استدلال بر امامت در نوجوانی
مرحوم کلینی ، و عیّاشی و دیگر بزرگان آورده اند: مدّتی پس از آن که حضرت علی بن موسی الرّضا علیهما السلام به شهادت رسید، شخصی به نام علی بن حسّان نزد امام محمّد جواد علیه السلام حضور یافت و عرضه داشت : یاابن رسول اللّه ! مردم نسبت به مقام و موقعیّت شما که ...
حسن برخورد با مردم
یسع بن حمزه می گوید: در مجلس حضرت رضا (ع) بودم و جمعیت بسیاری در مجلس حضور داشتند، و از آن حضرت سؤال می کردند و از احکام حلال و حرام می پرسیدند و امام رضا(ع) پاسخ آنها را می داد، در این میان ، ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و ...
اعجاز امامت
نوفل گفت : رضا علیه السلام از مامون اجازت خواست که دارو می خورم و به چشمه آب گرم می روم . مرا هفت روز معاف دار و رسولان تو به من نیایند. مامون وی را اجازت داد. رضا علیه السلام به سرچشمه رفت و آنجا خیمه زد. مامون روز می شمرد. روز هشتم برنشست ...