مطالب موجود در دسته بندی "امام جعفر صادق (ع)"

معيارعمل

معيارعمل

مفضل بن عمر گويد: خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه موضوع اعمال مطرح شد، من گفتم : عمل من به چه اندازه كم و ضعيف است ! حضرت فرمود: عمل كم باتقوا از عمل زياد بي تقوا بهتر است . عرض كردم : چگونه عمل زياد بي تقوا مي باشد؟ فرمودند: مانند مردي كه ...

ادامه مطلب
سه درس زندگي

سه درس زندگي

عبداللّه بن علي بن اعين گويد: عده اي از شيعيان در ضمن نامه اي از امام صادق عليه السلام سوالاتي كردند و به من امر كردند كه از حق مومن از آن حضرت سوال كنم . وقتي به محضر امام رسيدم آن سوال مطرح كردم اما امام عليه السلام جوابم را نداد. وقتي براي وداع ...

ادامه مطلب
بهره مندي از نعمت ها

بهره مندي از نعمت ها

سفيان ثوري از صوفيان عصر مام صادق (ع) بود، روزي به حضور امام صادق (ع) آمد، ديد لباس سفيد براقي پوشيده كه سفيدي آن مانند پوسته نرم تخم مرغ ، سفيد و شفاف است ، به عنوان اعتراض به امام گفت : چنين لباسي ، لباس تو نخواهد بود،)يعني اين لباس ، مناسب زهد و ...

ادامه مطلب
ارشاد شاگرد كج فهم

ارشاد شاگرد كج فهم

عمربن مسلم يكي از شاگردان امام صادق (ع) بود، چند روز غايب شد، امام صادق (ع) از شاگردان ديگر جوياي حل او شد، و فرمود: عمر بن مسلم كجا است ؟ يكي از حاضران گفت : من از او خبر دارم ، او كسب و كار را كنار گذاشته و از همه چيز چشم پوشيده ...

ادامه مطلب
مرثيّه و اهميّت گريه

مرثيّه و اهميّت گريه

يكي از اصحاب نزديك امام جعفر صادق عليه السلام به نام زيد شحّام حكايت كند: روزي به همراه عدّه اي در محضر پربركت آن حضرت بوديم ، يكي از شعراء به نام جعفر بن عفّان وارد شد و حضرت او را نزد خود فرا خواند و كنار خود نشانيد و فرمود: اي جعفر! شنيده ام ...

ادامه مطلب
مناظره با ابوحنيفه

مناظره با ابوحنيفه

روزي ابو حنيفه – يكي از پيشوايان و رهبران اهل سنّت – به همراه عدّه اي از دوستانش به مجلس امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد و اظهار داشت : يابن رسول اللّه ! فرزندت ، موسي كاظم عليه السلام را ديدم كه مشغول نماز بود و مردم از جلوي او رفت و آمد ...

ادامه مطلب
دستي بر ساق عرش

دستي بر ساق عرش

آورده اند كه مردي از اهل خراسان مال و نعمت بسيار داشت و دوستدار اهل بيت عليهم السلام بود. هر سال به حج شدي و بر خود وظيفه كرده بود كه هر سال هزار دينار به امام صادق عليه السلام رسانيدي . يك سال عيالش گفت : مرا نيز به حج بر تا من نيز ...

ادامه مطلب
قصر بي بنيان

قصر بي بنيان

آورده اند كه منصور دوانيقي شبي پسر خود را گفت : برو جعفر صادق را بيار تا وي را بكشم . وزيرش گفت : كسي كه در گوشه اي نشسته باشد و عزلت گرفته و به عبادت مشغول شده و دست از ملك دنيا كوتاه كرده ، كشتن وي چه فايده دهد؟ هر چند كه ...

ادامه مطلب
گره گشايي

گره گشايي

صفوان در محضر امام صادق نشسته بود، ناگهان مردي از اهل مكه وارد مجلس شد و گرفتاريي كه برايش پيش آمده بود شرح داد، معلوم شد موضوع كرايه اي در كار است و كار به اشكال و بن بست كشيده است . امام به صفوان دستور داد:فورا حركت كن و برادر ايماني خودت را در ...

ادامه مطلب
حقّ آل محمد(ص)

حقّ آل محمد(ص)

امام صادق (ع) فرمود: بانوئي از مسلمين انصار، ما خاندان نبوت را دوست مي داشت ، و بسيار به خانه ما (در عصر بعد از رحلت رسول خدا (ص)) رفت و آمد مي كرد، و رابطه دوستي محكمي با ما داشت ، روزي عمر با او (در آن هنگام كه به خانه ما اهل بيت ...

ادامه مطلب
اخطار به ياران

اخطار به ياران

يحيي بن ابراهيم گويد به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم : فلاني و فلاني و… به شما سلام رساندند. امام فرمود: بر آنها سلام باد. عرض كردم : آنها از شما التماس دعا داشتند. امام فرمود: براي چه ؟ عرض كردم : به دستور منصور دوانيقي (دومين خليفه عباسي) به زندان افتاده اند، دعا ...

ادامه مطلب
منش امام صادق (ع)

منش امام صادق (ع)

غذاي داغي را به حضور امام صادق (عليه السلام) آوردند، چندين بار فرمود: نستجير بالله من النار: پناه مي بريم به خدا از آتش ‍ جهنم ، ما قدرت خوردن غذاي داغ را نداريم ، پس چگونه قدرت تحمل آتش دوزخ را داشته باشيم . اين گفتار را فرمود تا غذا خنك شد و از ...

ادامه مطلب