مطالب موجود در دسته بندی "امام سجاد (ع)"

خوف از خدا

خوف از خدا

به نقل ابوحمزه ثمالي ، امام سجاد (ع) فرمود: مردي با خانواده اش سوار بر كشتي شد كه به وطن برسند، كشتي در وسط دريا درهم شكست و همه سرنشينان كشتي غرق شده و به هلاكت رسيدند، جز يك زن ( كه همسر همان مرد بود) او روي تخته پاره كشتي چسبيده و امواج ملايم ...

ادامه مطلب
كيفر راهزن گستاخ

كيفر راهزن گستاخ

امام سجاد (ع) براي شركت در مراسم حجّ، عازم مكه شد، در مسير راه به بيابان بين مكه و مدينه رسيد و همچنان سوار بر شتر حركت مي كرد، ناگاه يك دزد و راهزن قلدري به آن حضرت رسيد و سر راه او را گرفت و گفت : پياده شو! امام فرمود: از من چه ...

ادامه مطلب
گناه نا اميدي

گناه نا اميدي

هشام بن سالم گويد: امام سجاد (عليه السلام) در مكه مشغول طواف بود، ناگهان در يك ناحيه مسجد جمعيتي را ديد، پرسيد اين جمعيت براي چه در آنجا جمع شده اند؟ عرض كردند: محمد بن شهاب زهري عقلش را از دست داده و با هيچ كس سخن نمي گويد، بستگانش او را از خانه بيرون ...

ادامه مطلب
سر عبيدالله

سر عبيدالله

بعد از شهادت امام حسين عليه السلام تا قريب پنج سال خانواده شهداء كربلاء مشغول نوحه و مصيبت بودند، حتي زني از بني هاشم سرمه در چشم نكشيد و خود را خضاب نكرد و دود از مطبخ بني هاشم برنخواست تا آنكه پنج سال بعد از كربلا عبيدالله بن زياد همه كاره يزيد به دست ...

ادامه مطلب
عظمت روحي

عظمت روحي

امام سجاد عليه السلام همواره بطور ناشناس پنهاني به منزل پسر عموي خود مي رفت و به او پول مي داد اوهم پول را مي گرفت و تشكر مي كرد و مي گفت : خدا به امام علي بن الحسين جزاي خير ندهد كه به من كمك نمي كند. امام عليه السلام اين انتقاد را ...

ادامه مطلب
آتش آخرت

آتش آخرت

روزي در منزل امام سجاد عليه السلام آتش سوزي شد، آن حضرت در حال سجده بود، مردم كه از آتش وحشت زده شد بودند امام عليه السلام را صدا زدند و گفتند: يابن رسول اللّه ، يابن رسول اللّه ! آتش اماامام عليه السلام سر از سجده برنداشت تااينكه باكمك ديگران آتش خاموش شد. پس ...

ادامه مطلب
يك موعظه

يك موعظه

جابر گويد: علي بن الحسين عليه السلام فرمود: نمي دانيم بااين مردم چه كنيم اگر بعضي از حقائق را كه از رسول خد اصلي اللّه عليه و آله گرفته ايم به آنها بگوئيم مي خندند و مسخره مي كنند ازطرفي طاقت سكوت نداريم كه اين حقائق را ناگفته گذاريم . ضمرة بن سعيد گفت : ...

ادامه مطلب
مهياي سفر

مهياي سفر

زهري گويد: امام سجاد عليه السلام را در شبي تاريك و سرد ديدم كه مقداري آرد بر دوش خود گذارده و حركت مي كند. عرض كردم : يا بن رسول اللّه اينها چيست ؟ فرمود: سفري در پيش دارم و براي آن توشه اي را به جاي امني مي برم . زهري : اين غلام ...

ادامه مطلب
درهاي پر نور

درهاي پر نور

از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده اند كه گفت : عبدالملك مروان آن سزاوار هاويه نيران ، طواف خانه مي كرد و پدرم در پيش وي طواف مي كرد. گفت : اين كيست كه در پيش من افتاده ؟ گفتند: امام زين العابدين علي بن الحسين است . گفت : وي را بازگردانيد. ...

ادامه مطلب
لگد به افتاده

لگد به افتاده

عبدالملك بن مروان ، بعد از 21 سال حكومت استبدادي ، در سال 86 هجري از دنيا رفت. بعد از وي پسرش وليد جانشين او شد. وليد براي آنكه از نارضاييهاي مردم بكاهد، بر آن شد كه در روش دستگاه خلافت و طرز معامله و رفتار با مردم تعديلي بنمايد. مخصوصا در مقام جلب رضايت ...

ادامه مطلب
برخورد امام سجاد (ع)

برخورد امام سجاد (ع)

امام باقر (ع) فرمود: عبدالملك (پنجمين خليفه اموي) سالي در مراسم حج شركت كرد، هنگام طواف ، شخصي را ديد كه بدون توجه به شوكت و طمطراق او، با كمال بي اعتنائي به دستگاه سلطنتي عبدالملك ، مشغول طواف است ، پرسيد: اين شخص كيست ؟. گفتند: اين شخص علي بن الحسين (امام سجاد عليه ...

ادامه مطلب
خنثی سازی نيرنگهای يزيد

خنثی سازی نيرنگهای يزيد

در جريان عاشوراي حسيني و سپس اسارت اهل بيت (ع) از كربلا به كوفه و از كوفه به شام مقرّ سلطنت يزيد، از نكات جالب اينكه سخنرانيهاي حضرت زينب (ع) و امام سجاد (ع) و عكس العملهاي حماسي و معقول اهل بيت (ع) موجب شد كه زمينه سوءظن شديد مردم شام بر ضد حكومت ظالمانه ...

ادامه مطلب