مطالب موجود در دسته بندی "حکایت های آموزنده"

از رحمت خدا مأيوس نشويد

از رحمت خدا مأيوس نشويد

قحطي در مصر و اطرافش از جمله كنعان بيداد مي‎كرد، مواد غذائي به كلي تمام مي‎شود و دگربار يعقوب فرزندان را دستور به حركت كردن به سوي مصر و تأمين مواد غذائي مي‎دهد ولي اين بار در سر لوحه خواسته‎هايش جستجو از يوسف و برادرش بنيامين را قرار مي‎دهد و مي‎فرمايد: فرزندانم برويد و از ...

ادامه مطلب
درسي بزرگ از حضرت يوسف(ع)

درسي بزرگ از حضرت يوسف(ع)

حضرت يوسف (ع) كه درياي عفو و بخشش بود، كليّة آن اذيّت و آزارهائي را كه از جمله: از پدر جدا كردن، و به چاه انداختن و كتك‎هائي را كه از برادران خويش خورده و تحمل كرده بود همه را ناديده گرفت و برادرانش را مورد عفو و اغماض قرار داد و به ايشان فرمود: ...

ادامه مطلب
تكلم با قرآن

تكلم با قرآن

گويند: شخصي زني را در باديه ديد، گفت: كيستي؟ جواب داد: «وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ»[1] «بگو سلام بزودي مي‌دانيد!» از قرائت اين آيه فهميدم كه مي‌گويد: اوّل سلام كن، سپس سؤال! كه سلام دادن علامت و وظيفه شخصي است كه بر ديگري وارد مي‌شود. به او سلام كردم و گفتم: در اين بيابان آن ...

ادامه مطلب
بچه شيرخوار به سخن در مي‎‎آيد

بچه شيرخوار به سخن در مي‎‎آيد

وقتي زليخا بر عليه يوسف سخن گفت كه خداوند در آيه 26 سوره يوسف بيان مي‎كند، عزيز مصر نزديك درب قصر مي‎رسد و با آن منظره مشكوك و ادّعا و تهمت زليخا مواجه شد، در صدد اين برآمد تا صدق و كذب طرفين (يوسف و زليخا) را ثابت نمايد، بچة شيرخواري از بستگان همسر عزيز ...

ادامه مطلب
مشّاطه فرعون فداي نام خدا شد

مشّاطه فرعون فداي نام خدا شد

زن مًشّاطه «آرايشگر»، سر دختر فرعون را خواست شانه كند، در هنگام شروع گفت: «بسم الله الرحمن الرحيم». دختر فرعون چنين عبارتي به گوشش نخورده بود، گفت: اين كلمه چيست؟ زن مشّاطه گفت: حقيقت اين است كه پدر تو آدم متقلّب و حقّه‎بازي است كه ادّعاي خدائي مي‎كند؛ خدا حقيقت ديگري است، خدا آن است ...

ادامه مطلب
اعرابي و تأثير قرآن

اعرابي و تأثير قرآن

اصمعي مي‌گويد: روزي از شهر بصره خارج شدم به عربي برخورد كردم كه شمشير حمايل داشت. از من پرسيد از كدام قبيله‌اي؟ گفتم: از قبيله «بني الاصمع» پرسيد: از كجا مي‌آيي؟ گفتم: از خانة خدا. گفت: آنجا چه مي‌كردي؟ گفتم: كتاب خدا تلاوت مي‌نمودم. پرسيد: مگر خدا را كتابي است كه تلاوت بشود؟ گفتم: بلي. ...

ادامه مطلب
اعتراف به معجزه بودن قرآن

اعتراف به معجزه بودن قرآن

وليد بن مغيره مخزومي كه مرد ثروتمندي بود و در ميان عرب به حُسن تدبير و فكر روشن شهرت داشت و براي حل مشكلات اجتماعي و منازعاتي كه در ميان طوايف عرب واقع مي‌شد از فكر و تدبير او استمداد مي‌كردند، و به همين علّت او را «ريحانة قريش» (گل سر سبد قريش) مي‌ناميدند. روزي ...

ادامه مطلب
مسلمان شدن طفيل

مسلمان شدن طفيل

طفيل بن عمرو كه شاعر شيرين زبان خردمندي بود و در ميان قبيله خود، نفوذ كلمه داشت، زماني وارد مكه گرديد. اسلام آوردن مردي مانند طفيل، براي قريش بسيار گران بود، از همين رو سران قريش و بازيگران صحنه سياست، گرد اورا گرفتند و گفتند: اين مردي كه كنار كعبه نماز مي‌گزارد، با آوردن آيين ...

ادامه مطلب
پاسخ اشكالات كندي به قرآن

پاسخ اشكالات كندي به قرآن

اسحاق بن حنين كندي مردي نصراني و مانند پدرش حنين بن اسحاق از فيلسوفان مشهور است كه به موجب آشنايي به زبان يوناني و سرياني، فلسفه يونان را به عربي ترجمه كرد. فرزند وي يعقوب بن اسحاق نيز بزرگترين حكيم عرب است كه جملگي نزد خلفاي عباسي با عزت و احترام مي‌زيستند. كندي فيلسوف نامي ...

ادامه مطلب
حافظ قرآن، خداست

حافظ قرآن، خداست

يحيي بن اكثم مي‌گويد: مأمون پيش از آنكه زمام خلافت را به دست بگيرد انجمن مناظره و مباحثه داشت. روزي يك يهودي زيباروي، خوش بو و نيكو جامه وارد مجلس مناظره شد و شروع به سخن كردو به شيوايي سخن گفت. چون مجلس پايان يافت و جمعيت فروكش كرد مأمون او را طلبيد و گفت: ...

ادامه مطلب
عدالت براي همسران در قرآن

عدالت براي همسران در قرآن

در كتاب كافي از نوح بن شعيب و محمد بن الحسن روايت شده است كه ابن ابي العوجاء از هشام بن حكم پرسيد مگر خدا حكيم نيست؟ هشام گفت: بله، خداوند احكم الحاكمين است.ابن ابي العوجاء گفت: به من خبر ده از آية: «فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْني وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ ...

ادامه مطلب
رزق و روزي از بركت قرآن

رزق و روزي از بركت قرآن

نقل مي‌كنند مردي همواره ملازم در خانه عمربن خطاب بود تا به او كمكي شود. عمر از او خسته شده، به او گفت: اي مرد، به در خانه خدا هجرت كرده‌اي يا به در خانه عمر؟ برو و قرآن بخوان و از تعليمات قرآن بياموز كه تو را از آمدن به در خانه عمر بي ...

ادامه مطلب