دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"

مطالب موجود در بخش "حکایت ها"

ويژگيهاي امام(عج) و يارانش

ويژگيهاي امام(عج) و يارانش

رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) در ضمن سخناني درباره حضرت مهدي (عج) به سلمان فرمود: نام او نام من است ، و خوي او خوي من است ، كنيه او اباعبدالله است ، پرچم من در دست او است ، او زمين را پس از آنكه پر از ظلم و جور شده ، ...

ادامه مطلب
دفع بيماري وبا

دفع بيماري وبا

مرجع تقليد زمان خود مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري مؤ سس حوزه علميه قم نقل كرد: مدتي در شهر سامراء نزد مرحوم آيت الله العظمي العظمي ميرزاي شيرازي (متوفي 1312 قمري) درس مي خوانديم ، روزي در وسط درس استاد بزرگ ما آيت الله سيد محمد فشاركي (متوفي 1315 قمري) وارد شد، ...

ادامه مطلب
ضربتي از جنگ صفين

ضربتي از جنگ صفين

علامه مجلسي (ره) در بحارالانوار از بعضي از صالحين نقل كرده كه شخصي بنام محلي الدين اربلي گفت : من نزد پدرم بودم ، مردي همراه پدرم بود، او را چرت (خواب سبك) برد و عمامه اش از سرش افتاد، و پدرم ديد اثر زخم سنگيني در سر او پيدا است ، از او علت ...

ادامه مطلب
اشعاری از دانشمند سنی

اشعاری از دانشمند سنی

قاضي فضل الله روزبهان ، از بزرگان و علماني مشهور و متعصب اهل تسنن است ، كه حتي كتابي بنام ابطال الباطل در رد نهج الحق علامه حلي (كه در اثبات حقانيت تشيع مي باشد) نوشته است ، وي با اين حال ، در ضمن اشعاري كه متضمن سلام بر چهارده معصوم (عليهم االسلام) است ...

ادامه مطلب
سرافكندگی علما

سرافكندگی علما

عمربن ذرقاضي ، و ابن قيس ماصر، و صلت بن بهرام از شخصيتها و علماي برجسته و معروف اهل تسنن در قرن اول هجري بودند، اين سه نفر در سفر حج تصميم گرفتند در مدينه به حضور امام باقر(ع) رسيده و چهار هزار مسئله (روزي سي مسئله) بپرسند (به قول خودشان ، با اين كار ...

ادامه مطلب
صميميت با مردم

صميميت با مردم

ابوعبيده گويد: من رفيق و همراه امام باقر (عليه السلام) بودم ، سوار بر مركب كه مي شديم نخست من سوار مي شدم بعد او، به هر كس كه مي رسيد احوالپرسي مي كرد و دست مي داد و وقتي از مركب پياده مي شد با رهگذران سلام و احوالپرسي مي كرد و دست مي ...

ادامه مطلب
نابينای كه امام را ديد

نابينای كه امام را ديد

ابوبصير مي گويد: همراه امام باقر (عليه السلام) در مدينه وارد مسجد شديم ، مردم در رفت و آمد بودند، امام به من فرمود: از مردم بپرس ، آيا مرا مي بينند؟ از هر كس سوال كردم پاسخ داد ابوجعفر را نديدم ، امام در كنارم ايستاده بود،، در اينحال يكي از دوستان حقيقي امام ...

ادامه مطلب
نهی از منكر امام (ع)

نهی از منكر امام (ع)

ابوبصير گويد: در كوفه براي زني قرآن مي خواندم . يك بار در موردي با او شوخي كردم ! بعد از مدتي كه به خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم مرا مورد مذمت و سرزنش قرار داد و فرمود: كسي كه در خلوت مرتكب گناه شود خداوند به او نظرلطف نمي كند. چه سخني به ...

ادامه مطلب
تسليم

تسليم

عده اي به محضر امام باقر عليه السلام رسيدند و ديدند كه يكي از فرزندان او بيمار شده است و امام عليه السلام ناراحت و اندوهگين است . با خود گفتند: اگر اين كودك از دنيا برود مي ترسيم امام عليه السلام را آن گونه ببينيم كه نمي خواهيم در آن حال باشد. چيزي نگذشت ...

ادامه مطلب
اسلام حقيقی

اسلام حقيقی

ابي جارود گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم : اي فرزند رسول خدا! آيا شما دوستي و دلباختگي و پيروي مرا نسبت به خود مي دانيد؟ امام عليه السلام : آري . عرض كردم : من از شما پرسشي دارم كه مي خواهم به من پاسخ دهيد زيرا چشمم نابينا است و كمتر ...

ادامه مطلب
اميد بدون عمل

اميد بدون عمل

جمعي از شيعيان در محضر امام باقر عليه السلام بودند، حضرت به آنها فرمود: اي گروه شيعه شما تكيه گاه ميانه باشيد و (از افراط و تفريط بپرهيزيد) تا آنكه غلو كرده به شما باز گردد و كسي كه عقب مانده است خود را به شما برساند. مردي از انصار كه سعد نام داشت عرض ...

ادامه مطلب
سلام پيامبر(ص)

سلام پيامبر(ص)

جابربن عبدالله انصاري از ياران راستين پيامبر(ص) بود، او مي گويد: رسول خدا(ص) به من فرمود: نزديك است زنده باشي ، تا فرزندي از فرزندان مرا كه از نسل حسين (ع) است ديدار كني كه نامش محمد است يبقر علم الدين بقرا : علم دين را به خوبي بشكافد هنگامي كه او را ديدار كردي ...

ادامه مطلب