ابوهارون گويد: من در مدينه همنشين امام صادق عليه السلام بودم . چند روزي گذشت و نتوانستم به خدمت او حاضر شوم . پس از چندي كه به خدمت او مشرف گشتم فرمود: اي ابو هارون چند روزي بود كه تو را نمي ديدم . عرض كردم : سبب آن اين بود كه پسري برايم ...
دسته بندی های موجود در بخش"ائمه اطهار"
مطالب موجود در بخش "ائمه اطهار"
ثروتمندان شيعه
محمدبن عجلان گويد: خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه يكي از شيعيان او واردشد و سلام كرد. حضرت از او پرسيد: برادرانت كه از نزد آنها آمدي چگونه بودند؟ اودر پاسخ آنها را ستود و پاك و نيكو معرفي كرد. امام عليه السلام فرمود: عيادت ثروتمندان از فقرا چگونه بود؟ عرض كردم : بسيار ...
سرمايه ولايت
مردي به محضر امام صادق عليه السلام رسيد و از فقر و تنگدستي شكايت كرد. امام عليه السلام به او فرمود: اين طور نيست كه تو مي گويي و من تو را فقير نمي دانم . عرض كرد: سرور من به خدا سوگند شما از وضع من خبر نداري و نمونه هايي از فقر خود ...
منزلت عقل
اسحاق بن عمار گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم : فدايت شوم من همسايه اي دارم كه نماز خواندن ، صدقه دادن و حج گذاردنش بسيار است و عيب ظاهري هم ندارد. امام عليه السلام فرمود: عقلش چگونه است ؟ عرض كردم : فدايت شوم : عقل آنچناني ندارد و در سطح پاييني ...
معيارعمل
مفضل بن عمر گويد: خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه موضوع اعمال مطرح شد، من گفتم : عمل من به چه اندازه كم و ضعيف است ! حضرت فرمود: عمل كم باتقوا از عمل زياد بي تقوا بهتر است . عرض كردم : چگونه عمل زياد بي تقوا مي باشد؟ فرمودند: مانند مردي كه ...
سه درس زندگي
عبداللّه بن علي بن اعين گويد: عده اي از شيعيان در ضمن نامه اي از امام صادق عليه السلام سوالاتي كردند و به من امر كردند كه از حق مومن از آن حضرت سوال كنم . وقتي به محضر امام رسيدم آن سوال مطرح كردم اما امام عليه السلام جوابم را نداد. وقتي براي وداع ...
بهره مندي از نعمت ها
سفيان ثوري از صوفيان عصر مام صادق (ع) بود، روزي به حضور امام صادق (ع) آمد، ديد لباس سفيد براقي پوشيده كه سفيدي آن مانند پوسته نرم تخم مرغ ، سفيد و شفاف است ، به عنوان اعتراض به امام گفت : چنين لباسي ، لباس تو نخواهد بود،)يعني اين لباس ، مناسب زهد و ...
ارشاد شاگرد كج فهم
عمربن مسلم يكي از شاگردان امام صادق (ع) بود، چند روز غايب شد، امام صادق (ع) از شاگردان ديگر جوياي حل او شد، و فرمود: عمر بن مسلم كجا است ؟ يكي از حاضران گفت : من از او خبر دارم ، او كسب و كار را كنار گذاشته و از همه چيز چشم پوشيده ...
مرثيّه و اهميّت گريه
يكي از اصحاب نزديك امام جعفر صادق عليه السلام به نام زيد شحّام حكايت كند: روزي به همراه عدّه اي در محضر پربركت آن حضرت بوديم ، يكي از شعراء به نام جعفر بن عفّان وارد شد و حضرت او را نزد خود فرا خواند و كنار خود نشانيد و فرمود: اي جعفر! شنيده ام ...
مناظره با ابوحنيفه
روزي ابو حنيفه – يكي از پيشوايان و رهبران اهل سنّت – به همراه عدّه اي از دوستانش به مجلس امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد و اظهار داشت : يابن رسول اللّه ! فرزندت ، موسي كاظم عليه السلام را ديدم كه مشغول نماز بود و مردم از جلوي او رفت و آمد ...
دستي بر ساق عرش
آورده اند كه مردي از اهل خراسان مال و نعمت بسيار داشت و دوستدار اهل بيت عليهم السلام بود. هر سال به حج شدي و بر خود وظيفه كرده بود كه هر سال هزار دينار به امام صادق عليه السلام رسانيدي . يك سال عيالش گفت : مرا نيز به حج بر تا من نيز ...
قصر بي بنيان
آورده اند كه منصور دوانيقي شبي پسر خود را گفت : برو جعفر صادق را بيار تا وي را بكشم . وزيرش گفت : كسي كه در گوشه اي نشسته باشد و عزلت گرفته و به عبادت مشغول شده و دست از ملك دنيا كوتاه كرده ، كشتن وي چه فايده دهد؟ هر چند كه ...