مرحوم حاجي نوري در دارالسلام ميفرمايد: از يكي از علماي نجف نقل ميكند كه در منزل كبوتري داشتيم گربهاي هم گاهي در منزل ميآمد و ميرفت روزي گربه به كبوتر مزبور كه مورد علاقة ما بود حمله كرد، گرفت و برد و خورد و بچهها هم تعقيبش كردند ولي نتوانستند او را دريابند. من هم ...
مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های آموزنده"
توبه حقيقی
جنگ تبوك پيش آمد. پيغمبر صلي الله عليه و آله مسلمين را به پيكار ترغيب نموده با سپاهي به آن طرف حركت كرده عده اي از منافقين و سه نفر از مؤمنين كه سابقه نفاقي نداشتند تخلف جسته به همراه لشكر نرفتند. يكي از مؤمنين متخلف كعب ابن مالك شاعر بود. كعب گفت من در ...
توبه پذير مهربان
حضرت موسي در كوه طور در مناجات خود عرض كرد: يا اله العالمين (اي خداي جهانيان) جواب آمد لبيك (يعني نداي تو را پذيرفتم) سپس عرض كرد: يا اله المطيعين (اي خدا اطاعت كنندگان) جواب شنيد لبيك، سپس عرض كرد: يا اله العاصين (اي خداي گنهكاران)، اين دفعه سه بار شنيد لبيك،لبيک؛ لبيك ...
آثار توبه
حنان ابن سدير گفت يزيد بن خليفه از قبيله بني حارث ابن كعب بود، گفت در مدينه خدمت حضرت صادق – عليه السلام – رسيديم پس از عرض سلام و نشستن عرض كردم من مردي از طايفه بني حارث ابن كعبم فرمود: خداوند ترا بدوستي ما هدايت کرد با اينكه بخدا سوگند در ميان بني ...
اجل حتمی علاج ندارد
از مرحوم حاج غلامحسين مشهور به تنباكو فروش ، شنيدم كه گفت از مرحوم آقاي حاج شيخ محمد جعفر محلاتي شنيدم كه فرمود هنگام مرض مرحوم حجة الاسلام شيرازي ، حاج ميرزا محمد حسن ، عده اي از بزرگان علما، اطراف بسترشان بودند و مي گفتند در هريك از مشاهد مشرفه مخصوصا در حرم حضرت ...
اخبار از عالم مردگان
سيد نعمت الله جزائري شاگرد مقرب علامه مجلسي گويد: من با استادم مجلسي قرار گذاشتم هر كدام زودتر از دنيا برويم به خواب ديگري بيائيم تا بعضي قضايا منكشف شود. بعد از اينكه استادم از دنيا رفت بعد از هفت روز كه مراسم فاتحه تمام شد، اين معاهده به يادم آمد و رفتم سر قبر ...
بلال در بستر مرگ
بلال حبشي مؤذن پيامبر صلي الله عليه و آله ، هنگامي كه رنجور شد و در بستر مرگ قرار گرفت ، همسرش در بالين او نشست و گفت : واحسرتا كه مبتلا شدم ! بلال گفت : بلكه موقع شور و شادي است ، تاكنون رنجور بودم و تو چه مي داني كه مرگ در ...
حکمت الهی و نحوه مرگ
پيامبري از پيامبران بني اسرائيل به شخصي گذشت كه زير ديواري جان داده بود، و نيمي از بدنش را بيرون از ديوار درنده و حيوانات پاره كرده بود. از آن شهر گذشت و به شهر ديگري آمد و ديد: يكي از بزرگان آن شهر كه مرده بود كفن ديباج بر او نموده و بر تابوت ...
پيرمرد 150 ساله
سعدي گويد: در مسجد جامع دمشق با دانشمندان مشغول مناظره و بحث بودم ، ناگاه جواني به مسجد آمد و گفت : در ميان شما چه كسي فارسي مي داند؟ همه حاضران اشاره به من كردند، به آن جوان گفتم : خير است ، گفت : پيرمردي 150 ساله در حال جان كندن است ، ...
شرورترين مردم در قيامت
عبدالله بن ابي سلول (يكي از سرسخت ترين منافقان صدر اسلام و دشمن جدي پيامبر صلي الله عليه و آله ) براي وارد شدن بر آن حضرت اجازه خواست . رسول خدا صلي الله عليه و آله با ايراد جمله برادر عشيره چقدر بد است از ناهنجاري عبدالله و نفرت خود از وي خبر داد ...
توشه آخرت
زهري گويد: شبي تاريك بود. باران هم ميآمد. با غلامم در كوچههاي مدينه ميآمدم، كه مولايم حضرت زينالعابدين ـ عليه السلام ـ را ديدم از اسب پياده شدم و خدمت آن حضرت رسيدم و اظهار ارادت كردم. مقداري نان همراه حضرت بود، عرض كردم: كجا تشريف ميبريد؟ حضرت فرمود: خيال مسافرت دارم و براي سفرم ...
ياد قيامت
علي (ع) ميل به جگر پخته پيدا كرد، كه با نان نرم بخورد، تا يكسال ترتيب اثر به ميلش نداد، پس از يكسال به فرزندش امام حسن (ع) تذكر داد، امام حسن (ع) رفت و جگري تهيه كرد و آن را پخت ، و علي (ع) آن روز روزه بود، هنگام افطار، وقتي خواست از ...