امام موسی کاظم صلوات اللّه علیه حکایت فرماید: چون ابراهیم فرزند حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله در سنین هیجده ماهگی در گذشت ، سه سُنّت و سیره برای مسلمان ها تحقّق یافت : هنگامی که ابراهیم قبض روح شد؛ خورشید، گرفتگی پیدا کرد و کُسوف شد، مردم گفتند: کسوفِ خورشید به جهت مرگ ...
مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"
عذاب دنیا و آخرت
امام حسن عسکری علیه السلام به نقل از امیرالمؤ منین علی علیه السلام حکایت فرماید: روزی پیرمردی به همراه فرزندش نزد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله شرفیاب شد. پیرمرد با گریه و زاری عرضه داشت : یا رسول اللّه ! من پسرم را بزرگ کردم و هزاران رنج و زحمت برایش متحمّل شدم ...
پیش بینی یهودی
هنگامی که پیامبر (ص) دیده به جهان گشود، یکی از یهودیان آگاه ، در مکه نزد، بزرگان قریش (که از سران مکه بودند) آمد، و با تعجب گفت : آیا امشب ، در میان شما کودکی به دنیا آمده است ؟ پاسخ دادند: نه . یهودی گفت : پس او در فلسطین به دنیا آمده ...
مکر زنان
پس از آن که قضیّه جنگ خیبر پایان یافت و اموال خیبر به عنوان غنیمت ، طبق دستور پیغمبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله بین مسلمین تقسیم گردید، یک زن یهودی به نام زینب دختر حارث که دختر برادر مَرْحَب باشد برّه ای کباب شده را به عنوان هدیه تقدیم آن حضرت و همراهانش ...
امید بخش ترین آیه
ابو حمزه ثمالی از یکی از امامین همامین ، امام محمّد باقر یا امام جعفر صادق عیهما السّلام ، روایت کرده است که : امیرالمؤ منین علیه السّلام روزی خطاب به اصحاب خود فرمود: کدامیک از آیات کلام اللّه مجید نزد شما امیدوار کننده ترین آیات است ؟ بعضی گفتند آیه : ان اللّه لا ...
گنج نهان
آورده اند که چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که دوستی کنید با دوستان خدای و دشمنی کنید با دشمنان خدای . یکی بر خاست و گفت : یا رسول الله ! دوست خدای کیست؟ تا با وی دوستی کنیم و دشمن خدا کیست ؟ تا با وی دشمنی کنیم ؟ ...
سفره الهی
روزی امیرالمؤمنین علیه السلام به حجره حضرت فاطمه علیهما السلام در آمد. فاطمه علیها السلام را دید که حسن و حسین علیه السلام را می خوابانید و ایشان از گرسنگی در خواب نمی شدند. گفت : ای علی ! برو طلب طعامی می کن که این کودکان را از گرسنگی در خواب نمی شوند. امیرالمؤمنین ...
اشک معاویه بر علی(ع)
در خبر است از اضرار (که) گفت : به نزدیک معاویه بودم . مرا گفت :از صفت علی ، ما را بگوی . گفتم : مرا از این معاف داری ؟ گفت : نه . گفتم : به خدای که بی خوابی اش بسیار بود و خوابش اندک . همه اوقات شب و روز کتاب ...
خیبر به جستجوی حیدر
پیامبر(ص) فخر عالمین چون به حرب خیبر رفت ، چشم(علی علیه السلام) – آن چشمه شجاعت – درد می کرد و در میان صحابه نبود. رسول گفت : مبارز دارالاسلام کجاست که کار حرب او سازد و دل عدو به قهر او گذارد؟ گفتند: او به درد چشم مبتلاست و رنج و بلا. خواجه صلی ...
خلفای ناخلف
از حسین (بن ) علی علیه السلام روایت است که چون رسول صلی الله علیه و آله و سلم از دار فنا به دار بقا انتقال فرمود، امیرالمؤمنین علیه السلام ندا در داد که هر که را به نزدیک رسول صلی الله علیه و آله و سلم وعده ای است یا دینی ، بیاید و ...
دوستدار حقیقی
روایت است که سیاهی را به حضرت شاه مردان آورده اند – که دزدی کرده بود امیرالمؤمنین علیه السلام گفت : یا اسود! تو دزدی ؟ گفت : آری یا امیرالمؤمنین ! گفت : قیمت آنچه دزدیدی به دانگی و نیم زر می رسد؟ گفت : رسد یا امیرالمؤمنین ! گفت : یک بار دیگر ...
حقیقت زهد
علی علیه السلام بعد از خاتمه جنگ جمل وارد شهر بصره شد. در خلال ایامی که در بصره بود، روزی به عیادت یکی از یارانش ، به نام علاء بن زیاد حارثی رفت . این مرد، خانه مجلل و وسیعی داشت . علی همینکه آن خانه را با آن عظمت و وسعت دید، به او ...