مطالب موجود در دسته بندی "امام موسی کاظم (ع)"

وارث علم پيامبران!

وارث علم پيامبران!

مامون عباسي (هفتمين خليفه عباسي) گويد: روزي عده اي با اجازه وارد بر پدرم هارون الرشيد شدند، موسي بن جعفر نيز به مناسبتي به آنجا آمده بود، پدرم تا او را ديد به او نگريست و از همه جا غافل گرديد و تنها چشم به او دوخته بود تا او وارد گرديد، وقتي كه نزديك ...

ادامه مطلب
برخورد با بدگويان

برخورد با بدگويان

يكي از فرزندان عمربن خطاب كه در مدينه زندگي مي كرد امام كاظم عليه السلام را آزار مي داد و هر گاه به او مي رسيد بدگوئي مي كرد و اميرالمومنين عليه السلام را نيز مورد طعن قرار مي داد. بعضي از ياران حضرت عرض كردند اجازه دهيد ما اين فاسق را بكشيم ، اما ...

ادامه مطلب
حرمت برادر مومن

حرمت برادر مومن

عبدالمومن انصاري گويد: به محضر امام كاظم عليه السلام رسيدم و محمد بن عبداللّه جعفري هم نزد آن حضرت بود من با محمد تبسمي كردم امام كه مشاهده مي كرد فرمود: او را دوست داري ؟ عرض كردم : بله ، البته بخاطر شما او را دوست دارم . امام عليه السلام فرمود: او برادر ...

ادامه مطلب
پاداش پاسخ نيک

پاداش پاسخ نيک

فقيري به حضور امام كاظم (ع) آمد و عرض كرد: تهيدست هستم مرا از تهي دستي و فقر نجات بده ، اگر صد درهم پول داشته باشم ، با تجارت و خريد و فروش خود را از فقر و ناداري نجات مي دهم . امام كاظم (ع) با روي خوش و لبخند، به او فرمود: ...

ادامه مطلب
كرامتی از امام كاظم (ع)

كرامتی از امام كاظم (ع)

امام كاظم (ع) از مني (نزديك مكه) عبور مي كرد، ديد بانويي گريه مي كند و چند كودك در اطراف او نيز گريه مي كنند. امام (ع) نزديك آن بانو رفت و علت گريه را پرسيد، او گفت : من چند كودك يتيم دارم ، يك گاو داشتيم زندگي آنها را باشير آن گاو تاءمين ...

ادامه مطلب
لطف امام (ع) به كشاورز

لطف امام (ع) به كشاورز

محمدبن مغيث از كشاورزان سالخورده مدينه بود مي گويد: يك سال خربزه و خيار و كدو در زمين مزروعي خود در كنار چاه عظام كاشتم ، زراعت خوب شد، ولي وقت فرارسيدن محصول نزديك گرديد، ملخ ‌هاي بسيار آمدند، و همه زراعت مرا خوردند، دو شترم نيز از بين رفت و در مجموع 120 دينار ...

ادامه مطلب
پرسش از کودک

پرسش از کودک

مرحوم قطب الدّين راوندي و ديگر بزرگان به نقل از عيسي شَلمقاني آورده اند: روزي بر محضر مبارك امام صادق عليه السلام وارد شدم و تصميم داشتم كه درباره شخصي به نام ابوالخطّاب سؤال كنم . همين كه داخل منزل حضرت رفتم و سلام كردم ، امام عليه السلام فرمود: اي عيسي ! چرا نزد ...

ادامه مطلب
احتجاج و غلبه بر رقيب

احتجاج و غلبه بر رقيب

مرحوم طبرسي در كتاب شريف خود به نام احتجاج آورده است : روزي مهدي عبّاسي با حضور بعضي از علماء اهل سنّت و از آن جمله ابويوسف – كه يكي از علماء برجسته دربار به حساب مي آمد، جلسه اي تشكيل داد؛ و حضرت ابوالحسن امام موسي كاظم عليه السلام را نيز در آن جلسه ...

ادامه مطلب
بد گماني بشوهر

بد گماني بشوهر

سليمان بن عبداللّه حكايت كند: روزي با عدّه اي به منزل حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام وارد شديم و در حضور آن حضرت نشستيم . پس از لحظاتي ، زني را كه صورتش به عقب برگشته بود، آوردند و از حضرت خواستند كه او را معالجه نمايد. امام كاظم عليه السلام دست راست مبارك ...

ادامه مطلب
اسوه عبادت

اسوه عبادت

احمد بن عبدالله از پدرش نقل مي كند كه گفت : نزد فضل بن ربيع (از سران حكومت عباسي) رفتم (در آن وقت كه امام موسي كاظم (عليه السلام) تحت نظر او بود) ديدم بر پشت بام نشسته است ، به من گفت : بيا اينجا به اين خانه نگاه كن ببين چه مي بيني ...

ادامه مطلب
حدود فدك

حدود فدك

مهدي عباسي (سومين خليفه مقتدر عباسي براي سر پوش گذاشتن به جنايات خود و خاموش ساختن جنبشهاي آزاديبخش) اعلام عمومي كرد كه مي خواهم مظالم عباد و حقوقي كه مردم برگردن من دارند به صاحبانشان بدهم . امام كاظم (عليه السلام) اين اعلام را شنيد، نزد مهدي عباسي رفت و ديد او در ظاهر مشغول ...

ادامه مطلب
هم نشيني با ضعفا

هم نشيني با ضعفا

امام كاظم عليه السلام بر مرد سياه پوست و زشت رويي گذر كرد، بر او سلام كرد و نزد او فرود آمد و مدتي طولاني با او گفتگو كرد. آنگاه فرمود: اگر حاجتي براي او پيش آمد آن را بر آورده مي كند. در اين هنگام شخصي گفت : يا بن رسول اللّه شما با ...

ادامه مطلب