محمد بن حسن اشتري گويد: من كودكي بودم ، كنار منزل متوكل (دهمين خليفه عباسي) همراه جمعي از طالبي و جعفري و عباسي ، بوديم كه ناگهان امام هادي(عليه السلام) تشريف آوردند، مردم همه به احترام ايشان پياده راه مي رفتند تا آن حضرت وارد بر متوكل شد (با توجه به اينكه آن حضرت مجبور ...
مطالب موجود در دسته بندی "امام علی النقی (ع)"
گرايش فرمانده سپاه
ابوهاشم جعفري گويد: در زماني كه ظلم حكومت (طاغوتي) واثق (نهمين خليفه عباسي) به مدينه سرايت كرد و سربازان او در جستجوي باديه نشينان بودند، امام هادي (عليه السلام) به ما فرمود: برويم تا سپاه اين تركي ( گويا فرمانده سپاه بود) را بنگريم . همراه امام از منزل بيرون آمديم ، و در كنار ...
شفاي خليفه
بسياري از بزرگان همانند مرحوم كليني ، راوندي ، طبرسي ، ابن شهرآشوب و … رضوان اللّه عليهم آورده اند: روزي متوكّل عبّاسي سخت مريض شد و پزشكان از درمان وي عاجز شدند و او در بستر مرگ قرار گرفت ، مادرش نذر كرد كه چنانچه متوكّل شفا يابد، هديه قابل توجّهي براي حضرت ابوالحسن ...
پزشك نصراني
يكي از دوستان و اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادي صلوات اللّه عليه – به نام زيد بن علي – حكايت كند: روزي از روزها سخت مريض شدم ، تا حدّي كه ديگر نتوانستم حركت كنم ، لذا پزشكي نصراني را بر بالين من آوردند و او برايم داروئي را تجويز كرد و گفت : ...
پيدايش دو درخت
همچنين يكي از درباريان متوكّل ، معروف به ابوالعبّاس – كه دائي نويسنده خليفه بود – حكايت كند: من با ابوالحسن ، علي هادي عليه السلام سخت مخالف و نسبت به او بدبين بودم ، تا آن كه روزي متوكّل مرا به همراه عدّه اي براي احضار آن حضرت از شهر مدينه به سامراء بسيج ...
آگاهي از افكار
همچنين مرحوم شيخ طوسي ، راوندي و ديگر بزرگان به نقل از اسحاق بن عبداللّه علوي حكايت كند: روزي از روزها پدرم با عمويم با يكديگر اختلاف كردند، درباره آن چهار روزي كه در طول سال براي روزه گرفتن ، نسبت به بقيّه روزها فضيلت و اهمّيتي بيشتر دارد. لذا براي حلّ اختلاف و گرفتن ...
پاسخ قيصر
قيصر روم براي يكي از خلفاي بني عباس ، در ضمن نامه اي نوشت : ما در كتاب انجيل ديده ايم كه هر كس از روي حقيقت سوره اي بخواند كه خالي از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام مي كند، و آن هفت حرف عبارت است از: ث ، ج ...
شكرانه امام هادي (ع)
يكي از خوانين و سرمايه داران ياغي و مغرور عصر امام جواد (ع) و امام هادي (ع) شخصي بنام عمر از خاندان فرج بود، كه مدتي فرماندار مدينه شد، و نسبت به خاندان نبوت ، بسيار خشن بود، او گستاخي رابه جائي رسانيد كه روزي با كمال پرروئي به امام جواد (ع) گفت : به ...
دليل بر دروغ زينب كذابه
در عصر خلافت متوكل ، زني ظاهر شد و به هر جا مي رفت مي گفت : من زينب دختر فاطمه (س) هستم و با اين نام ، از مردم پول مي گرفت . او را نزد متوكل آوردند، متوكل به او گفت : تو زن جواني هستي ، از زمان پيامبر (ص) تا حال ...
حكم اعدام امام (ع)
ابن اورمه نقل مي كند در عصر خلافت متوكل ، به سامره رفتم ، اطلاع يافتم كه او، حضرت امام هادي (ع) را زير نظر يكي از درباريانش بنام سعيد حاجب زنداني نموده ، و حكم اعدام آن حضرت را به سعيد داده است . نزد سعيد رفتم ، از روي مسخره به من گفت ...
شكر نعمت
ابو هاشم جعفري گويد: در تنگناي سختي از زندگي گرفتار شدم ، به حضور امام هادي عليه السلام رفتم ، وقتي در محضر او نشستم فرمود: اي اباهاشم درباره كدام نعمتي كه خداوند به تو داده است مي توان شكر گذار او باشي ؟ من ساكت ماندم وندانستم چه بگويم . حضرت فرمود: خداوند ايمان ...
داستان عجيب اصفهاني
در عصر امام هادي (عليه السلام) شخصي بنام عبدالرحمن ساكن اصفهان و پيرو مذهب تشيع بود (با توجه به اينكه در آن زمان ، شيعه در اصفهان كم بود) از عبدالرحمن پرسيدند چرا تو امامت امام هادي (عليه السلام) را پذيرفتي نه غير او را. در پاسخ گفت : من فقير بودم ولي در جرات ...