دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"

مطالب موجود در بخش "حکایت ها"

درهاي پر نور

درهاي پر نور

از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده اند كه گفت : عبدالملك مروان آن سزاوار هاويه نيران ، طواف خانه مي كرد و پدرم در پيش وي طواف مي كرد. گفت : اين كيست كه در پيش من افتاده ؟ گفتند: امام زين العابدين علي بن الحسين است . گفت : وي را بازگردانيد. ...

ادامه مطلب
لگد به افتاده

لگد به افتاده

عبدالملك بن مروان ، بعد از 21 سال حكومت استبدادي ، در سال 86 هجري از دنيا رفت. بعد از وي پسرش وليد جانشين او شد. وليد براي آنكه از نارضاييهاي مردم بكاهد، بر آن شد كه در روش دستگاه خلافت و طرز معامله و رفتار با مردم تعديلي بنمايد. مخصوصا در مقام جلب رضايت ...

ادامه مطلب
برخورد امام سجاد (ع)

برخورد امام سجاد (ع)

امام باقر (ع) فرمود: عبدالملك (پنجمين خليفه اموي) سالي در مراسم حج شركت كرد، هنگام طواف ، شخصي را ديد كه بدون توجه به شوكت و طمطراق او، با كمال بي اعتنائي به دستگاه سلطنتي عبدالملك ، مشغول طواف است ، پرسيد: اين شخص كيست ؟. گفتند: اين شخص علي بن الحسين (امام سجاد عليه ...

ادامه مطلب
خنثی سازی نيرنگهای يزيد

خنثی سازی نيرنگهای يزيد

در جريان عاشوراي حسيني و سپس اسارت اهل بيت (ع) از كربلا به كوفه و از كوفه به شام مقرّ سلطنت يزيد، از نكات جالب اينكه سخنرانيهاي حضرت زينب (ع) و امام سجاد (ع) و عكس العملهاي حماسي و معقول اهل بيت (ع) موجب شد كه زمينه سوءظن شديد مردم شام بر ضد حكومت ظالمانه ...

ادامه مطلب
سه مصيبت بزرگ

سه مصيبت بزرگ

مردي به محضر امام سجاد(ع) آمد، و از حال و روزگار دنياي خود شكايت كرد، امام سجاد(ع) فرمود: مسكين ابن آدم ، له في كلّ يوم ثلاث مصائب لايعتبر بواحدة منهن ، و لو اعتبر لهانت المصائب و امر الدنيا… : بيچاره انسان كه در هر روز، دستخوش سه مصيبت است كه از هيچيك عبرت ...

ادامه مطلب
ضمانت آهو

ضمانت آهو

امام باقر(ع) فرمود: من و گروهي در حضور پدرم امام سجاد(ع) بوديم ، ناگهان آهوئي از صحرا آمد و در چند قدمي پدرم ايستاد و ناله كرد. حاضران به پدرم گفتند چه مي گويد؟ پدرم فرمود: مي گويد: بچه ام را فلاني صيد كرده ، از روز گذشته تا حال شير نخورده ، خواهش مي ...

ادامه مطلب
توجه به ديگران

توجه به ديگران

امام صادق (عليه السلام) فرمود: روزي وقتي كه امام سجاد (عليه السلام) روزه بودند دستور داد گوسفندي را ذبح كردند و قطعه قطعه نموده پختند و هنگام غروب كنار ديك آمد، و فرمود كاسه ها را بياوريد، همه غذا را در ميان آن كاسه ها ريخت و فرمود: بين فلان طايفه از اول تا آخر ...

ادامه مطلب
دعاي امام(ع) و عاقبت حرمله

دعاي امام(ع) و عاقبت حرمله

منهال بن عمرو گويد: از كوفه بسفر حج رفتم و خدمت امام سجاد عليه السلام رسيدم . آن جناب از من پرسيد از حرملة بن كاهل (قاتل شش ‍ ماهه علي اصغر بود) چه خبر داري ؟ عرضكردم در كوفه زنده است ؛ حضرت دست به نفرين او برداشت و از خدا خواست حرارت آتش ...

ادامه مطلب
شيرزن كربلا

شيرزن كربلا

هنگامي كه زينب كبري (ع) را همراه بازماندگان شهداي كربلا وارد مجلس ‍ عبيداللّه زياد (استاندار يزيد در كوفه) نمودند. زينب (ع) به طور ناشناس در گوشه اي نشست . ابن زياد – اين زن كيست ؟ گفته شد، زينب (ع) دختر علي (ع) است . ابن زياد خطاب به زينب سپاس خداوندي را كه ...

ادامه مطلب
پاداش هدايت و ارشاد

پاداش هدايت و ارشاد

امام حسين (ع) از مردي پرسيد از اين دو كار كدام را بيشتر دوست داري ؟ 1- شخصي تصميم بر كشتن مسلمان ناتواني را دارد، او قادر بر دفاع نيست آيا نجات آن مسلمان را بيشتر دوست داري يا 2- شخصي از دشمنان قصد گمراهي او را از راه راست گرفته است ، و تو ...

ادامه مطلب
پاسخ به هشت سؤال

پاسخ به هشت سؤال

شخصي به محضر مبارك امام حسين (ع) رسيد و پس از سلام گفت : اي فرزند پيامبر (ص) سؤالي دارم . امام فرمود: بپرس . او پرسيد: بين ايمان و يقين ، چقدر فاصله است ؟. امام فرمود: به اندازه چهار انگشت . او پرسيد: چگونه ؟ امام فرمود: ايمان ، آن چيزي است كه ...

ادامه مطلب
نسناس را بشناسيد

نسناس را بشناسيد

شخصي به حضور علي (ع) آمد و پرسيد ناس و اشباه ناس(امثال ناس) و نسناس كيانند؟ امام حسين (ع) حضور داشت ، حضرت علي (ع) به او فرمود جواب اين مرد را بده . امام حسين (ع) فرمود: ناس ما هستيم ، از اين رو قرآن مي فرمايد: ثم افيضوا من حيث افاض الناس : ...

ادامه مطلب