مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های آموزنده"

ابهت ساده زيستي

ابهت ساده زيستي

ناصرالدين شاه در سفر خراسان ، به هر شهري كه وارد مي شد، طبق معمول ، تمام طبقات به استقبال و ديدنش مي رفتند. موقع حركت از آن شهر نيز او را مشايعت مي كردند تا اينكه وارد سبزوار شد. در سبزوار نيز عموم طبقات از او استقبال و ديدن كردند، تنها كسي كه به ...

ادامه مطلب
شاگرد بزاز

شاگرد بزاز

جوانك شاگرد بزاز، بي خبر بود كه چه دامي در راهش گسترده شده . او نمي دانست اين زن و زيبا و متشخص كه به بهانه خريد پارچه به مغازه آنها رفت و آمد مي كند، عاشق دلباخته اوست و در قلبش طوفاني از عشق و هوس و تمنا برپاست . يك روز همان زن ...

ادامه مطلب
شاد كردن مؤمن

شاد كردن مؤمن

زمان امام صادق عليه السّلام بود شخصي بنام نجاشي استاندار اهواز و فارس بود، يكي از كشاورزهاي قلمرو حكومت او به حضور امام صادق (ع) آمد و عرض كرد: در دفتر مالياتي نجاشي ، مبلغي را به نام من نوشته اند، نجاشي از شيعيان شما است ، اگر لطف مي فرمائي نامه اي براي او ...

ادامه مطلب
حد و مرز صله رحم

حد و مرز صله رحم

صفوان جمال گويد: ميان امام صادق (ع) و عبداللّه بن حسن ، سخني در گرفت تا به جنجال كشيد به طوري كه مردم اجتماع كردند، امام با عبداللّه با اين وضع از هم جدا شدند. صبح بعد دنبال كاري بيرون رفتم ، ناگاه امام صادق (ع) را در خانه عبداللّه بن حسن ديدم كه مي ...

ادامه مطلب
ارزشهاي انساني

ارزشهاي انساني

جمعي از اسيران دشمن را به حضور پيامبر(ص) آوردند، پيامبر (ص) يكي از دستورات در مورد اسيران را كه قتل است براي آنها صلاح دانست و دستوراعدام آنها را صادر كرد، ولي در ميان اسيران يك نفر از آنها را آزاد نمود. او پرسيد: چرا مرا آزاد كردي ؟ پيامبر (ص) فرمود: جبرئيل به من ...

ادامه مطلب
روش نهي از منكر

روش نهي از منكر

از قول مرحوم آية اللّه العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي مؤسس حوزه مقدّسه علميّه قم نقل شده كه فرمودند: پيرمردي بود كه به نماز جماعت حاضر مي شد و آدم خوبي بود ولي صورتش را مي تراشيد. من دنبال فرصتي مي گشتم تا او را از اين منكر نهي كنم . روزي كنار درب ...

ادامه مطلب
خدمت به همسفران

خدمت به همسفران

قافله اي از مسلمانان كه آهنگ مكه داشت ، همينكه به مدينه رسيد چند روزي توقف و استراحت كرد و بعد از مدينه به مقصد مكه به راه افتاد. در بين راه مكه و مدينه ، در يكي از منازل ، اهل قافله با مردي مصادف شدند كه با آنها آشنا بود. آن مرد در ...

ادامه مطلب
نذر انساني وارسته

نذر انساني وارسته

مرحوم حضرت آية اللّه العظمي آقاي بروجردي مرجع وقت جهان تشيع (رض) در آن زماني كه در شهرستان بروجرد بودند نذر كردند كه اگر خشم و عصبانيت خود را كنترل نكنند و به افراد تندي نمايند يكسال روزه بگيرند. يك روز هنگام مباحثه علمي با يكي از شاگردان خود بخاطر اينكه آن شاگرد مطالب غيرمنطقي ...

ادامه مطلب
ثواب كربلاي نرفته

ثواب كربلاي نرفته

آية اللّه شهيد حاج آقا مصطفي بهشتي اصفهاني پدر شهيد حجة الاسلام و المسلمين حاج آقا حسن بهشتي از اولياءاللّه و از علماي درجه يك شهر اصفهان بود. يك بار قصد زيارت كربلا مي كند و آماده مي شود كه با عيال به زيارت برود. در مرز مسئول گمرك متعرّض مي شود كه مي خواهم ...

ادامه مطلب
محبت به كودك

محبت به كودك

ليث بن سعد مي گويد: روزي پيامبر (ص) نماز جماعت مي خواند و جمعي به او اقتدا كرده بودند، حسين (ع) كه كودك بود، در همان نزديكي ها بود، وقتي كه رسول خدا (ص) به سجده مي رفت ، حسين (ع) مي آمد و به پشت پيامبر (ص) سوار مي شد و پاهايش را حركت ...

ادامه مطلب
ارزش پرستاري

ارزش پرستاري

دو نفر از مسلمين از راه دور براي انجام مناسك حج ، به سوي مكه رهسپار شدند، در اين سفر وقتيكه براي زيارت قبر رسول خدا (ص) به مدينه آمدند، يكي از آنها در مدينه بيمار شد، و در منزلي بستري گرديد، همسفرش از او پرستاري مي كرد. روزي همسفر، به بيمار گفت : خيلي ...

ادامه مطلب
دليل احترام

دليل احترام

يكي از علماء وارسته ، داراي جلسات درس بود، شاگردان از خرد و كلان در آن جلسات شركت مي نمودند، و از آموزشهاي او بهره مند مي شدند، او در ميان شاگردان ، به يكي از شاگردانش كه نوجوان بود، احترام بيشتر مي كرد و او را ديگران مقدم مي داشت . تا اين كه ...

ادامه مطلب