امیرالمومنین علیه السلام به وشاء فرمود: به محلتان برو! زن و مردی را بر در مسجد می بینی با هم نزاع می کنند آنان را به نزد من بیاور، وشاء می گوید بر در مسجد رفتم دیدم زن و مردی با هم مخاصمه می کنند، نزدیک رفتم و به آنان گفتم امیرالمومنین شما را می ...
مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های معصومین"
جراحات علی (ع)
پس از جنگ احد، حضرت علی (ع) در حالی که هشتاد زخم بزرگ به بدنش رسیده بود به بدنش رسیده بود به مدینه برگشت و بستری شد. پیامبر (ص) به عیادت علی علیه السّلام رفت ، آن حضرت مانند آن بود که گوشت جویده شده را روی پوست چرمی قرار دهند، وقتی که رسول خدا(ص) ...
لقب ابوتراب
حضرت علی (ع) با اینکه القاب بسیار پر معنی داشت ، ولی دوست می داشت که به او ابوتراب بگویند، مطابق گفتار بعضی از علما، آنحضرت این لقب را از این جهت دوست داشت که او متواضع بود و روی خاک می نشست و این لقب را که به معنی پدر خاک است ، برای ...
خبر از شهادت
هنگامی که در جنگ جمل ، علی (ع) بدون اسلحه به میدان رفت و زبیر را طلبید و با او اتمام حجت نمود و سپس به صف سپاه اسلام بازگشت . یاران به آنحضرت عرض کردند: زبیر، یکّه سوار قریش است و قهرمان جنگ می باشد، و تو دلاوری او را بخوبی می دانی ، ...
جوانمردی در جنگ
در جنگ صفین که در سال 36 هجری بین سپاه علی (ع) با سپاه معاویه ، در گرفت و 18 ماه طول کشید. در اوائل جنگ ، روزی معاویه با مشاور عزیزش عمروعاص صحبت کرد و برای تحت فشار قرار دادن سپاه علی (ع) گفت : بجا است که ما شریعه (آبراه) فرات را تصرف ...
محرم اسرار
پس از جنگ حنین (که در سال هشتم هجرت واقع شد) مسلمانان به فرمان پیامبر (ص) برای سرکوبی شورشیان طائف ، به سوی آنها رفتند، سرانجام آنها داخل قلعه محکم طائف شدند، و بیش از ده روز در درون قلعه بودند. پس از محاصره قلعه طائف توسط مسلمین ، پیامبر (ص) به علی (ع) فرمان ...
حفظ بیت المال
روزی عقیل برادر بزرگ امیر مؤمنان علی (ع) به حضور علی (ع) آمد و تقاضای مبلغی وام کرد (با توجه به اینکه زمان خلافت علی علیه السلام بود، و بیت المال در اختیار آنحضرت بود). عقیل افزود: به کسی مقروض هستم و وقت ادای آن فرا رسیده است ، می خواهم قرض خود را ادا ...
رهبر فاسق و عادل
احنف بن قیس می گوید: نزد معاویه رفتم ، در مجلس او آنقدر از شیرینی و ترشی نزد او آوردند که تعجب کردم ، بعد از آن غذاهای رنگارنگ در سفره او چیدند که من نام آنها را نداشتم ، و نام یک یک آنها را از او می پرسیدم و او جواب می داد، ...
ضرب شست علی(ع)
اعتراض شدید اصحاب بزرگ و طرفداران امام علی (ع) باعث شد که ابوبکر بالای منبر، خاموش شد و نتوانست پاسخ بگوید، و پس از مدتی سکوت گفت : ولیکم و لست بخیرکم و علی فیکم اقیلونی اقیلونی . :من زمام رهبری شما را بدست گرفتم ، ولی تا علی (ع) هست من بهترین فرد شما ...
حاکمیّت ضوابط
عبدالله بن جعفر، داماد و برادرزاده علی (ع) بود روزی در عصر خلافت آن حضرت به حضور او آمد و عرض کرد: شایسته است که امر کنی که برای زندگی روزمرّه خودم به کمک مالی شود، سوگند به خدا برای تاءمین زندگی چیزی ندارم جز اینکه گوسفند یا الاغ خود را بفروشم . امام علی ...
دوستی با اهل بیت(ع)
جابربن عبدالله انصاری گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) در عرفات بود، علی (علیه السلام) و من نیز در کنارش بودیم به ما اشاره کرد، نزدیک رفتیم ، به علی (علیه السلام) فرمود: انگشتهایت را در میان انگشتهایم بگذار و علی (علیه السلام) انگشتها و کف دستش را برکف و انگشتهای پیامبر (صلی الله علیه ...
بدرقه دیگران
امام علی علیه السلام به سمت کوفه حرکت می کرد که با یک کافر ذمی همراه شد. آن مرد به امام علی علیه السلام عرض کرد به کجا می روی ؟ حضرت علیه السلام فرمود: به کوفه می روم . وقتی بر سر دو راهی رسیدند و خواستند از یکدیگر جدا شوند امام علیه السلام ...