روزى ابوبكر و اميرالمؤ منين ، علىّ عليه السلام در محلّى يكديگر را ملاقات كردند. ابوبكر گفت : حضرت رسول ، پس از جريان غدير خم چيز خاصّى درباره شما نفرمود، امّا من بر فضل تو شهادت مى دهم ؛ و در زمان آن حضرت نيز بر تو به عنوان اميرالمؤ منين سلام كرده ام ...
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
داستانهایی از امام علی علیه السلام: توکل یا بی عاری
روزى امام علىّ بن ابى طالب ، اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليه عبورش به گروهى از مسلمان ها افتاد كه در گوشه اى از مسجد را اشغال كرده بودند و به عبادت مشغول بودند. حضرت علىّ عليه السلام نزديك ايشان رفت و فرمود: شما چه كسانى هستيد؟ و چه مى كنيد؟ در پاسخ به حضرت، ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: سه کار مشکوک و مقبول
عبداللّه بن عبّاس حكايت كند: در يكى از روزها مقدار سيصد دينار به عنوان هديه، خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله داده شد و حضرت تمامى آن ها را به علىّ بن ابى طالب عليه السلام عطا نمود. سپس ابن عبّاس افزود: امام علىّ عليه السلام اظهار داشت : من آن سيصد دينار ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: شکافتن قبر و مفقود بودن مرده لوطی
در زمان حكومت عمر بن خطّاب ، غلامى را نزد او آوردند كه مولاى خود را كشته بود، عمر بدون آن كه تحقيق و بررسى نمايد، حكم قتل او را صادر كرد.
داستانهایی از امام علی علیه السلام: احساس مسئولیت و عاقبت اندیشی
بعد از آن كه عثمان، روز جمعه هيجدهم ذى الحجّه كشته شد، مسلمين متوجّه اميرالمؤمنين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام گشتند تا با آن حضرت بيعت كنند. پس هنگامى كه حضرت در يكى از باغات مشغول كار بود، عدّه اى از مهاجرين و انصار به همراه طلحه و زبير وارد شدند؛ و چون ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: یک پیاده و هشت سوار
پس از آن كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله از توطئه سران قريش نجات يافت و به مدينه منوّره هجرت نمود، امام علىّ بن أ بى طالب عليه السلام نيز به همراه چهار زن به نام هاى فاطمه (1) و تعدادى ديگر از مردان و زنان مسلمان عازم مدينه شدند. به مشركين و ...
داستانهایی از امام علیه السلام: ظهور بی دینی 69 نفر با دو کرامت
حضرت ابو جعفر امام محمّد، باقرالعلوم صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد: روزى امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام در بين جمعى از اصحاب حضور داشت، يكى از افراد اظهار نمود: يا اميرالمؤمنين! اگر ممكن باشد كرامتى براى ما ظاهر گردان تا بيشتر نسبت به تو ايمان پيدا كنيم؟ امام علىّ عليه السلام فرمود: چنانچه ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: شخصیتی غریب در دنیا
محدّثين و مورّخين روايت كرده اند: هرگاه دردها و غم هاى جامعه براى مولاى متّقيان ، اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام غير قابل تحمّل مى گشت ؛ و مى خواست درد دل خود را بيان نمايد با خود زمزمه و درد دل مى نمود. و آن حضرت معمولا به تنهائى از شهر كوفه خارج مى ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: اهمیت یک ضربت شمشیر یا عبادت جن و انس
زمانى كه تمام گروه هاى منحرف و احزاب كفر و نفاق بر عليه انقلاب اسلامى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شوريدند
داستانهایی از امام علی علیه السلام: خشم شیطان در برابر سکوت
جابر بن عبداللّه انصارى آن مرد صحابى و يار با وفا حكايت كند: روزى مولاى متّقيان اميرالمومنين ، امام علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه عليه از محلّى عبور مى نمود، ناگهان متوجّه شد كه شخصى مشغول فحش دادن و ناسزاگوئى، به قنبر غلام آن حضرت است؛ و قنبر مى خواست تلافى كند و پاسخ ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: سخن گفتن با خورشید
در كتب مختلف، از راويان متعدّدى همانند سلمان فارسى، عمّار ياسر، ابوذر غفارى، عبداللّه بن مسعود، عبداللّه بن عبّاس و … آورده اند كه چون خداوند متعال، مكّه را توسّط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و فداكارى امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام فتح كرد. پيش از آن كه حضرت رسول صلوات اللّه ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: خاموشی چراغ و شنیدن خواسته
حارث همدانى يكى از اصحاب و دوستان حضرت اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السلام است حكايت كند: شبى به منزل اميرالمؤمنين ، امام علىّ عليه السلام وارد شدم و ضمن صحبت هائى به آن حضرت عرض كردم: يا اميرالمؤمنين! از شما خواسته اى دارم؟ حضرت فرمود: اى حارث! آيا مرا سزاوار و شايسته شنيدن ...