آن روز «عبيدالله بن زياد» در كاخ خود ديدار عمومي ترتيب داده بود و دستور داده بود تا سر بريدة امام حسين ـ عليه السّلام ـ را در برابرش بگذارند. آنگاه زنان و كودكان را وارد كاخ نمودند. زينب كبري ـ سلام الله عليها ـ در حالي كه كم ارزشترين لباسهاي خود را به تن ...
دسته بندی های موجود در بخش"حکایت ها"
مطالب موجود در بخش "حکایت ها"
فضّه و نطق با قرآن
وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ»[1] يعني اول سلام كن و سپس حالم را بپرس. پس به او سلام كردم گفت: « مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ»[2] يعني كسي را كه خداوند هدايت نمايد، هرگز گمراهي ندارد. دانستم كه از قافلهاش باز مانده است. پرسيدم: «انسان هستي يا از طائفه جن ميباشي؟» گفت: « ...
پيری كه آبروی معاويه را برد
جابر بن عبدالله انصاري گويد: روزي به شام سفر كرده بودم و در آنجا معاويه و دو پسرش خالد و يزيد و نيز با عمرو بن العاص ملاقات كردم. ناگاه مردي سالخورده كه از طرف عراق ميآمد نمودار شد. او پيري فرتوت بود كه كمربندي از ليف خرما بر ميان بسته و نعلي از ليف ...
خیر الامه بودن امام علی (ع)
در عصر خلافت عمر بن عبدالعزيز (هشتمين خليفة اموي) مردي از اهل تسنّن چنين سوگند ياد كرد: «اِنّ عَليَاً خَيْرُ هذِهِ الاُمّةُ وَاِلاّ اِمْرَأَتِي طَالِقُ ثَلاثاً»: «همانا علي ـ عليه السّلام ـ بهترين فرد اين امّت است، وگرنه همسرم سه طلاقه است» و آن مرد معتقد بود كه علي ـ عليه السّلام ـ بهترين شخص ...
حجّاج و كابوس قتل سعيد بن جُبَير
«سعيد بن جُبَير» از شيعيان خالص و ارادتمندان حضرت سجاد ـ عليه السلام ـ و همواره از محضر آن حضرت استفاده مينمود، و آن حضرت همواره دربارهاش دعا ميكرد. سعيد از شاگردان«عبدالله بن عباس» بود و علم حديث و تفسير و قرائت را نزد او تكميل كرد و مردي دانشمند و عالم شد. «سعيد بن ...
سب علی ـ عليه السلام ـ ممنوع
«عمر بن عبدالعزيز» از كودكي استادي خداشناس و با ايمان و آگاه به نام «عبيدالله» داشت. يك روز عُمَر با ساير كودكان همسال خود كه همگي از بني اميه و منسوبين آنان بودند، بازي ميكرد. كودكان، در حالي كه سرگرم بازي بودند، طبق معمول به هر بهانة كوچك علي ـ عليه السلام ـ را لعن ...
لزوم امر به معروف و نهی از منكر
زيد بن علي ـ عليه السلام ـ برادر امام باقر ـ عليه السلام ـ و از بزرگان و رجال با فضيلت و عاليقدر خاندان نبوت، و مردي دانشمند، زاهد، پرهيزكار، شجاع و دلير بود[1] و در زمان حكومت بني اميه زندگي ميكرد. زيد از مشاهدة صحنههاي ظلم و ستم و تاخت و تاز حكومت اموي ...
اثبات فضائل علی (ع)
«حرّه» دختر«حليمة سعديّه» بر حجّاج وارد شد.[1] حجاج از طرز ورود و بي اعتنايي او به دستگاه حكومتش دانست كه اين زن يك بانوي عادي نيست بلكه از متانت و عظمت روحي فوقالعادهاي برخوردار است. پس از اندكي تأمّل پرسيد: «حرّه دختر حليمه توئي؟» در پاسخ گفت: «فراسةُ مِنْ غيرِ مؤمنٍ» يعني اي غير مؤمن ...
دوگانگی ظلمت و نور
(ابوشاكر دَيصاني از دانشمندان معروف عصر امام صادق ـ عليه السّلام ـ بود، و در صف منكران توحيد قرار داشت، و معتقد به خداي نور و خداي ظلمت بود، و همواره ميكوشيد تا با بحثهاي كلامي، عقيدة خود را ثابت كند، و اسلام را نقض نمايد، او بنيانگذار مكتبي به نام دَيصانيّه شده بود، و ...
خداشناسی و قدرت خدا
هشام بن حَكم از شاگردان زبردست و هوشمند امام صادق ـ عليه السّلام ـ بود، روزي يكي از منكران خدا به نام «عبدالله دَيصاني» با هشام ملاقات كرد و پرسيد: آيا تو خدا داري؟ هشام: آري. عبدالله: آيا خداي تو قادر است؟ هشام: آري، هم توانا است و هم بر همه چيز مسلّط است. عبدالله: ...
جانشين پيامبر اسلام (ص) ـ برتری امام علی (ع)
روزي ضرار بن ضبي كه از علماي بزرگ اهل تسنّن و رئيس مذهب جبر بود نزد يحيي بن خالد وزير هارون الرّشيد آمد، و پس از گفتاري گفت: «من براي بحث و مناظره آماده هستم، هر كس را بخواهي بگو براي بحث حاضر گردد.» يحيي: آيا آمادهاي با «ركن شيعه» مناظره كني؟ ضرار: آري، با ...
ضرورت وجود امام ـ حقّانيّت امام صادق (ع).
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در جلسه مناظرهاي كه در مكّه بين شاگردانش با دانشمند شامي برقرار شد به دانشمند شامي رو كرد و فرمود: «با اين جوان، اشاره به «هشام بن حكم» (شاگرد زبردست امام) گفتگو كن». دانشمند شامي، آمادگي خود را براي مناظره با هشام اعلام كرد و گفتگوي آنها در حضور ...