حضرت علىّ بن موسى الرّضا به فرموده پدران بزرگوار خويش صلوات اللّه عليهم ، حكايت نمايد: روزى از روزها يكى از دوستان اميرالمؤمنين، امام علىّ عليه السلام حضرت را جهت ميهمانى به منزل خود دعوت كرد. حضرت امير عليه السلام فرمود: من با سه شرط دعوت تو را مى پذيرم، ميزبان گفت : آن سه ...
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
داستانهایی از امام علی علیه السلام: خفه كردن هفتاد نفر هندى
پس از آن كه امام اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام از جنگ جمل با ناكثين و اهل بصره رهائى يافت و پيروزمندانه بازگشت
داستانهایی از امام علی علیه السلام: هماهنگی رهبر مسلمین با زیردستان
دو برادر به نام هاى زياد حارثى و عبداللّه حارثى فرزندان شدّاد پيرامون چگونه زيستن و پوشيدن فرم لباس اختلاف داشتند؛ و براى حلّ اختلاف نزد اميرالمؤ منين امام علىّ عليه السلام حضور يافتند. زياد گفت : يا اميرالمؤ منين ! برادرم عبداللّه غرق در عبادت شده ، از من دورى مى جويد؛ و به ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: حال دوزندگان، در قیامت
بعضى از محدّثين و مورّخين آورده اند: روزى اميرالمؤ منين علىّ بن ابى طالب صلوات اللّه و سلامه عليه ، در بازار شهر كوفه ، عبورش به يك مغازه خيّاطى افتاد. حضرت علىّ سلام اللّه عليه جلوى مغازه خيّاط آمد و ضمن فرمايشاتى ، خيّاط را به سفارشاتى چند توصيه نمود: سعى در دوختن لباس ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: قضاوت یا علم آشکار
عبداللّه بن عبّاس حكايت نموده است: روزى عمر بن خطّاب به امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام گفت : يا ابا الحسن ! تو در حكم و قضاوت بين افراد، بسيار عجول هستى و بدون آن كه قدرى تامّل كنى ، قضاوت مى نمائى ؟! امام علىّ عليه السلام به عنوان پاسخ ، كف ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: تهیه گلابی و سیب از سنگ
بسيارى از تاريخ نويسان آورده اند: امام حسن عسگرى عليه السلام به نقل از پدران بزرگوارش ، از حضرت علىّ بن موسى الرضا عليهم السلام حكايت فرموده است : روزى صعصعة بن صوحان عبدى يكى از ياران امام علىّ عليه السلام مريض و در بستر بيمارى قرار گرفته بود، اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام به ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: بهترین خواسته، بهترین پند
در آن هنگامى كه حضرت علىّ عليه السلام در حوالى كوفه در محلّى به نام رَحبه اقامت داشت ، به ديدارش رفتم و پس از احوالپرسى ؛ به ايشان گفتم : مرا پندى ده . مولاى متّقيان ، علىّ عليه السلام فرمود: اى نوف ! به هم نوعان و دوستان خود محبّت و مهر ورزى كن ، تا آنان نيز به تو مهر ورزند.
داستانهایی از امام علی علیه السلام: برخورد امام عليه السلام با شير
حارث همدان ، كه يكى ازاصحاب باوفاى اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام است ، گويد: روزى به همراه آن حضرت در بيرون يكى از محلّه هاى شهر كوفه قدم مى زديم كه ناگهان شيرى درّنده از دور نمايان شد و جلو آمد، پس ما راه را براى حركت آن شير باز كرديم . وقتى ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: گردنبد دختر سلطان و اهمیت محاسبه
علىّ بن ابى رافع غلام حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله حكايت كند: روزى من و كاتب امام اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام مشغول محاسبه اموال بيت المال بوديم ، در آن ميان گردنبند مرواريدى وجود داشت كه از غنائم جنگ بصره به دست آمده بود. دختر حضرت امير عليه السلام پيامى را توسّط ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: قضاوت در ضمانت الاغ يا گاو نر
مرحوم شيخ طوسى در كتاب خود آورده است : حضرت صادق آل محمّد به نقل از پدر بزرگوارش امام محمّد باقر صلوات اللّه عليهم حكايت كند: در زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله قضيّه اى مهمّ اتّفاق افتاد؛ و آن اين بود كه گاو نرى ، يك الاغ را كشت ؛ صاحبان آن ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: اهميت عيادت از مريض مخالف
محدّثين و مورّخين در كتاب هاى مختلفى آورده اند: پس از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله ، ياران حضرت اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام نزد زيد بن ارقم كه يكى از اصحاب رسول خدا صلوات اللّه عليه بود و در جريان غدير خم نيز حضور داشت آمدند و از او گواهى خواستند؛ ...
داستانهایی از امام علی علیه السلام: شجاعت و مردانگى يا دفاع از ولايت
روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله، پس از اقامه نماز صبح خطاب به مامومين خود كرد و فرمود: اى جماعت! سه نفر به لات و عزّى سوگند ياد كرده اند و هم قسم شده اند كه مرا به قتل رسانند،