مطالب موجود در دسته بندی "امام حسین (ع)"

شيرزن كربلا

شيرزن كربلا

هنگامي كه زينب كبري (ع) را همراه بازماندگان شهداي كربلا وارد مجلس ‍ عبيداللّه زياد (استاندار يزيد در كوفه) نمودند. زينب (ع) به طور ناشناس در گوشه اي نشست . ابن زياد – اين زن كيست ؟ گفته شد، زينب (ع) دختر علي (ع) است . ابن زياد خطاب به زينب سپاس خداوندي را كه ...

ادامه مطلب
پاداش هدايت و ارشاد

پاداش هدايت و ارشاد

امام حسين (ع) از مردي پرسيد از اين دو كار كدام را بيشتر دوست داري ؟ 1- شخصي تصميم بر كشتن مسلمان ناتواني را دارد، او قادر بر دفاع نيست آيا نجات آن مسلمان را بيشتر دوست داري يا 2- شخصي از دشمنان قصد گمراهي او را از راه راست گرفته است ، و تو ...

ادامه مطلب
پاسخ به هشت سؤال

پاسخ به هشت سؤال

شخصي به محضر مبارك امام حسين (ع) رسيد و پس از سلام گفت : اي فرزند پيامبر (ص) سؤالي دارم . امام فرمود: بپرس . او پرسيد: بين ايمان و يقين ، چقدر فاصله است ؟. امام فرمود: به اندازه چهار انگشت . او پرسيد: چگونه ؟ امام فرمود: ايمان ، آن چيزي است كه ...

ادامه مطلب
نسناس را بشناسيد

نسناس را بشناسيد

شخصي به حضور علي (ع) آمد و پرسيد ناس و اشباه ناس(امثال ناس) و نسناس كيانند؟ امام حسين (ع) حضور داشت ، حضرت علي (ع) به او فرمود جواب اين مرد را بده . امام حسين (ع) فرمود: ناس ما هستيم ، از اين رو قرآن مي فرمايد: ثم افيضوا من حيث افاض الناس : ...

ادامه مطلب
تاديب مروان

تاديب مروان

روزي مروان ناپاك كه در دشمني با اهلبيت پيامبر (صلي الله عليه وآله) معروف بود، به امام حسين (عليه السلام) رسيد و گفت : اگر براي شما افتخار به وجود مادري چون فاطمه (عليه السلام) نبود، ديگر چيزي نداشتيد كه بر ما افتخار نماييد. امام (عليه السلام) برخاست و گلوي مروان را گرفت و فشار ...

ادامه مطلب
سخن گفتن نوزاد

سخن گفتن نوزاد

صفوان گويد: امام صادق(عليه السلام) فرمود: دو نفر مرد، همراه يك زن و يك نوزاد نزاعي داشتند، بحضور امام حسين (عليه السلام) آمدند. مرد اول گفت : زن مال من است (در نتيجه بچه نيز مال من است). مرد دوم گفت : اين فرزند مال من است . امام حسين (عليه السلام) به مرد اول ...

ادامه مطلب
رزمنده پير

رزمنده پير

انس بن حارث كاهلي در كربلا در روز عاشورا پيرمرد سالخورده اي بود، او از اصحاب پيامبر (صلي الله عليه وآله) بود و در جنگ بدر و حنين شركت داشت ، در روز عاشورا از امام حسين (عليه السلام) اجازه رفتن به ميدان گرفت ، امام اجازه داد، او با شور و شوق فراوان عمامه ...

ادامه مطلب
برخورد با ظالم

برخورد با ظالم

عصر حكومت معاويه بود و وليدبن عقبه از سوي او فرماندار مدينه بود. روزي امام حسين عليه السلام و وليد بر سر مزرعه اي باهم نزاع كردند. امام عليه السلام دستار از سر وليد برداشت و به گردنش پيچيد. مروان فاسق كه شاهد ماجرا بود گفت : من تابه حال نديده بودم كه مردي اين ...

ادامه مطلب
آخرين نماز امام حسين (ع)

آخرين نماز امام حسين (ع)

ظهر عاشورا نزديك مي شد، سي نفر از اصحاب حسين عليه السّلام ر جريان يك درگيري و تيراندازي كه بوسيله دشمن انجام گرفت به خاك و خون غلطيدند. بقيه در انتظار جانبازي لحظه شماري مي كردند و بي قراري مي نمودند. ناگهان مردي از اصحاب اباعبدالله به نام ابو ثمامه صيد اوي ؛ متوجه شد ...

ادامه مطلب
سياست حسيني

سياست حسيني

بعد از اينكه معاويه در نيمه ماه رجت سال شصتم مي ميرد يزيد به حاكم مدينه كه از بني اميه بو نامه اي مي نويسد و طي آن موت معاويه را اعلام مي كند و مي گويد: از مردم براي من بيعت بگير. او مي دانست كه مدينه مركز است و چشم همه به آن ...

ادامه مطلب
حسين (ع) و شهادت مسلم

حسين (ع) و شهادت مسلم

امام حسين (ع) در هشتم دي الحجه در همان جوش و خروشي كه حجاج وارد مكّه مي شدند و در همان روزي كه بايد به جانب منا و عرفات حركت كنند، پشت به مكّه كرد و حركت نمود و آن سخنان غراي معروف را كه نقل از سيد بن طاووس است ، انشاء كرد. منزل ...

ادامه مطلب
علاقه پيامبر (ص) به حسين (ع)

علاقه پيامبر (ص) به حسين (ع)

عصر رسول خدا (ص) بود، حسين (ع) دوران كودكي را مي گذرانيد، روزي حسين (ع) در آغوش گرم پيامبر (ص) بود و پيامبر (ص) با او بازي مي كرد و او را مي خندانيد. عايشه گفت : اي رسول خدا! چقدر اين كودك را دوست داري ، و با ديدار او شادمان مي شوي ؟ ...

ادامه مطلب